چالوس

چالوس

بزرگترین مرجع معرفی نقاط دیدنی و تفریحی برای مسافرت و گردش
چالوس

چالوس

بزرگترین مرجع معرفی نقاط دیدنی و تفریحی برای مسافرت و گردش

آیا فشار قبر واقعیت دارد؟


آیا فشار قبر واقعیت دارد؟


تعریف فشار قبر از دیدگاه عرفان:
جدا شدن روح از بدن هنگام مرگ قطعی ، در کسری از ثانیه انجام میشود . این لحظه چنان سریع اتفاق می افتد که حتی کسی که چشمانش لحظه مرگ باز است فرصت بستن آن را پیدا نمیکند . یکی از شیرین ترین تجربیات انسان دقیقا لحظه جدا شدن روح از جسم میباشد . یه حس سبک شدن و معلق بودن .
بعد از مرگ اولین اتفاقی که می افتد این است که روح ما که بخشی از آن هاله ذهن است و در واقع آرشیو اطلاعات زندگی دنیوی اوست شروع به مرور زندگی از بدو تولد تا لحظه مرگ میکند و تصاویر بصورت یک فیلم برای روح بازخوانی میشود . شاید گمان کنیم که این اتفاق بسیار زمان بر است . زمان در واقع قرارداد ما انسانهاست .

این ما هستیم که هر دقیقه را 60 ثانیه قرارداد میکنیم . اما زمان در واقع فراتر این تعاریف است .

با مرور زندگی ، روح اولین چیزی که نظرش به آن جلب میشود، وابستگیهای انسان در طول زندگی میباشد . برخی از این وابستگی ها در زمان حیات حتی فراموش شده بود ولی در این مرحله دوباره خودنمایی میکند .میزان و لول وابستگی دنیوی برای هرکس متغیر است .
روح از بین خاطراتش وابستگی های خود را جدا میکند . این وابستگی ها هم مثبت است هم منفی . مثلا وابستگی به مال دنیا یک وابستگی منفی و وابستگی مادر به فرزندش هم نوعی دلبستگی و وابستگی مثبت محسوب میشود . ولی به هرحال وابستگی ست .


این وابستگی ها کششی به سمت پایین برای روح ایجاد میکند که او را از رفتن به سمت هادی یا راهنما جهت خروج از مرحله دنیا باز میدارد . یعنی روح بعد از مرگ تحت تاثیر دو کشش قرار میگیرد . یکی نیروی وابستگی از پایین و دیگری نیروی بشارت دهنده به سمت مرحله بعد . اگر نیروی وابستگی ها غلبه داشته باشد باعث میشود روح تمایل پیدا کند که دوباره وارد جسم گردد . چون توان دل کندن از وابستگی را ندارد و دوست دارد دوباره آن را تجربه کند . به همین جهت روح به سمت جسم رفته و تلاش میکند جسم مرده را متقاعد کند که دوباره روح را بپذیرد .

فشاری که به "روح" وارد میشود جهت متقاعد کردن جسم خود در واقع همان فشار قبر است . این فشار به هیچ وجه به جسم وارد نمیشود . چون جسم دچار مرگ شده و دردی را احساس نمیکند . پس فشار قبر در واقع فشار وابستگی هاست و هیچ ربطی ندارد که شخص قبر دارد یا ندارد . این فشار هیچ ربطی به شب زمینی ندارد و میتواند از لحظه مرگ شروع گردد .

یکی از دلایل تلقین دادن به فرد فوت شده در واقع این است که به باور مرگ برسد و سعی در برگشت نداشته باشد .
بعد از مدتی روح متقاعد میشود که تلاش او بیهوده است و فشار قبر از بین میرود .
حضرت علی (ع) :
طوری زندگی کن که گویا هزارسال دیگر زنده ای و طوری هم زندکی کن که گویا فردا می میری ...
وابستگی ها باعث میشود که روح ، شاید سالها نتواند از این مرحله بگذرد . بحث روح های سرگردان و سنگین بودن قبرستانها بدلیل همین وابستگی هاست . گاهی تا سالها فرد فوت شده نمیتواند وابستگی به قبر خود و جسمی که دیگر اثری از آن نیست را رها کند .
به امید اینکه بتوانیم به درک این شعر برسیم:


دنیا همه هیچ و کار دنیا همه هیچ
ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ ...


 بگذار و بگذر
ببین و دل مبند
چشم بینداز و دل مباز
که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت ...


