به بهانه هفته کتاب
این که روزی از روزهای سال ، به
نام کتاب وکتاب خوانی مزین شده است ، شاید سلیقه ای مناسب و در خور باشد ،
اما پاسداشتی بایسته وکافی ، برای تکریم کتاب و ترویج فرهنگ کتاب خوانی
نیست.
بشربرای تفکر به واژه و برای تخیل به صور نیازمند است به این
ترتیب، کلمه، ابزار تفکر وتصویر ابزار تخیل است و رشد فکری باگسترش واژگان
نسبت معناداری مییابد.
کشورهای توسعهیافته با علم به این مساله، برای گسترش فرهنگ مطالعه و در واقع افزایش آگاهیهای مردم، در حوزه کتابخوانی سرمایهگذاری عظیمی کردهاند و نرخ مطالعه با روشهای دقیق و برنامه ریزیهای اساسی در این کشورها رو به افزایش گذاشته است.
در ایران برغم شعارهای زیبا درباره مطالعه، نرخمطالعه همچنان پایین است و بسیاری از مردم هنوز ترجیح میدهنداز طریق رسانههای شنیداریو تصویری اطلاعات خود را دریافت کنند.
ازسوی دیگر رسانههای شنیداری و تصویری به دلیل برخی محدودیتها، قادر نیستند همهاطلاعات مورد نیاز را در اختیار مخاطبان قرار دهند و از همین رو کتاب همچنان یکی از مهمترین منابع دستیابی مردم به اطلاعات و آگاهیهای اجتماعی است.
با این حال در ایران، "کتاب" به عنوان یکی از منابع مهم دستیابی به آگاهیهای اجتماعی،هنوز مهجور مانده وآمار پایین نرخ مطالعه درکشور بیانگر این مطلب است.
پایین بودن نرخ مطالعه در کشور یک مقولهیفرهنگی و اقتصادی عنوان میشود که در این زیر مجموعه میتوان به گرانی کتاب، نبود برنامهریزی، بیتوجهی خانوادهها به کتاب در سبد هزینه زندگی، توجه خانوادهها به مساله کنکور، عدم اطلاع رسانی درست در روشهای مطالعه و بسیاری از عوامل دیگر اشاره کرد.
بسیاری از کارشناسان به رغم همه کاستیها در نشر کتاب و پایین بودن استاندارد تولید کتاب درایران معتقدند که " کتاب در بازار هست اما از کتابخوان خبری نیست" و پرسش این است که چرا؟ موارد ذیل می تواند پاسخهائی به این پرسش باشد .
1 -گسترش فناوری اطلاعات در سطح
جامعه (اینترنت و ماهواره) و گذران اوقات فراغت از راههایی غیر از
مطالعه.(حاکمیت رسانه های تصویری از جمله شبکه های مختلف تلویزیونی و
ماهواره و اینترنت و ... بر جامعه به دلیل جذابیتی که در آنها وجود دارد
باعث شده است تا مردم بیشتر به سوی آنها تمایل پیدا کنند )
۲-اگر دنیای
کتاب رشد چشمگیری ندارد و اگر نویسندگان ما از لحاظ مادی و معنوی به آرامش
خاطر نمی رسند ،به وجود سایت ها و وبلاگ ها برنمی گردد و نباید تمامی
مشکلات نویسندگان را به پدیده های جدید ارتباطی تعمیم داد . کتاب و سایت ،
هرکدام جایگاه خاص خود را دارند و هیچ چیز نمی تواند جای کتاب را بگیرد ،
چنان که زمانی هم می گفتند که با آمدن رسانه های تصویری و رادیو خواندن و
مطالعه کتاب و رمان محو می شود ، اینطور نشد و کتاب جایگاه خود را حفظ کرد و
حتی به نظر من حتی تا صد سال آینده هم هیچ چیز جای کتاب را نخواهد گرفت .
