چالوس

چالوس

بزرگترین مرجع معرفی نقاط دیدنی و تفریحی برای مسافرت و گردش
چالوس

چالوس

بزرگترین مرجع معرفی نقاط دیدنی و تفریحی برای مسافرت و گردش

قبرستان اسرارآمیز


قبرستان اسرارآمیز در استان گلستان


قبرستانی که در مجاورت زیارتگاه خالدنبی وجود دارد و به قبرستان خالدنبی مشهور شده بی‌شک یکی از اسرارآمیزترین نقاط ایران است! به این دلیل که هنوز در مورد زمان و چگونگی پیدایش آن ابهامات فراوانی وجود دارد. شاید یکی از دلایل این مسئله عدم انجام تحقیقات و کارشناسی‌های مختلف باشد. از سوی دیگر هر چند این مجموعه در سال ۱۳۸۰ توسط اداره میراث فرهنگی و گردشگری استان گلستان در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده اما تاکنون تمهیداتى براى حفاظت از آن در برابر سرقت و تخریب لحاظ نشده است.

به عنوان مثال بسیاری از سنگ قبرها افتاده‌اند و یا شکسته‌اند. عده‌ای از بازدیدکنندگان نیز از آن‌ها بالا می‌روند! به علاوه در برخی نقاط گودال‌هایی وجود دارد که حاکی از تلاش‌های غیرقانونی برای یافتن آثار باستانی و قیمتی است. در واقع به نظرم مسئولان با توجه به شکل و شمایل سنگ‌قبرها سکوت کرده‌اند و بدشان نمی‌آید که این مجموعه به کلی از بین برود! با این وجود به دلیل صعب‌العبور بودن مسیر و دورافتادگی این قبرستان هنوز هم فرصت دارید تا از این قبرستان دیدن کنید.



خالدنبی


چرا قبرستان خالدنبی پرطرفدار شده است؟
اولین سفر من به این قبرستان در اردیبهشت ۱۳۸۸ بود و به فاصله چند روز گزارش تصویری با عنوان قبرستان اسرارآمیز را در اختیار جام‌جم آنلاین قرار دادم (بگذریم که سه عکس به دلیل مسائل اخلاقی پس از چند روز از روی سایت حذف شدند!). پس از راه‌اندازی فتوبلاگ یکی از عکس‌های حذف شده را که در زیر مشاهده می‌کنید در فتوبلاگ قرار دادم. پس از آن نیز دو عکس دیگر را آپلود کردم.



سنگ قبرهای خالدنبی


لینک عکس در فتوبلاگ


سنگ قبرهای خالدنبی


لینک عکس در فتوبلاگ


خالدنبی


بد نیست بدانید از آن زمان تاکنون بیشترین ورودی‌های فتوبلاگ به جستجو واژه‌های Khalid Nabi cemetery و khaled nabi cemetery مربوط می‌شود! مدتی پیش نیز ایمیلی از یکی از همکاران CNN در رابطه با این عکس‌ها دریافت کردم. در Google Reader یا گودر خودمان نیز همواره عکس‌های این قبرستان لایک زیادی خورده‌اند و بحث‌های زیادی پای آن‌ها صورت گرفته است.

در واقع شکل و شمایل خاص این سنگ‌قبرها (در جایی لقب مناسب‌تر سنگ‌افراشته‌ها به آن‌ها داده شده است) در کشوری که بحث در مورد این مسائل جزو خطوط قرمز اخلاقی است، چه برسد به نمایش آن‌ها، این قبرستان را پرطرفدار کرده است. البته همان‌طور که توضیح دادم این قبرستان در سطح بین‌المللی نیز بسیار مورد توجه است. همان‌طور که در تصاویر مشخص است اغلب سنگ‌قبرها به شکل آلت تناسلی مردانه هستند و ارتفاع و ضخامت گوناگونی دارند.

از سوی دیگر در مواردی تعداد حلقه‌های برجسته به دور سنگ‌ها متفاوت است. شاید این‌ها روشی بوده است برای مشخص کردن سن، مرتبه و وضعیت تاهل یا تجرد مردگان. سنگ‌قبرهای دیگری نیز وجود دارد که منتسب به مردگان زن است. عده‌ای نیز عقیده دارند که مردمان این ناحیه آلت‌پرست بوده‌اند و به مانند کیش آلت‌پرستان در هند ذکر را نماد باروی و آفرینش می‌دانستند.


چه زمانی از خالدنبی دیدن کنیم؟
بهترین زمان برای رفتن به خالدنبی بهار است. به این دلیل که همان‌طور که در عکس مشاهده می‌کنید دشت‌ها سرسبز هستند و هوا نیز چندان گرم نیست (البته در اردیبهشت ماه که من رفتم مار در میان سبزه‌ها به وفور وجود داشت!).

اما اگر تابستان بروید علاوه بر گرمای طاقت‌فرسا با چیزی مواجه خواهید شد که در تصویر زیر نمایش داده شده است. همان‌طور که مشاهده می‌کنید دیگر خبری از سبزی بهار نیست. دشت‌ها نیز چنین پوششی دارند.



بنده در حال عکاسی! عکاس: آرش آزادی


چطور به خالدنبی برویم؟
خوشبختانه امکان دسترسی به زیارتگاه خالدنبی توسط وسایل نقلیه مختلف مانند سواری و یا مینی‌بوس به راحتی وجود دارد. برای دسترسی به این قبرستان همان‌طور که در نقشه مشخص است پس از طی مسیری حدودا ۴۰ کیلومتری گنبد کاووس تا کلاله باید به سمت روستای گچی‌سو حرکت کنید (فاصله این روستا تا قبرستان ۶ کیلومتر است).


روستای گچی‌سو در  نقشه


فاصله کلاله تا خالدنبی ۵۵ کیلومتر است که حدود ۲۵ کیلومتر آن خاکی و پر پیچ و خم است. خوشبختانه در طی مسیر تابلوهایی وجود دارند که شما را به سمت خالدنبی هدایت می‌کنند. من مکان حدودی این قبرستان را در این فایل که می‌توانید آن را در Google Earth باز کنید مشخص کرده‌ام.


اطلاعات بیشتر:
In Iran, tombstones shaped like penises delight tourists
Khaled Nabi Cemetery
Prophet Khaled Nabi Tomb

نظام مهندسی یا معضل مهندسی

نظام مهندسی یا معضل مهندسی


  مقدمه

پیشرفت هر کشوری مرهون تلاشهای بیشمار مهندسان آن است. مهندسان هر جامعه با تکیه بر دانش و توان علمی خود، اقدام به اجرای پروژه­هایی می­کنند که زیر ساخت­های آن جامعه را تشکیل می­دهند و تسهیلات ارتباطی، حمل و نقل، بهداشت، آموزش و ... را فرآهم می­آورند. با وجود این، در کشور ایران فعالیت مهندسی و قشر مهندسین مورد توجه قرار نگرفته و در طول سالهای متمادی، ارگانها و سازمانهایی که متولی دفاع از حقوق مهندسان، ارتقاء کیفیت کاری و آموزشی آنها و نیز نظارت بر فعالیت آنها بوده­اند، نتوانسته­اند خدمات مطلوب را ارائه نمایند. این سازمانها و نهادها که به منظور نظم بخشیدن و ایجاد ساختار مناسب فعالیتهای مهندسی به وجود آمده بودند، گاها خود به عنوان معضلی برای جامعه مهندسی کشور به حساب می­ایند. چرا که نه تنها نتوانسته­اند که به اهداف اساسنامه­ای خود دست یابند بلکه عملکرد نادرست آنها ضربات بسیار زیادی به بدنه ساخت و ساز کشور زده است.

