چرا و چگونه در خانه باید از زباله های تر کمپوست تولید کنیم ( قسمت اول )
چگونه کمپوست تولید کنیم؟
کمپوست کودی است که از بازیافت مواد زاید برجامانده از گیاهان و حیوانات به دست میآید و بهنوعی تقویت کننده خاک محسوب میشود.
از آنجایی که بسیاری از زبالههای تولیدی از نوع «تر» هستند، بهراحتی میتوانیم آنها را به کمپوست تبدیل و از تولید هزاران متر مکعب شیرابه و میلیونها تن گاز سمی متان جلوگیری کنیم. اینگونه جلوی آلودهشدن محیط زیست را نیز به میزان زیادی میگیریم.کارشناسان کشاورزی معتقدند کمپوست میتواند جایگزین خوبی برای کودهای شیمیایی باشد؛ چراکه باعث میشود خاک مدت زمان بیشتری بتواند آب را در خود نگاه دارد.
کمپوست علاوه بر افزایش قدرت باروری خاک، به رشد ریشههای سالم در گیاه کمک میکند. در واقع مهمترین حسن این کود، ارزانبودن آن است؛ چرا که شما میتوانید بدون پرداخت حتی یک ریال آن را در خانه تولید کنید.
اما خوب است این را هم بدانیم که امروزه تولید کمپوست در کشورهای غربی سرعت و تنوع بیشتری گرفته است و حتی فاضلاب دستشوییها را هم به کمپوست تبدیل میکنند.هرشخص روزانه و بطور میانگین ۷۵۰ گرم زباله تر تولید میکند . شهرستان تنکابن با چهار شهر شهسوار ، شیرود ، نشتارود ، خرم آباد و سه بخش و با چمعیتی حدود ۲۰۰ هزار نفر روزانه تقریبا ۱۵۰ تن زباله تر تولید میکند . این زباله همراه با بخش عمده ای از زباله های خشک به منطقه دوهزار وروستای پردسر حمل میگردد . گرچه در حال بازسازی سایت هستیم اما با مدیریت زباله تر در خانه هایی که باغچه کوچکی دارند میتوان میزان قابل توجه ای از حجم و وزن زباله ها را کاهش داد و به همین تناسب از ورود شیرابه به رودخانه چشمه کیله جلوگیری کرد و مانع انتشار گاز متان در جنگل گردید که موجب خشک شدن جنگل گشته و بیماریهای تنفسی را موجب میگردد. علاوه برآن میتوان خاک مناسبی را تولید و باغ و باغچه مان را از آن تغذیه نماییم .
چگونه در منزل کمپوست درست کنیم؟
ابتدا باید جای مناسبی برای مخزن کمپوست تهیه کنیم و بهترین جا هم، سطحی است که آب اضافی مواد تخلیه شود. با این روش کار برای موجودات مفید مانند کرمها آسان میشود تا وارد مواد شوند و آنها را تجزیه کنند. اگر مخزن یا چاله را در نقطهای آفتابی قرار دهید، تجزیه مواد با سرعت بیشتری انجام میشود.
شما میتوانید ضایعات سبزیجات، میوهها و قسمتهای هرسشده گیاهان و چمنهای کوتاهشده را کمپوست کنید. به این مواد در اصطلاح «مواد سبز» گفته میشود که سریع می پوسند و نیتروژن و رطوبت را فراهم میکنند.
همچنین میتوانید مقوای نازک و جعبه تخم مرغ، کاغذهای مچالهشده و برگهای ریخته درختان را که «مواد قهوه ای» نامیده میشوند، در مخزن بریزید. این مواد دیرتر تجزیه میشوند و میتوانند الیاف و کربن فراهم و منافذی برای ورود هوا ایجاد کنند.
برای تامین مواد معدنی مفید نیز میتوان پوست تخم مرغ خردشده را در مخزن ریخت. پوست مرکبات، دانهها و تفالههایشان را با کمپوست مخلوط کنید؛ البته ممکن است وقت و زمان بیشتری برای تجزیه این مواد لازم باشد اما برای نتیجه بهتر و تولید کود غنیتر میتوان آنها را بهصورت تکههای کوچک خرد کرد و در مخزن یا چاله ریخت.
