چالوس

چالوس

بزرگترین مرجع معرفی نقاط دیدنی و تفریحی برای مسافرت و گردش
چالوس

چالوس

بزرگترین مرجع معرفی نقاط دیدنی و تفریحی برای مسافرت و گردش

قدرت نوشتن: شاه‌کلید رشد و پیشرفت

خب یه متن مهم نوشتم حتما بخوانید ؛

صد بار بخوانید
صد بار …

قدرت نوشتن: شاه‌کلید رشد و پیشرفت

یکی از اساسی‌ترین و سرنوشت‌سازترین مهارت‌هایی که می‌تواند مسیر زندگی ما را شکل دهد، توانایی ثبت و پردازش افکار، خواسته‌ها، اهداف، دغدغه‌ها و احساساتمان روی کاغذ است. شاید در نگاه اول، این کار پیش‌پاافتاده به نظر برسد، اما در حقیقت، یکی از بزرگ‌ترین نقاط تمایز بین افرادی است که در زندگی رشد می‌کنند و آن‌هایی که درجا می‌زنند.

اگر شما قادر باشید افکارتان را شفاف و منظم بنویسید، به احتمال زیاد در آینده‌ای نه‌چندان دور به پیشرفت و توسعه فردی خواهید رسید. چرا؟ چون نوشتن باعث می‌شود که ذهن شما نظام‌مندتر شود، تصمیمات بهتری بگیرید، و با آگاهی بیشتری مسیر زندگی خود را هدایت کنید. اما اگر این مهارت را نداشته باشید، احتمالا انرژی ذهنی شما صرف پاسخ‌های اشتباه به مسائل اشتباه می‌شود. در نتیجه، احساس می‌کنید که در یک چرخه تکراری گرفتار شده‌اید و هیچ تغییری در وضعیت‌تان ایجاد نمی‌شود—به عبارتی، درجا می‌زنید.

اما چرا نوشتن چنین اهمیتی دارد؟

در وهله اول، «نوشتن» به‌خودی‌خود مهارتی چالش‌برانگیز است. بسیاری تصور می‌کنند که کافی است قلم را روی کاغذ بگذارند و آنچه در ذهن دارند، جاری کنند، اما در عمل، اغلب افراد هنگام نوشتن با نوعی «گیر ذهنی» مواجه می‌شوند. چرا؟

زیرا ذهن ما مملو از احساسات، سوگیری‌ها و آشفتگی‌های لحظه‌ای است. وقتی فقط در ذهنمان فکر می‌کنیم، این افکار دائماً درهم‌تنیده و مبهم باقی می‌مانند. اما لحظه‌ای که آن‌ها را روی کاغذ می‌آوریم، انگار خود را از بیرون می‌بینیم؛ بی‌طرف، شفاف و بدون پرده‌های احساسی. آن‌وقت است که متوجه می‌شویم بسیاری از دغدغه‌هایی که در ذهنمان مهم به نظر می‌رسیدند، در واقع بی‌اهمیت یا حتی نادرست بوده‌اند. برعکس، بعضی نکاتی که قبلاً به آن‌ها توجه نکرده بودیم، ناگهان جلوی چشممان برجسته می‌شوند.

نوشتن همچنین به ما کمک می‌کند:
1. تفکر ساختاریافته داشته باشیم – وقتی می‌نویسیم، مجبور می‌شویم افکارمان را دسته‌بندی کنیم، به آن‌ها نظم ببخشیم و روابط منطقی بینشان را کشف کنیم. این فرآیند ما را از سردرگمی ذهنی نجات می‌دهد.
2. تصمیمات بهتری بگیریم – با نوشتن، مزایا و معایب تصمیماتمان را به‌وضوح می‌بینیم و کمتر دچار خطاهای هیجانی می‌شویم.
3. به خودشناسی عمیق‌تری برسیم – بسیاری از احساسات و دغدغه‌هایی که در ذهنمان جریان دارند، زمانی که نوشته می‌شوند، ماهیت واقعی خود را آشکار می‌کنند. این کار کمک می‌کند که خود را بهتر درک کنیم.
4. از چرخه‌ی بی‌نتیجه‌ی افکار رها شویم – افکاری که مدام در ذهنمان دور می‌زنند، اگر نوشته شوند، راهی برای خروج پیدا می‌کنند و دیگر مثل یک دایره بسته، ما را در خود حبس نمی‌کنند.