سایت ها و وبلاگ ها ، خواه ناخواه تاثیرگذاری خود را دارند و جلوی آنها را
نمی توان گرفت ، اما نباید به خود آرامش خاطر دهیم که با وجود این پدیده
جدید ، به معدل لازم ازجهت نیل به مطالعه خواهیم رسید به همین دلیل باید در
چاپ و مطالعه کتاب دقت بیشتری شود
۳ -کم بودن تعداد کتابفروشی در سطح کشور.با وجود تولید سالیانه سی هزار عنوان کتاب در کشور. یکی از راههای رونق کتاب در کشور ، ایجاد کتابفروشی های زنجیره ای است که اگر ایجاد شود بسیارمی تواند در این زمینه موفق باشد .
۴ -عدم آموزش در خصوص الگوی
مصرف دلیل دیگر افول کتابخوانی در ایران است .دلیل اساسی رویگردانی ار
کتاب در ایران نبود بستر آموزشی و بها ندادن به مطالعات و تحقیقات خارج از
آموزشهای رسمی است.سیستم نمرهای و مدرک محوری به جای ارتقای آگاهی و
تخصص باعث شده که حتی بسیاری از فارغ التحصیلان دانشگاهی در رشتهای مربوطه
خود هیچ توانایی و خلاقیتی خارج از آموزشهای رسمی نداشته باشند .
شرایط
آموزش در دانشگاههای ما به گونهای است که دانشجویان بیشتر به جزوهنویسی
و مطالعه و رجوع کمتر به کتاب سوق پیدا میکنند. برغم توسعه کمی بخش آموزش
عالی در سالهای اخیر، این حوزه به لحاظ کیفی افت داشته است و این افت را
میتوان در مطالعه کمتر کتاب توسط دانشجویان مشاهده کرد.
5 - کتاب کالایی است که حداقل تبلیغات در موردآن انجام میشود. درباره همه مسائل ارقام نجومی برای تبلیغات خرج میشود. از رب گوجهفرنگی گرفته تا سینمای مردم پسند، میلیونها و گاهی میلیاردها تومان پول برای تبلیغات این موارد خرج میشود، ولی متاسفانه در مورد کتاب این اتفاق نمیافتد. متاسفانه در جامعه ما بر روی کالاهایی که از راه قاچاق وارد میشود، تبلیغات بهتری انجام میدهند تا کتابی که خود وزارت ارشاد مجوز چاپ آن را داده و برای اعتلای فرهنگ جامعه چاپ شده است. به عنوان مثال یک هفته بعد از این که لوحهای فشرده «لوسآنجلسی» منتشر میشود، به دلیل تبلیغات خوبی که آنها دارند، در تمامی روستاهای ما مردم استفاده میکنند، اما ما نمیتوانیم حتی کتابهای خود را تبلیغ کنیم.
۶- بحران کنونی کتاب از روشن نبودن سیاستهای چاپ و نشر ناشی میشود، اما بحران مخاطب متأسفانه همیشه وجود داشته است و هر بحرانی که در این میان به وجود آید، بحران مخاطب را بیشتر و وضعیت آن را وخیمتر میکند.
مسالهای که در بحران مخاطب قابل توجه است، قصه کتابهایی انبوهی است که بدون این که مخاطب داشته باشد به بازار سرازیر میشود و این به بازار کتاب خیلی ضربه میزند. یعنی این تولید انبوه باعث سردرگم شدن مخاطب میشود. فعالیت نویسندگان و مترجمانی که حرفهای نیستند و در این عرصه ماندگار نمیشوند باعث میشود به بحران مخاطب دامن زده شود خیلی از ناشران اگر اثر ارزشمندی را چاپ میکنند صرفا هدف آنها چاپ کردن کتاب است و ارزشمند بودن آن کتاب برایشان اهمیتی ندارد. در نتیجه وقتی خواننده آثار دلخواه خود را در بازار کتاب پیدا نمیکند از کل بازار دلسرد میشود برای بهبود این وضعیت، در درجه اول دولت باید سوبسیدهای خود را در زمینه چاپ و نشر کتاب قطع کند. به دلیل این که این سوبسیدها باعث می شوند افرادی وارد این کار شوند که اصلا اهل این کار نیستند و وقتی افراد غیرحرفهای با اهداف غیرفرهنگی جذب این کار میشوند، نتیجهاش غیر از فاجعه چیز دیگری نیست. زیرا آنها فقط به فکر منافع خودشان هستند و دنبال این نیستند که کار با کیفیت انجام دهند.
