چالوس

چالوس

بزرگترین مرجع معرفی نقاط دیدنی و تفریحی برای مسافرت و گردش
چالوس

چالوس

بزرگترین مرجع معرفی نقاط دیدنی و تفریحی برای مسافرت و گردش

بادبندهای خارج از محور و برخی ایرادات در طراحی این بادبندها

نوع جدیدی از بادبندها که به تازگی استفاده از آن رو به افزایش می باشد سیستم بادبندی خارج از محور1(EBF) میباشد. اما متاسفانه اکثر طراحان آشنایی اندکی با نحوه طراحی این سیستم بادبندی دارند.و اکثرا” به این سیستم به چشم یک بادبند پرده ای و در جهت تطبیق با نقشه معماری (به طور مثال در محل در و پنجره )نگاه می‌شود ؛ به همین جهت به نظر می رسد لازم باشد که در این زمینه بحث بیشتری انجام گیرد.
در طرح و محاسبه شکلهای مشبک و خرپاها تاکید بر این نکته هست که تلاشهای به وجود آمده همه به صورت نیروهای محوری باشند و امتداد محور اعضای جمع شده در یک گره تا حد امکان در یک نقطه تلاقی نماید تا از به وجود آمدن لنگرهای خمشی جلوگیری شود. تحقیقات سالهای اخیر در طراحی سازه های مقاوم در برابر زلزله نشان داده که با طرح مهاربندی خارج از مرکز، در سازه های فولادی می توان مزایایی در تامین شکلپذیری سازه و اطمینان بر رفتار آن در زلزله به دست آورد. چنانچه در شکل (1) دیده می شود مهاربندی خارج از محور به این ترتیب به عمل می آید که طراح به میل خود مقداری خروج از مرکز (e) را در مهاربندیهای نوع 7 و8 (و یا انوا ع دیگر) تعبیه می کند ، به طوری که لنگر خمشی و نیروی برشی در طول کوتاهی از تیر (یعنیe) که به نام تیرچه ارتباطی (Link beam) نامیده می شود به وجود آید. تیرچه ارتباطی ممکن است در اثر لنگر خمشی به جاری شدن برسد؛ در این صورت ارتباط را خمشی(Moment link) میگویند ویا اینکه اگر طول (e) خیلی کوتاه باشد جاری شدن در برش اتفاق افتد که در این صورت ارتباط را برشی(Shear link) می نامند. به این ترتیب می توان با کنترل شکلپذیریی تیرچه ارتباطی، شکلپذیری قابل اطمینانی برای کل سازه ، درزلزله به دست آورد. مطابق آیین نامه 2800 ضریب شکلپذیری برای این سیستم سازه ای R=7 میباشد، که در مقایسه با سیستم هم محور R=6)) حدود 15 درصد شکلپذیرتر میباشد ، که همین مساله باعث کاهش برش پایه زلزله به همین میزان می شود.
-ترکیب این سیستم با سیستمهای سازه ای دیگر:
الف: ترکیب در پلان:در بسیاری از موارد دیده شده است که طراحان در یک طبقه در یک یا چند دهانه از سیستم خارج از محور و در یک یا چند دهانه دیگر به موازات بادبندهای نوع اول از بادبندهای هم محور استفاده نموده اند. در اینجا باید به این نکته توجه داشت که از آنجایی که نوع رفتار این سیستم با سیستم هم محور متفاوت می باشد، اساساً استفاده از این سیستم در ترکیب با سیستم هم محور در یک جهت و یک پلان کاملاً مردود میباشد و باعث ایجاد رفتارهای غیر متعارف در سازه در هنگام زلزله میشود؛ به همین جهت به طراحان توصیه میشود که اگر تمایل به استفاده از این نوع سیستم بادبندی دارند ، در پلان، تمامی دهانه های بادبندی را به صورت خارج از محور طراحی نمایند . البته این مساله مانع استفاده از ترکیب این سیستم با سیستم قاب خمشی به صورت سیستم دوگانه و ضریب رفتار R=7.5 و یا استفاده از یک سیستم مقاوم متفاوت در جهت متعامد با جهتی که از سیستم برون محور استفاده شده است ، نمی باشد.
ب: ترکیب در ارتفاع:در این زمینه نیز در موارد بسیاری دیده شده است که طراحان در یک دهانه بادبندی خاص در برخی طبقات (عموماً بنا به ملاحظات معماری) از سیستم خارج از محور استفاده کرده و باقی طبقات را به صورت بادبند هم محور طراحی نموده اند. در اینجا نیز باید به این نکته توجه داشت که آیین نامه2 ترکیب این سیستم با سیستمهای دیگر را در ارتفاع، به طور کامل ممنوع کرده است ، مگر در موارد زیر:
1- برای بادبندهای برون محور بالاتر از 5 طبقه میتوان بادبند طبقه آخر را به صورت هم محور و بدون تیرچه ارتباطی طراحی نمود.
2- طبقه اول یک بادبند برون محور بیش از 5 طبقه می تواند هم محور باشد به شرط آنکه بتوان نشان داد که ظرفیت الاستیک آن 50 درصد بزرگتر از ظرفیت تسلیم طبقه بالاتر از طبقه اول باشد.
پس همانطور که دیده میشود بهتر است در صورت تمایل طراحان به استفاده از این سیستم بادبندی ، تمامی طبقات (مگر در موارد استثنا شده در بالا) به صورت خارج از محور طراحی گردند.
-طراحی تیر در دهانه بادبندی: در سیستم بادبندی هم محور طراحی تیرها در دهانه های بادبتدی همانند دیگر تیرهای معمولی وتحت بارهای ثقلی انجام می پذیرد و در ترکیب بار زلزله نیروی قابل توجهی در این تیرها ایجاد نمیشود ؛ اما در سیستم برون محور علاوه بر برش و لنگرهای بارهای ثقلی ، در ترکیب بار زلزله ودر اثر نیروهای محوری ایجاد شده در بادبندها یک سری لنگر و برش اضافی در این تیرها ایجاد می شود و باعث بحرانی شدن ترکیب بار زلزله برای طراحی این تیرها می شود . معمولاً محل بحرانی در این تیرها محل اتصال بادبند به تیر می باشد و در این محل عموماً احتیاج به ورق تقویتی بال بالا وپایین می باشد.
-طراحی تیرچه ارتباطی :یکی از مهمترین و حساسترین مسایل در سیستم برون محور ، طراحی تیرچه ارتباطی می باشد ؛ مساله ای که اکثر طراحان به راحتی از کنار آن میگذرند. برخی از مسایلی که در طراحی تیرچه ارتباطی باید به آن توجه نمود ، به شرح زیر می باشد:
1- مطابق آیین نامه(( تیرچه ارتباطی باید تمامی شرایط مقطع فشرده را دارا باشد.)) به این ترتیب در صورت عدم استفاده از مقاطع نورد شده و استفاده از مقاطع ساخته شده (تیرورق) باید محدودیتهای مقطع فشرده در آن رعایت شود و مخصوصاً اتصال بال و جان تیرورق (حداقل در قسمت تیرچه ارتباطی) باید با جوش پیوسته (ونه جوش منقطع) انجام گیرد. ضمن آنکه باید توجه داشت که جوش اتصال بال به جان باید در برابر تنشهای برشی موجود کفایت لارم را داشته باشند.(این مساله در تیرچه های ارتباطی کوتاه که معمولاً به صورت برشی عمل نموده و داراری برشهای زیادی هستند بسیار حساستر میباشد.)
3- مطابق آیین ئامه ((جان قطعه رابط باید از یک ورق تک بدون هرگونه ورق مضاعف کننده تشکیل یابد و هیچگونه بازشویی نباید در جان قطعه رابط تعبیه شود.)) به این ترتیب همانطور که مشخص است استفاده از مقاطع دوبل (به علت وجود بیش از یک جان ) و مقاطع زنبوری (به علت وجود سوراخ در جان ) برای قطعه رابط از نظر آیین نامه یک امر کاملاً مردود می باشد؛ امری که متاسفانه بسیار معمول می باشد. گاهی دیده شده است که برخی طراحان برای قطعه رابط از مقطع زنبوری استفاده نموده و تمامی سوراخها را در قسمت تیرچه ارتباطی به وسیله ورق تقویتی جان می پوشانند، که این مساله نیز به این دلیل که ورق تقویتی جان به نوعی یک ورق مضاعف کننده می باشد، از نظر آیین نامه مردود میباشد. پیشنهاد میشود که در صورت عدم جوابگویی مقاطع نورد شده تک برای این تیرها، طراحان از مقطع I شکل و به صورت تیرورق و با جوش پیوسته جان وبال در قسمت قطعه رابط استفاده نمایند و به هیچ وجه از مقاطع دوبل وزنبوری استفاده ننمایند.
4- مطابق آیین نامه ((در انتهای قطعه رابط که عضو قطری به آن متصل است، باید سخت کننده جان در تمام ارتفاع ، در دو طرف قرار داده شود.)) یکی از شایعترین ایرادات در طراحی قطعه رابط همین مساله میباشد ، که طراحان باید به این مساله توجه بیشتری نمایند. این مساله به غیر از سخت کننده های میانی قطعه رابط میباشد که لزوم قرارگیری یا عدم قرارگیری آنها باید توسط طراحان مورد بررسی قرار گیرد.
-طراحی عضو قطری (بادبند):طراحی عضو قطری در این سیستم مشابه سیستم هم محور میباشد با این تفاوت که طبق آیین نامه ((هر بادبند باید دارای مقاومت فشاری 1.5 برابر نیروی محوری نظیر مقاومت خمشی قطعه رابط باشد.)) با توجه به اینکه در حالت طراحی معمولی مقاومت فشاری بادبند و مقاومت خمشی قطعه رابط به همدیگر نزدیک میباشند ، رعایت این بند باعث بالا رفتن سطح مقطع بادبند تا حدود 50 درصد نسبت به طراحی حالت معمولی در این سیستم میشود؛ ضمن آنکه باید توجه داشت که در این سیستم به دلیل آنکه معمولاً زاویه بادبندها با افق نسبت به سیستم هم محور بیشتر می باشد ، نسبت به سیستم هم محور نیروی محوری بیشتری در بادبندها ایجاد می شود.
-نتیجه گیری:استفاده صحیح از این سیستم بادبندی باعث شکلپذیری بیشتر سازه و کاهش برش پایه زلزله میشود ؛ اما در طراحی این بادبندها باید دقت کافی در جهت رعایت کلیه نکات آیین‌نامه ای چه از طرف طراحان و چه از طرف دستگاههای نظارتی انجا م پذیرد. طراحی صحیح این بادبندها منجر به بادبندها و تیرهایی سنگینتر از حالت بادبند هم محور می شود ؛ به همین جهت پیشنهاد می شود که طراحان حتی الامکان از این سیستم به عنوان اولین گزینه استفاده ننمایید