برگها هم جزو ترکیبات مهم شما هستند. آنها مراحل کمپوستشدن را تسریع میکنند و منابع ارزشمند غذایی و مواد معدنی هستند. گرد و خاک جاروبرقی، خاکستر چوب و تکههای روزنامه هم برای اضافهکردن به مخزن کمپوست مناسب هستند.
اگر باغچه کوچکی دارید میتوانید در آن چاله ای حفر کرده و کلیه زباله های تر و شاخ و برگ درختان را در آن ریخته ودر طول هفته آنرا با بیل هم بزنید . مساحتی کمتر از ۲ متر مکعب برای زمانی بالای ۱۰ سال کفایت میکند و کود شما نیز مرتبا تخلیه میگردد و
اگر فاقد باغچه هستید میتوانید در مخزن یا جعبه های پلاستیکی بزرگ ( جعبه های مرکبات ) این کار را انجام دهید .
حالا اگر میخواهید از اسرار ساختن یک کمپوست خوب آگاه شوید در این وبسایت ما را دنبال کنید …..
همشهریان بزرگوار بر تمام ما واجب است که در راستای حفظ محیط زیست و کمک به مدیریت شهری این کار را از همین امروز شروع کنیم . در صورت داشتن هرگونه پرسش و سوالی میتوانید با دفتر مدیریت پسماند با شماره ۰۱۱۵۴۲۸۷۵۷۱ در ساعات اداری تماس حاصل نمایید .
“” ما میتوانیم اگر بخواهیم و تلاش نماییم
فاجعه در تفکر:
یش از ٣٠ میلیونسال پیش در اواخر دوره میوسن و الیگوسن، جنگلهای پهنبرگی در نیمکرهشمالی زمین ظاهر شد که با آغاز دوران چهارم زمین شناسی و عصر یخبندان، عمده این جنگلها در زیر یخچالهای طبیعی دفن شد و تنها در البرز شمالی لکهای از آن باقی ماند. درهمینحال که یخچالها بهتدریج در حال آبشدن بودند، درختان سوزنیبرگی چون سرخدار، ارس و زربین هم به اکوسیستم جنگلهای شمال ایران افزوده شد تا غنای گونهای جنگلهای هیرکانی دوچندان شود و به همین دلیل است که برجستهترین زیستشناسان و اکولوژیستهای جهان، جنگلهای شمال ایران را «فسیلهای زنده جنگلی» و «مادر جنگلهای پهنبرگ اروپایی» لقب دادهاند.
حالا اما در اظهاراتی شگفتآور، معاون جنگل سازمان جنگلها و مراتع کشور که پیش از این نیز در سال ٨٥، حفاظت از جنگلهای البرز مرکزی را اشتباه مدیریتی سازمان محیطزیست خطاب کرده و این منطقه را مانع توسعه غرب مازندران عنوان کرده بود، حالا گفته: «عناصر پیر و فرتوت جنگلهای هیرکانی که در نهایت ۱۰ سال دیگر میخواهد بیفتد، چه ارزشی بیش از جنگلهای جوان دارد؟»
این مقام مسئول با بیان موافقت تلویحی خود با ساخت سد شفارود، گفته: «با دریافت ٢٢میلیارد تومان خسارات مالی ناشی از آن میتوانیم جنگلهای جدیدی را ایجاد کنیم».
این اظهارنظر در حالی عنوان میشود که پیش از این خیل عظیمی از گروههای محیطزیستی و متخصصان دانشگاهی اعتراض خود را به ساخت سد شفارود در بهترین رویشگاه جنگلی کشور که گنجینه عظیمی از گونه جنگلی شمشاد را در خود جای داده، اعلام کرده بودند.
شمشاد، از درختان در خطر انقراض جنگلهای شمال ایران است که به موجب قانون حفظ ذخایر ژنی، قطع آن ممنوع است و متخلفان به مجازات حبس، از سه تا ششماه باید محکوم شوند!