یکی از مهمترین ارگانهایی که مستقیما مسئولیت حمایت، ارتقاء علمی، و نظارت بر فعالیت مهندسان را دارد، سازمان نظام مهندسی است. در مقاله حاضر سعی شده فعالیت سازمان نظام مهندسی ساختمان طی سالهای گذشته مورد توجه قرار گرفته و ساختار آن نقد شده و در نهایت پیشنهادهای اجرایی لازم برای ارتقاء این نظام ارائه گردد.

 

ساختار نظام مهندسی

نظام مهندسی ساختمان در کشور ایران، ساختار پیچیده­ای دارد که نمی­توان آن را با هیچ یک از ساختارهای تعریف شده و استاندارد جهانی، مطابقت داد. چرا که نظام مهندسی نه ساختار کاملا غیردولتی (NGO) دارد و نه ساختار کاملا دولتی؛ نظام مهندسی یک نهاد وابسته به دولت است و متاسفانه این وابستگی به دولت، باعث گردیده تا نتواند به عنوان یک نهاد مستقل، فعالیتهای خود را تعریف نموده و به عملکرد نظارتی خود در سطح عالی دست یابد.

ساختار نظام مهندسی ساختمان، به گونه­ای کاملا زیرکانه طرح ریزی شده است تا بدون داشتن هرگونه قدرت نظارتی و توان انتقادی، در صورت لزوم بتوان از آن به عنوان یک سازمان غیردولتی (NGO) یاد کرد. غافل از اینکه سازمانهای غیردولتی تعریف خاص خود را داشته و در آنها هیچ گونه دخالت دولت مجاز نمی­باشد.


متاسفانه قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان که در سال 1374 به تصویب هیات وزیران رسیده است کاملا دولت مدار بوده و سایه وزارت مسکن و شهرسازی در جای جای این قانون به چشم می­خورد و این امر باعث گردیده، تا ارج و ارزش سازمان نظام مهندسی در حد بازیچه ای برای این این وزارتخانه تقلیل یابد.


در این ساختار، مهندسان عضو این نظام، با شرکت در رای گیری به انتخاب نماینگان خود می­پردازند و نهادهایی همچون شورای استان انتخاب می­شوند. ولی متاسفانه در انتخاب اعضای شورای مرکزی و رئیس این شورا تمام نظرات و آرای مهندسان پایمال شده و انتخاب توسط وزیر مسکن از میان دو برابر ظرفیت انجام می­پذیرد.


ولی ایا غیر از این است که برنامه ها و خط مشی­های کلی و موضع گیریهای یک سازمان توسط شورای مرکزی و ریاست آن انجام می­پذیرد؟ که مطمئنا وزیر مسکن و شهرسازی، افرادی را انتخاب خواهد کرد که هم رای و همجهت برنامه های او باشند. در چنین فضایی است که انگیزه و علاقه مهندسان به عضویت در نظام مهندسی نه به عنوان نهادی که به آن تعلق دارند، بلکه به عنوان منبع درآمدی با دریافت برگه بدل گردیده است.

 

کاستی های نظام کنونی

برای اینکه هر سازمان و ارگانی در جهت صحیح و درست حرکت کند و اعتمام مردم نسبت به آن جلب گردد و بتواند از سرمایه­های مادی و معنوی نهایت استفاده را داشته باشد نیاز به ناظری قدرتمند و بی طرف دارد. در این بین وزارت مسکن و شهرسازی با توجه به اینکه وظیفه هدایت ساخت و ساز کشور را در دست دارد، یکی از مجموعه­هایی است که باید نظارت مداوم و مستمر از سوی نهادهای متخصص بر تصمیمات و فعالیتهای این وزارتخانه وجود داشته باشد.

نظام مهندسی ساختمان به عنوان بزرگترین اجتماع مهندسی کشور و با توجه به اینکه نظارت بر فعالیتهای ساختمانی از اصلیترین وظایف آن می­باشد، یکی از نهادهایی است که باید چنین نظارتی بر وزارت مسکن و شهرسازی داشته و گزارشهای مستمر را در این راستا ارائه نماید.


اما ساختار کنونی نظام مهندسی، هرگز چنین اجازه ای را به این نظام نخواهد داد چرا که با انتخاب شورای مرکزی و رئیس آن توسط وزیر مسکن، استقلال نظام مهندسی کاملا از بین می­رود و دیگر چنین مجموعه وابسته­ای نمی­تواند بر کارفرمای خود که وزارت مسکن و شهرسازی است نظارت داشته باشد.

برای مثال تصمیمات مربوط به طرح جامع شهرها مستقیما از سوی وزارت مسکن و شهرسازی ارائه می­شود و متاسفانه گاهی شاهد تصمیماتی از سوی این وزارت خانه هستیم که باعث گسترش نادرست شهرها و یا ساخت و ساز بر روی منطقه گسلها یا مناطق مستعد زمین­لغزش شده است. شهر تبریز یکی از شهرهایی که است که سابقه لرزه خیزی آن کاملا مستند بوده و گسل مسبب این زمین لرزه ها نیز کاملا شناخته شده است. با وجود چنین شناختی، وزارت مسکن و شهرسازی در چند سال اخیر باعث گسترش شهر در منطقه شمال شهر تبریز که دقیقا بر روی منطقه "گسل شمال تبریز" قرار دارد گردیده و شهرکهای جدیدی همچون باغمیشه را ایجاد کرده است که چند سال پیش اثری از این ساخت و سازها وجود نداشت. در چنین شرایطی است که سکوت سازمان نظام مهندسی ساختمان در طول سالها نشان از ناکارآمدی چنین روندی دارد و هیچ گونه اعتراضی از سوی نظام مهندسی در مورد شهر تبریز یا شهرهای دیگر که شرایط مشابه دارند به عمل نیامده است.

نمونه دیگر در مورد مجتمع 1084 واحدی استیجاری شهرستان بم است. وقتی زمین­لرزه، شهر بم را در دی ماه 1382 لرزاند، ساخت این مجتمع توسط وزارت مسکن و شهرسازی آغاز گردیده بود. این مجتمع دقیقا بر روی گسل شناخته شده شهر بم قرار داشته و تمام واحدهایی که قبل از این زلزله ساخته شده بودند، در اثر زلزله فروریخت. این در حالی است که بعد از بازسازی واحد­های آسیب دیده در پس لرزه­ها دوباره این واحدها دچار خسارتهای زیادی شدند. این بدین معنی است که وزارت مسکن و شهرسازی وقتی خود مستقیما وارد فرایند ساخت و ساز می­شود، بدون داشتن هیچگونه ناظری و با در دست داشتن قدرت در زمینه طرحهای جامع شهری، اقدام به انجام پروژه­هایی می­کند که از نظر مهندسی مردود است. شاید جالب باشد بدانید که محل احداث این مجتمع مسکونی در شهر بم، خارج از محدوده شهری قرار داشته و وزارت مسکن خود بدون توجه به نقشه طرح جامع شهری که از سوی خود تایید شده است، این مجتمع را در خارج از محدوده مشخص شده می­سازد!

