چالوس

چالوس

بزرگترین مرجع معرفی نقاط دیدنی و تفریحی برای مسافرت و گردش
چالوس

چالوس

بزرگترین مرجع معرفی نقاط دیدنی و تفریحی برای مسافرت و گردش

دزدی است وقتی

دزدی، تنها بالا رفتن از دیوار خانه‌ی مردم و بریدن قفل گاوصندوق نیست. گاهی لباسی رسمی بر تن دارد، گاهی لبخندی مودبانه بر لب، و گاهی پنهان در پس واژه‌هایی خوش‌ آب‌ و رنگ نشسته است.
آنگاه که پزشکی، نه برای نجات جان، که برای چرب‌ شدن نان همکارش، بیماری بی‌خبر از همه‌جا را به دام رادیولوژی‌ای غیرضروری می‌فرستد؛
آنگاه که راننده‌ای، مسافر غریب را چون طعمه‌ای می‌بیند و او را دور شهر می‌چرخاند تا دستانش دو برابر کرایه را بستانند؛


آنگاه که تعمیرکاری با دستان آغشته به روغن و چهره‌ای خسته‌نما، برای تعویض پیچِ پنج‌هزار تومانی، دویست هزار طلب می‌کند و با لبخندی دروغین تشکر می‌شنود؛


آنگاه که کارمندی، به جای گشودن گره از کار مردم، مشغول تماشای فیلم و بازی در “سیستم قطع” است؛
در همه‌ی این‌ها، دزدی رخ داده است.

دزدی‌ست، 

وقتی وعده می‌دهی و عمل نمی‌کنی؛ 

نه فقط اعتماد مردم، که ایمانشان را به زندگی می‌ربایی.


دزدی‌ست، وقتی استاد، 

بی‌مطالعه به کلاس می‌آید و به بهانه‌ی کنفرانس، 

ساعت درس را بر دوش دانشجویان می‌گذارد.


دزدی‌ست، وقتی کارخانه‌داری، 

اسید را در قالب آبلیموی ناب به جان مردم می‌ریزد و سود می‌برد.


و دزدی‌ست، وقتی مأمور بهداشت این تقلب را می‌بیند و چشمانش را می‌بندد.

نه، دزدها فقط در تاریکی شب و با چهره‌هایی پوشیده نمی‌آیند.
گاهی رایحه‌ی ادکلن دارند، ساعت‌های طلایی به دست دارند، حرف‌های فخیم می‌زنند، اما جان و وقت و اعتماد مردم را به تاراج می‌برند.

چه ساده‌تر، چه تلخ‌تر:
دزدهایی با خالکوبی و کاپشن خلبانی، به مراتب شریف‌ترند از آنانی که در لباس شرافت، بی‌صدا می‌دزدند.

بیایید در آیینه‌ی وجدان خویش بنگریم؛
احساس مسئولیت کنیم، پیش از آن‌که چوب بی‌صدای خدا، بر فرق‌مان فرود آید

جایی در این مسیر، شادی مُرد

ما همه این را می‌دانیم و حسش کرده‌ایم:

 جایی در این مسیر، شادی مُرد.

مرگش ناگهانی بود؟

 یا آرام‌آرام در طول زمان از بین رفت؟

تشخیصش سخت است، اما از سال ۲۰۲۰ و با تعطیلی جهانی ناشی از پاندمی، شادی به‌تدریج از آگاهی جمعی ما ربوده و تخلیه شد. بیشتر ما از دهه ۲۰۰۰ خاطرات خوشی داریم، و من به‌شدت به یاد دارم که شادی سال ۲۰۱۹ چطور ناگهان متوقف شد.

آیا این یک بازتنظیم جمعی بود؟
همه‌ی ما در تونل‌های تاریک تاریخ و نظریه‌های “بازتنظیم” سرک کشیده‌ایم؛ از فرضیه‌ی سیل‌های گِلی گرفته تا سوزاندن کتاب‌ها، نسل‌کشی‌ها، عصرهای یخبندان و غیره.

 در تاریخ بشر نقاط بسیاری بوده که گویی همه چیز پاک شده است. تاریخ ما بارها از نو شروع شده، و شاید همین است که باعث سردرگمی ما درباره‌ی گذشته‌ و منشأمان شده است.


من باور دارم که در سال ۲۰۲۰ نوعی «بازتنظیم انرژیایی» بر آگاهی جمعی ما اعمال شد.
آن‌قدر ظریف و در عین حال عمیق بود که تا همین حالا متوجه‌اش نشدیم. با پیشرفت هوش مصنوعی، سلاح‌های انرژیایی، پروژه‌هایی مانند MK-Ultra و موارد دیگر، این نظریه چندان هم دور از ذهن نیست. البته می‌توان به ماجرای کووید، واکسن‌ها و داستان‌های پنهان پشت آن‌ها پرداخت، اما قضیه فراتر از این‌هاست.