ترکیب دو سیستم بادبندی

الف: ترکیب در پلان:در بسیاری از موارد دیده شده است که طراحان در یک طبقه در یک یا
چند دهانه از سیستم خارج از محور و در یک یا چند دهانه دیگر به موازات بادبندهای
نوع اول از بادبندهای هم محور استفاده نموده اند. در اینجا باید به این نکته توجه
داشت که از آنجایی که نوع رفتار این سیستم با سیستم هم محور متفاوت می باشد، اساساً
استفاده از این سیستم در ترکیب با سیستم هم محور در یک جهت و یک پلان کاملاً مردود
میباشد و باعث ایجاد رفتارهای غیر متعارف در سازه در هنگام زلزله میشود؛ به همین
جهت به طراحان توصیه میشود که اگر تمایل به استفاده از این نوع سیستم بادبندی دارند
، در پلان، تمامی دهانه های بادبندی را به صورت خارج از محور طراحی نمایند . البته
این مساله مانع استفاده از ترکیب این سیستم با سیستم قاب خمشی به صورت سیستم دوگانه
و ضریب رفتار R=7.5 و یا استفاده از یک سیستم مقاوم متفاوت در جهت متعامد با جهتی
که از سیستم برون محور استفاده شده است ، نمی باشد.
ب: ترکیب در ارتفاع:در این زمینه نیز در موارد بسیاری دیده شده است که طراحان در یک
دهانه بادبندی خاص در برخی طبقات (عموماً بنا به ملاحظات معماری) از سیستم خارج از
محور استفاده کرده و باقی طبقات را به صورت بادبند هم محور طراحی نموده اند. در
اینجا نیز باید به این نکته توجه داشت که آیین نامه2 ترکیب این سیستم با سیستمهای
دیگر را در ارتفاع، به طور کامل ممنوع کرده است ، مگر در موارد زیر:

1- برای بادبندهای برون محور بالاتر از 5 طبقه میتوان بادبند طبقه آخر را به صورت
هم محور و بدون تیرچه ارتباطی طراحی نمود.

2- طبقه اول یک بادبند برون محور بیش از 5 طبقه می تواند هم محور باشد به شرط آنکه
بتوان نشان داد که ظرفیت الاستسک آن 50 درصد بزرگتر از ظرفیت تسلیم طبقه بالاتر از
طبقه اول باشد.

پس همانطور که دیده میشود بهتر است در صورت تمایل طراحان به استفاده از این سیستم
بادبندی ، تمامی طبقات (مگر در موارد استثنا شده در بالا) به صورت خارج از محور
طراحی گردند.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سیدفرشیدغزنینی هاشمی  |  آرشیو نظرات

بادبندهای خارج از محور

نوع جدیدی از بادبندها که به تازگی استفاده از آن رو به افزایش می باشد سیستم بادبندی خارج از محور (EBF1) میباشد.

  اما متاسفانه اکثر طراحان آشنایی اندکی با نحوه طراحی این سیستم بادبندی دارند و اکثراً به این سیستم به چشم یک بادبند پرده ای و در جهت تطبیق با نقشه معماری (به طور مثال در محل در و پنجره ) نگاه می‌شود ؛ به همین جهت به نظر می رسد لازم باشد که در این زمینه بحث بیشتری انجام گیرد. در طرح و محاسبه شکلهای مشبک و خرپاها تاکید بر این نکته هست که تلاشهای به وجود آمده همه به صورت نیروهای محوری باشند و امتداد محور اعضای جمع شده در یک گره تا حد امکان در یک نقطه تلاقی نماید تا از به وجود آمدن لنگرهای خمشی جلوگیری شود. تحقیقات سالهای اخیر در طراحی سازه های مقاوم در برابر زلزله نشان داده که با طرح مهاربندی خارج از مرکز، در سازه های فولادی می توان مزایایی در تامین شکلپذیری سازه و اطمینان بر رفتار آن در زلزله به دست آورد.

مهاربندی خارج از محور به این ترتیب به عمل می آید که طراح به میل خود مقداری خروج از مرکز (e) را در مهاربندیهای نوع 7 و8 (و یا انواع دیگر) تعبیه می کند ، به طوری که لنگر خمشی و نیروی برشی در طول کوتاهی از تیر (یعنیe) که به نام تیرچه ارتباطی (Link beam) نامیده می شود به وجود آید. تیرچه ارتباطی ممکن است در اثر لنگر خمشی به جاریشدن برسد؛ در این صورت ارتباط را خمشی(Moment link) میگویند ویا اینکه اگر طول (e) خیلی کوتاه باشدجاری شدن در برش اتفاق افتد که در این صورت ارتباط را برشی (Shear link) می نامند. به این ترتیب می توان با کنترل شکلپذیری تیرچه ارتباطی، شکلپذیری قابل اطمینانی برای کل سازه ، درزلزله به دست آورد. مطابق آیین نامه 2800 ضریب شکلپذیری برای این سیستم سازه ای R=7 میباشد، که در مقایسه با سیستم
هم محور R=6)) حدود 15 درصد شکلپذیرتر میباشد ، که همین مساله باعث کاهش برش پایه زلزله به همین میزان می شود.