پس اگر تا امروز نوشتن را جدی نمی‌گرفتید، حالا زمان آن رسیده که این مهارت را به یکی از اصلی‌ترین ابزارهای خود برای رشد و موفقیت تبدیل کنید. کافی است روزانه چند دقیقه وقت بگذارید و هر آنچه در ذهنتان هست، روی کاغذ بیاورید. با تمرین و مداومت، خیلی زود متوجه خواهید شد که ذهن شما منظم‌تر، تصمیماتتان سنجیده‌تر و مسیرتان روشن‌تر شده است.

بنویسید، تا خودتان را بهتر ببینید

منبع کانال تلگرامی Arash analysis:

وزیر اقتصاد حتما بخواند

برای وزیر اقتصاد بعدی مینویسم امید وارم بخواند :
نه اینکه مثل همتی عین یه دانشجو تازه کار در اقتصاد عمل بکند:
بخدا که مشکل تورم ایران هیچ ربطی به چاپ پول ندارد.
اقتصاد ایران سال‌هاست که در گرداب مشکلات ساختاری، تحریم‌های بین‌المللی و سیاست‌گذاری‌های ناکارآمد گرفتار شده است. در چنین شرایطی، مدیریت اقتصادی نیازمند درکی جامع از مکانیسم‌های پولی، مالی و تولیدی است، اما متأسفانه بسیاری از تصمیم‌گیران اقتصادی، نگاه محدودی به این مسائل دارند. یکی از این برداشت‌های نادرست، تقلیل بحران تورم به صرفاً رشد نقدینگی است، در حالی که تورم در ایران حاصل مجموعه‌ای از عوامل پیچیده‌تر است که از ضعف تولید، وابستگی به درآمدهای نفتی، عدم تعادل در تراز تجاری، ناپایداری سیاست‌های مالی و اثرات تحریم‌ها نشأت می‌گیرد.

یکی از خطاهای رایج در سیاست‌گذاری پولی، این است که افزایش پایه پولی را علت اصلی تورم در نظر می‌گیرند، در حالی که در اقتصادی با رشد منفی یا نزدیک به صفر، حتی بدون افزایش نقدینگی، تورم می‌تواند ادامه پیدا کند. دلیل این امر آن است که حجم بالای نقدینگی موجود در اقتصاد، در نبود تولید کافی و سرمایه‌گذاری مؤثر، به سمت بازارهای غیرمولد مانند مسکن، ارز و طلا سوق پیدا می‌کند و منجر به افزایش قیمت‌ها می‌شود. در چنین شرایطی، کنترل نقدینگی بدون ارائه راهکار برای رشد اقتصادی، نه‌تنها مشکل را حل نمی‌کند، بلکه می‌تواند رکود را عمیق‌تر کرده و به تورم رکودی دامن بزند.

اقتصاد ایران برای خروج از این بن‌بست، نیازمند رهبرانی است که صرفاً به تئوری‌های رایج اکتفا نکنند و بتوانند با ارائه راهکارهای نوآورانه، موانع موجود را برطرف سازند. یک مدیر اقتصادی موفق باید بتواند بین سیاست‌های پولی، مالی و تجاری تعادل برقرار کند، زیرساخت‌های تولید را تقویت کند، وابستگی به درآمدهای نفتی را کاهش دهد و به جذب سرمایه‌گذاری خارجی و توسعه صادرات غیرنفتی بپردازد. بدون این رویکرد جامع، هیچ سیاست پولی‌ای به تنهایی نمی‌تواند ثبات اقتصادی را تضمین کند.

در نهایت، اقتصاد ایران بیش از هر چیز به تفکر سیستمی، برنامه‌ریزی بلندمدت و سیاست‌گذاری‌های علمی و واقع‌گرایانه نیاز دارد. مدیریت اقتصادی نباید در سطح کلاس‌های دانشگاهی باقی بماند، بلکه باید بتواند در میدان عمل، بحران‌های واقعی را مهار کرده و کشور را به سمت رشد پایدار هدایت کند

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات در مدیریت اقتصادی، تمرکز صرف بر کنترل متغیرهای پولی بدون در نظر گرفتن اثرات آن بر تولید و تجارت است. در اقتصاد ایران، مشکل اصلی نه‌تنها حجم نقدینگی، بلکه مسیر گردش آن در بخش‌های مختلف اقتصادی است. در شرایطی که زیرساخت‌های تولید ضعیف است و فضای کسب‌وکار با موانع متعددی روبه‌روست، هرگونه سیاست انقباضی بدون اصلاح ساختارهای اقتصادی می‌تواند رکود را عمیق‌تر کرده و اثرات مخربی بر بازارها بگذارد.