مثالهای فوق دو نمونه از مشکلاتی است که توسط خود وزارت مسکن و شهرسازی ایجاد گردیده و شاهد هیچ گونه اظهار نظری از سوی سازمان نظام مهندسی نبوده و نیستیم.

در حال حاضر، به جرات می­توان گفت که سازمان نظام مهندسی تبدیل به یک بنگاه مالی برای گردانندگان آن شده است. سازمان نظام مهندسی استان کرمان بعد از زلزله شهر بم، به منظور نظارت بر روند ساخت و ساز مبلغی بالغ بر 6 میلیارد تومان دریافت نمود تا بر ساخت و ساز در بم نظارت داشته باشد. مشروح روند این نظارت و مشکلات مربوط به آن در روزنامه شرق مورخ شانزدهم دی ماه سال 1383 تحت عنوان "نظارت مردمی از حرف تا عمل" از سوی سازمان غیردولتی "جمعیت کاهش خطرات زلزله ایران" (EHRSI)  به چاپ رسید.

نکته جالب در این نظارت این است که افرادی برای نظارت بر ساختمانهای شهر بم این مبلغ را دریافت کرده اند که قبل از زلزله نیز ناظر بر ساختمانهای فروریخته بوده­اند. شاید لازم بود حداقل به عنوان جبران عملکردهای قبلی، این نظارتها داوطلبانه انجام می­گرفت.

 

فعالیتهای انجام نشده

علاوه بر وظایف نظارتی سازمان نظام مهندسی ساختمان که در بالا به آن اشاره شد، بسیاری از فعالیتهایی که به صراحت در قانون این سازمان ذکر شده است، بعد از 10 سال که از تشکیل آن می­گذرد، همچنان مسکوت باقی مانده و هیچ گونه فعالیتی در جهت رسیدن به اهداف ذکر شده انجام نپذیرفته است. ماده 4 این قانون وظیفه آموزش به فعالان در بخش ساختمان را به سازمان نظام مهندسی، وزارت مسکن و شهرسازی و نیز وزارت کار و امور اجتماعی محول می­کند. در تبصره 1 این بند 10 سال مهلت از زمان ابلاغ این قانون تعیین شده تا در این ده سال، همه افراد شاغل تحت آموزش قرار گیرند.

شاید اگر این بند تا کنون حتی به صورت جزئی به اجرا در می­آمد ما در ساخت و ساز ساختمانها با چنین مشکلات بزرگی در اجرا روبرو نبودیم. در وضعیت کنونی، شما می­توانید هر تعداد که بخواهید استاد و دکترای مهندسی عمران را پیدا کنید ولی مطمئنا در پیدا کردن تکنسین اجرایی ساختمان چه در زمینه اسکلت فلزی یا بتنی و ... که دارای مهارت تایید شده باشد دچار مشکلات فراوان خواهید بود و شاید اصلا چنین افراد ماهری پیدا نکنید.

اینگونه است که ما هنوز با تکنولوژی روستایی، در حال ساخت برجهای بلند هستیم. برجهایی که مطمئن باشید کوچکترین جزء آن توسط افراد ماهر اجرا نشده است. و مسلما این نقص برمیگردد به کم کاریهای سازمان نظام مهندسی که نتوانسته در 10 سال گذشته به وظیفه خود عمل نماید تا بتواند مشکل کمبود کارگر و تکنسین ماهر را پوشش دهد و یا حداقل اگر این آموزش از وظایف ارگانهای دیگر بوده باشد، گزارشی از عدم کارکرد آنها تهیه و منتشر نماید.

 

جمع بندی

از موارد ذکر شده در فوق که گوشه ای از شرایط حاکم بر سازمان نظام مهندسی است، برمی­اید که:

- سازمان نظام مهندسی بدلیل اینکه از نظر اداره امور وابسته به وزارت مسکن و شهرسازی است، نتوانسته هرگز خود را در جریانهای بزرگ کشور سهیم کند و همواره به عنوان زیر مجموعه­ای از وزارت مسکن، به انجام امور نظارت بر نقشه­های ساختمانهای مسکونی پرداخته و قادر به ایفای نقشی هرچند کوچک در پروژه های بزرگ و حیاتی نبوده است.

- سازمان نظام مهندسی حتی نتوانسته جایگاهی امن و مطمئن برای مهندسان ایجاد کند و بتواند از حقوق آنها دفاع نموده و جایگاهی در اعتلای فرهنگ مهندسی کشور داشته باشد.

- در حال حاضر، رفته رفته نقش سازمان نظام مهندسی حتی در نظارت بر ساختمانهای مسکونی نیز بیرنگ شده و تقریبا پشت صحنه قرار گرفته است. در بسیاری از شهرها، شهرداریها بدلیل ناکارآمدی مدیریتی سازمانهای نظام مهندسی استانها، کار نظارت را از نظام مهندسی سلب کرده و حتی دیگر نظام مهندسی قادر به انجام فعالیت نظارتی بر پروژه های مسکونی نیز نیست.

 

با در کنار هم قرار دادن شرایط ذکر شده در فوق، مشخص می­شود که سازمان نظام مهندسی در طول 10 سال گذشته نتوانسته است عملکرد شایسته­ای داشته باشد و این ضعف عملکردی بر می­گردد به ضعف ساختاری و وابسته بودن این نظام به دولت و وزارت مسکن و شهرسازی. شاید 10 سال پیش، یعنی سال 74 که سازمان نظام مهندسی توسط وزارت مسکن تاسیس گردید به دلیل نوپا بودن آن نیاز به حمایت از سوی این وزارتخانه داشت. ولی اکنون با وجود 10 سال تجربه، نظام مهندسی دوران طفولیت خود را سپری نموده است و مطمئنا ادامه فعالیت به صورت زیر مجموعه­ای از بدنه دولت دیگر پاسخگوی نیازهای کنونی جامعه و انتظاری که از این سازمان می­رود نخواهد بود. چرا که هم اکنون نظام مهندسی جایگاهی در بین مهندسان ساختمان کشور ندارد و این سازمان تبدیل به یک ارگان فرمایشی و منبع صدور برگه شده است.

اولین حرکتی که باید از سوی مهندسان برای اصلاح ساختار نظام مهندسی و توانمند سازی آن انجام پذیرد، استقلال کامل این سازمان می­باشد، چرا که تنها در صورت تحقق چنین استقلالی است که سازمان نظام مهندسی به عنوان یک سازمان غیردولتی خواهد توانست به اهداف خود که هم اعتلای کیفیت ساخت و ساز و هم دفاع از حقوق و جایگاه مهندسی است، دست یابد.

منبع :http://www.vojoudi.com/nezam/article_01.htm

سلمان پادشاه جدید عربستان و شاهزاده مقرن ولیعهد+بیوگرافی

مرگ«عبدالله»/ سلمان پادشاه جدید عربستان و شاهزاده مقرن ولیعهد+بیوگرافی

خبرگزاری تسنیم: تلویزیون رسمی عربستان سعودی با قطع برنامه‌های خود از مرگ پادشاه عربستان سعودی خبر داد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، تلویزیون رسمی عربستان سعودی به نقل از دفتر پادشاه عربستان سعودی در بیانیه ای اعلام کرد ملک عبدالله بن عبدالعزیز پادشاه این کشور در ساعت یک بامداد (به وقت محلی) امروز جمعه درگذشت.