متأسفانه به دلیل سوءمدیریت در جنگلهای شمال، در سالهای اخیر این گونه دچار آفت شده و بیش از ٤٠ درصد رویشگاه آن در شمال ایران فقط در چهار، پنج سال اخیر نابود شده و حالا قرار است صدها هکتار از رویشگاه این گونه که مخزن بسیاری از ژنها و گونههای کمیاب جنگلی است در مخزن سد شفارود نابود شود و زیر آب برود.
اکنون این پرسش مطرح است که بهراستی سازمان جنگلها تاکنون خسارت کدامیک از جنگلتراشیهای کشور را از پیمانکاران دریافت کرده که حالا بخواهد با دریافت خسارت سد شفارود، جنگل ٣٠میلیونساله شمال را با نهالهای سهساله غیربومی جایگزین کند؟!
آیا مجریان سد میجران رامسر، هراز، نرماب، زرینگل، البرز و سلیمانتنگه که بیش از دو هزار هکتار از اراضی جنگلی شمال را نابود کردند تاکنون ریالی بهعنوان خسارت به این سازمان پرداخت کردهاند؟ سد کارون٣، کارون٤، گتوند، خرسان و دهها سد دیگر که بیش از ١٠ هزار هکتار از جنگلهای «بلوط و بنه و کنار» ایرانی را در زاگرس ویران کردهاند مگر خسارتی دادهاند؟
اگر وزارت راه، نیرو، نفت و صنعت همهروزه صدهاهکتار از رویشگاههای کشور را غیرمسئولانه به بهانه «توسعه» زیر خروارها خاک دفن میکنند، ملالی نیست اما اینکه متولیان جنگل، خود کوچکترین ارزشی برای اندوختههای ژنتیکی قائل نیستند حقیقت تأسفبار مدیریت منابع طبیعی ماست.
گویی برخی مدیران تنها نهاد متولی جنگل، بیش از اینکه دلسوز و آشنا به اصول علمی و اکولوژی جنگل باشند، وکیلمدافعان توسعه کشورند و چه بیچاره و بیپناه است طبیعت مظلوم این سرزمین که محافظانش خود مجوز تخریب میدهند
هیچ راهی ندارید جز اینکه کتاب بخوانید
[منبع متن زیر نامعلوم و سندیت آن هنوز بررسی نشده است. لطفا راستآزمایی شود.]
هیچ راهی ندارید جز اینکه کتاب بخوانید !
امیر فریدون نصرتی پژوهشگر و مشاور مدیریت افکار عمومى مینویسد:
هیچ راهی ندارید جز اینکه کتاب بخوانید !
مردم ما اگر به جای کپی پیست کردن پیام های بیهوده و تکراری در مورد افزایش نرخ بنزین، کمی برای بهبود معیشت خودشون کتاب میخوندند، کلاس میرفتند، فکر میکردند، و نگاهشون رو به زندگی تغییر میدادند، خیلی سریع تر نتیجه میگرفتند.
بیشتر کار ما مردم شده شایعه پراکنی و کپی پیست کردن مطالبی که یک دینار هم نمی ارزد.
عده ای هم در خفا نشسته اند و هوش و ذکاوت ایرانیان را اندازه گیری میکنند.
شعر نو مینویسند و زیرش نام مولانا را میگذارند.
میگویند یک انرژی مثبت از مولانا تقدیم به شما و میفرستند توی گروه ها و به سرعت انتقال بی اندیشه مردم میخندند.‼️
یا جمله ای از جلال آل احمد را بر میدارند نام صادق هدایت زیرش میگذارند. 
یا از مجلات و صفحات زرد، جملات زرد بر میدارند و نام کوروش کبیر را بر آن میگذارند و در میان مردم شیوع میدهند. 
شبکه های اجتماعی تبدیل به شبکه های بیهوده پروری شده است.
خودمان از خودمان در حال ساختن آدمهای بی مصرفی هستیم که تفاوت شایعه و واقعیت را نمیدانیم.
فقط ژست و فیگور میگیریم که جملات آنچنانی با امضاء نام بزرگان کپی پیست کنیم.
حتی به خودمان زحمت نمیدهیم یک خط از آن جمله را در گوگل سرچ کنیم و ببینیم صاحب این جمله بی صاحاب کیست.
اجازه میدهیم عده ای پشت مونیتور بنشینند و به ریش ما بخندند.