در بسیاری از اقتصادهای پیشرفته، حجم مبادلات بین بانکی نسبت به پایه پولی در سطحی کنترل‌شده باقی می‌ماند، اما در ایران این نسبت به‌شدت افزایش یافته است. این مسئله نشان‌دهنده آن است که پول به‌جای ورود به چرخه تولید، در سیستم مالی با سرعت بالایی جابه‌جا می‌شود، که خود عاملی برای افزایش تورم است. در چنین شرایطی، صرف کاهش رشد پایه پولی و نقدینگی نمی‌تواند به کاهش تورم منجر شود، زیرا سرعت گردش پول افزایش یافته و تأثیر خود را بر سطح عمومی قیمت‌ها می‌گذارد.

سیاست‌های پولی انقباضی، زمانی که بدون پشتیبانی از رشد اقتصادی اجرا شوند، تنها به افزایش نرخ بهره، کاهش سرمایه‌گذاری، خروج نقدینگی از بخش‌های مولد و در نهایت، تشدید رکود تورمی می‌انجامند. این همان اتفاقی است که در اقتصاد ایران رخ داده است: افزایش نرخ بهره، باعث کاهش انگیزه تولید و سرمایه‌گذاری شده، درحالی‌که گردش سریع پول در بازارهای غیرمولد، تورم را بیش از پیش تشدید کرده است.

راهکار مناسب برای عبور از این بحران، نه صرفاً سیاست‌های کنترل نقدینگی، بلکه تسهیل فضای کسب‌وکار، کاهش موانع تجارت داخلی و سرمایه‌گذاری، و ایجاد انگیزه برای هدایت نقدینگی به سمت فعالیت‌های مولد است. زمانی که پول در چرخه تولید و تجارت باقی بماند، به‌جای آنکه به سفته‌بازی و افزایش قیمت دارایی‌ها منجر شود، می‌تواند به افزایش اشتغال و کاهش فشارهای تورمی کمک کند
یه کوه پول تو این مملکت فقط داره از این بانک جا به جا میشه تو اون بانک بی هیچ تولیدی
راه رو رهبری داده بودند بانک ها باید دست از بنگاه داری بردارند
پول رو در اختیار تولید بگذارند
تا تولیدی رخ نده تورم همین است که همین …

حالا اینا به بماند داره
من جوون اقتصاد بلد باید ساکت شم
که  از اساس ۹۰ درصد اقتصاد دان های ایران بی سواد مطلق هستند
چرا؟
چون اصلا علم به روزی ندارند
چرا ؟
رشد پایه ی پولی منجر به رشد نقدینگی نمیشه، رابطه ی این دو دقیقا برعکس چیزی ست که شما و همتی و عموم اقتصاددانان ایرانی تصور دارید
یعنی اصلا اساس چیزی که اینا میخوان درست کنن تو اقتصاد اشتباهه
چرا ؟

بخدا یه وقتایی میگم به خودم حیف این همه علم اقتصاد من که تو این مملکت فقط سرکوب میشه :
بابا برید بخوانید علم اقتصاد یاد بگیرید
نه اینکه هیچی نمیدانید
زندگی مردم رو فقط به بازی میگیرین.
(بازم تاکید می‌کنم همش بخاطر عدم توجه به حرف های رهبری است )
برای  درک این جمله در چارچوب مقاله‌ی “خلق پول در اقتصاد مدرن” از بانک انگلستان، باید مفاهیم پایه پولی و نقدینگی را دقیق‌تر بررسی کنیم.
تعریف پایه پولی و نقدینگی
• پایه پولی (Monetary Base) شامل پول نقد در گردش + ذخایر بانک‌ها نزد بانک مرکزی است. این مقدار توسط بانک مرکزی ایجاد می‌شود.
• نقدینگی (Broad Money) به کل حجم پول در دست مردم و فعالان اقتصادی، از جمله سپرده‌های بانکی، گفته می‌شود.