براساس این بیانیه، شاهزاده سلمان ولیعهد نیز به عنوان پادشاه جدید معرفی و با وی بیعت شد. علاوه بر این، شاهزاده مقرن نیز به عنوان ولیعهد جدید اعلام شد.

برپایه این گزارش،‌ شبکه‌های تلویزیون رسمی عربستان سعودی برنامه‌های عادی خود را قطع کرده و خبر مرگ عبدالله بن عبدالعزیز را زیر نویس کرد.

اعلام خبر مرگ پادشاه عربستان سعودی در نخستین ساعات روز جمعه از تلویزیون رسمی این کشور صورت گرفت.

ملک عبدالله در چند هفته اخیر به علت ابتلا به عفونت ریه در بیمارستان بستری بود. او در سال 2005 و پس از مرگ برادرش، ملک فهد، پادشاه عربستان سعودی شد.

«خبرگزاری رویترز» نیز خبر داد ، خبر مرگ  «عبدالله بن عبدالعزیز آل سعود»  قبلا بارها به صورت شایعه مطرح می شد اما اینبار با اعلام اخبار مرگ وی از تلویزیون دولتی عربستان به شایعات پایان داد.

رویترز افزود:«ملک عبدالله»  90 ساله برای نزدیک به 10 سال حکومت عربستان سعودی را پس از مرگ برادرش «ملک فهد» در سال 2005 بر عهده داشت.


مراسم بیعت با پادشاه جدید عربستان

دیوان پادشاهی عربستان اعلام کرد پس از نماز عصر امروز- جمعه- نماز بر ملک «عبدالله بن عبدالعزیز» پادشاه این کشور در مسجد «جامع ترکی بن عبدالله» در پایتخت برگزار خواهد شد.

براساس این گزارش، بیعت با ملک سلمان بن عبدالعزیز و شاهزاده مقرن بن عبدالعزیز به عنوان ولیعهد پس از نماز عشای جمعه در کاخ پادشاهی در ریاض برگزار خواهد شد.

در این بیانیه آمده است، پس از نماز عصر امروز نماز بر ملک عبدالله بن عبدالعزیز در مسجد جامع ترکی بن عبدالله در ریاض برگزار خواهد شد.

عبدالله بن عبدالعزیز

ملک عبدالله از سال ١٩٨٢ میلادی ولیعهد عربستان شد، وی از سال ١٩٩٥ و پس از بیماری و زمین گیر شدن ملک فهد عملاً تمامی اختیارات یک پادشاه را در دست داشت، اما نهایتا با مرگ ملک فهد در سال 2005 رسما به عنوان پادشاه انتخاب شد. وی با وجودی که از نزدیک به سه سال پیش دچار بیماری‌های متعددی است، تاکنون در سمت پادشاه عربستان باقی مانده است.

وی همچنین ریاست هیات وزیران و فرماندهی گارد ملی عربستان سعودی را نیز عهده دار بوده است. سلطان بن عبدالعزیز و نایف بن عبدالعزیز دو تن از ولیعهدهای وی قبل از رسیدن به آرزوی خود یعنی پادشاهی عربستان، از دنیا رفته اند و هم اکنون سلمان بن عبدالعزیز که وی نیز به بیماری آلزایمر مبتلا است، ولیعهد عربستان است.



سلمان بن عبدالعزیز پادشاه جدید عربستان کیست؟

پس از مرگ شاهزاده «سلطان بن عبدالعزیز» در اکتبر 2011 و نیز مرگ شاهزاده «نایف بن عبدالعزیز» در ژوئن 2012 که ولیعهدهای سابق عربستان سعودی بودند، سلمان بن عبدالعزیز به ولیعهد این کشور معرفی شد.

سلمان بن عبدالعزیز هفتمین پادشاه و اولین ولیعهد عربستان است که قبل از رسیدن به پادشاهی برای وی جانشینی تعیین شد. در اواخر ماه مارس 2014 «عبدالله بن عبدالعزیز» پادشاه متوفی عربستان در حکمی، شاهزاده مقرن بن عبدالعزیز را به عنوان جانشین ولیعهد انتخاب کرد و براساس این حکم، مقرن به عنوان ولیعهد و جانشین ملک سلمان مورد بیعت قرار می‌گیرد و همزمان با شاهزاده سلمان به عنوان شاه این کشور بیعت انجام می‌شود.

سلمان بن عبدالعزیز یکی از مهم‌ترین ارکان خاندان سلطنتی، امین اسرار و مشاور شخصی پادشاه بود.

پادشاه جدید عربستان که متولد در سال 1935 میلادی است، بیست و پنجمین فرزند «عبدالعزیز بن عبدالرحمن الفیصل آل سعود» موسس خاندان سلطنتی سعودی است.

ملک سلمان حیات سیاسی خود را در سال 1954 به عنوان امیر منطقه ریاض که در آن زمان جانشین برادرش «نایف بن عبدالعزیز» بود، آغاز کرد. سپس یک سال پس از آن رسما امیر ریاض شد تا اینکه در سال 1960 از این سمت استعفا داد.

«سعود بن عبدالعزیز» پادشاه وقت عربستان سعودی در سال 1963 با صدور حکمی بار دیگر شاهزاده سلمان را به عنوان امیر منطقه ریاض معرفی کرد.

براساس حکم دیوان پادشاهی عربستان سعودی، شاهزاده سلمان در سال 2011 وزیر دفاع این کشور شد.

پس از مرگ نایف بن عبدالعزیز، ولیعهد اسبق عربستان سعودی، دیوان پادشاهی در حکمی شاهزاده سلمان را با حفظ سمت قبلی در وزارت دفاع، به عنوان ولیعهد و معاون رئیس هیئت وزیران انتخاب کرد.

سلمان تاکنون 3 بار ازدواج کرده است و 13 فرزند دارد.

مشکلات جسمانی ملک سلمان در سن 79 سالگی بروز کرد طوری که گفته می‌شود وی به دلیل بیماری «آلزایمر» قادر به اداره حکومت نیست.

امیر مقرن ولیعهد جدید عربستان کیست؟

امیر مقرن بن عبد العزیز آل سعود، سی و پنجمین پسر ملک عبد العزیز و کوچک‌ترین آنهاست. وی در سپتامبر سال 1945 متولد شد و تحصیلات اولیه خود را در مرکز نمونه پایتخت آغاز کرد و پس از آن زندگی حرفه‌ای خود را با درجه افسری در نیروی هوایی عربستان شروع کرد تا اینکه در سال 1980 بازنشسته شد.

وی بیشتر عمر خود را صرف کسب تخصص در زمینه پروازهای نظامی کرده و در همین راستا به نیروی هوایی عربستان پیوست و در سال 1968 با درجه کمک خلبانی در رشته خلبانی در انگلیس فارغ التحصیل شد و پس از آن در سال 1974 تحصیلات خود را در دوره‌ ستاد و فرماندهی آمریکا ادامه داد و مدرک دیپلم دریافت کرد و پس از آن نیز به عنوان معاون مدیر عملیات هوایی و رئیس بخش برنامه‌ریزی و عملیات نیروی هوایی عربستان تعیین شد.