امروز در گروهی که کار تخصصی میکند مطلبی میبینم که نوشته روز جمعه پمپ بنزین نرویم و پمپ ها را خلوت کنیم تا خبرگزاری های خارجی متوجه خلوتی پمپ ها بشوند و این اعتراض رسانه ای و جهانی شود. ملت هم کف و دست و هورا میکشند که آفرین.
جلل الخالق !
آخر یکی نیست به این بزرگوار بگوید مگر همه ملت ایران قرار دارند روزهای جمعه بروند پمپ بنزین چادر بزنند که این جمعه با حرف تو نروند !
یعنی شب جمعه نمیتوانند بروند؟ یعنی این جمعه قرار است همه باک ها ناگهان خالی شود و نیازمند پمپ بنزین شوند و با فرمایش شما باید جلوی خودشان را بگیرند؟
گاهی انسان ناامید میشود از وضعیت موجودی که در جامعه میبیند.
شبکه های اجتماعی تنها ویژگی ای که داشت، افکار نازیبا و روان ناموزون ما ایرانیان را از پس چهره ها و لباس ها و ماشین ها و گوشی های آن چنانی عریان کرد.
تا جامعه شناسان و روانشناسان، بدون نقاب، بتوانند این جامعه را مطالعه کنند.
وضعیت ما ایرانیان از نظر تفکر آنچنان بر آشفته و بی سامان است که اگر کسی بخواهد ما را مدیریت کند، کافیست چند روز در شبکه های اجتماعی ما بچرخد تا محرک ها، مشوق ها و ساختار نگاه ما به زندگی را بفهمد و سپس برایمان برنامه هایی که در راستای اهداف خودش است را بچیند.
نمیدانم کی میخواهیم کمی از ژست های نازیبای همه چیز دانی خارج شویم و کمی کتاب بخوانیم، مطالعه کنیم، کلاس برویم، و در فضاهایی که به تکامل افکار و نگرش ما کمک میکند حضور پیدا کنیم.
حتی اگر زمان زیادی را در اینترنت و فضای مجازی هستیم این فضا را به جایگاهی برای رشد و آگاهی مان تبدیل کنیم.
دوستان من، عزیزانم، مغزهای ما هم مانند شکم هایمان نیازمند غذا و خوراک هستند.
مغز های ما هم مانند بدنمان نیازمند پوششی از آگاهی و دانش فاخر است.
اگر میخواهید ثروتمند شوید، اگر میخواهید زندگی آرام داشته باشید، اگر میخواهید برای خودتان اهداف و رویاهایی ترسیم کنید و به آنها برسید، اگر میخواهید زندگی تان از آنچه هست بهتر شود:
هیچ راهی ندارید جز اینکه کتاب بخوانید، کلاس بروید، و در معرض رویدادهایی قرار بگیرید که نگاه و تفکر شما را تغییر دهد.
جای افسوس و شرمساری دارد که بگویم چندی پیش در یکی از بزرگترین شرکتهای زیر مجموعه یکی از وزارت خانه های کشور سخنرانی داشتم و از مجموع چند صد نفری که در سالن بعنوان مدیران این مملکت حضور داشتند،
فقط یک نفر در نظر سنجی ها نوشته بود در دو سال گذشته کتاب خوانده است.
البته آن کتاب هم "کتاب چه کسی پنیر مرا دزدید بود" که پنجاه صفحه هم نمیشود !
تبدیل شده ایم به مردم پر ادعایی که هیچ تلاشی برای شکوفایی و رشد خود نمیکنیم اما برای همه چیز ابراز عقیده میکنیم و از همه عالم و دنیا طلب کار هستیم که چرا وضعیت مملکت ما چنین است.
دوست من، عزیز من، جان من، مملکت یعنی برآیند من و تو. یعنی بروز و ظهور خرد و آگاهی من و تو.