باور سنتی: نقدینگی تابعی از پایه پولی است
• بسیاری از اقتصاددانان (از جمله عبدالناصر همتی، رئیس سابق بانک مرکزی ایران) باور دارند که افزایش پایه پولی (مثلاً از طریق چاپ پول یا افزایش ذخایر بانکی) باعث افزایش نقدینگی می‌شود.
• این نگاه بر اساس مدل‌های قدیمی ضریب فزاینده پولی است که می‌گوید بانک‌ها فقط می‌توانند به اندازه‌ی ذخایرشان وام بدهند.
دیدگاه نوین :
دیدگاه مقاله‌ی بانک انگلستان: رابطه‌ی پایه پولی و نقدینگی معکوس است
• مقاله نشان می‌دهد که در اقتصاد مدرن، بانک‌ها هنگام وام‌دهی پول جدید خلق می‌کنند و به پایه پولی وابسته نیستند.
• در واقع، افزایش نقدینگی بیشتر به تقاضای وام و رفتار بانک‌ها بستگی دارد تا میزان پایه پولی.
• پایه پولی بیشتر برای تسهویه بین بانکی استفاده می‌شود و مستقیماً وارد اقتصاد واقعی نمی‌شود.

چرا رابطه‌ی این دو معکوس است؟
• وقتی نقدینگی زیاد شود (مثلاً بانک‌ها وام بیشتری بدهند)، نیاز بانک‌ها به ذخایر کاهش می‌یابد. بنابراین، پایه پولی می‌تواند نسبتاً ثابت بماند یا حتی کاهش یابد.
• برعکس، اگر نقدینگی کم شود (بانک‌ها وام ندهند)، بانک مرکزی ممکن است برای جلوگیری از رکود، پایه پولی را افزایش دهد.

نتیجه‌گیری

این جمله می‌گوید که پایه پولی علت رشد نقدینگی نیست، بلکه گاهی حتی نتیجه‌ی آن است. مقاله‌ی بانک انگلستان نیز نشان می‌دهد که خلق پول مدرن از طریق وام‌دهی بانک‌ها اتفاق می‌افتد، نه از طریق افزایش پایه پولی توسط بانک مرکزی. بنابراین، سیاست‌هایی که فقط بر کنترل پایه پولی تمرکز دارند، لزوماً موفق به کنترل نقدینگی نخواهند شد.

حالا بازم میخوایین بفهمید چقدر اینا بی سواد هستند؟
ازشون بپرسید
تعریف نقدینگی چیست ؟
پاسخ اراجیف پایین است
( تعریف نقدینگی این است ، پایه پولی ضربدر ضریب فزاینده پولی)
حالا چرا جمله بالا اشتباه است ؟
چون اصلا علم روز اقتصاد رو بلد نیستن

این مقاله به بررسی مفهوم ضریب فزاینده پولی (Money Multiplier) و تغییر در دیدگاه سنتی درباره‌ی رابطه‌ی بین بانک‌ها و فدرال رزرو می‌پردازد
مرگ ضریب فزاینده پولی (R.I.P. Money Multiplier)
• در کتاب‌های درسی اقتصادی سنتی، ضریب فزاینده پولی به‌عنوان عاملی معرفی می‌شد که پایه پولی (ذخایر بانکی و پول نقد) را به نقدینگی گسترده (M2) تبدیل می‌کند.
• این مدل بر این فرض استوار بود که بانک‌ها فقط می‌توانند به اندازه ذخایر خود وام بدهند و فدرال رزرو با کنترل ذخایر، نقدینگی را تنظیم می‌کند.
اما در دنیای واقعی، این مدل دیگر معتبر نیست• مقاله توضیح می‌دهد که وام‌دهی بانک‌ها وابسته به میزان ذخایر آنها نزد فدرال رزرو نیست، بلکه به تقاضای وام و سیاست‌های بانکی بستگی دارد.
• بانک‌ها پول جدید را با ایجاد سپرده‌ها از طریق وام‌دهی خلق می‌کنند، نه از طریق یک فرآیند مکانیکی که به ذخایر بانک مرکزی متصل باشد.

• مدل ضریب فزاینده پولی سنتی منسوخ شده است و نمی‌توان از آن برای توضیح رفتار واقعی بانک‌ها و نقدینگی استفاده کرد.
• خلق پول توسط بانک‌های تجاری مستقل از میزان ذخایر نزد فدرال رزرو است و بیشتر تحت تأثیر سیاست‌های اعتباری بانک‌ها و تقاضای وام در اقتصاد قرار دارد.
سیاست‌گذاران باید به جای تمرکز بر پایه پولی، بر مقررات بانکی، نرخ بهره، و سیاست‌های اعتباری تمرکز کنند.
حالا تو ایران بانک مرکزی نقش فدرال رزرو رو بازی میکنه
برید تعریف های به روز اقتصاد رو یاد بگیرید
که زندگی مردم رو به این روز نندازین.