به مُشتى مَست پیوستی


شرابی خوردم از دستِ عزیزِ رفته از دستی،
نمی دانم چه نوشیدم!!
که-سیرَم -کرده-از-هستی!!!


خودم مستُ، غزل مستُ، تمام واژه ها مَستند!!

قلم شوریده ای امشب!، عجب اُعجوبه ای هستی!!!
به ساز من که می رقصی، قیامت می کنی به به ..!!


چه طوفانی به پا کردی!!،

قَلم شاید تو هم مَستى؟؟!


زمین مستُ،
زمان مستُ،
مخاطب مَست شعرم شد!!


بنازم...دلبریهایت!

قَلَم ،الحَق که تردستی.
فلانی،
فرق بسیار است، میان مَستى و مَستى!!!


عزیزم خوب دقت کن!

به-هر-مَستى،،-نگو،؛پستی.
تظاهر می کنی امّا!!
تو هم از دیدِ من مَستى!!!


اگر پاکیزه تر بودی،

به شعرم دل نمی بستى !!
خودم مَستُ !غزل مستُ، تمام واژه ها مَستند!!!!
مخاطب معصیت کردی!
به مُشتى مَست پیوستی...!..


*********************************


صبحِ روزی پشت در می آید و من نیستم،
قصه ی دنیا به سر می آید و من نیستم...

یک نفر دلواپسم این پا و آن پا می کند،
کاری از من بلکه بر می آید و من نیستم...

خواب و بیداری، خدایا باز هم در می زند،
نامه هایم از سفر می آید و من نیستم...

هرچه من می‌آمدم تا نبش کوچه او نبود،
روز آخر یک نفر می آید و من نیستم...

در خیابان، در اتاقم، روی کاغذ، پشت میز،
شعر تازه آنقدر می آید و من نیستم...

بعدها وقتی که تنها خاطراتم مانده است،
عشق، روزی رهگذر می آید و من نیستم...


***********************************


هفت قدم برای شاد بودن:

قدم اول:کمتر فکر کنید , بیشتر احساس کنید.

قدم دوم:کمتر اخم کنید, بیشتر لبخند بزنید.

قدم سوم:کمتر صحبت کنید,بیشتر گوش دهید.

قدم چهارم:کمتر قضاوت کنید,بیشتر بپذیرید.

قدم پنجم:کمتر ببینید,بیشتر انجام دهید.

قدم ششم:کمتر گلایه کنید,بیشتر سپاسگزارباشید.

قدم هفتم:کمتر بترسید, بیشتر دوست داشته باشید.


********************************

شعری که در حضور رهبری خوانده شد , جالب است بخوانید

شعری که چندی پیش شروین سلیمانی باجسارت فراوان در مجلس شعر رهبری تلاوت کرد:



پیکِ مرگ آمد شبی شوقِ جهانم را گرفت
تا به خود جنبیدم عزرائیل جانم را گرفت

سرنشین بنز آن دنیا شدم بی گفت و گو
مرگ در پس کوچه ی دنیا ژیانم را گرفت

رد شدم با پای لرزان از پُلِ تنگِ صراط
یک فرشته دستهای ناتوانم را گرفت

خواستم وارد شوم در باغِ زیبای بهشت
حضرت هود آمد و نام و نشانم را گرفت

گفتم آن دنیا خودم مأمور دولت بوده ام!
اخم کرد و کارتهای سازمانم را گرفت

چونکه دانست آن جهان من گیر میدادم به خلق
گیر داد و حس و حال شادمانم را گرفت

بعد با اکراه ما را هم به داخل راه داد
اشتیاق زایدالوصفی امانم را گرفت

باغ سبزی دیدم و انواع نعمتها ولی
دیدن حور و پری تاب و توانم را گرفت

میگذشت ازدورحوری، گفتم "آی لاو یو، کامان"
دست هابیل آمدومحکم دهانم راگرفت

روبروی حورعینی غنچه شد لبهای من
حضرت لوط از عقب آمد لبانم را گرفت!