شاهزاده مقرن پس از بازنشستگی در سال 1980 به عنوان امیر منطقه حایل برگزیده شد و تا 2000 در این منصب بود و پس از آن نیز به عنوان امیر منطقه مدینه منوره تعیین و تا سال 2005 عهده‌دار این منصب بود. با به قدرت رسیدن رسمی ملک عبدالله در سال 2005 روند صعودی نفوذ وی در خاندان سلطنتی شدت گرفت و وی به عنوان رئیس دستگاه اطلاعات عربستان و جانشین شاهزاده «نواف بن عبد العزیز» تعیین شد.

در تاریخ 19 جولای 2012 نیز به عنوان مشاور ملک عبد الله بن عبد العزیز و نماینده ویژه وی و در اول فوریه 2013 نیز به عنوان معاون نخست وزیر منصوب گشت.


کشمکش و نزاع در خاندان حاکم

به عقیده ناظران سیاسی مشکل اصلی در مورد موضوع ولیعهدی و اختلافات شدید بر سر آن بین خاندان حاکم است.

تعیین ولیعهد یا برکناری او از جمله اختیارات پادشاه است، از همین رو امیر سلمان یا همان ولیعهد کنونی می‌تواند امیر مقرن را که اکنون جانشین ولیعهد است عزل کرده و شخص دیگری را که مناسب این پست می‌داند، تعیین کند.

همچنین این احتمال وجود دارد که امیر سلمان، فرزندش امیرمحمد که رئیس دفترش است، به ولیعهدی برگزیند که در این صورت بسیاری از کسانی که به این پست چشم طمع دارند، خشمگین خواهند شد، یکی از این افراد "متعب‌بن عبدالله" وزیر گارد ملی پسر ملک عبدالله و امیر محمدبن نایف فرزند ولیعهد سابق و وزیر کشور است.



فراز و فرود قدرت در خاندان حاکم عربستان +آمار جالب از آل سعود

اقلیت 7 هزار نفری خاندان آل سعود نزدیک به ربع قرن است که با قدرت سرنیزه حاکمیت سیاسی و اقتصادی و فرهنگی اکثریت 25 میلیونی عربستان را در دست گرفته‌اند.

، آل سعود نام خاندان سلطنتی حاکم بر کشور عربستان است که از اواسط قرن هجدهم میلادی و توسط عبدالعزیز بن عبدالرحمن بن فیصل به حکومت در عربستان سعودی دست یافت و تاکنون بر این کشور حکومت می کنند.
خاندان آل سعود منسوب به سعود بن محمد بن مقرن که از 1735 میلادی بر بخشی از شبه جزیره عربستان حکومت کرده‌ و اکنون نیز نام خود را به کشور عربستان تحمیل کرده است. گسترش نفوذ سیاسی - اقتصادی این خاندان از قرن هجدهم تاکنون می‌توان به سه دوره تقسیم کرد:


1- تاسیس دولت آل سعود در درعیه تا چیرگی مصریان
2- بازگشت به قدرت تا استیلای ابن رشید بر نجد
3- چیرگی ابن سعود بر ریاض و آغاز دوران نوین فرمانروایی آل سعود


تاریخچه حاکمیت سعودی ها در عربستان

حکومت عربستان سعودی در سال 1750 به وسیله محمد ابن سعود(1735-1766 ) پایه‌ریزی شد. پس از وی عبد العزیز بن سعود (1766-1803) با پشتیبانی شیخ محمد بن عبدالوهاب شهر ریاض را به تصرف درآورد. در عهد عبدالعزیز، عسر، تهامه، حجاز ، عمان ، احساء ، قطیف ، زیاره ، بحرین ، وادی الدواسر خرج ، محمل وشم ،  سدیر ، قصیم ، شمر، مجمعه، منیح ، بیشه ، رنیه ، و ترابه تحت تصرّف مذهب وهابی درآمد. او پس از غلبه برهمه  قبایل این سرزمین توانست سلسله پادشاهی "آل سعود " را بنیان گذارد. مبانی دولت سعودی‌ها در دوره های مختلف حاکمیت بر عربستان ضرب شمشیر و سوار شدن بر موج تعلیمات یک روحانی متعصب واپسگرا به نام محمد بن عبدالوهاب بود که در منطقه عیینه عربستان رشد کرد. انگلستان نیز با حمایت تمام قد از این ائتلاف و پوشش گذاشتن بر قتل عام مردم عربستان منجر به تشکیل خاندانی شد که به مرور زمان بر گرده مردم بخش عمده ای از شبه جزیره عربستان سوار شده و منافع اقتصادی و سیاسی و امنیتی خود را دنبال کردند.
کسانیکه پس از عبد العزیز بن سعود با در اختیار گرفتن قدرت به دنبال تداوم حاکمیت خاندان آل سعود بودند، عبارتند از:

• سعود بن عبدالعزیز1803-1814 (او فتوحات وهابیان را در شبه جزیره تا خلیج فارس ادامه داد.(
• ابراهیم بن سعود1814-1818 (در زمان وی عربستان از مصر شکست خورد و طوسون پاشا فرمانده سپاه ، مکه را فتح کرد اما نتوانست در مدینه پیشروی کند و به قاهره بازگشت . پس از طوسون پاشا برادرش ، ابراهیم پاشا نجد را تصرّف کرد و خود را به درعیه رسانده و پایتخت آل سعود را به محاصره درآورد و مقاومت وهابیان را بار دیگر در هم شکست.)
• عبدالله بن مسعود 1814-1818 (دوران حکومت وی اوج نفوذ فرهنگ اروپا در عربستان بود تا این که شکست خورده و به دستور ابراهیم پاشا محکوم به اعدام شد.)
• مشاری بن سعود1819-1820 ( اولین تلاش در زمینهٔ برپایی مجدّد حکومت آل سعود توسط مشاری بن سعود بود.)
• ترکی بن عبدالله1821-1834 ( او ریاض را به تصرف خود در آورد)
• مشاری بن عبدالرحمن مشاری1834( وی تنها40 روز حکومت کرد.)
• فیصل بن ترکی1834-1838 (وی تشکیل حکومت دوم آل سعود را اعلام نمود).
• خالد بن سعود1842-1843 (او کسی بوده که اعراب بر وی شوریده و او را از ریاض بیرون کردند.)
• عبدالله بن ثنیان 1843-1865 (در دوران حکومت او مصر ارتش خود را از عربستان فراخواند.)
• فیصل بن ترکی1865-1871
• عبدالله بن فصیل1871-1874 ( او با همدستی قبیلهٔ عجمان و سعود  به منطقه احساء حمله و آنجا را متصرف شد.)
• سعود بن فیصل1875-1887 (او با حمله به قطیف آنجا را به فتوحات سعودی افزود، بعد از وی چند حاکم دیگر در مدت زمان های کوتاه روی کار آمدند، اما نهایتا دوره دوم حاکمیت آل سعود با شکست از حکومت آل رشید به پایان رسید.

اسامی پادشاهان دولت سوم سعودی

عبدالعزیز بن عبدالرحمن1902-1953 موسس دولت سوم سعودی در عربستان است، وی که در سال 1922 میلادی در 20 سالگی به ریاض حمله کرده و آنجا را تحت تسلط خود گرفت، 51 سال در عربستان حکومت کرد و با اتکا به انگلیس جنایت های زیادی در این کشور انجام داد.