خیلی راحت اقتصاد ایران درست میشه با همین تحریم ها
هر چی ملک بانک ها دارند بفروشید وام بدون بهره بدید برای تولید

وسلام
درست میشه
این رو اقای خامنه ای هم گفتن
بانک ها غلط میکنن بنگاه داری میکنن …
تولید مملکت رو هم توی روسیه و کشور های اوراسیا که تحریم نیستیم بفروشید
تمام
وسلام …


منبع : کانال تلگرامی Arash analysis

سفر به جهان های موازی و ملاقات با خود از طریق خواب و رویا

امروزه برخی دانشمندان بر این باورند که ما میتوانیم از طریق رویاهایمان به جهان های موازی سفرکنیم

ممکن است در این دنیا کپی از خودتان وجود داشته باشد که در زندگی اش تصمیمات مختلفی گرفته و مکانهایی را ببیند و اینها بعداً بنحوی خود را در رویاهایتان نشان دهند.

برای هزاران سال است که بشر، در مورد معنای رویاها در شگرف است. چرا بعضی رویاها پر از معاتی پنهان و نهفته اند؟ آیا ممکن است که بعضی رویاهایمان، چشم اندازی باشند از اتفاقاتی که در واقعیتی دیگر، در یک جهان موازی رخ میدهند؟ اجدادان ما هم به اندازه دانشمندان امروزی، در مورد رویاها بسیار کنجکاو میبودند. رومی ها و یونانیان باستان معتثد بودند که خوابها حاوی پیامهایی از طرف خداست. در چین باستان، مردم رویاها را بعنوان راهی برای ملاقات با دنیای مردگان؛ بحساب می آوردند. مصریان باستان معتقد بودند کسانیکه میتوانند رویاها را تعبیر کنند؛ دارای قدرتهای خاصی هستند.

خیلی از تمدن ها هم بر این باور بودند که رویاها دنیای متفاوتی هستند که ما به هنگام خواب دیدار میکنیم.

کلمه ی انگلیسی دریم (بمعنای رویا)، از یک واژه قدیمی انگلیسی به معنای «لذت» و «موسیقی» می آید.

امروزه میدانیم که رویاها اغلب بیانگر افکار، احساسات و وقایعی هستند که در هنگام خواب از ذهنمان میگذرند.

رویاها میتوانند رنگی بوده و تمام حسهای- بویایی، شنوایی، دیداری، چشایی و لامسه را در بر داشته باشند. امروزه بدلیل توانایی تصویربرداری از مغز در هنگام خواب؛ ما در مورد علم رویابینی اطلاعات بیشتری داریم.

دانشمندان در طول این سالها اطلاعات زیادی درباره رویا ها بدست آورده اند، اما خیلی چیزها هنوز ناشناخته مانده است.

هم اکنون این نظریه وجود دارد که برخی از آن دسته رویاهای با جزئیات، پیچیده، مرموز و خاصمان میتواند چشم اندازی از جهان های موازی نامرئی باشد که درست در کنار واقعیت خودمان وجود دارند.

علم برای قرنها درگیرکشف یک راز مبهم بوده است: اینکه شاید دنیاهای مخفی و اسرارآمیزی، ورای حواس انسانی ما وجود داشته باشد.

عارفان اهل تصوف همیشه ادعا کرده اند که چنین مکانهایی وجود دارند و پر از روح و شبه میباشند.

ارتباط پیدا کردن با چنین خرافاتی، آخرین چیزی بود که علم میخواست. اما ازسال۱۹۲۰، این مسیر برایشان تغییر یافت.

وقتی در تلاش بودند تا مکان دقیق ذره های اتمی همانند الکترونها را مشخص کنند؛ آنچه یافتند کاملاً غیرممکن بود. این ذره ها هیچ مکان واحدی نداشتند و این یکی از دلایلی است که دانشمندان را بیشتر و بیشتر به ایده ی امکان وجود دنیاهای موازی علاقمند میکند.

تنها توضیح ممکن برای این مسئله این است که ذرات تنها در جهان ما وجود ندارند. آنها در جهان های دیگری نیز وجود دارند و تعداد این جهان ها بینهایت است.