وقتی من و تو حاضر هستیم به لباس و پوشاک و آرایش و ظاهر خود با تمام توان برسیم و بالاترین هزینه ها را بکنیم، ولی برای خریدن یک کتاب ده هزار تومانی، یا یک سی دی آموزشی یا حضور در یک کلاس یا رفتن به مشاوره، میخواهیم جان به جان آفرین تسلیم کنیم، چه توقعی داری که سرزمین اجدادی من و تو آباد شود؟؟؟؟؟
نظام مهندسی ساختمان سازمان غیر دولتی است که در سال 1374 برای دست یافتن به اهداف زیر تاسیس گردید
1-مهندس فنی و متخصص ساختمان در راس هرم سازندگی قرا گیرند و صاحبان مهارتهای فنی در سطوح میانی و کارگران فنی بدنه هرم فنی ساخت و ساز ساختمانسازی در ایران را تشکیل دهند.
2- ایجاد یک جامعهٔ حرفهای مولد ثروت، رفاه، دانش و هنر برای اعضای آن
3- مراقبت از ایمنی، بهداشت و آسایش محیطهای مسکونی و مدیرت خردمندانه توسعهٔ سالم فضاهای زیستی به کمک مهندسان طراح و نظارت کلی سازمان نظام مهندسی ساختمان
4- ارتقای توان سازندگی و نوآوری در صنعت ساختمان در سطح ملی و منطقهای و ایجاد بستری برای رقابتهای بینالمللی
اما متاسفانه بعد از گذشت 20 سال از تاسیس هنوز نتوانسته به اهداف اولیه خود دست پیدا کند . در حالی سونامی تحصیل کرده های تازه ورود کرده به نظام مهندسی از دید مدیران برای این سازمان یک تهدید تلقی می شوند که می توان از این نیرویهای جوان (ولو با سطح دانش پایین که لزوما اینطور نیست) به عنوان یک فرصت استفاده شود و با جهت دادن به انرژی آنها هم مسیر کسب و کار را برایشان هموار کرد هم کارهای اقتصادی مبتنی بر دانش فنی در کشور انجام داد .
اما در نظام مهندسی قضیه کاملا برعکس هست ، راه حل سران نظام و مسکن و شهرسازی سخت تر کردن آزمون های ورود به حرفه برای داوطلبان است که آن هم با کمی تلاش برای هر مهندسی قابل وصول می باشد .
اینکه چرا نظام مهندسی هنوز نتوانسته به اهداف اولیه خودش برسه باید آسب شناسی بشود در حالیکه اهداف این نظام در طول این 20 سال باید بسیار عالی تر و بزرگ تر از اهداف اولیه می بود .
اولین آفت برای جامعه مهندسی ما دغدغه امضا زدن و نقشه گرفتن است که خود باعث می شود گاهی با قیمتهای باورنکردنی خدمات مهندسی ارائه دهند حال اینکه قیمت خدمات مهندسی در کشور و به خصوص در استان ما به اندازه کافی پایین است . این موضوع سبب می شود امنیت شغلی برای مهندسین از بین برود و بازار رقابتی نا سالمی در جامعه تحصیل کرده مهندسین شکل بگیرد که نتیجه آن باعث آن شده کیفیت خدمات مهندسی ارائه شده به مراتب نزول کند چون مهندس ارائه دهنده خدمات به هیچ وجه نمی تواند به عنوان شغل اصلی به این مسئله نگاه کند . و این باعث میشه که انگیزه کاری در بین مهندسین کاهش یابد (موضوعی که باعث بد بینی مردم عادی به نظام مهندسی و خدمات مهندسی هم شده ) و حتی منجر به پدیده شوم امضا فروشی شود ، پدیده ای که نظام مهندسی تا کنون هیچگونه برخوردی موثری با آن نداشته است . حال این وضعیت را برای جامعه پزشکی شبیه سازی کنید آِیا فاجعه نیست ؟؟!
جراحی که شغل اولش چیز دیگری است و بدون انگیزه باید در هفته چند جراحی هم انجام دهد یا اینکه پزشک متخصص قلبی که مهر خود را در اختیار یک پزشک عمومی قرار دهد تا داروی تخصصی تجویز کند . تصور این مسائل واقعا سخته اما در جامعه مهندسی ما این اتفاقات در حال رخ دادن است و وقتی نمود پیدا خواهد کرد که بلای طبیعی رخ بدهد .