-ترکیب این سیستم با سیستمهای سازه ای دیگر:

الف: ترکیب در پلان:در بسیاری از موارد دیده شده است که طراحان در یک طبقه در یک یا چند دهانه از سیستم خارج از محور و در یککته توجه داشت که از آنجایی که نوع رفتار این سیستم با سیستم هم محور متفاوت می باشد، اساساً استفاده از این سیستم در ترکیب با سیستم هم محور در یک جهت و یک پلان کاملاً مردود
میباشد و باعث ایجاد رفتارهای غیر متعارف در سازه در هنگام زلزله میشود؛ به همین جهت به طراحان توصیه میشود که اگر تمایل به استفاده از این نوع سیستم بادبندی دارند ، در پلان، تمامی دهانه های بادبندی را به صورت خارج از محور طراحی نمایند . البته این مساله مانع استفاده از ترکیب این سیستم با سیستم قاب خمشی به صورت سیستم دوگانه و ضریب رفتار R=7.5 و یا استفاده از یککه از سیستم برون محور استفاده شده است ، نمی باشد. یا چند دهانه دیگر به موازات بادبندهای نوع اول از بادبندهای هم محور استفاده نموده اند. در اینجا باید به این ن سیستم مقاوم متفاوت در جهت متعامد با جهتی

ب: ترکیب در ارتفاع:در این زمینه نیز در موارد بسیاری دیده شده است که طراحان در یک دهانه بادبندی خاص در برخی طبقات (عموماً بنا به ملاحظات معماری) از سیستم خارج از محور استفاده کرده و باقی طبقات را به صورت بادبند هم محور طراحی نموده اند. در اینجا نیز باید به این نکته توجه داشت که آیین نامه2 ترکیب این سیستم با سیستمهای دیگر را در ارتفاع، به طور کامل ممنوع کرده است ، مگر در موارد زیر:

1-       برای بادبندهای برون محور بالاتر از 5 طبقه میتوان بادبند طبقه آخر را به صورت هم محور و بدون تیرچه ارتباطی طراحی نمود.

2-       طبقه اول یک بادبند برون محور بیش از 5 طبقه می تواند هم محور باشد به شرط آنکه بتوان نشان داد که ظرفیت الاستسک آن 50 درصد بزرگتر از ظرفیت تسلیم طبقه بالاتر از طبقه اول باشد.

پس همانطور که دیده میشود بهتر است در صورت تمایل طراحان به استفاده از این سیستم بادبندی، تمامی طبقات (مگر در موارد استثنا شده در بالا) به صورت خارج از محور طراحی گردند.

-طراحی تیر در دهانه بادبندی: در سیستم بادبندی هم محور طراحی تیرها در دهانه های بادبتدی همانند دیگر تیرهای معمولی وتحت بارهای ثقلی انجام می پذیرد و در ترکیب بار زلزله نیروی قابل توجهی در این تیرها ایجاد نمیشود ؛ اما در سیستم برون محور علاوه بر برش و لنگرهای بارهای ثقلی ، در ترکیب بار زلزله ودر اثر نیروهای محوری ایجاد شده در بادبندها یک سری لنگر و برش اضافی در این تیرها ایجاد می شود و باعث بحرانی
شدن ترکیب بار زلزله برای طراحی این تیرها می شود . معمولاً محل بحرانی در این تیرها محل اتصال بادبند به تیر می باشد و در این محل عموماً احتیاج به ورق تقویتی بال بالا و پایین می باشد.

-طراحی تیرچه ارتباطی :یکی از مهمترین و حساسترین مسایل در سیستم برون محور ، طراحی تیرچه ارتباطی می باشد ؛ مساله ای که اکثر طراحان به راحتی از کنار آن میگذرند. برخی از مسایلی که در طراحی تیرچه ارتباطی باید به آن توجه نمود ، به شرح زیر می باشد:

1- مطابق آیین نامه (( تیرچه ارتباطی باید تمامی شرایط مقطع فشرده را دارا باشد.)) به این ترتیب در صورت عدم استفاده از مقاطع نورد شده و استفاده از مقاطع ساخته شده (تیرورق) باید محدودیتهای مقطع فشرده در آن رعایت شود و مخصوصاً اتصال بال و جان تیرورق (حداقل در قسمت تیرچه ارتباطی) باید با جوش پیوسته (و نه جوش منقطع) انجام گیرد. ضمن آنکه باید توجه داشت که جوش اتصال بال به جان باید در برابر تنشهای برشی موجود کفایت لارم را داشته باشند.(این مساله در تیرچه های ارتباطی کوتاه که معمولاً به صورت برشی عمل نموده و داراری برشهای زیادی هستند بسیار حساستر میباشد.)

3- مطابق آیین نامه ((جان قطعه رابط باید از یک ورق تک بدون هرگونه ورق مضاعف کننده تشکیل یابد و هیچگونه بازشویی نباید در جان قطعه رابط تعبیه شود.)) به این ترتیب همانطور که مشخص است استفاده از مقاطع دوبل (به علت وجود بیش از یک جان ) و مقاطع زنبوری (به علت وجود سوراخ در جان ) برای قطعه رابط از نظر آیین نامه یک امر کاملاً مردود می باشد؛ امری که متاسفانه بسیار معمول می باشد. گاهی دیده شده است که برخی
طراحان برای قطعه رابط از مقطع زنبوری استفاده نموده و تمامی سوراخها را در قسمت تیرچه ارتباطی به وسیله ورق تقویتی جان می پوشانند، که این مساله نیز به این دلیل که ورق تقویتی جان به نوعی یک ورق مضاعف کننده می باشد، از نظر آیین نامه مردود میباشد. پیشنهاد میشود که در صورت عدم جوابگویی مقاطع نورد شده تک برای این تیرها، طراحان از مقطع I شکل و به صورت تیرورق و با جوش پیوسته جان وبال در قسمت قطعه رابط استفاده نمایند و به هیچ وجه از مقاطع دوبل و زنبوری استفاده ننمایند.

4- مطابق آیین نامه ((در انتهای قطعه رابط که عضو قطری به آن متصل است، باید سخت کننده جان در تمام ارتفاع ، در دو طرف قرار داده شود.)) یکی از شایعترین ایرادات در طراحی قطعه رابط همین مساله میباشد ، که طراحان باید به این مساله توجه بیشتری نمایند. این مساله به غیر از سخت کننده های میانی قطعه رابط میباشد که لزوم قرارگیری یا عدم قرارگیری آنها باید توسط طراحان مورد بررسی قرار گیرد.

5-طراحی عضو قطری (بادبند): طراحی عضو قطری در این سیستم مشابه سیستم هم محور میباشد با این تفاوت که طبق آیین نامه ((هر بادبند باید دارای مقاومت فشاری 1.5 برابر نیروی محوری نظیر مقاومت خمشی قطعه رابط باشد.)) با توجه به اینکه در حالت طراحی معمولی مقاومت فشاری بادبند و مقاومت خمشی قطعه رابط به همدیگر نزدیک میباشند ، رعایت این بند باعث بالا رفتن سطح مقطع بادبند تا حدود 50 درصد نسبت به طراحی حالت معمولی در این سیستم میشود؛ ضمن آنکه باید توجه داشت که در این سیستم به دلیل آنکه معمولاً زاویه بادبندها با افق نسبت به سیستم هم محور بیشتر می باشد ، نسبت به سیستم هم محور نیروی محوری بیشتری در بادبندها ایجاد می شود.

-نتیجه گیری: استفاده صحیح از این سیستم بادبندی باعث شکلپذیری بیشتر سازه و کاهش برش پایه زلزله میشود ؛ اما در طراحی این بادبندها باید دقت کافی در جهت رعایت کلیه نکات آیین‌نامه ای چه از طرف طراحان و چه از طرف دستگاههای نظارتی انجا م پذیرد. طراحی صحیح این بادبندها منجر به بادبندها و تیرهایی سنگینتر از حالت بادبند هم محور می شود ؛ به همین جهت پیشنهاد می شود که طراحان حتی الامکان از این سیستم به عنوان اولین گزینه استفاده ننمایند.


منبع:ا.تقیان

چه فرقی بین محصول لیکا با سفال وجود دارد؟

طبق پیوست مبحث 19 مقررات ملی ساختمان ضریب هدایت حرارتی سفال در حدود 1 تا 1.35 وات بر متر درجه کلوین می باشد. این در حالی است که این ضریب برای بتن سبک لیکا با چگالی حدود 950 کیلوگرم بر متر مکعب 0.17 می باشد . این ضریب بیانگر این مطلب است که لیکا دارای مقاومت حرارتی معادل 6 برابر سفال می باشد. فرضا برای گرفتن مقاومت حرارتی مشابه با لیکا 15 سانتی متری باید 90 سانتی متر دیوار سفالی اجرا نمود !!