چه می‌شود اگر پاندمی و قرنطینه اصلاً «ماجرا»ی اصلی نبودند؟
چه می‌شود اگر آن‌ها فقط یک سرگرمی ماهرانه بودند تا تفرقه بیندازند، کینه بکارند، و مردم را نسبت به یکدیگر پر از نفرت و قضاوت و رنجش کنند؟
در همین حین، “بازتنظیم واقعی” در پس‌زمینه در حال وقوع بود.

من نظریه‌ای کامل برای این موضوع ندارم، اما می‌توانم حس کنم که یکی از پیچیده‌ترین سلاح‌هایی که می‌توانست علیه ما استفاده شود، 

ربودن شادی ما بود—شادی، که یکی از والاترین ارتعاشات موجود در سیاره است

به زندگی کردن در حال بپردازید
تا شاد شوید
وسلام.

چرا این هفته طلا و کل بازار های جهانی سقوط کرد؟

سوال ؛ به نظر تون چرا این هفته طلا با کل بازار های جهانی سقوط کرد؟
وقتی بازار های سهام کرش میکنه
در واقع باید طلا رشد کنه
حالا چرا این اتفاق نیوفتاده .؟

طبق گزارش بانک استاندارد چارترد، این هفته صندوق‌های پوشش ریسک (hedge funds) برای پاسخ به بزرگ‌ترین درخواست‌های مارجین (margin calls) از زمان کووید ۲۰۲۰، از طلا استفاده کرده‌اند.

توضیح ساده‌تر:
مارجین کال یعنی وقتی ارزش دارایی‌های یک سرمایه‌گذار در بازارهای مالی کم میشه، کارگزاری ازش می‌خواد پول بیشتری وارد حساب کنه تا ضرر احتمالی رو پوشش بده. حالا طبق این خبر، این هفته فشار مالی روی بعضی صندوق‌های سرمایه‌گذاری خیلی زیاد بوده (در حد دوران کرونا)، و اون‌ها مجبور شدن برای تأمین نقدینگی، از ذخایر طلاشون استفاده کنن.‌
یعنی صندوق ها برای جلوگیری از نابودی هر آنچه از طلا داشتن رو شروع به فروختن کردن
تا جلوی مارجین کال شدن رو بگیرن .
در واقع وقتی بازار ها ریزش سنگین  میکنه طلا هم قطعا ریزش میکنه .

اینم از کریپتو 
اتریوم به زیر ۱۷۰۰ دلار آمد
و بیت به زیر ۸۱ هزار دلار …
ریزش ادامه دار خواهد بود

سقوط جمعی

در چند هفته‌ی گذشته، شاهد و تجربه‌گر نوعی سقوط جمعی بوده‌ام. این سقوط در همه‌ی سطوح رخ می‌دهد—جسمی، احساسی، ذهنی و روحی—و هر موجی از آن، گروهی از ما را درگیر کرده است. اصطلاح “سقوط کردن” یا crashing out یعنی فروپاشیدن، از هم پاشیدن، کنترل از دست دادن و غیره. اگر به وضعیت سیارات نگاه کنیم، تعجبی ندارد که چنین چیزی در حال وقوع است. با این حال، می‌خواهم بینش‌هایی را از تجربه‌ی شخصی‌ام در ماه مارس تا اکنون با شما به اشتراک بگذارم.

خورشیدگرفتگی‌ها ما را به شیوه‌های گوناگونی از هم باز کردند. گرفتگی کامل ماه در نشان سنبله، آخرین ذره‌ی کنترلی که فکر می‌کردیم داریم را از ما گرفت. تمام برنامه‌های منظم، روتین‌ها و فهرست‌های کاری‌مان سوختند و از میان رفتند، و هرچیزی که با تمام قوا در تلاش برای حفظش بودیم، کاملاً فرو پاشید.

در همین حین، نپتون روی درجه‌ی ۲۹ ماهی نشسته بود، با گره شمالی هم‌نشین شده و پیوسته با خورشید، عطارد و زهره در تعامل بود. هم‌زمان، زحل هم در حال نزدیک شدن به درجات نهایی ماهی بود. اگر فکر کرده بودیم اوضاع طبق برنامه پیش خواهد رفت، خیلی زود متوجه شدیم که چنین نخواهد بود. گره جنوبی در سنبله دارد توانایی ما در تسلیم شدن را به آزمون می‌گذارد.