عبدالعزیز موسس خاندان سعودی وصیت کرد که تا زمانی که فرزندان وی زنده هستند، حاکمیت خاندان سعودی به نسل های بعدی منتقل نشود.

طبق وصیت عبدالعزیز ولیعهدی به پسر بزرگتر و کوچکتر از شاه بر می‌گردد، مگر آنکه خود فرد بزرگتر از آن امتناع کند. در آن صورت به پسر بزرگتر بعدی می رسد. در پادشاهی ملک عبدالله پس از مرگ سلطان بن عبدالعزیز (ولیعهد) به ترتیب عبدالرحمن، طلال و ترکی برادران بزرگتر بودند که در نوبت ولیعهدی بودند، اما علیرغم این وصیت پس از مرگ سلطان، نایف بن عبدالعزیز ولیعهد شد و پس از مرگ او نیز سلمان بن عبدالعزیز ولیعهد شد.
حاکمان دوره حکومت جدید خاندان آل سعود بر ریاض به این شرح است:
عبدالعزیز بن عبدالرحمن بن فیصل : 1902 تا 1953
سعود بن عبدالعزیز: 1953 تا 1964
فیصل بن عبدالعزیز: 1964 تا 1975
خالد بن عبدالعزیز: 1975 تا 1982
فهد بن عبد العزیز 1982 تا 2005
عبدالله بن عبدالعزیز: 2005 تا ...
شمار دقیق همسران و فرزندان عبدالعزیز نامعلوم است. گفته می‌شود که او 17 تا 22 همسر قانونی و 37 تا 48 پسر داشته ‌است. وی همسران خود را از بین خانواده‌هایی انتخاب می‌کرد که قصد جلب حمایت آن‌ها را از حکومت خود داشت. تعداد دختران او به درستی مشخص نیست و در برخی منابع 215 نفر برآورد شده‌ است. تعداد پسران او را نیز تا 150 نفر ذکر کرده‌اند.


گریه موسس خاندان سعودی در برابر نماینده انگلیس

هارولد دیکسون وکیل وقت سیاسی انگلیس در بحرین که در یکی از دیدارهای پرسی کاکس نماینده ارشد بریتانیا در عراق به عنوان مشاور و مترجم کاکس حضور داشت، در کتاب خاطرات خود می‌نویسد: در روز ششم مذاکرات در العقیر آقای پرسی کاکس صبر خود را از دست داد و عبدالعزیز بن سعود را به انجام اقدامات بچگانه در زمینه پیشنهاد مرزی عشایری بین عراق و نجد متهم کرد. وی عربی را به خوبی بلد نبود، به همین علت من آن را ترجمه کردم. برای من عجیب بود که می‌دیدم سلطان نجد از سوی نماینده ارشد دولت انگلیس مانند یک شاگرد ضعیف و ذلیل مورد توبیخ قرار می‌گیرد . کاکس با لحنی قاطع به ابن سعود گفت که خود وی بدون توجه به هر اعتراضی مرزها را مشخص خواهد کرد.

در این لحظه بود که عبدالعزیز به التماس و اظهار دوستی با کاکس افتاد و و با لحنی خفت‌بار و ملتمسانه گفت: حضرت‌عالی پدر و مادر من هستی. غیرممکن است که من لطف شما را فراموش کنم. شما دست من را گرفتید و پرورش دادید و مرا بالا بردید. با یک اشاره و دستور  شما من حتی حاضرم از همه کشورم چشم‌پوشی کنم. در این هنگام کاکس خودکار قرمز را برداشت و مرز شبه جزیره عربستان را رسم کرد و نقاط مختلف آن از خلیج ‌فارس تا شرق اردن را توضیح داد.

هارولد دیکسون در ادامه روایت خود از این نشست می نویسد: حدود ساعت 9 عصر بود، من از این مناظره متعجب بودم، اما عبدالعزیز بن آل سعود بار دیگر درخواست دیدار با پرسی کاکسی را کرد، من نیز با او همراه شدم، دیدم که ابن سعود به تنهایی در مرکز خیمه اش ایستاده است. او با دیدن ما مضطرب شد.

مدتی بعد با ناراحتی شروع به حرف زدن کرد و گفت: ای دوست من نیمی از مملکت من را گرفتید و بهتر است که بقیه آن را هم بگیرید. مرا رها کن تا به تبعیدگاه بروم، لحظاتی بعد این مرد با جثه بزرگی که داشت و با ناراحتی در برابر ما ایستاده بود، به صورت ناگهانی شروع به گریه کرد.


عبدالله بن عبدالعزیز:

ملک عبدالله بن عبدالعزیز بن عبدالرحمن بن فیصل بن ترکی بن عبدالله بن محمد بن سعود معروف به ملک عبدالله در سال 1924 در ریاض یه دنیا آمد. عبدالله بن عبدالعزیز ششمین پادشاه دولت سعودی و پنجمین نفر از فرزندان عبدالعزیز است که به پادشاهی رسیده است. عبدالله دهمین فرزند عبدالعزیز آل سعود است، وی از سال ١٩٧٥ به عنوان معاون دوم نخست وزیر در کشورش خدمت کرده است. این سمت در عربستان به جانشین ولیعهد تعلق می‌گیرد.

ملک عبدالله از سال ١٩٨٢ میلادی ولیعهد عربستان شد، وی از سال ١٩٩٥ و پس از بیماری و زمین گیر شدن ملک فهد عملاً تمامی اختیارات یک پادشاه را در دست داشت، اما نهایتا با مرگ ملک فهد در سال 2005 رسما به عنوان پادشاه انتخاب شد. وی با وجودی که از نزدیک به سه سال پیش دچار بیماری‌های متعددی است، تاکنون در سمت پادشاه عربستان باقی مانده است. وی همچنین ریاست هیات وزیران و فرماندهی گارد ملی عربستان سعودی را نیز عهده دار بوده است. سلطان بن عبدالعزیز و نایف بن عبدالعزیز دو تن از ولیعهدهای وی قبل از رسیدن به آرزوی خود یعنی پادشاهی عربستان، از دنیا رفته اند و هم اکنون سلمان بن عبدالعزیز که وی نیز به بیماری آلزایمر مبتلا است، ولیعهد عربستان است.
همان طور که گفته شد آمار دقیقی از تعداد زنان، دختران و پسران ملک عبدالله وجود ندارد، اما اسامی تعدادی از آن ها در زیر ذکر شده است:
زنان :
1- حصه بنت عبدالله ال سعود
2- منیره بنت محمد بن عبدالعزیز آل الشیخ
3- منیره بنت محمد بن عبدالله العطیشان
4- نوره بنت عجمی المنیخر
5-سلطانه بنت عبدالعزیز بن الأحمد السدیری
6- عایده فستق
7- حصه بنت طراد الشعلان
8- مشاعل بنت بندر بن فیصل الدویش
9- تاضی بنت مشعان الفیصل الجربا
10- ملکه بنت سعود بن زید الجربا الشمری
11-طریفه الفیصل الحمود آل رشید
12-  هیفاء بنت مهنا بن عبدالرحمن آل مهنا
13- حصه بنت مانع بن جمعه
14- العنود دحام البخیت الفایز بنی صخر
15- بینه بنت محمد بن نایف الحثلین
16-عمشاء بنت خلیل بن قرمله
17-نوره بنت لافی الشریم
18- موضی بنت محمد بن فلاح آل مجفل
19- شیخه بنت فهد العبود
پسران:
1- متعب اول
2-خالد
3-متعب دوم
4- عبدالعزیز
5-فیصل
6- مشعل
7-ترکی
8-سعود
9- منصور
10- محمد
11-ماجد
12-سعد
13- مشهور
14-بدر
15-بندر
16- سلطان