محصول لیکا به غیر از سبکی که ذات محصول است در صورتی که در ساختمان نیاز به اجرای الزامات مبحث 19 مقررات ملی ساختمان وجود داشته باشد می تواند بدون نیاز به استفاده از انواع فعالیتهای متداول استفاده شود و از نظر صرفه جویی اقتصادی – سرعت اجرای بالاتر در مقایسه با 2 ردیف سفال و 1 ردیف یونولیت –پرت کمتر فضا ( نکته مهم در پروژه های انبوه سازی که مبحث فضا در متراژهای پائین بسیار مهم است ) – بازگشت سریعتر سرمایه – کاهش وزن تمام شده ساختمان و دردسر کمتر حین اجراء ( در دیوارهای 3 جداره سفال و یونولیت اتصالات این سه دیوار به همدیگر و سازه بسیار مشکل است ) بسیار بهتر از دیوار سفالی و یونولیتی می باشد . به انضمام اینکه در هنگام آتش سوزی دیوارهای لیکا بسیار مقاوم تر از دیوارهای 3 جداره سفال و یونولیت می باشد .همینطور در اجرای کنده کاری ها جهت عبور تأسیسات با سفال مشکل خرد شدن و پرت بیش از حد را داریم و این در حالی است که در لیکا چنین مشکلی وجود ندارد .
یکی دیگر از اشکالات دیوارهای سه جداره نزدیکی لوله ها و کابلهای برق با یونولیت است که باز در صورت وجود اتصالی در سیستم برق ساختمان احتمال حریق و آتش سوزی بیشتر می باشد .
مشکل عمده دیگر عدم امکان کنترل کیفیت تمام پانلهای یونولیت مصرفی است که در صورت کندسوز بودن مشکل کمتر است ولی در غیر اینصورت امکان مصرف پانلهای غیر کندسوز وجود دارد .

جهت بدست آوردن پاسخ سوال فوق بایستی ابتدا ضریب u دیوار را جهت آن ساختمان خاص که مورد نیاز است بدست آوریم که به ترتیب زیر عمل می نمائیم.
1-2- نیاز انرژی منطقه مورد نظر از جدول صفحه 65 تا 74 بدست می آید که به عنوان مثال جهت کلیه ساختمانهای تهران ( نیاز گرمایی متوسط ) می باشد .
* منظور از نیاز گرمایی الزام استفاده از انرژی غیر برقی می باشد .
2-2- با مراجعه به جدول صفحه 77 نوع کابری را مشخص می نمائیم ( به عنوان مثال مسکونی که کاربری الف می شود ).
3-2- مرحله بعدی تعیین گروه ساختمان از نظر میزان صرفه جویی در مصرف انرژی می باشد که برای این مطلب به جدول صفحه 81 مراجعه می نمائیم .
در جدول صفحه 81 با توجه به اینکه پروژه در شهر بزرگ واقع شده یا در شهر کوچک نیز با توجه به اینکه زیر بنای آن کمتر از 1000 متر است یا بیشتر از 1000 متر ، گروه بندی ساختمان تعیین می شود .
به عنوان مثال اگر پروژه ای 2500 متر بنای ساختمان داشته باشد و در شهر تهران واقع شده باشد ، جزو گروه 2 خواهد بود .
4-2-مرحله آخر مراجعه به جدول صفحه 27 می باشد که در این جدول uw جهت انرژی غیر برقی گروه 2 مساوی با 1/01 خواهد بود عدد فوق به این مفهوم است که جمع k های مصالح استفاده شده در دیوار خارجی ساختمان بایستی از عدد 1/01 کمتر باشد تا مورد پذیرش قرار گیرد و با توجه به اینکه uw دیوار 20 سانتی لیکا همراه با گچ و خاک و اندود ملات مساوی با 0/831 می باشد لذا قابل قبول است . دیوار 15 سانتی با توجه به عدد بدست آمده 0/997 کمی در مرز قرار گرفته است ولی قابل قبول است .

λ طبق تعریف صفحه 7 آمده است و عکس ضریب λ مساوی با R ( مقاومت حرارتی )می باشد .

λ که در آن d ضخامت مصالح می باشد ، k گفته می شود و واحد آن W/m2˚k می باشد .

U طبق تعریف صفحه 6 آمده است و واحد آن W/m2˚k می باشد و عبارتست از جمع k های مصالح مورد استفاده در دیوار به اضافه ضریب انتقال حرارت سطحی مرجع که عبارتست از+ و در تمام شرایط دیوارها 0.17 در نظر گرفته می شود و در تعریف عبارتست از ضریب انتقال حرارت سطح داخل به اضافه ضریب انتقال حرارت سطح خارجی دیوار .

طبق تعریف بند 3-7 صفحه 64 آئین نامه 2800 ویرایش دوم ، حداکثر طول مجاز دیوار غیر سازه ای یا تیغه ای بین دو پشت بند عبارتست از 40 برابر ضخامت دیوار یا تیغه و یا 6 متر هر کدام کمتر باشد و حداکثر ارتفاع مجاز دیوارهای غیر سازه ای و تیغه ها از تراز کف مجاور 3.5 متر می باشد . در شرایط فوق نیازی به اجرای وال پست قائم یا افقی نیست ولی در صورت اضافه شدن دهنه ها یا ارتفاع نیاز به استفاده از وال پست می باشد که Detail آن دستورالعمل کاربردی محصولات لیکا آمده است .

از بررسی جداول (18-2-2)صفحه 16 مبحث هیجدهم و جدول ( 18-2-5) صفحه 18 و جدول (18-2-8) صحه 19 و جدول (18-2-11) صفحه 21 و جدول (18-2-14) صفحه 23 و بند 18-2-7-4 صفحه 24 و مقایسه آن با اعداد بدست آمده از نتایج آزمایشات بر روی دیوارهای ساخته شده از لیکا بدست می آید .
به عنوان مثال دیوار 15 سانتی تو خالی لیکا در ساختمانهای مسکونی با توجه بع اینکه Rwz 46 db می باشد فقط در دیوار جدا کننده در واحد مجاور و مستقل که بایستی Rwz 50 db باشد به تنهایی نمی تواند استفاده شود ولی در سایر ساختمان با الزامات مبحث هجدهم انطباق دارد که البته جهت دیوار جدا کننده بین دو واحد مجاور و مستقل می توان دو دیوار لیکا 10 توخالی را توصیه و اجرا کرد که به احتمال بسیار قوی جواب خواهد داد .

بحث ایجاد ترک به عوامل مختلفی مربوط می شود که شامل موارد زیر می گردد .
1- در صورتی که در دیوار ساخته شده از مصالح مختلف استفاده شود نظیر لیکا وسفال یا لیکا آجر،‌این احتمال به دلیل عدم یکنواختی ضریب انبساط و انقباض مصالح موجود دارد و در صورتی که در دیوار ساخته شده کلیه محصولات استفاده شده یک دست باشند این احتمال به کمترین حد خود خواهد رسید و با توجه به تنوع بسیار زیاد محصولات لیکا توصیه می شود دیوار یکپارچه از یک نوع محصول ساخته شود .
2- در صورتی که ضخامت گچ و خاک در دیوار زیاد احتمال ترک وجود دارد . با توجه به تلورانس استاندارد بلوکهای لیکا در عرض (3± میلیمتر ) در صورتی که ضخامت گچ و خاک زیاد نباشد ، احتمال بروز ترک بسیار پائین خواهد بود .
3- یکی از عوامل تأثیر گذار بر ایجاد ، ضریب جمع شدگی ناشی از خشک شدن می باشد که با توجه به نتایج بدست آمده از آزمایشات انجام شده طی پروسه دریافت گواهینامه فنی محصول ، این عدد کمتر از 0.065 می باشد و لذا از ناحیه بلوک نمی تواند ترک حادث شود .
4- در صورتی که مقاومت مصالح بلوکی در حد استاندارد باشد ، در اثر تکانهای ناشی از زلزله های با شدت کم در طبقات بالای ساختمانهای بلند مرتبه و هم چنین نشست کلی ساختمان می تواند ترک ایجاد شود .
5- در صورتی که هنگام اجرای دیوار چینی دهنه و ارتفاع مجاز رعایت نشود احتمال بروز ترک وجود دارد که البته در این مورد ارتباطی به نوع مصالح وجود ندارد .
6- در صورتی که اجزای فلزی سازه مخصوصا" ستونها و بادبندها با توری موغی پوشیده نشوند ، با ز هم احتمال ترک وجود دارد که بازهم ارتباطی به نوع مصالح وجود ندارد .
7- در صورتی که هنگام اجرای گچ و خاک یا گچ مصرفی ) دارای دانه بندی درشت تراز حد استاندارد باشند بازهم احتمال ترک وجود دارد .
8- نشست کلی سازه که در بند 4 به آن اشاره شد می توان به عنوان یکی از عوامل تأثیر گذار برایجاد ترک باشد که این مورد در ارتباط با ترکهای افقی می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

استفاده از سنگ روی لیکا هیچ مشکلی ندارد . اگر مقایسه ای با سفال صورت گیرد با توجه به اینکه نمای سنگ سالهاست که بر روی جداره 8 میلیمتری سفال اجرا می شود ولی در لیکای 15 سانتی دیواره 33 میلیمتر وجود دارد ، هیچ مشکلی وجود نخواهد داشت و البته استحکام سنگ بر مراتب بیش از دیوار سفالی می باشد .