۷ - عدم نگارش کتاب بر اساس نیاز جامعه و مخاطبان از دیگر دلایل افول کتابخوانی است .کتابهای تولیدی در ایران تنها مصرف داخلی دارد و عملا قابل عرضه به مجامع بینالمللی نیست، به این علت، نویسندگان ما هم انگیزهای برای پرداختن به موضوعات بیرونی ندارند.
در غرب چیزی به نام «صنعت نشر» وجود دارد و کتاب به معنای واقعی کلمه تولید میشود،اما در ایران هر نویسندهای به سلایق خود پاسخ می دهد تا اینکه به سفارش اجتماعی خود پاسخ دهد. بنابراین هر کتابی در ایران تولید میشود که تنها فروش کند و یا در تاریخ بماند.استقبال از کتاب متناسب با افزایش جمعیت و حتی بیش از آن بالا رفته. اگر انتقادی هست باید آن را متوجه ناشران کرد، زیرا صنعت نشر نتوانسته به اشتیاق مردم پاسخ بگوید. باید بازار کتاب را شناخت و به تقاضای مشتری احترام گذاشت. متأسفانه کتاب های مورد علاقه مردم کمتر ارائه می شود، و به طور کلی کتاب با کیفیت بد ارائه می شود. تجربه نشان داده است که اگر کتاب های خوب انتخاب شود و با کیفیت مناسب به بازار بیاید، حتما مورد استقبال قرار می گیرد.
۸ - اگر سطح مطالعه در کشورمان پایین است، به خاطر این است که خوانندگان از آن چه مطالعه میکنند، لذت نمیبرند. برای اینکه متن به خوانند لذت مطالعه بدهد، باید خلاق باشد؛ یکی از راههای آن هم مشارکت خلاق خواننده در کار نویسنده است. در سیستم سنتی و مدرسههای علمیه و مکتبها خواننده حق مباحثه داشت. بههمین دلیل هم هست که اغلب کتابهای قدیمی ما حاشیهنویسی شدهاند؛ یعنی دخالت شخص خواننده در متن کتابی که میخواند. جالب این است که در بسیاری موارد حاشیهها بیشتر از خود اثر مورد توجه قرار گرفته است. یک گوشه نشستن و خواندن شاید کمی لذت مطالعه را به خواننده بدهد، ولی لذت دخالت در متن و کار نویسنده را به او نمیدهد. مسلما اگر نویسندگان و شاعران ما بهسمت تولید چنین کارهایی بروند، لذت مطالعه و بهدنبال آن میزان مطالعه بیشتر خواهد شد.
روایت می کنند سرگالشی به نام هادی در منطقه اشکورات بود که در فصل زمستان براحتی راه های کوهستانی صعب العبور اشکور را در سرمای شدید و طاقت فرسای آن پشت سر می گذاشت و در گیلان در زمینی که ملک اربابی بود سکونت داشت . کار اصلی وی دامداری بود .
در ییلاق(اشکور) در مرتعی زیبا به نام لزر که در تصرف و مالکیت شخصی به نام مختار خان بود سکونت داشت ، همراه دام ها و کارگران ییلاق-قشلاق می کرد . مرتع لزر در روستای لشکان اشکور در کنار رودخانه پلورود واقع شده است .
لشکان کدخدایی به نام کربلایی عاشور داشت و این کدخدا فرزندی پسر به نام نوروز داشت که رعنا شخصیت اصلی داستان همسر وی بوده است . سرگالش هادی در منزل کربلایی عاشور در هنگام کوچ تابستانه استراحت می کند . زیبایی رعنا که زبانزد خاص و عام بود و در منطقه تاکنون کسی به زیبایی او دیده نشده بود از معروفیت خاصی برخوردار بود . ماهی بود تابان و خورشیدی بود فروزان . تمامی حرکات و رفت و آمد های او و دیگران مورد توجه مردم بود و از طرفی حضور مداوم سرگالش هادی به خانه پدر رعناباعث ایجاد ظن جدیدی مبنی بر عاشقی سرگالش هادی و رعنا شد و سر انجام کربلایی عاشور و اقوام او سرگالش هادی را مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند .
ارباب سرگالش هادی از او می خواهد که نگران نباشد ، انتقام وی را از آنها می گیرد . بعد از 40 روز استراحت و مداوا در منزل ارباب به گیلان عزیمت می کند و در آنجا با کرد آقاجان آشنا می شود . سرگالش هادی به اتفاق کرد آقاجان و چند تن دیگر به روستای کلورود اشکور می روند . و در کلورود با دو نفر به نام سلطان علی و علی آقا هم پیمان شده که انتقام سرگالش هادی را از کربلایی عاشور و اقوامش بگیرند .
کردآقاجان گندم ها و علوفه های اهالی لشکان را به آتش می کشد و سپس در غاری مخفی می شود . کربلایی عاشور که خود را عاجز از مبارزه با کردآقاجان و دار و دسته اش می بیند با همشتی اربابان معروف به قوای دولتی نامه می نویسد و خواستار دستگیری کرد آقاجان میشود . نائب علی خان به همراه قزاق ها به رحیم آباد آمده و منطقه را قرق می کند . نائب علی خان با 150 نفر مجهز به سلاح سرد و گرم در روستایی به نام نیاسن نزدیک کلورود مستقر می شوند . از دو طرف به محل اختفای کرد آقاجان حمله می برند و کرد آقاجان را در روی تخته با تفنگ مجروح کرده و به قتل می رسانند . نائب علی خان علت مهاجرت کرد آقاجان را از منطقه رودبار به این منطقه جویا می شود و مردم سرگالش هادی را عامل این مهاجرت معرفی می کنند . آنها به دنبال سرگالش هادی به طرف لشکان حرکت می کنند .
مردم لشکان که دل پری از سرگالش هادی داشتند او را با دسیسه به منزل رعیتی به نام عبدا… در محله سوگل سر می کشانند . و چون می دانستند از پس او نمی توانند بر بیایند با نیرنگ او را در درون خانه مورد حمله قرار داده و توسط کربلایی عاشور و پسرش به قتل می رسانند .
*اسلحه ناظر قلم او در نگارش گزارشها میباشد و در صورت نقص ایمنی حتماً باید راه حل صحیح ارائهشده و دستور توقف صادر شود و گزینه خلاف دارد انتخاب گردد و نباید در گزارش بعدی ایمنی را تأیید نمایید.
ه)وزارت راه و شهرسازی (به استناد ماده 35 قانون نظام مهندسی استان تهران)
*بعد از وقوع حادثه جانی :معمولاً بازرس وزارت کار حادثه را گزارش میدهد. بنابراین ناظر باید نامه عدم رعایت موارد ایمنی را به اداره بازرسی وزارت کار هم ارسال نماید.الزام ارسال این گزارش در ماده 7 آئین نامه حفاظت از کارگاههای ساختمانی آمده است.
بعد از مرحله شکایت دادگاه از بازرس وزارت کار درخواست بازدید و بررسی شواهد و مدارک جهت تعیین خسارت و مقصر را مینمایند.
*اگر طرفین دعوی سازش کنند پای ناظر وسط نخواهد آمد(نام ناظر در رضایتنامه قید گردد)، اما اگر کار به شکایت برسد و قرار شود دادگاه حکم دهد،ناظر هم در تخلف سهیم میگردد.
ج) وارد شدن خسارت حین تخلف و نداشتن صلاحیت:چنانچه خسارت در حین تخلف رخ دهد ، مثلاً ناظر پایه 3 نظارت ساختمان ملزم پایه یک را نظارت نماید، بیمه هیچگونه خسارتی را پرداخت نمینماید.اگر اشتباهی در اثر عدم داشتن صلاحیت صورت گیرد علاوه بر پرداخت خسارت مهندس ناظر محکوم به یک الی سه سال زندان میگردد.
* ناظر همزمان نمیتواند مجری ، پیمانکار و یا تأمین کننده مصالح پروژه نیز باشد. از گرفت پول به صورت قرضی از مالک ، معرفی پیمانکار جدا خودداری فرمایید.