و البته نباید فراموش کنیم که مریخ هنوز هم، بعد از هفت ماه، در نشان سرطان است—و ما را از نظر احساسی مثل دستمال چلاند. هر ماشه‌ی روانی، هر واکنش، هر وابستگی عاطفی به سطح آمد. انرژی‌مان ته کشیده، صبرمان از آن هم کمتر است، و برای ادامه دادن، به زحمت تمام نیرویمان را جمع می‌کنیم.

خورشیدگرفتگی در نشان حمل، نقطه‌ی پایان یک چرخه‌ی دو ساله بود که ما را به سمت استقلال فردی سوق داده است. با باقی ماندن کیرون در حمل از سال ۲۰۱۸ تا کنون، در حال کندن تمام الگوهای وابستگی و خوش‌آمدگویی مرض‌گونه بوده‌ایم. با ترس‌هایمان روبه‌رو شده‌ایم—ترس از ریسک، ترس از اینکه روی پای خود بایستیم. خشم و احساسات شدید در وجودمان جوشیده‌اند، بی آن‌که جایی برای رهایی داشته باشند.

خدا را شکر که بالاخره نپتون در بیشتر طول امسال وارد حمل شده، اما هنوز آن را حس نکرده‌ایم، چراکه همچنان با یک استلیوم بزرگ در ماهی و چندین پس‌رفت (ریترگرید) درگیر هستیم. آخر هفته‌ی آینده، عطارد و زهره مستقیم می‌شوند، اما تا نیمه‌ی دوم ماه طول می‌کشد تا وارد حمل شوند. خماری ۱۴ ساله‌ی نپتون در ماهی اکنون ما را دچار خستگی مزمن، فروپاشی انرژی و فرسودگی کامل غدد فوق کلیوی کرده است.

مریخ همچنان تا روز هجدهم در درجات بحرانی سرطان باقی می‌ماند، و پس از آن وارد اسد می‌شود—و شاید در آن زمان دوباره احساس زنده بودن کنیم. چند ماه اول این سال، بسیار سخت و طاقت‌فرسا بوده، چراکه در حال ادغام حجم عظیمی از تغییرات انرژیایی هستیم. همه‌ی ما خسته‌ایم.

راستش را بخواهید، بهترین راهنمایی‌ام این است: این فروپاشی‌ها کاملاً ضروری بودند. لازم بود که تقریباً بگوییم: «به درک»، بگذار همه‌چیز فرو بریزد. عصبانی شو، جیغ بزن، گریه کن—هر کاری که نیاز داری انجام بده. چون سال‌هاست داریم بار اضطراب و فشار انرژی‌هایی را حمل می‌کنیم که باید بالاخره رهایشان کنیم تا بتوانیم موج‌های انرژی تازه و حیرت‌انگیز را در آغوش بکشیم.

هیچ راه‌کار کامل و مشخصی برای این مسیر وجود ندارد. هیچ کتابچه راهنمایی برای این نیست که چه باید کرد. گره جنوبی در سنبله خودش مراقب این قضیه است. هرطور که هست، همان‌طور هم باید باشد. این فرآیند، آشفته و بی‌پرده است، و باید دست از این فکر برداریم که «داریم خوب پیش نمی‌رویم». ما بیش از اندازه کافی خوب هستیم.

دوره‌ی باززایی در راه است—و آن تجربه‌ای شگفت‌انگیز خواهد بود. اما اکنون در دوران ترمیم هستیم، و این هم بخشی از مسیر است

از این حس دست بردارید که شما خوب پیش نمیروید
شما عالی هستین به تلاش ادامه بدید
دوره ترمیم تمام شود
نتیجه را خواهی
د دید❤️

بررسی فراز و نشیب‌های تاریخ ایران


در بررسی فراز و نشیب‌های تاریخ ایران، 

می‌توان ردپای چهار دوره اشغال نظامی برجسته را مشاهده کرد که هرکدام به شیوه‌ای پایان یافته و زمینه‌ساز تحولاتی نوین در هویت ملی و فرهنگی مردم ایران شده است. نگاهی دوباره به این رویدادها، با اضافه کردن جزئیات بیشتر و بدون شباهت به متنی که پیش‌تر مطرح شد، می‌تواند تصویری جامع‌تر از مقاومت ایرانیان در برابر سلطه‌ی بیگانگان ارائه دهد.