لیکا مانند همه محصولات دیگر دارای جذب آب می باشد و لذا توصیه نمی شود .

بله . در صورتی که بنا با دقت دیوار را کارکرده باشد این امکان وجود دارد و در بعضی از بخشهای پروژه کتابخانه ملی ایران با این روش کار شده است .

لیکا امکان اجرای ملات قائم را دارد و در واقع تنها محصولی است که این امکان را فراهم می آورد در حالی که در هبلکس امکان اجرای ملات قائم مطابق با روش استاندارد وجود ندارد . دوم اینکه بلوکهای لیکا دارای اندازه های بسیار متنوعی است در حالی که بلوکهای هبلکس بایستی با اره بریده شود و این سبب پرت زمان در دیوار چینی می شود . سوم اینکه ضریب جمع شدگی ناشی از خشک شدن لیکا بسیار پائین است و احتمال ترک در نتیجه مصالح وجود ندارد ولی هبلکس دارای ضریب جمع شدگی ناشی از خشک شدن بالا می باشد . چهارم اینکه جهت دیوارهای لیکا به غیر از برخی ماههای بسیار گرم نیازی به زنجاب کردن نیست ولی در هبلکس با توجه به جذب آب بالا در مرحله دیوار چینی و گچ و خاک نیاز به زنجاب کردن دارد که باز مستلزم صرف وقت بیشتری نسبت به لیکا می باشد . پنجم اینکه جهت اجرای گچ و خاک در دیوارهای لیکا نیازی به استفاده از توری مرغی نمی باشد ولی استفاده از گچ و خاک مصرفی در هبلکس با توری مرغی توصیه شده است . ششم مبحث ایستایی تجهیزات نصب شده مانند کا نیست یا اقلام سنگین روی دیوار است که در هبلکس پس از مدتی با مشکل لق شدگی مواجه خواهیم بود و این مسئله در لیکا به هیچ وجه وجود ندارد . هفتم اینکه به دلیل پایه مواد سیلیسی و آهکی که در تولید محصولات از گروه A.A.C ( Ariated Air Concrete ) استفاده می شود احتمال خوردگی شیمیایی وجود دارد ولی چون PH لیکا تقریبا" برابر 7 می باشد این مشکل مطلقا"وجود ندارد . هشتم اینکه میزان افت صوتی بدست آمده در دیوارهای لیکا بالاتر از بلوکهای هبلکس می باشد .

در بخش تحقیقات نتایج بدست آمده حاکی از مقاومت حدود 230 کیلو گرم بر سانتی متر با وزن مخصوص بتن حدود 1740 کیلوگرم بر متر مکعب می باشد ولی تحقیقات است و فعلا" جنبه کاربردی ندارد . در نتایج بدست آمده از آزمایشات انجام شده توسط شرکت دیسمان اصفهان نتایج بهتری حاصل شد ولی مستندات موجود نیست . نتایج حاکی از مقاومت حدود kg/cm2 350 با وزن مخصوص حدود m3/kg 1750 و با اسلامپ صفر بود که در این روش بیشتر از دانه 3-0 و درصدی هم ماسه بود ولی با توجه به اینکه در کارگاهها نیاز به اسلامپ بالاتری می باشد پروژه ای به همین منظور با دانشگاه صنعتی اصفهان ( آقای دکتر مدح خوان ) تعریف شده است که در حال انجام می باشد . در حال حاضر هیچ توصیه ای جهت ساخت بتن سبک سازه ای با استفاده از دانه های لیکا نمی شود .

جهت کشت نشاء 3-0 میلیمتر و جهت نگهدارنده ریشه 10-3 و جهت زهکشی زیر گلدان و تزئین سطح گلدان از دانه های 20-10 میلی متر استفاده میشود . نکته مهم در پاسخ به این سوال این است که با توجه به شرایط بسیار متناوب لازم جهت رشد گیاهان مختلف بهتر است از این موضوع پاسخ داده شود که لیکا دارای ویژگیهایی است شامل سبکی ، تخلخل بالا ، عدم نفوذ موئینه ، خنثی ، عاری از مواد غذایی و .... که در صورتی که شرایط کشت نیاز به عوامل زیر داشته باشد می توان از لیکا استفاده کرد و لذا پاسخ قطعی به سوال داده نمی شود به جهت اینکه اطلاعات رشد گیاهان مختلف بسیار متنوع بوده ودر حال حاضر در دفتر فنی شرکت لیکا موجود نمی باشد .

بله و در این ارتباط یک پروژه کارشناسی ارشد توسط آقای مهندس کاوسی انجام شده است که جزئیات آن در پایان نامه آمده است .

به دلیل اینکه بیشترین مقدار افت صوتی بدست آمده در دیوار لیکا مربوط به لیکای دو طرف اندود گچ و خاک می باشد لذا روش فوق توصیه نمی شود .

بله ولی توصیه می شود با فرز این کار انجام شود چون کار بسیار تمیزتر خواهد بود .

خیر با فرز بریده می شوند.

بله هیچ مشکلی وجود ندارد .

جهت بدست آوردن جواب از روش زیر استفاده می نمائیم
( کل دیوارهای ساختمان ) متر مربع 2000=2/2*10000
(دیوارهای جانبی ساختمان ) متر مربع 7333=(3÷22000)
(دیوار های داخلی ساختمان ) متر مربع 14666=2*(3÷22000)
( دیوار خارجی ) مقدار بلوک 20*19*49 مورد نیاز عدد 73330=10*7333
( دیوار داخلی ) مقدار بلوک 20*10*40 مورد نیاز عدد 176000 = 12*14666

صنعت ساختمان – صنعت کشاورزی – صنعت پوشاک ( شستشوی پارچه های لی ) صنعت داروسازی – تصفیه خانه ها

با توجه به استراتژی شرکت مبنی بر واگذاری تولید بلوک به تأمین کنندگان خارج از سازمان، این امر علاوه بر اینکه امکان دارد بلکه از آن استقبال و حمایت نیز می شود .

سبکی – ضریب انتقال حرارت بسیار پائین λ=0.09-0.101W/m˚k، عدم وجود نفوذ موئینه ، خنثی -PH~7 تخلخل بالا ، مقاوم در برابر آتش از جمله ویژگیهای مهم لیکا می باشد .

به صورت فله جهت شیب بندی بام ساختمانها و به عنوان پر کننده در کف سازیها و نیز به عنوان ماده اولیه جهت تولید قطعات بتنی سبک و عایق و هم چنین پانلهای غیر بار مخصوصا" در دیوار ( کاربردهای ساختمان ) – جهت تزئین روی گلدان و زهکش زیر گلدان و نیز مواد نگهدارنده ریشه کشتهای هیدروپونیک ، کشت نشاء ( استفاده های کشاورزی ) – به عنوان مواد بستر فیلترهای تصفیه خانه های خانگی و نیز در صنایع داروئی

بلوکهای بتنی لیکا با دارا بودن وزن مخصوص پائین (m3/kg 560-680) در انواع توخالی و نیز λ=208W/m˚k در بسیاری از اقلیم ها می توانند بدون استفاده از انواع عایقهای متداول استفاده شوند . این بلوکها به غیر از خواص سبکی و عایق حرارتی وصوتی دارای ویژگی های دیگری نظیر کارپذیری فیزیکی مناسب ، امکان اجرای ملات قائم ، تنوع در شکل و اندازه می باشند و می توانند متناسب با هر گونه نیاز مشتری در سایزها و اشکال مختلف تولید شوند .


  نوشته شده  توسط    سیدفرشیدغزنینی هاشمی

سازه های نگهبان وبررسی عملکرد آن

سازه های نگهبان :

در بسیاری از پروژه های ساختمانی لازم است که زمین به صورتی خاکبرداری شود که جداره های آن قائم یا نزدیک به قائم باشد. این کار ممکن است به منظور احداث زیر زمین ، کانال ، منبع آب و .. صورت گیرد. فشار جانبی وارد بر این جداره ها ناشی از رانش خاک بر اثر وزن خود آن ، و نیز سر بار های (surcharge) احتمالی روی خاک کنار گود می باشد.