دختران:
1- فهده
2- نایفه
3- نوف
4-عالیه
5-عادله
6- صیته
7-سیفه
8-ساره
9-هیفاء
10-سحر
11-مها
12-هلا
13-جواهر
14-ریم
15- بسمه
16-عریب
17-الهنوف
18- مضاوی
19- سحاب
20-شعاله


آمار جالب از خاندان آل سعود و شاه عربستان

• در عربستان 7 هزار نفر عضو خاندان آل سعود، به تمامی کشور و بیش از 25 میلیون ساکن آن حکمرانی می‌کنند. این گروه علاوه بر در دست ‌داشتن تمامی امور حساس کشور، ثروت‌های نجومی حاصل از فروش نفت و گاز و تمامی امور کشور را بدون حضور هر گونه نهاد انتخابی و یا نظارت مردمی در اختیار خود گرفته‌اند. ثروت خاندان سعودی بیش از 1000 میلیارد دلار برآورد شده است.

• بر اساس سندی که ویکی لیکس آن را منتشر کرده است، فرزندان عبد العزیز بن سعود ماهانه مبلغ معادل 270 هزار دلار از خزانه دولتی دریافت می کنند،‌ هم چنین دادن دختر به شاهزادگان آل سعود برای ازدواج به عنوان هدیه نیز بسیار مرسوم است. در این میان نوه ها 27 هزار دلار، فرزندان نوه ها 13 هزار دلار و دیگر منسوبین تا 8 هزار دلار دریافت می کنند. خاندان سلطنتی سعودی سالانه دو میلیارد دلار از بودجه 40 میلیارد دلاری این کشور را خرج می‌کنند. ویکی لیکس همچنین از تصرف و فروش زمین ها و منابع دولتی و ملی عربستان توسط آل سعود بدون ضوابط و مقررات قانونی خبر داده است.

• هم اکنون در کشور عربستان بیش از 250 شرکت آمریکایی مشغول به فعالیت هستند که اکثر قراردادهای منعقده در حوزه‌های تسلیحات و برق و گاز و نفت و صنعت آهن و پتروشیمی را به خود اختصاص می‌دهند و در این میان شرکت آرامکو در واقع بازوی اجرایی دولت آمریکا در عرصه اقتصادی در عربستان است و بیش از هرچیز چون اختاپوسی می‌ماند که جدای از بخش نفت و گاز بر دیگر بخش‌های اقتصادی عربستان چنگ انداخته است.

• صرف نظر از نفت، آمریکا نبض اقتصاد کشور عربستان سعودی را درست دارد، بگونه‌ای که آمار و ارقام موجود نشان می‌دهد که 30 درصد واردات کالاهای اقتصادی مورد نیاز عربستان از آمریکا تامین می‌شود، درحالی که این نسبت در خصوص خریدهای تسلیحاتی به حدود 70 درصد می‌رسد.

• "ولید بن طلال" شاهزاده 56 ساله عربستانی از جمله ثروتمندترین افراد در این کشور به شمار می رود. بر اساس آمار مجله فوربس وی بیست و ششمین مرد ثروتمند جهان است.این شاهزاده به همراه همسر و فرزندانش در قصری در شهر ریاض زندگی می کند که 320 اتاق و دیوارهایی از مرمر ایتالیایی دارد. این قصر با داشتن سه سالن و استخر مجزا، زمینهای تنیس، 250 پنجزه بزرگ، یک سالن سینما و 5 آشپزخانه مجلل ظرفیت پذیرایی از 2000 مهمان را در آن واحد دارد. این در حالی است که پارکینگ خودروهای وی مجهز به 200 خودروی لوکس و آخرین مدل از جمله رولز رویس، فراری و لامبورگینی است.

• به نوشته ویکی لیکس در زمانی که تولید روزانه نفت عربستان هشت میلیون بشکه بود، تنها شش تن از امرای سعودی کنترل فروش روزانه یک میلیون بشکه از آن را در اختیار داشته اند که با توجه به بهای فروش نفت، این کار ثروتی معادل 120 میلیون دلار در روز نصیب آنان می کند.

• شاید کمتر کسی اطلاع داشته باشد که رژیم صهیونیستی از سالها پیش بخشی از خاک عربستان سعودی را به تصرف خود درآورده، بی‌آن‌که حتی مردم این کشور از این موضوع مطلع باشند. این در حالی ‌است که آل ‌سعود نیز هیچ اقدامی برای باز پس گرفتن آن از خود نشان دهد.   دو جزیره "تیران" و "صنافیر" این کشور سال‌هاست در اشغال رژیم صهیونیستی قرار دارد و هیچ یک از مجامع عربی و جهانی از آن سخنی به میان نمی آورند.

 


مناجاتی با خدا

    

       خدایا سرده این پایین

          از اون بالا تماشا کن...
          اگه میشه فقط گاهی
          خودت قلب منو"ها"کن


          خدایا سرده این پایین
          ببین دستامو می لرزه
          دیگه حتی همه دنیا
          به این دوری نمی ارزه 


          تو اون بالا من این پایین
          دوتایی مون چرا تنها ؟
          اگه لیلا دلش گیره
          بگو مجنون چرا تنها؟!!


          بگو گاهی که دلتنگم
          ازاون بالا تو می بینی
          بگو گاهی که غمگینم
          تو هم دلتنگ و غمگینی


          خدایا...من دلم قرصه!!
          کسی غیر از تو با من نیست
          خیالت از زمین راحت
          که حتی روز،،،روشن نیست


          کسی اینجا حواسش نیست
          که دنیا زیر چشماته
          یه عمره یادمون رفته
          زمین دار مکافاته!!!


          فراموشم میشه گاهی
          که این پایین چه ها کردم
          که روزی باید از اینجا
          بازم پیش تو برگردم


          خدایا...وقت برگشتن
          یه کم با من مدارا کن
          شنیدم گرمه آغوشت

       اگه میشه منم جاکن.




مصلحت چیست؟


خداوندا تو آگاهی ز حالم

گرفتی شوکت و جاه و جلالم


تفهمیدم، به هم تا خورد پلکم

به «اصلاحات ارزی» خورد مِلکم


نمی‌دانم خدایا ماجرا چیست

که هر چه بود از ما، مال ما نیست


مرا از دِه به شهرستان کشاندی

شدم آدم که از فردوس راندی؟


ز یارانم مرا انداختی دور

بساطم تقّ و لق شد، وضع ناجور


به تهران گرچه که پابند گشتم

چغندرزاده بودم، قند گشتم


ولی در شهر یک عیب کلان هست

که صد عاقل نمی‌ارزد به یک مست

 

بگو آن ناز و نعمت‌ها کجا شد

«ونستون» بود، دود آن هوا شد


شندیم بنده را روزی رسانی

خداوندا، حبیب بی‌کسانی


بدون هیچ منظور سیاسی

کجا بی‌کس‌تر از من می‌شناسی


تو با اغنیا انگار جوری

به ما چون می‌رسد یک‌دنده زوری


شنیدی گر مساکین در سپاس‌اند

بود عادت، وگرنه آس و پاس‌اند


به قربان تو شخص ِ شاخص من

«شنیدن کی بود مانند دیدن»