۱) ورود سپاهیان عرب (۶۳۳ تا حدود ۶۵۱ میلادی)

وضعیت ایران پیش از ورود
پیش از حمله اعراب، ایران تحت حکومت ساسانیان بود؛ قدرتی متمرکز که از نظر سیاسی و نظامی در مرزهای شرقی و غربی با تهدیدهای مختلف روبه‌رو می‌شد. گسترش فرهنگ و هنر در دربار ساسانی، به‌ویژه در حوزه معماری و موسیقی، از جلوه‌های ارزشمند این دوره به شمار می‌رفت. بااین‌حال، در اواخر این سلسله، جنگ‌های فرسایشی با امپراتوری روم شرقی و اختلافات داخلی، بنیان سیاسی کشور را تضعیف کرده بود.

دوره تصرف و علل استمرار
پس از رویارویی‌های نظامی متعدد، بخش‌های بزرگی از ایران تحت اداره خلفای اموی و سپس عباسی قرار گرفت. برخی از بزرگان و اشراف ایرانی به دلیل حفظ موقعیت شخصی، با حاکمان جدید همکاری می‌کردند. در این دوران، آیین اسلام به‌سرعت در میان طبقات گوناگون جامعه نفوذ یافت؛ اما زبان و سنت‌های ایرانی همچنان به‌طور پنهان و آشکار باقی ماند.

پایان اشغال و ظهور دولت‌های ایرانی
با گذشت زمان، گروه‌های مختلف ایرانی از جمله دهقانان و عالمان مستقل، زمینه اعتراض‌ها و قیام‌های منطقه‌ای را فراهم کردند. شورش سپیدجامگان، جنبش‌های مردمی در خراسان و شکل‌گیری دولت‌های نیمه‌مستقل مانند طاهریان، صفاریان و سامانیان، به‌تدریج نفوذ مستقیم خلافت را کاهش داد. در این میان، بازآفرینی زبان پارسی و زنده‌نگه‌داشتن هویت فرهنگی در آثاری مانند شاهنامه فردوسی، گامی کلیدی در بازیابی غرور ملی ایرانیان محسوب می‌شد.



۲) هجوم مغولان (۱۲۲۰ تا ۱۲۵۶ میلادی)

زمینه‌های تهاجم
پیش از حمله مغول، ضعف‌های ساختاری در دستگاه خلافت عباسی و حکومت‌های محلی ایران نمایان بود. جاده ابریشم و درآمدهای ناشی از تجارت در شهرهای ایرانی، انگیزه مهمی برای سپاهیان مغول فراهم می‌کرد. افزون بر آن، عدم اتحاد سیاسی میان امیران و فرمانروایان مناطق گوناگون، راه را برای پیشروی سریع مغولان هموار ساخت.

تثبیت قدرت ایلخانی
ایلخانان مغول پس از تصرف بغداد در ۱۲۵۸ میلادی، بخش‌های وسیعی از ایران را تحت سلطه داشتند و برای اداره سرزمین به تکیه بر سازمان دیوانسالاری ایرانی نیازمند بودند. با گذشت زمان، این ساختار اداری و همچنین نفوذ فرهنگی دانشمندان، ادیبان و عرفای ایرانی، ذره‌ذره رفتار و رویکرد مغولان را تغییر داد. گرویدن بسیاری از فرمانروایان مغول به اسلام نیز ابزار تازه‌ای برای همبستگی سیاسی در منطقه ایجاد کرد.

شورش‌ها و رستاخیز ایران
در نقاط مختلف ایران، قیام‌هایی بر ضد فرمانروایی مغول صورت گرفت؛ از شورش‌های خراسان گرفته تا اعتراضات مردمی در آذربایجان و ری. همزمان، برخی رهبران روحانی و عارفان بزرگ مانند شیخ صفی‌الدین اردبیلی، پایه‌های جنبش‌های اجتماعی و سیاسی را تحکیم کردند. این روند، در کنار پذیرش تدریجی فرهنگ اسلامی-ایرانی توسط جانشینان مغول، به تضعیف اشغالگران و بازگشت تدریجی دولت‌های مستقل ایرانی انجامید.



۳) فتح مناطق ایران توسط افغان‌ها (۱۷۲۲ تا ۱۷۲۹ میلادی)

شرایط آشفته ایران در اواخر صفویه
پیش از سقوط صفویه، ایران با بحران‌های اقتصادی، شورش‌های محلی و اختلاف درون دربار مواجه بود. شاه سلطان حسین، آخرین پادشاه قدرتمند صفویه، نتوانست وحدت ملی را حفظ کند و با دسیسه‌ها و افراط در خوش‌گذرانی، زمینه را برای آشوب و هجوم قبایل غلجایی افغان مهیا ساخت.