* علت اصلی محکومیت مهندسین پس از بررسی 600 پرونده ، عدم آگاهی آنها از اختیارات و مسئولیت آنهاست.
*اسلحه ناظر قلم او در نگارش گزارشها میباشد و در صورت نقص ایمنی حتماً باید راه حل صحیح ارائهشده و دستور توقف صادر شود و گزینه خلاف دارد انتخاب گردد و نباید در گزارش بعدی ایمنی را تأیید نمایید.

نازکترین سد جهان بنام طاق شاه عباسی
کمتر کسی پیدا می شود که از جاذبه های تاریخی یزد شنیده باشد و نام طاق شاه عباسی به گوشش نخورده باشد. بنایی که شاید دیدنی ترین اثر تاریخی طبس به شمار بیاید و یکی از جاذبه های فراموش نشدنی استان یزد که چندین لقب تکرار نشدنی را همراه خود دارد.
طاق شاه عباسی پر رکوردترین بنای تاریخی ایران است! سدی با 60متر ارتفاع که نه تنها لقب قدیمیترین و بزرگترین سد قوسی جهان را با خود یدک می کشد، بلکه به مدت 550 سال هم به عنوان بلندترین سد در جهان شناخته می شد. اما سد شاه عباسی یک لقب دیگر هم دارد که هنوز هیچ سدی موفق به تصاحب آن نشده است: نازکترین سد جهان که به خاطر عرض تاج یک متری اش به این نام شناخته می شود.

برای دیدن طاق شاه عباسی که به سد شاه عباسی هم معروف است، باید به روستای 700 ساله خرو و در فاصله 27 کیلومتری شهر طبس سفر کنید. جایی در نزدیکی چشمه آب گرم مرتضی علی (ع) که قبلا درباره اش مفصل نوشته ایم.

بالاتر از این چشمه، دره تنگی وجود دارد که در آن طاق شاه عباسی بنا شده است. قدمت این طاق را به دوره صفویه نسبت می دهند و معتقدند که سنگ نگارههای بزکوهی که بر آن حک شده اند، نمادی از درخواست فراوانی آب، زایندگی و فراوانی نعمت است. عده ای هم این بزها را نمادی از فرشتگانی می دانند که برای نگهبانی آب، افزایش و فراوانی نعمت بر دیوارههای طاق دعا می کنند.

اگر گذارتان به طبس و روستای خرو افتاد، بعد از تماشای این سد جالب و شگفت انگیز حتما سری هم به چشمه دیدنی مرتضی علی بزنید که برگ های جدیدی برای غافلگیری شما رو خواهد کرد!
این چشمه در آن واحد دو بخش سرد و گرم دارد که به موازات یکدیگر جریان پیدا می کنند. به این معنی که یک سمت چشمه سرد و سمت دیگر آن گرم است و شما با قدم زدن در آن می توانید یک پای خود را در آب سرد چشمه فرو کنید و پای دیگرتان را در آب گرم آن!
دلیل این اتفاق آن است که آب گرم چشمه از دیواره سمت راست به داخل رودخانه می ریزد و همین، اختلاف دمایی را در چشمه ایجاد می کند که گاهی به 10درجه هم می رسد! غلظت بیشتر آب گرم و تفاوت ساختاری آن با آب سرد جاری در کف رودخانه باعث میشود که این آب ها تا مسافت حدود سیصد متری بستر رودخانه هم پیش بروند در حالی که به طور کامل با هم مخلوط نشده اند و در بستر رودخانه قابل تفکیک هستند! به این ترتیب می بینید که در یک طرف رودخانه آب سرد و در طرف دیگر آب گرم جریان دارد.

برای رسیدن به آبگرم مرتضی علی باید از شهر طبس بگذرید و بعد، حدود پنج کیلومتر را با پای پیاده طی کنید که بیشتر این مسیر از داخل آب می گذرد. در طول راه، دیوارههای بلند دره مانندی در دو طرف همراهی تان می کنند که روی آنها حفرههای کوچک و بزرگ با نظم خاصی قرار گرفته اند. بعضی از این حفره ها، چشمه های جوشان آب هستند که بزرگترین شان به حمام مرتضی علی معروف شده است.