سعی کردم تا بنوشم جامی از جوی شراب
حضرت عیسی پرید و استکانم را گرفت

حضرت حوّا به همراه دوغلمانِ بلوند
رد شد و کلا لباسِ پرنیانم راگرفت

داشتم با حرص می لیسیدم از جوی عسل
حضرت داود با انبُر زبانم را گرفت

دیدم استخری پُر از حوری، پریدم توی آب
تا شدم نزدیک آنها کوسه رانم را گرفت

توی یک وان بلورین تخت خوابیدم در آب
نوح بیرونم نمود از آب و وانم را گرفت

یک پری شد میهمانم، بُردمش پشت درخت
بچه خوشگل یوسف آمد میهمانم را گرفت

خواستم وارد شوم در حلقه ی اصحاب کهف
سگ پرید از قسمتِ پا استخوانم را گرفت

پاتوقِ دِنجی برای عشق و حالم یافتم
گشتِ ارشادِ بهشت آمد مکانم را گرفت

یافتم اکسیر عمر جاودان را در بهشت
یک نفر اکسیر عمر جاودانم را گرفت

گفتم آخر ای خدا! این گیر دادنها به ما
لذتِ تفریح در باغِ جنانم را گرفت

پاسخ آمد: این سزای اوست که روی زمین
وقتِ عشق و حال ، حالِ بندگانم را گرفت...!

مدیریت بحران چیست


ایران؛ پدر سازمان جهان
رئیس سازمان مدیریت بحران کشور، اسماعیل نجار، درحالی‌که داشت مدیریت بحران می‌کرد، گفت: «تعداد جان‌باختگان حادثه سیلاب در سراسر کشور به ١١ نفر رسیده است».

یا ما نمی‌فهمیم مدیریت بحران چیست یا مدیریت بحران نمی‌فهمد ما می‌فهمیم. باد بیاید، باران بیاید، برف بیاید، هواپیما بلند شود، آتش بگیرد، صاعقه بزند، جنگل بسوزد، اتوبوس تصادف کند، یکی گودبرداری کند، یکی برج بسازد، یکی ناخنش را بگیرد، یکی نفخ کند، یکی عطسه کند، یکی جوش بزند، یکی لای در را باز بگذارد، به‌هرحال دوتا تلفات به وجود می‌آید. خود این چیز کمی نیست و به نظر ما باید نوبلی، اسکاری، چیزی به ما بدهند چون موجودات غریبی هستیم و مسئولان ناز و دلبری داریم.

به نظر ما خود سازمان مدیریت بحران را باید مدیریت بحران کنیم.

چندهفته پیش که توفان آمد، گفتند تقصیر توفان بوده که آمده و خیلی توفان بی‌تربیتی بوده که هماهنگ نکرده آمده. بعد گفتند به دلیل پارازیت است چون دقیقا همان نقطه‌ای که داشته توفان وارد کشور می‌شده، روی مانیتور پیکسل شده بوده.

خلاصه بعد مدیریت بحران چی‌کار کرد؟

دقیقا همین کاری که بعد از آمدن سیلاب کرده جان‌باختگان را می‌شمارد. اصولا به نظر ما اسم سازمان مدیریت بحران کشور را باید تغییر نام بدهیم و بگذاریم مثلا سازمان شمردن تلفات (با مسئولیت محدود).

البته یک حقیقت وجود دارد و اینکه ایران پدر سازمان جهان است. یعنی شما اگر ببینید، تعداد سازمان‌ها از تعداد ذرات اکسیژن در جهان بیشتر شده. در هر سازمان هم چندصدنفر حقوق‌بگیر هستند. شغلشان چیست؟ مطالعه تلگرام و وایبر در طول ساعات کاری. ما مطمئنیم خبر سیلاب را اول کارکنان و رؤسای سازمان مدیریت بحران توی فیس‌بوک و تلگرام خواندند.

به نظر ما یکی مثل رئیس‌جمهور باید اعلام کند مسئولیت مردم با خودشان است و دیگر مردم بزرگ شده‌اند و این سازمان‌مازمان‌ها هم برای پز جلو در و همسایه است و خلاص.