بدین ترتیب، جهان موازی وجود دارد که در آن ناپلئون در جنگ با بلژیک پیروز شده، در جهانی دیگرآمریکا همچنان مستعمره امپراتوری انگلیس است و در یکی دیگر از این جهان های موازی شما هرگز متولد نشدید.

جهان های متعدد تئوری است که براساس آن جهان ما واحد نیست، بلکه جهان های بسیاری در موازای هم وجود دارند. این جهان های متمایز از هم، در تئوری جهانهای متعدد، «جهان های موازی» نامیده میشوند.

البته تئوری جهان های متعدد، تنها یک نظریه است. وجود جهان های موازی ثابت نشده است واین موضوع بطور گسترده ای در میان فیزیکدانان مورد بحث و مذاکره میباشد.

با همین تعاریف از جهان، شاید فکر کنید که مبحث جهان های متعدد هم مربوط به متافیزیک خواهد بود. لیکن خط مرزی بین فیزیک و متافیزیک دراین است که بتوان یک تئوری را تست و آزمایش کرد یا خیر و به عجیب و غریب بودن یا غیرقابل مشاهده بودن مورد، ارتباطی ندارد.

ه نقل ازمکس تگمارک- پروفسور موسسه تکنولوژی در ماساچوست:« مرزهای فیزیک بتدریج بیشتر با مفاهیم متافیزیکی همچون یک زمین گرد، میدان های الکترومغناطیسی نامرئی، کند شدن زمان در سرعت های بالا، فضای منحنی و سیاه چاله ها؛ گره خورده است. با گذشت سال ها، عقیده جهان های متعدد نیز به این لیست پیوسته است.»

دکتر میشیو کاکو میگوید:«مشکل اساسی کیهان شناسی این است که قوانین فیزیک در همان لحظه بیگ بنگ از هم فرو میپاشد. بعضی ها ممکن است فکر کنند که خوب چه اشکالی دارد که قوانین فیزیک از هم فروبپاشد؟ البته که این برای یک فیزیکدان یک فاجعه محسوب میشود. کل زندگی ما بر این رویه بوده که جهان از قوانین خاصی پیروی میکند، قوانینی که میتواند به زبان ریاضیات نوشته شود و اینجا جهانی را داریم که خود قطعه ای گم شده، ورای قوانین فیزیک است.»

در یک دنیای موازی امکان دارد که کپی از خودتان وجود داشته باشد. زندگی این شخص از هر لحاظی به شما همانند است. البته چیزهای خاصی هم وجود دارند که شما و کپی تان ممکن است متفاوت از هم انجام دهید. مثلاً شاید کپی تان درحالیکه شما همچنان مشغول خواندن این مقاله اید؛ همینجا این مقاله را ناتمام کنار بگذارد. خط زمانی شما با هم مشابه است اما همانند نیست. چراکه شما در دنیاهای متناوبی باهم وجود دارید.


فراد اغلب درباره ی مکانی که تابحال نرفته اند و یا حتی درباره اش هم نشنیده اند؛ مکرراً رویا می بینند. شاید چنین رویاهایی درواقع نماهایی باشند از آنچه که فرد در یک جهان موازی تجربه کرده است.

گاهی افراد درباره اتفاقاتی خواب میبینند که هنوز اتفاق نیفتاده ولی در آینده رخ خواهد داد. چنین خواب و رویاهایی نیز میتوانند تصاویری از دنیای متناوبی باشند که شما در آن در حال گذران زندگی متفاوتی میباشید.

کسی چه میداند! شاید بعضی از خاص ترین رویاهای ما، دریچه ای به یک جهان موازی باشند. البته این تنها یک گمانه زنی است، ولی بدون این گمانه زنی ها و کنجکاوی های علمی؛ ما هرگز قادر نخواهیم بود تا درباره جهان و واقعیتمان بیشتر بیاموزیم.

این مطلب را با نقلی از پروفسور تگمارک به پایان میرسانیم که:«وقتی که ما سوال ژرف و پرمحتوایی را درباره ذات واقعیت میپرسیم، آیا توقع جوابی که کمی عجیب غریب بنظر میرسد را نداریم؟ تکامل برای ما بینش و شهودی فراهم آورده تا بتوانیم علوم فیزیک عادی که زمانی برای نیاکان دور ما ارزش حیاتی داشته را درک کنیم. بنابراین هروقت ما، ورای دنیای روزمره و عادی میرویم، باید انتظار عجیب و غریب بودنش را هم داشته باشیم.»