این سربارها می توانند شامل خاک بالاتر از تراز افقی لبه ی گود ، ساختمان مجاور ، بارهای ناشی از بهره برداری از معابر مجاور و … باشند. به منظور جلوگیری از ریزش ترانشه و تبعات منفی احتمالی ناشی از این خاکبرداری ، سازه های موقتی را برای مهار ترانشه اجرا می کنند که به آن سازه های نگهبان (retaining structures;support systems) می گویند

.

برای دریافت متن کامل مقاله به ادامه مطلب بروید.


اهداف اصلی ایمن سازی جداره های گود با استفاده از سازه های نگهبان عبارتند از :

حفظ جان انسانهای خارج و داخل گود ، حفظ اموال خارج و داخل گود و نیز فراهم آوردن شرایط امن و مطمئن برای اجرای کار.

موضوع گودبرداری و طراحی و اجرای سازه های نگهبان در مهندسی عمران دارای گستره وسیعی است و نیاز به بررسی ها و مطالعات و ملاحظات ژئوتکنیکی، سازه ای ، مواد و مصالح، تکنولوژیکی و اجرایی و اقتصادی و اجتماعی دارد. در نتیجه می توان گفت که انتخاب روش مناسب بستگی به جمیع شرایط تأثیرگذار دارد و می توان در شرایط مختلف، به صورت های گوناگونی باشد.

از سوی دیگر، تئوری ها و روش های اجرایی گود برداری و سازه های نگهبان، هم مبتنی بر اصول تئوریک و هم متأثر از ملاحظات اجرایی و تجربی، توأماً است.

پایدارسازی جداره های گودبرداری به صورتها و روشهای مختلفی صورت می گیرد که از جمله آنها به روشهای :

مهار سازی (anchorge) ، دوخت به پشت (tie back) ، دیواره دیافراگمی (diaphragm wall) ، مهار متقابل (reciprocal support) ، اجرای شمع و شمع بندی اجرای شمع ، سپر کوبی (sheet piling) ، و اجرای خرپا (truss construction) اشاره نمود.

2- انواع روشهای پایدارسازی گود
۲-۱- روش مهار سازی
در این روش، برای مهار حرکت و رانش خاک، با استفاده از تمهیداتی خاص، از خود خاک های دیواره کمک گرفته می شود. ابتدا در حاشیه زمینی که قرار است گودبرداری شود، در فواصل معین چاههایی حفر می کنیم. عمق این چاهها برابر با عمق گود به اضافه ی مقداری اضافه برای شمع بتنی انتهای تحتانی این چاهها است.
پس از حفر چاهها، در درون آنها پروفیل های شکل یا شکل قرار می دهیم. به منظور تأمین گیرداری و مهاری کافی برای این پروفیل ها، انتهای پروفیل ها را به میزان ۰٫۲۵ تا ۰٫۳۵ عمق گود، پایین تر از رقوم کف گود در درون بخش شمع ادامه می دهیم و در انتهای پروفیل ها نیز شاخکهایی را در نظر می گیریم.
سپس، شمع انتهای تحتانی را ، که قبلاً آرماتوربندی آن را اجرا کرده و کار گذاشته ایم، بتن ریزی می کنیم. بدین ترتیب پروفیل های فولادی مزبور در شمع مهار می شوند و پروفیل های فولادی همراه با شمع نیز در خاک مهار می گردند. پس از اجرای مراحل فوق، عملیات گودبرداری را به صورت مرحله به مرحله اجرا می کنیم. در هر مرحله، پس از برداشتن خاک در عمق آن مرحله، برای جلوگیری از ریزش خاک، با استفاده از دستگاههای حفاری ویژه، در بدنه ی گود چاهکهایی افقی یا مایل، به قطر حدود ۱۰ تا ۱۵ سانتیمتر، دزر جداره ی گود حفر می کنیم. آنگاه درون این چاهکها میلگردهایی را کار گذاشته و سپس درون آنها بتن تزریق می کنیم. طول این چاهکها، به نوع خاک و پارامترهای فیزیکی و مکانیکی آن، و نیز به عمق گود بستگی دارد و مقدار آن در حدود ۵ تا ۱۰ متر است.
پس از انجام این مرحله، پانلهای بتنی پیش ساخته ای را در بین پروفیلهای قائم قرار داده و آنها را از سویی به میلگردهای بیرون آمده از چاهکها به نحو مناسبی متصل می کنیم و از سویی دیگر پانلها را به پروفیلهای قائم وصل می کنیم. به جای استفاده از این پانلهای پیش ساخته می توانیم آنها را به صورت درجا اجرا کنیم. همچنین می توانیم ابتدا بر روی دیواره آرماتور بندی کرده و سپس بر روی آن بتن پاشی (shotcrete) کنیم.
برای اتصال پانلها به میلگردهای بیرون آمده از چاهکها می توانیم سر میلگردهای مزبور را رزوه کرده با استفاده از صفحات سوراخ دار تکیه گاهی و مهره، آنها را با پانل درگیر کنیم.
کلیه عملیات فوق را به صورت مرحله به مرحله، از بالا به پایین اجرا می کنیم. ملات یا خمیری که برای تزریق استفاده می کنیم، مخلوطی است از سیمان و آب یا سیمان و آب و ماسه که ممکن است در آن از موادافزودنی نیز استفاده کنیم.

همچنین می توانیم از مواد پلیمری و دوغاب های با پایه غیر از سیمان پرتلند و با ترکیبات خاص نیز برای تزریق استفاده کنیم. در تزریق با استفاده از سیمان پرتلند، نسبت آب به سیمان در ابتدا در حدود ۱٫۵ است که به تدریج آن را کاهش داده و به حدود ۰٫۵ می رسانیم. طراحی و برنامه ریزی و اجرای عملیات تزریق باید توسط متخصصان آشنا به موضوع و با استفاده از دستگاههای خاص و طبق استانداردها و ضوابط خاص صورت گیرد. همچنین باید توجه داشته باشیم که در صورتی که فشار به کار برده شده برای تزریق بیش از حد لزوم باشد، ممکن است ناپایداری ها و شکستهایی در خاک ایجاد شود.

۲-۱-۱- مزایای روش مهار سازی
۱٫ مشخصات مکانیکی خاک بر اثر تزریق بتن در درون چاهکها بهبود می یابد،لذا بر اثر این امر، علاوه بر کمک گرفتن از خاک اطراف جداره برای مهار رانش خاک، میزان رانش خاک نیز بر اثر بهبود مشخصات مکانیکی خاک کاهش می یابد.
۲٫ سازه نگهبان در داخل گود جاگیر نیست.
۳٫ از خاک موجود برای مهار دیواره گود استفاده می شود.

۲-۱-۲- معایب روش مهار سازی
۱٫ استفاده از بدنه ی خاک مجاور دیواره گود ضروری است. لذا در مواردی که خاک مجاور گود در زیر یک ساختمان یا در حریم همسایه یا در حریم تاسیسات و معابر شهری باشد، از این روش نمی توان استفاده کرد یا استفاده از آن با محدودیت همراه است.
۲٫ به دلیل ضرورت اجرا عملیات به صورت مرحله به مرحله، به زمالن زیادی نیاز دارد. البته این امر ممکن است در پروژه های بزرگ مطرح نباشد بلکه برعکس ممکن است زمان کلی اجرا کار نیز، به ویژه با مدیریت صحیح، کاهش یابد.
۳٫ هزینه اجرای عملیات، به دلیل تکنولوژی پیشرفته تر، در مقایسه با روشهای ساده تر بیشتر است. ولی در پروژه های بزرگ و در احجام زیاد ممکن است این امر مطرح نباشد و برعکس هزینه کلی کار کاهش یابد.
۴٫ به دستگاه های خاص نظیر دستگاه های لازم برای حفر چاهکها، تزریق، حمل پانلها و … نیاز دارد.
۵٫ به افراد با تخصص های بالاتر در رده های مختلف فنی برای اجرای عملیات مربوطه، در مقایسه با روشهای ساده تر نیاز دارد.