آن زمان با چه هزینه ای می توانیم خسارت های مالی و جانی ناشی از بی مسئولیتی های مهندسی را جبران کنیم ؟
مدیران نظام مهندسی آنقدر درگیر نظامات اداری ، خرید ساختمان های نظام و از همه بیشتر انتخابات های نظام شده اند که گویی هر اقدامی باید در جهت تامین منافع حضرات برای پیروزی در انتخابات باشد و جنبه تبلیغاتی داشته باشد . فارغ از اینکه فلسفه شکل گیری نظام مهندسی ایجاد یک نظام صنفی برای تامین منافع قشر مهندسین بوده ، بیمه مهندسین ، تخفیف یا اضافه کردن سهمیه این روزها مهمترین مطالبات مهندسین عضو نظام شده حال اینکه نظام مهندسی با تغییر نگرش به مهندسین تازه ورود کرده و جمعیت زیاد کل مهندسین (به نسبت تقاضای خدمات ) می تواند خودش بزرگترین کارآفرین کشور باشد و تبدیل به یک بنگاه اقتصادی بزرگ شود .
اما راه حل های ارائه شده معمولا در همان سطح دید کوتاه مدت تاثیر گذاری دارند مثل تغییر نظامات ادارای که در حال وقوع است با هدف باطنی درگیر شدن مهندسین بیشتر برای تقاضای ثابت ساختمان کشور و ظاهرا ارتقای کیفیت خدمات مهندسی . نکته دردآور دیگر در نظام مهندسی کم رنگ بودن سطح آموزش می باشد ، سازمانی که می خواهد مدعی ارتقای سازندگی و نوآوری صنعت ساختمان باشد برای آموزش های مهندسین خود بسیار ضعیف عمل کرده است ، با توجه به سرعت زیاد تغییر و تحول صنعت ساختمان آموزش و به روز کردن جامعه مهندسی عاملی بسیار حیاتی برای رسیدن به جایگاه واقعی جامعه مهندسین می باشد .
سؤال اول :
در یک سازه بتنی ، رابطه وزن آرماتور مصرفی با مساحت زیر بنا چیست ؟ یعنی به ازای هر متر مربع زیر بنا چه مقدار آرماتور مصرف می شود ؟ ( البته این سؤال خیلی راحته و اکثر دوستان محاسب و مجری پاسخ رو می دونند)
بین 43 تا 53 کیلو گرم بر متر مربع
سؤال دوم :
نسبت وزن آرماتور مصرفی به ازای هر متر مربع از فنداسیون سازه بتنی به مساحت زیر بنا چیست؟
یعنی به ازای هر متر مربع فنداسیون چه مقدار آرماتور مصرف می شود ؟
بین 9 تا 18 کیلو گرم بر متر مربع(معمول : 11-13)
سؤال سوم :
به ازای هر متر مربع سقف یک سازه بتنی چه مقدار آرماتور مصرف می شود ؟
با آرماتور تیرچه 20 تا 25 کیلو گرم بر متر مربع
سؤال چهارم :
نسبت وزن آرماتور مصرفی در ستون به زیربنای ساختمان بتنی چقدر است ؟ یعنی به ازای هر متر مربع از زیربنا چه مقدار آرماتور در ستون مصرف می شود ؟
بین 12 تا 18 کیلو گرم بر متر مربع
سؤال پنجم :
مقدار متر طول تیرچه به نسبت مساحت سقف در یک سازه بتنی
( و یا فلزی با سقف تیرچه و بلوک ) چقدر است ؟
بین 4/1 تا 6/1 برابر (بسته به مقدار سطحی که تیرها در پلان اِشغال میکنند)
سؤال ششم :
میزان آرماتور مصرفی به طور متوسط در هر متر طول تیرچه چقدر است ؟
با حرارتی و منفی حدود 12-13 کیلو گرم بر متر طول تیرچه
سؤال هفتم:
میزان وزن آرماتور حرارتی به مساحت سقف چقدر است ؟
(یعنی بطور تقریبی در هر متر مربع از سقف یک سازه بتنی چه مقدار آرماتور حرارتی مصرف می شود ؟
06/1 کیلو گرم بر متر مربع
سؤال فوق رو می توان در مورد آرماتور منفی ( سر تیرچه ) هم مطرح کرد؟
بین 1-2/1 کیلو گرم بر متر مربع
سؤال هشتم :
میزان سیمان مصرفی به ازای هر متر مربع از سازه فونداسیون ، سقف و ستون یک سازه بتنی به تفکیک چقدر است ؟
150تا 250 کیلو گرم بر متر مربع ( بسته به ارتفاع سقف و تکی یا دوبل بودن تیرچه) -
این نسبتها میتوانند جهت پروژه های موردی متفاوت باشند. – فونداسیون 43 ستون 6 و سقف 51 درصد از مقدار فوق ، توجه : سقف بسته به ضخامت و دوبل بودن میتواند درصد بسیار بسیار بزرگتری را به خود اختصاص داد.