قعطی های برق و راهکار بهینه سازی انرژی (کاهش قیمت)


خب تکلیف این برق رو هم مشخص کنیم ؟
خیلی علمی
مقصر دولت یا مردم ؟
خوب بخوانید انجام بدید
تو صنایعی که مینویسم ورود کنید
پول دار میشین 
مصرف انرژی در کشورهای مختلف تحت تأثیر عوامل گوناگونی قرار دارد، از جمله جمعیت، ساختار اقتصادی، فناوری‌های به‌کاررفته و شیوه‌های تأمین انرژی. 

مقایسه ایران و آلمان در این زمینه نشان می‌دهد که تفاوت‌های چشمگیری در میزان و الگوی مصرف برق میان این دو کشور وجود دارد.


آلمان، با جمعیتی حدود ۸۳ میلیون نفر، در ساعات اوج مصرف به توان حدود ۸۰ هزار مگاوات نیاز دارد. در مقابل، ایران که نزدیک به ۹۱ میلیون نفر جمعیت دارد، ظرفیت اسمی تولید برق خود را به حدود ۹۰ هزار مگاوات رسانده است. این آمار نشان می‌دهد که سرانه مصرف برق در ایران از آلمان بالاتر است، که این امر به تفاوت‌های زیرساختی و الگوهای مصرف مربوط می‌شود.

یکی از دلایل این اختلاف، نحوه تأمین انرژی برای مصارف خانگی است. در آلمان، بخش قابل‌توجهی از سیستم‌های گرمایشی و بسیاری از لوازم خانگی به برق متکی هستند، اما در ایران، گاز طبیعی همچنان منبع اصلی تأمین گرمایش محسوب می‌شود. به همین دلیل، مصرف برق در ایران بیشتر صرف سیستم‌های سرمایشی و روشنایی می‌شود.

علاوه بر این، بهره‌وری انرژی در آلمان به‌طور قابل‌توجهی بالاتر از ایران است. این کشور با اعمال استانداردهای سخت‌گیرانه در زمینه ساختمان‌سازی، بهره‌گیری از فناوری‌های هوشمند و اجرای سیاست‌های کاهش مصرف، موفق به بهینه‌سازی مصرف برق شده است. در مقابل، ایران هنوز در مسیر اصلاح الگوی مصرف قرار دارد و با چالش‌هایی نظیر ساختمان‌های فاقد عایق‌بندی مناسب، استفاده گسترده از وسایل پرمصرف و کمبود آگاهی عمومی مواجه است.

برای بهینه‌سازی مصرف برق و افزایش بهره‌وری انرژی در ایران، چندین اقدام کلیدی پیشنهاد می‌شود:

۱. جایگزینی وسایل پرمصرف با تجهیزات کارآمد نظیر یخچال‌ها و کولرهای کم‌مصرف
۲. اجرای استانداردهای سخت‌گیرانه‌تر در ساخت‌وساز، از جمله الزام به عایق‌کاری حرارتی ساختمان‌ها
۳. افزایش سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های هوشمند مانند شبکه‌های برق هوشمند و کنتورهای دیجیتال
۴. ترویج سیستم‌های مدیریت انرژی در صنایع و تشویق به استفاده از تجهیزات با راندمان بالا
۵. افزایش آگاهی عمومی از طریق کمپین‌های آموزشی برای تغییر رفتارهای مصرفی

یکی از اقدامات ضروری دیگر، گسترش استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر است. ایران با میانگین سالانه ۲۸۰۰ ساعت تابش خورشیدی، یکی از مستعدترین کشورهای جهان برای توسعه نیروگاه‌های خورشیدی است. جالب اینجاست که حتی آلمان، با آب‌وهوای معتدل و روزهای کم‌نورتر نسبت به ایران، سرمایه‌گذاری عظیم در بخش انرژی خورشیدی انجام داده و توانسته سهم بالایی از برق خود را از منابع پاک تأمین کند.

علاوه بر نیروگاه‌های خورشیدی، استفاده از فناوری‌های نوین مانند کلکتورهای خورشیدی برای گرمایش آب، می‌تواند وابستگی به سوخت‌های فسیلی را کاهش دهد. این راهکار در کشورهای همسایه مانند ترکیه و امارات به موفقیت رسیده و ایران نیز می‌تواند از این تجربه استفاده کند.
همچنین، توسعه نیروگاه‌های بادی در مناطقی مانند منجیل و زابل که دارای پتانسیل بالای باد هستند، می‌تواند به کاهش فشار بر شبکه برق کشور کمک کند. آلمان سال‌هاست که از این ظرفیت بهره گرفته و درصد قابل‌توجهی از برق خود را از طریق نیروگاه‌های بادی تأمین می‌کند.