پوریاعالمی - روزنامه شرق

چرا تهران و شهروندانش از حداقل امکانات شهری محروم هستند؟


او تهران را دید !!!! ...
(پروفسور سایمون بل ، پژوهشگر حوزه شهری و استاد دانشگاه ادینبورگ انگلستان، درتور یکروزه ای که از تهران داشت، به نکاتی اشاره کرد که در ذهن هر شهروندی این سوال مطرح می شود که "چرا تهران و شهروندانش از حداقل امکانات شهری محروم هستند؟"
متن زیر گزارش مشاهدات یکروزه اوست که در اختیار سایت خبری معماری نیوز قرار گرفت.
فضاهایی را دیدم که معلوم نبود برای فرودگاه است، یا تهران!!!
در اتحادیه اروپا قانونی تصویب شده است به نام "کمربند سبز". این کمربند برای شهر دو فایده بزرگ دارد، یکی اینکه محدوده و مرز شهر را مشخص میکند و اجازه بزرگ شدن بیش از حد را نمیدهد و دوم اینکه با ایجاد نوار سبز، کمک بزرگی به محیط زیست شهری میکند و الزاما باید شهر به سمت درون رشد کند، این یک قانون کلی برای قاره اروپا است. اما وقتی من از فرودگاه امام به سمت شهر تهران حرکت کردم فضاهایی را دیدم که معلوم نبود برای فرودگاه است، یا تهران!!! و اصلا مربوط به کدام شهر است؟! و کاملا مشخص بود که محیط اصلا تحت کنترل نیست و مدیر ندارد و بزرگترین عیب این بود که اصلا معلوم نبود که شهر کجا تمام میشود و اصلا مرزی وجود ندارد.
17 مدل کفپوش متفاوت در یک خیابان !!!
وحدت، یک اصل مهم در طراحی شهری است ولی اصلا در شهر تهران چنین چیزی مشاهده نمیشود. من در یکی از خیابان های اصلی شهر (انقلاب - آزادی) ، تعداد کفپوش ها را شمردم و به عدد 17 رسیدم، همینجا دیگه از ادامه شمارش خسته شدم و دیگه ادامه ندادم. شما با اینکار هزینه نگهداری را بالا میبرید و در هنگام تعویض، گاهی اوقات خسته می شوید و سریع پیاده رو را آسفالت میکنید. در مرکز شهر ادینبورگ فقط یک مدل کفپوش برای تمامی پیاده رو ها استفاده شده است. نکته دیگر اینکه، سنگفرش های پیاده رو ها باید در مقابل بارش برف و باران طوری عمل کند که آب، یا جذب شود و یا به سمت پوشش گیاهی هدایت شود. اما متاسفانه من این تکنولوژی را در شهر تهران ندیدم و سیستم موجود در مواقع بارانی موجب آب گرفتگی معابر و خیابان ها میشود.
شما فقط در خیابان راه می روید؟؟!
متاسفم که این رو میگم ولی دلم برای سالمندانتان سوخت. 

ادامه مطلب ...

دانستنی های روان کننده های بتن


پرسش و پاسخ متداول در مورد کاربرد و عملکرد روان کننده های بتن


■پرسش : روان کننده ها به چه منظور در بتن به کار می روند ؟
□پاسخ : روان کننده ها برای سه منظور در بتن به کار می روند:
۱- در بتن با نسبت آب به سیمان برابر با بتن شاهد، باعث افزایش روانی بتن شده و بتن را بدون کاهش مقاومت، کار پذیر می کنند.
۳- در بتن با نسبت آب به سیمان کمتر نسبت به بتن شاهد، روانی کافی را به بتن می دهند و باعث افزایش مقاومت بتن می شوند.
۳- در بتن با عیار سیمان کمتر، می توانند به وسیله کاهش نسبت آب به سیمان و تامین روانی باعث صرفه جویی در مصرف سیمان شوند.


■پرسش : نحوه اثر روان کننده چگونه است؟
□پاسخ : این مواد بر روی ذرات سیمان می نشینند و با باردار کردن ذرات سیمان، ایجاد نیروی دافعه بین ذرات می کنند بنابراین ذرات همدیگر را دفع کرده و بتن روان می شود.


■پرسش : چه تفاوتی بین روان کننده، فوق روان کننده و ابر روان کننده وجود دارد؟
□پاسخ : روان کننده های بتن اولین نسل تولید شده افزودنی بتن می باشند که بر پایه لیگنوسولفونات بوده و معمولا" برای بتن های معمولی با نسبت آب به سیمان بیشتر از 0/45 کاربرد دارند.
فوق روان کننده ها دومین نسل تولید شده در خصوص روان کننده های بتن می باشند که بر پایه نفتالین سولفونات بوده و برای بتن های با نسبت آب به سیمان 0/4 الی 0/45 به کار می روند.
ابر روان کننده ها آخرین و جدیدترین نسل روان کننده هستند که بر پایه پلی کربکسیلات بوده و برای تولید بتن های ویژه از جمله بتن خود تراکم کاربرد دارند. این نوع روان کننده ها گران هستند و معمولا" برای بتن با نسبت آب به سیمان کمتر از 0/4 کاربرد دارند.