۲-۲- روش دوخت به پشت
این روش، مشابهت زیادی به روش مهارسازی دارد. در این روش نیز حفاری را به صورت مرحله به مرحله و از بالا به پایین گود اجرا می کنیم.
در هر مرحله به کمک دستگاههای حفاری ویژه، چاهکهای افقی یا مایل در بدنه ی دیواره ی گود حفر می کنیم. سپس، درون این چاهکها کابلهای پیش تنیده قرار می دهیم و با تزریق بتن در انتهای چاهک، این کابلها را کاملاً در خاک مهار می کنیم. سپس کابلهای مزبور را به کمک جکهای ویژه ای می کشیم و انتهای بیرون آمده ی کابل را بر روی سطح جداره ی گودمهار می کنیم. آنگاه به درون چاهکهای مزبور بتن تزریق می کنیم. پس از سخت شدن بتن و کسب مقاومت کافی آن، کابلها را از جک آزاد می کنیم. این کار موجب آن می شود که نیروی پیش تنیدگی موجود در کابل خاک را فشرده سازد، و در نتیجه خاک فشرده تر و متراکم تر شده و رانش ناشی از آن کاهش یابد، و در عین حال که نیروی رانش خاک در جداره گود به خاکهای داخل بدنه ی دیواره منتقل شده و خاک بدنه ی انتهایی، به عنوان سازه ی نگهبان عمل کرده و رانش خاک بدنه ی مجاور جداره را تحمل می کند.
عمق گودبرداری در هر مرحله، بستگی به نوع خاک و فاصله ی بین چاهکها دارد و معمولاً در حدود ۲ تا ۳ متر است.

۲-۲-۱- مزایای روش دوخت به پشت
۱٫ مشخصات مکانیکی خاک بر اثر تزریق بتن به درون چاهکها و نیز پیش تنیده شدن خاک بهبود می یابد. در نتیجه هم از خاک اطراف جداره برای مهار رانش خاک استفاده می شود و هم میزان رانش خاک بر اثر بهبود مشخصات مکانیکی خاک کاسته می شود.
۲٫ سازه نگهبان در داخل گود جاگیر نیست.
۳٫ از خاک موجود برای مهار دیواره ی گود استفاده می شود.

۲-۲-۲- معایب روش دوخت به پشت
۱٫ استفاده از بدنه خاک مجاور دیواره ی گود ضروری است. لذا در مواردی که خاک مجاور گود در زیر یک ساختمان یا در حریم همسایه یا در حریم تاسیسات و معابر شهری باشد، از اینت روش نمی توان استفاده کرد یا استفاده از آن با محدودیت همراه است.
۲٫به دلیل ضرورت اجرای عملیات به صورت مرحله به مرحله، به زمان زیادی نیاز دارد. البته ممکن است در پروژه های بزرگ این امر مطرح نباشد بلکه برعکس ممکن است زمان کلی اجرای کار نیز، به ویژه با مدیریت صحیح، کاهش یابد.
۳٫هزینه ی اجرای عملیات،به دلیل تکنولوژی پیشرفته تر، در مقایسه با روش های ساده تر بیشتر است. ولی در پروژه های بزرگ و در احجام زیاد ممکن است این امر مطرح نباشدو برعکس هزینه ی کلی کار کاهش یابد.
۴٫ به دستگاه های خاص نظیر دستگاه های لازم برای حفر چاهکها، تزریق، پیش تنیدگی کابلها و … نیاز دارد.
۵٫ به افراد با تخصص های بالاتر در رده های مختلف فنی برای اجرای عملیات مربوطه، در مقایسه با روشهای ساده تر نیاز دارد.

۲-۳- روش دیواره ی دیافراگمی (diaphragm wall)
در این روش ابتدا به کمک دستگاه های حفاری ویژه محل دیوار نگهبان را حفر می کنیم. سپس به طور همزمان محل حفر شده را با گل بنتونیت (bentonite slurry) و سیمان پر می کنیم تا از ریزش خاک دیواره محل حفر شده جلوگیری شود. سپس قفسه ی آرماتور های دیوار نگهبان را، که از قبل ساخته و آماده کرده ایم، در داخل محل حفر شده ی دیوار جا می دهیم. آنگاه بتن ریزی دیوار را انجام می دهیم. بتن مصرفی معمولاً از نوع بتن روان و با کارآیی زیاد است.
دیوارهای دیافراگمی به صورت پیش ساخته (precast diaphragm walls) و پس کشیده (post –tensioned diaphragm walls) نیز اجرا می شود- مزایای روش دیواره ی دیافراگمی. سرعت اجرای کار بسیار زیاد است.
۲٫ درجه ی ایمنی کار بسیار زیاد است.دیوار دیافراگمی هم به عنوان سازه نگهبان گود رفتار می کند و هم در حین بهره برداری از آن به عنوان دیوار حایل استفاده می شود.
۴٫دیوار دیافراگمی به ویژه برای حفاری ها و گودهای با طول زیاد مناسب است. معایب روش دیواره ی دیافراگمی. در احجام کم، هزینه ی اجرای کار بسیار زیاد است، ولی در احجام زیاد هزینه ی کلی کار می تواند از روشهای ساده تر کمتر تیز باشد. در این روش، دستگاه های حفاری مربوطه نیاز به فضای کار زیادتری دارند و در صورتی که از نظر فضای دو طرف دیواره محدودیت داشته باشیم، اجرای کار ناممکن خواهد بودو یا اینکه به سختی صورت می گیرد.
۳٫ در این روش به دستگاه های حفاری ویژه ای نیاز است.
۴٫ در این روش به نیروهای با تخصص بالا برای کار با دستگاه های مورد نظر و سایر موارد نیاز است.

۲-۴- روش مهار متقابل
این روش برای گودهای به عرض کم مناسب است. در این روش ابتدا در دو طرف گود، در فواصای معین از یکدیگر چاهکهایی را حفر می کنیم. طول این چاهکها برابر با عمق گود به اضافه ی مقداری اضافه تر حدود ۰٫۲۵ تا ۰٫۳۵ برابر عمق گود است. این عمق اضافه به منظور تأمین گیرداری انتهای تحتانی پروفیلهایی است که در چاهک قرار داده می شوند.
سپس در درون این چاهکها پروفیلهای فولادی یا ، مطابق با محاسبات و نقشه های اجرایی، قرار می دهیم. طول این پروفیل ها را معمولاً به گونه ای در نظر می گیریم که انتهای فوقانی آنها تا حدی بالاتر ازتراز بالایی گود قرار گیرند.
آنگاه قسمت فوقانی هر دو پروفیل قائم متقابل مزبور را به کمک تیر ها یا خرپاهایی به یکدیگر متصل می کنیم. این کار موجب میشود که هر دو پروفیل قائم متقابل، به پایداری یکدیگر کمک کنند.
پس از آن، عملیات گودبرداری را به تدریج انجام می دهیم . در صورت لزوم، در نقاط دیگری از ارتفاع پروفیلهای قائم نیز سیستم مهار متقابل را اجرا می کنیم.
در صورتی که خاک خیلی ریزشی باشد باید در بین اعضای قائم از الوارهای چوبی یا اعضای مناسب دیگر استفاده کنیم.
سیستم مهار متقابل فوق الذکر باید در جهت عمود بر سیستم قابی آن، یعنی در جهت طول گود، نیز به صورت مناسب مهاربندی شود.

۲-۴-۱- مزایای روش مهار متقابل
۱٫ در گودبرداری های با عرض کم دارای مزایای بسیار زیادی است که از آن جمله سرعت زیادتر، هزینه ی
کمتر ، و جاگیری کمتر را می توان نام برد.
۲٫ این روش، به ویژه در بسیاری از عملیات اجرای کانالها می تواند بسیار سودمند واقع شود.

۲-۴-۲- معایب روش مهار متقابل
۱٫ در صورتی که عرض گود زیاد، مثلاً بیش از حدود ۱۰ متر، شود و نیز در صورتی که عمق گود زیاد باشد ممکن است مهاربندی های عرضی و یا مهار بندی های ترازهای مختلف دست و پاگیر شده و موجب بروز مشکل در اجرای کار بشود.

۲-۵- روش اجرای شمع
در این روش، در پیرامون زمینی که قرار است گودبرداری شود در فواصل معینی از هم، شمعهایی را اجرا می کنیم. این شمعها می توانند از انواع مختلف مصالح سازه ای نظیر فولاد، بتن و چوب باشند. همچنین شمعهای بتنی را می توان به صورت پیش ساخته یا درجا اجرا کرد.
در این روش، شمعها فشار جانبی خاک را به صورت تیرهای یک سر گیردار تحمل می کنند. طول گیرداری لازم در انتهای شمعها چیزی در حدود ۰٫۳ است.
پس از اجرای شمعها، می توان عملیات گودبرداری را اجرا کرد. در صورت لزوم باید شمعها را در امتداد دیواره ی گود مهاربندی کرد.