ببین درویش و دولتمند خود را

ببین شهکار ارزشمند خود را


تماشا کن خدایا این و آن بین

خودت تبعیض عدل آستان بین


یکی را گنج قارون می‌رسانی

یکی را گُشنه هرجا می‌دوانی


قضا را با قدر انداختی پیش

زبان خلق را بستی به یک کیش


سپر کردی قضا را و قدر را

درآوردی ز خیلی‌ها پدر را


ز هم پاشیده شد رسم بزرگی

شده رایج بسی آیین گرگی


بگو، اُستا کریما! مصلحت چیست

که ما صفریم و از ما بهتران بیست؟


کبوترهای انسانی که نازند

ز یک‌دَم جملگی در چنگ بازند


زبانم لال،‌ با ما گشته‌ای چپ

و یا با ما نداری تو سر ِ گپ


چرا یارب برای من ز تربت

کشیدی نقشه‌ی رفتن به غربت؟


نمی‌دانی چه کاری مفت کردی

مرا با غم حسابی جفت کردی


کنون مانند یک ناخوانده‌مهمان

به ری درمانده‌ام ویلان و سیلان


تو خود ناجور ما را آفریدی

به این زودی چرا از ما بریدی


مگر در پرده بند و بست داری؟

تو هم در حق و ناحق دست داری؟


چه می‌شد گر همه یک‌دست بودند

ز جام دوستی سرمست بودند


بشر گر با بشر یک‌رنگ می‌شد

بگو کار خدایی لنگ می‌شد؟


اگر دامان تو افتد به دستم

کنم کاری که گویی ناز شستم


دَر ِ روزی گرفتی فرض بر من

دلاری چند می‌دِه قرض بر من


رحیما، رحم کن، انصاف می‌کن

به ما یک خُرده‌ای الطاف می‌کن


عطا کن از کَرَم یک پول مفتی

مکُن لجبازی و گردن‌کلفتی


شده صبرم تمام و، طاقتم طاق

بکُن در حقّ ِ ما یک نمره ارفاق

 

مرا دریاب یارب، زود، فوری

تو می‌دانی، نمی‌دانم چطوری


اگر اعمال ما را می‌پسندی

بده ایوان عمرم را بلندی


اگر هم نیست کردارم پسندت

بیا این دست و پا، آن قید و بندت


زیان و سود مطرح نیست دیگر

به امید خودت، یا خیر، یا شر


در این‌جا بگذران از پُل خَرَم را

خودم دانم حساب محشرم را

 

محمود یاوری زاوه

شعر طنز از ابولقاسم حالت


شهر خواب‌آلوده‌ها بیدار می‌خواهد چه کار؟

این همه دار است!(۱) استاندار می خواهد چه کار؟


رازهای پشت پرده یک به یک شد بر ملا

پرده‌ی بی پرده‌دار اسرار می‌خواهد چه کار؟


هر خلافی ریشه‌اش خشکانده شد در این دیار

شهر ما امن است! پس سرکار می‌خواهد چه کار؟


با وجود این همه غارتگر دارای پست

مملکت باور بکن اشرار می‌خواهد چه کار؟!


آن که آب از کله‌اش رد شد، قضاوت باشما

واقعا پیژامه و شلوار می‌خواهد چه کار؟!


هر دروغی را که می‌شد بر زبان آورد و رفت

مانده‌ام این کار او، انکار می‌خواهد چه کار؟


سرزمینی که ندارد یک نفر بیکار، پس

یک وزارتخانه مثل کار می‌خواهد چه کار؟


تا چنین روشن‌تر از روز است و گویاتر زبوق

این تورم شاخص آمار می‌خواهد چه کار؟


کاسبی هم مثل زالو خون ما را می‌مکد

خاک ایران این همه خونخوار می‌خواهد چه کار؟!


با وجود حضرت استاد «خسرومعتضد»

کشور ما «ایرج افشار» می‌خواهد چه کار؟!


با بزرگانی نظیر حاج «مسعود» و «فرج»

سینما، «فرهادی» و اسکار می‌خواهد چه کار؟!


خشک چون دریاچه شد، تبدیل می‌گردد به دشت(۲)

دشت، دیگر مرغ ماهی‌خوار می‌خواهد چه کار؟


تا که شادی‌های ما قربانی غم می‌شود

عید قربان بره‌ی پروار می‌خواهد چه کار؟


مانده‌ام با این همه خرج و مخارج واقعا،

هفت شهر عشق را! عطار می‌خواهد چه کار؟


هر کسی که طالب آن کار شد در زندگی

بعد چندی لذت این کار می‌خواهد چه کار؟!


شاعری بیچاره از ارشاد وامش را گرفت

چون دهانش بسته شد! خودکار می‌خواهد چه کار؟


در نظام پادشاهی پاچه‌خاری عیب نیست

این حکومت شاعر دربار می‌خواهد چه کار!

سروده: راشدانصاری



پی نوشت:

۱- منظور از «دار»، دهدار، بخشدار، شهردار، فرماندار و از این قبیل «دار»هاست

۲- دریاچه‌ی نیمه‌خشک ارومیه!

این شعر طنز نقیضه‌ای است بر غزل جدی آقای اصغر عظیمی مهر عزیز.





جمجمه...

 

دکتری گفت که یکروز به دانشکده طب سر تشریح یکی جمجمه استاد بپرسید ز شاگرد که:این جمجمه از کیست؟ چو شاگرد بیامد جلو وجمجمه را کرد بسی زیر و زبر گفت: از آنجا که بسی چانه این جمجمه لق است گمانم که ز یک مشت زنی بوده که از بس که سر مشت زنی مشت به زیر دهنش خورده چک و چانه ی  او لق شده و محکمی مشت حریفان شل و ول کرده چنین چانه ی او را.

گفت استاد که هر چندچک و چانه این جمجمه لق است ولی صاحب آن مشت زن و بوکسور اگر بود چک و چانه او در عوض اینکه شل و ول بشود در اثر ورزش بسیار بسی محکم و استوار همی گشت.

در این بین به یک مرتبه شاگرد دگر خواست ز استاد خودش اذن و بیامد جلو و جمجمه را کرد بسی وارسی و گفت: گمانم که بود صاحب این جمجمه یک کاسب بازار و ز بس در سر هر چیز زده چانه چنین چانه ی او لق شده.

استاد بدو گفت که هر چند که از چانه زدن چانه ی اشخاص بسی لق شود اما نه بدین قدر ملقلق که شل و ول بکند چانه ی  آن عربده جو را. گشت شاگرد روان در سر جای خود و شاگرد دگر جست و گرفت اذن و بیامد جلو و جمجمه را پیش کشید و به سر و صورت وشکل و پک و پوزش نظری کرد و سپس گفت که این جمجمه بی شک تعلق به زنی داشته وین لق شدن چانه از آن است که هی از سر شب تا به سحر یا ز سحر تا سر شب ور زده با خاله و خانباجی و نفرین بنموده است به پشت سر هم شوهر خود را که برای چه مرتب ندهد خرجی و  هی خرج قر و رخت و لباسش نکند یا که چرا از سر او وانکند شر هوو را...!



ابولقاسم حالت

 

ادامه مطلب ...