اشغال کوتاه‌مدت اما تأثیرگذار
حمله محمود افغان به اصفهان و شکست سپاهیان صفوی در چند نبرد کلیدی، منجر به سقوط پایتخت و فروپاشی نظام سیاسی ایران شد. اگرچه دوره کنترل افغان‌ها طولانی نبود، اما ویرانی گسترده و بحران‌های داخلی، خسارات جبران‌ناپذیری بر اقتصاد و ساختار قدرت برجای گذاشت.

ظهور نادر و اتحاد قبایل
در این شرایط، نادرقلی افشار (که بعدها نادرشاه نام گرفت) با سازماندهی سپاهیان محلی و بهره‌گیری از اتحاد قبایل ترک، کرد و بلوچ، زمینه اخراج افغان‌ها را فراهم کرد. نبرد دامغان نقطه عطفی در رهایی ایران بود و با پیروزی‌های نظامی پی‌درپی، نادر توانست غرور ملی را بازگرداند و سلسله افشاریه را پایه‌گذاری کند.



۴) حضور نیروهای متفقین در جنگ جهانی دوم (۱۹۴۱ تا ۱۹۴۶ میلادی)

فضای جهانی و اهمیت استراتژیک ایران
در خلال جنگ جهانی دوم، ایران به دلیل موقعیت راهبردی و منابع نفتی فراوان، برای نیروهای متفقین از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود.

نیروهای بریتانیا و شوروی به‌سرعت وارد خاک ایران شدند تا مسیر امنی برای رساندن تجهیزات جنگی به جبهه‌های روسیه ایجاد کنند. این رویداد نقش کلیدی در تحولات سیاسی دهه ۱۳۲۰ خورشیدی داشت.

فشارهای داخلی و دیپلماتیک
با اشغال نظامی ایران، مجلس و دولت وقت تحت فشار شدیدی قرار گرفتند. درخواست‌ها برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور شدت یافت. در کنفرانس تهران (۱۹۴۳ میلادی)، ایران تلاش کرد با استفاده از دیپلماسی فعال، متفقین را به تعهد برای خروج از کشور پایبند سازد.

پایان اشغال و نقش پهلوی دوم
بر اساس پیمان سه‌جانبه ۱۹۴۲ و مذاکرات بعدی، نیروهای خارجی متعهد شدند در اولین فرصت خاک ایران را ترک کنند. در نهایت، با اتمام مأموریت نظامی متفقین در منطقه، طی سال‌های ۱۹۴۵ و ۱۹۴۶ میلادی، ایران موفق شد کنترل کامل بر سرزمین خود را بازپس گیرد. محمدرضا شاه پهلوی در این فرآیند، با حفظ تعادل بین قدرت‌های بزرگ، عملاً مانع تجزیه ایران شد و گام مهمی در تثبیت موقعیت خود برداشت.



درس بزرگ تاریخ برای امروز

اگر بخواهیم از این فرازهای تاریخی درس بگیریم، درمی‌یابیم که اشغالگران، هرچقدر توان نظامی و سیاسی خود را به رخ کشیده باشند، سرانجام در برابر استحکام درونی یک ملت و پیوستگی فرهنگی آن تاب نیاورده‌اند. در ماجرای اعراب، زبان پارسی و ادبیات حماسی عامل بقای هویت شد؛ در دوره مغولان، تلفیق هوشمندانه دین و فرهنگ موجب برپایی جنبش‌های مردمی گشت؛ در عصر افغان‌ها، اتحاد نظامی و ایستادگی قبیله‌ای به رهایی انجامید؛ و در جنگ جهانی دوم، دیپلماسی هوشمندانه و بهره‌گیری از فضای بین‌المللی به خروج نیروهای متجاوز منجر شد.

امروز نیز وظیفه ما پاسداری از همان سرمایه‌های گران‌بهاست: دانش، خرد، هنر، و روحیه آزادمنشی. همان‌گونه که فردوسی با شاهکار جاویدانش زبان پارسی را زنده نگاه داشت و حافظ هویت معنوی ما را با غزل‌هایش سیراب کرد، اینک ما نیز با حفظ میراث علمی، فرهنگی و انسانی خویش در عرصه جهانی، سنگر تازه‌ای از مقاومت می‌سازیم. هر یک از ما، به سهم خود، می‌تواند نگهبان و گسترش‌دهنده این تمدن پویا باشد؛ تمدنی که بارها در برابر توفان بیگانگان ایستاده و از دل خاکسترِ جنگ و اشغال، دوباره بال گشوده است.
ایران سنگری از مقاومتی خواهند شد که اسرائیل را نابود خواهد کرد.‌
این تاریخ ایران است .