۲-۵-۱- مزایای روش اجرای شمع
۱٫ سرعت عملیات اجرایی بسیار بالا است.
۲٫ سیستم به هیچ وجه دست و پاگیر نیست.
۳٫ در احجام زیاد، هزینه ی عملیات کاهش می یابد.
۴٫گاهی از اوقات می توان از شمع ها به عنوان سازه نگهبان دائم( نظیر دیوار حائل) یا بخشی از آن نیز استفاده کرد.
۵٫ شمع های پیش ساخته را پس از جمع آوری می توان در پروژه های دیگر نیز استفاده کرد.
۶٫ در گودهای با عمق تا حدود ۵ متر، معمولاً اقتصادی اند.

۲-۵-۲- معایب روش اجرای شمع
۱٫ در صورتی که ارتفاع گودبرداری زیادباشد، هم باید فواصل شمعها از هم کم شود و هم باید از مقاطع سازه ای قویتری برای اجرای کار استفاده کرد.
۲٫ در بسیاری از پروژه های شهری، به دلیل مشکلات شمع کوبی، نمی توان از شمعهای پیش ساخته استفاده کرد و فقط باید شمعها را به صورت درجا اجرا کرد.

۲-۶- روش سپرکوبی
در این روش، ابتدا در طرفین گود سپرهایی را می کوبیم و سپس خاکبرداری را شروع می کنیم. پس از آنکه خاکبرداری به حد کافی رسید در کمرکش سپرها و بر روی آنها، تیرهای پشت بند افقی (wales) را نصب می کنیم. سپس قیدهای فشاری قائم (struts) را در جهت عمود بر صفحه ی سپرها به این پشت بندهای افقی وصل می کنیم. سپرها و پشت بندها و قیدهای فشاری در عرضهای کم و خاکهای غیر سست، معمولاً از نوع چوبی است ولی در عرضهای بیشتر و خاکهای سست تر استفاده از سپرها و پشت بندها و قیدهای فشاری فلزی اجتناب ناپذیر است.

۲-۶-۱- مزایای روش سپرکوبی
۱٫ سرعت اجرای کار بسیار زیاد است.
۲٫ درجه ی ایمنی کار بسیار زیاد است.
۳٫ برای اجرای کانالها، به ویژه با طول های زیاد، بسیار مناسب است.

۲-۶-۲- معایب روش سپرکوبی
۱٫ در این روش به دستگاه های سپرکوبی، که به هر حال یک دستگاه ویژه است، نیاز است.
۲٫ این روش به نیروهای با تخصص بالاتر، نسبت به روشهای ساده تر، نیا ز دارد.
۳٫ دستگاه های سپرکوب به جای کافی برای اجرای کار نیاز دارند.
۴٫ این روش برای عرض های کم مناسب تر است.

۲-۷- روش خرپایی
این روش، یکی از مناسب ترین و متداول ترین روش های اجرای سازه نگهبان در مناطق شهری است. اجرای آن ساده بوده و نیاز به تجهیزات و تخصص بالایی ندارد، و در عین حال قابلیت انعطاف زیادی از نظر اجرا در شرایط مختلف دارد.
برای اجرای این نوع سازه نگهبان، ابتدا در محل عضوهای قائم خرپا، که در مجاورت دیواره ی گود قرار دارند، چاههایی را حفر می کنیم.عمق این چاه ها برابر با عمق گود به اضافه مقداری اضافه برای اجرای شمع انتهای تحتانی عضو خرپا است.طول شمع (length of pile) را، که با نشان داده می شود از طریق محاسبه بدست می آوریم. آنگاه درون شمع را آرماتوربندی کرده و عضو قائم را در داخل شمع قرار می دهیم و سپس شمع را بتن ریزی می کنیم. پس از سخت شدن بتن، انتهای تحتانی عضو قائم به صورت گیردار در داخل شمع قرار خواهد داشت.
سپس خاک را در امتداد دیواره ی گود با یک شیب مطمئن بر می داریم. آنگاه فونداسیون پای عضو مایل را اجرا می کنیم. این فونداسیون در پلان به صورت مربعی است. بعد یا عرض فونداسیون (Breadth of foundation) را با و ضخامت یا ارتفاع آن را با نشان می دهیم. پس از آن، عضو مایل را از یک طرف به عضو قائم و از طرف دیگر به ورق کف ستون بالای فونداسیون متصل می کنیم.
عملیات فوق را برای کلیه ی خرپاهای سازه نگهبان در امتداد دیواره به صورت همزمان اجرا می کنیم.
حال خاک محصور بین اعضای قائم و افقی خرپاها را در سرتاسر امتداد دیواره، به صورت مرحله به مرحله برمی داریم و در هر مرحله اعضای افقی و قطری خرپا را بتریج نصب می کنیم تا آنکه خرپا تکمیل شود.

۲-۷-۱- مزایای روش خرپایی
۱٫ برای عموم گودهای واقع در مناطق شهری مناسب است.
۲٫ از نظر اجرا در شرایط مختلف،قابلیت انعطاف زیادی دارد.
۳٫ امکان استفاده مجدد از خرپا وجود دارد.
۴٫ ساده است و به تخصص و دستگاه های خاص نیاز ندارد.

۲-۷-۲- معایب روش خرپایی
۱٫ سرعت اجرا، در مقایسه با روش های پیشرفته تر نسبتاً کمتر است.
۲٫ خرپاها جاگیراند.
۳٫ احتمال الزامی لودن برداشت بخشی از خاک با روشهای دستی وجود دارد.

شعری از مولوی

مرگ بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید
در این عشق چو مردید همه روح پذیرید
بمیرید بمیرید وزین مرگ مترسید
کز این خاک برآیید سماوات بگیرید
بمیرید بمیرید وزین نفس ببرید
که این نفس چو بندست و شما همچو اسیرید
یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان
چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید
بمیرید بمیرید به پیش شه زیبا
بر شاه چو مردید همه شاه و شهیرید
بمیرید بمیرید وزین ابر برآیید
چو زین ابر برآیید همه بدر منیرید
خموشید خموشید خموشی دم مرگست
هم از زندگی است اینک زخاموش نفیرید
مولوی
****

خوب ترین حادثه

با همه بی سر و سامانیم
باز به دنبال پریشانیم
طاقت فرسودگی ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی ام
آمده ام بلکه نگاهم کنی
عاشق آن لحظه توفانی ام
دلخوش گرمای کسی نیستم
آمده ام تا تو بسوزانی ام
آمده ام با عطش سال ها
تا تو کمی عشق بنوشانی ام
ماهی برگشته ز دریا شدم
تا که بگیری و بمیرانی ام
خوب ترین حادثه می دانمت
خوب ترین حادثه می دانی ام
حرف بزن ابر مرا باز کن
دیر زمانی است که بارانی ام
حرف بزن حرف بزن سال هاست
تشنه یک صحبت طولانی ام
ها... به کجا می کشی ام خوب من؟
ها ... نکشانی به پشیمانی ام
محمد علی بهمن
****
پر پرواز
تا وا کنم از طاقت دل، حوصله ها را
وقت است که یک یک بشمارم گله ها را
امشب پر پرواز به فریاد گشودم
تا جغد نگیرد نفس چلچله ها را
این گوش من و گوشه عشاق دل من
ترسم که زغن، ساز کند ولوله ها را
با آن که گلو را به جوابی نشکفتی
هی بر سرت آوار کنم مسئله ها را
دیوار به دیوار نگاهم ننشستی
شاید که به تصویر کشی فاصله ها را
انسان نخستین زبانم ز سخن ماند
باید که به لالی بسپارم بله ها را
احمد مرجانی
*****

مشنو ای دوست
مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست
یا شب و روز به جز فکر توام کاری هست
به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس
که به هر حلقه موئیت گرفتاری هست
گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست
در و دیوار گواهی بدهند کاری هست
هر که عیبم کند از عشق و ملامت گوید
تا ندیده ست تو را بر منش انکاری هست
نه من خام طمع عشق تو می ورزم و بس
که چو من سوخته در خیل تو بسیاری هست
باد، خاکی ز مقام تو بیاورد و ببرد
آب هر طیب که در کلبه عطاری هست
من چه در پای تو ریزم که پسند تو بود؟
جان و سر را نتوان گفت که: مقداری هست
من از این دلق مرقع به درآیم روزی
تا همه خلق بدانند که زناری هست
همه را هست همین داغ محبت که مراست
که نه من مستم، در دور تو هشیاری هست؟!
عشق سعدی نه حدیثی است که پنهان ماند
داستانی است که بر هر سر بازاری هست
سعدی
****
 
 گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
منبع: khorasannews.com