در مجموع، ایران با اصلاح الگوی مصرف و سرمایه‌گذاری در منابع انرژی پاک، نه‌تنها می‌تواند نیاز داخلی خود را تأمین کند، بلکه امکان تبدیل شدن به یک صادرکننده مهم برق در منطقه را نیز خواهد داشت. کشورهایی مانند افغانستان، عراق و ترکیه می‌توانند بازارهای بالقوه‌ای برای صادرات برق ایران باشند. این امر نه‌تنها به کاهش وابستگی اقتصادی به صادرات نفت کمک می‌کند، بلکه ارزش اقتصادی بالاتری برای کشور به همراه خواهد داشت.

بنابراین، سه راهبرد کلیدی برای مدیریت چالش‌های انرژی کشور عبارت‌اند از:

۱. اصلاح الگوهای مصرف و افزایش بهره‌وری انرژی از طریق فناوری‌های پیشرفته و استانداردهای بهینه‌سازی
۲. توسعه گسترده انرژی‌های تجدیدپذیر، به‌ویژه خورشیدی و بادی، برای کاهش وابستگی به منابع فسیلی
۳. ایجاد سیستم‌های مدیریت انرژی هوشمند و تشویق صنایع به استفاده از فناوری‌های نوین برای کاهش مصرف برق

با اجرای این سیاست‌ها، ایران می‌تواند از یک مصرف‌کننده پرمصرف انرژی به یک تولیدکننده پایدار و صادرکننده انرژی در منطقه تبدیل شود، که این امر در درازمدت مزایای اقتصادی و زیست‌محیطی فراوانی خواهد داشت.

خیلی راحت ایران مردم به شدت پر مصرفی داره
خیانت اصلی در مصرف برق بیش از اندازه رو سازنده های ایرانی کردن که با ساختن ساختمان هایی که اصلا. عایق نیستن منجر افزایش نیاز برق شدن (خیانت کار اصلی )
و دولت که اصلا سرمایه گذاری خاصی روی تولید انرژی از منابع دیگه نکرده
حالا مردم باید یاد بگیرن مصرف رو کنترل کنن با خرید ‌وسایل برقی کم مصرف که در طولانی مدت سود کنن ؛
چرا ؟
یک برق کمتر
دو وسایل برقی بهتری دارند
پس به عنوان کسی که دنبال کسب و کار هستید دنبال اجناسی باشید که مصرف برق پایینی دارند و  فروش اونا رو انجام بدید چون بازار آینده برای این هاست.
۲.سازنده ها برای سود بیشتر تحت هیچ شرایطی از متریال بد که انرژی رو از بین میبرن استفاده نکنن و شهرداری ها تحت هیچ شرایطی به ساختمان هایی که فرار دمایی بالا دارند ،پایان کار ندن.
۳.دولت بیاد به تمام کارخانه ها و تولیدی ها بگه اگر از انرژی تجدید پذیر مثل خورشیدی برق تولید کنید ۲ سال معاف از مالیات خواهید بود
و برای جایگزین کردن منابع درآمدی این مالیات ، از مشترکین و کارخانه های پر مصرف دو برابر پول برق گرفته بشه به اداره مالیات داده بشه
کلا مشکل میخواییم حل شه کل مملکت باید همت کنه
اصلا فقط ربط به دولت نداره‌
مردم باید همکاری کنند.
بازم میگم انرژی های تجدید پذیر رو یاد بگیرید
طراحی سلول های خورشیدی
تعمیر و نصب ژنراتور های UPS
اینا درآمد زا خواهند بود


☆ بدانید ایران به تنهایی از انگلستان
المان
اسپانیا
فرانسه
بیشتر برق مصرف میکنه ….
دست عالمی رو از پشت بستیم آنقدر مصرف بی رویه داریم …

میخوایین تو زندگی موفق باشید ؟

میخوایین تو زندگی موفق باشید ؟
هر کاری پدر و مادرتون ازتون خواستن بلافاصله انجام بدید
وقت تلف نکنید
همون موقع
مطمئن باشید تو کل کار هاتون گشایش میشه ❤️