سؤال نهم :
تعداد آجر مصرفی در تیغه های 11 سانتی متری و دیوارهای 22 و 35 سانتی متری در هر متر مربع از دیوار به تفکیک نوع آجر چه تعداد است .( منظور از انواع آجر ، آجر فشاری ، لفتون و سفال در ابعاد مختلف است )
زبره و مشابه : 60 و 120 و 180 عدد
سؤال دهم :
نسبت مساحت دیوار در یک سازه
(اعم از دیوارهای پیرامونی و تیغه های جداکننده داخلی ) به مساحت زیربنا چیست
(در نتیجه پاسخ به این سئوال و سئوال چهاردهم می توان تعداد تقریبی آجر مورد نیاز یک پروژه را تخمین زد)
از 95 تا 115 درصد - این نسبتها میتوانند جهت پروژه های موردی متفاوت باشند.
سؤال یازدهم :
میزان شن و سیمان مصرفی در اجرای یک متر مربع از دیوارهای مورد سئوال نهم چقدر است ؟ عیار سیمان رو در ملات مورد استفاده طبق کلیات مندرج در صفحه 5 فهرست بهای ابنیه سال 88 فرض کنید تا بشه گفت طبق یک مرجع قانونی در نظر گرفته شده
دیوار 11 سانتی :
سیمان 7 کیلوگرم و شن و ماسه 66 کیلوگرم
دیوار 22 سانتی : سیمان 14 کیلوگرم و شن و ماسه 132 کیلوگرم
دیوار 35 سانتی : سیمان 22.3 کیلوگرم و شن و ماسه 210 کیلوگرم
سؤال دوازدهم :
نسبت مساحت گچ و خاک بدنه و سقف ( به تفکیک ) به مساحت زیر بنا چقدر است ؟
بدنه :85 تا 100 درصد – سقف 80 تا 85 درصد - این نسبتها میتوانند جهت پروژه های موردی متفاوت باشند.
سئوال سیزدهم :
وزن گچ و خاک مصرفی در هر متر مربع برای ضخامت یک سانتی متر چقدر است؟ ( البته با مراجعه به جداول موجود در مبحث ششم مقررات ملی ساختمان می تونیم به راحتی این نسبت رو حساب کنیم . که بعد از آن خیلی راحت برای ضخامت 5/2 سانتی متر که مبنای پرداخت در فهرست بهای ابنیه است این محاسبه انجام می شه
( البته برای هر ضخامت دیگه ای هم می شه حساب کرد )
40 کیلوگرم بر متر مربع دیوار.
نتیجه :
با توجه به جواب سئوال دهم و دوازدهم و این سئوال حدودا می شه وزن گچ مورد نیاز برای انجام عملیات گچ و خاک یک ساختمان رو بصورت تقریبی بر اساس ضخامت مورد نیاز حساب کرد
سئوال چهاردهم :
نسبت وزن گچ سفید جهت اجرای سفید کاری در یک متر مربع چقدر است ؟ ( خیلی که بخواهیم اجرایی صحبت کنیم ، می شه بپرسیم با هر کیسه گچ 50 کیلویی ، چند متر مربع رو می شه سفیدکاری کرد ؟)
باتوجه به سؤالات قبلی میتوان به میزان گچ سفید مورد نیاز برای یک پروژه پی برد .
13 کیلوگرم بر متر مربع دیوار.
یعنی 85/3 متر مربع دیوار را.