■پرسش : استفاده بیش از حد از مواد افزودنی کاهنده آب بتن چه عواقبی دارد؟
□پاسخ : مصرف بیش از حد مواد افزودنی کاهنده آب یا روان کننده و هم چنین مواد فوق روان کننده یا فوق کاهنده آب برای ایجاد روانی یا کاهش نسبت آب به سیمان یا کاهش مصرف سیما می تواند به جداشدگی شدید، آب انداختن فوق العاده زیاد و هم چنین تاخیر زیاد در زمان گیرش اولیه و نهائی بتن منجر گردد، به نحوی که گاه ۴۸ ساعت پس از ساخت، بتن به مرحله گیرش نهائی نمی رسد و بدیهی است کسب مقاومت فشاری به شدت به عقب می افتد. بهرحال در صورت وجود تبخیر زیاد از سطح بتن ممکنست ترک خوردگی در سطح بتن تشدید شود. گاه تغییر رنگ قابل ملاحظه ای در بتن مشاهده می گردد اما دیده می شود که گهگاه پس از گذشت مدت قابل ملاحظه ای از ساخت بتن، مقاومت های بالنسبه خوبی حاصل می گردد اما معمولا" مشکلات اجرائی به کاهش کیفیت بتن و نشست خمیری کمک می کند که به نوع خود به ایجاد ترکهای ناشی از نشست خمیری در بتن منجر می شود.

■پرسش : برای انتخاب کاهنده آب مناسب باید چه مواردی مدنظر قرار داده شود ؟
□پاسخ : در ابتدا توجه به قدرت کاهندگی آب و روان کنندگی ماده مزبور در کنار توجه به نوع و پایه اصلی آن از اهمیت برخوردار است . توجه به ضرورت مصرف در بتن بصورت کاهنده آب، کاهنده سیمان و یا افزاینده روانی یا ترکیبی از آنها مهم است. با توجه به این نکات ممکن است از مصرف برخی از مواد که توانایی لازم ندارند مصرف شویم. محدودیت نسبت آب به سیمان از نظر تامین مقاومت و وام، محدودیت حداقل و حداکثر عیار سیمان از نظر آئین نامه ای یا مشخصات فنی عمومی و خصوصی پروژه، روانی مورد نیاز، مسائل مرتبط با جداشدگی و آب انداختن، افت اسلامپ و فاصله زمانی ساخت تا ریختن با توجه به دمای وحیط و دمای بتن مصرفی، مسائل مربوط به ابعاد مقطع و وجود شرایط بتن حجیم، نیز به سرعت کسب مقاومت بتن در سنین اولیه از جمله موادی است که در انتخاب ماده کاهنده آب و روان کننده موثر است. از جمله موارد مهم در انتخاب هر ماده افزودنی منجمله مواد روان کننده و یا کاهنده آب، هزینه مصرف آن می باشد که به مقدار مصرف و قیمت واحد آن بستگی دارد.


■پرسش : آیا روان کننده ها علاوه بر ایجاد روانی، همان عملکرد آب در فرآیند هیدراته شدن سیمان را دارند؟
□پاسخ : خیر، ابدا" چنین عملکردی را ندارد و لازم است اب مورد نیاز برای هیدراته شدن سیمان در دسترس قرار گیرد. مسلما" در هنگام عمل آوری، نیاز به رطوبت رسانی به بتن احساس می شود.


■پرسش : در استفاده از ابر روان کننده پلی کربوکسیلاتی پس از اختلاط بتن، حباب های زیادی از سطح بتن بیرون می زند. آیا این افزودنی خصلت هوازایی بالایی دارد؟
□پاسخ : اصولاً یکی از خصلت های ابر روان کننده های پلی کربوکسیلاتی ایجاد حباب می باشد که علت عمده آن کاهش کشش سطحی آب در زمان استفاده از پلی کربوکسیلات می باشد، ولی عمدتاً این هوا در ابعاد درشت بوده و پس از ویبره و یا زمان دادن کافی، حباب ها خارج می شوند. در کل میزان هوای حبس شده در بتن فقط با آزمایش درصد هوای بتن تازه قابل تشخیص است و قضاوت چشمی صحیح نیست.