چالوس

چالوس

بزرگترین مرجع معرفی نقاط دیدنی و تفریحی برای مسافرت و گردش
چالوس

چالوس

بزرگترین مرجع معرفی نقاط دیدنی و تفریحی برای مسافرت و گردش

زندگی برای همه در حال دگرگونی عمیق است.

عدم‌قطعیت

 • احساسات شدید

 • آشوب

 • کارما 

• غافلگیری

 •این انرژی سنگین و فراگیر است.


ممکن است احساس کنیم میان دو جهان ایستاده‌ایم؛

 گویی چیزی تازه می‌خواهد از درون ما متولد شود.

 بسیاری کششی برای بازگشت به سادگی‌ها حس می‌کنند…

 برای ریست کردن،

 از نو شروع کردن، آغاز دوباره، 

یا حتی برگشتن به شیوه‌های قدیمی انجام کارها.


برای عده‌ای،

 این انرژی حالتی ناخوشایند ایجاد می‌کند؛ 

میان پرخاشگری و بی‌حسی در نوسان است،

 مدام بین این دو رفت‌وآمد می‌کند؛

 جرقه‌هایی از امید می‌آفریند، 

اما هم‌زمان حس ناآرامی را باقی می‌گذارد.


این انرژی ما را به سوی «درگاه گرفتگی» در روز هفدهم هدایت می‌کند و از آن عبور می‌دهد.

زندگی برای همه در حال دگرگونی عمیق است.
برخی آماده‌اند برکت‌هایی دگرگون‌کننده را دریافت کنند،

 و برخی دیگر در سوگ پایان‌های کارمایی نشسته‌اند.

همه ما اشتباه می‌کنیم

همه ما اشتباه می‌کنیم

 باید بپذیرم

و جبران کنیم

 و سپس به زندگی ادامه دهیم


احساس گناه و پشیمانی

 مردان بزرگی رو

 قبل ازفرا رسیدن

موعد روز مرگشان

 به کشتن داده است


#یک_جمله_تا_آرامش

نظام های آینده دنیا چگونه خواهد بود

بریم یه آس علمی رو کنم

  درباره آینده دنیا و اینکه نظام های آینده دنیا چگونه خواهد بود


سطح اول مباحث دنیا رو بریم 
سلام کنید به دنیای آینده
بدون سیاست مدار
بدون نیرو نظامی
و بدون هیچ انسانی که برای انسانی تصمیم بگیره

سلام کنید به دنیای تکنوکراسی؛
پرونده‌های اپستین در زمانی بسیار مناسب منتشر شده‌اند:
الف) تا میخ آخر را بر تابوت جهانی‌سازی بکوبند،
ب) و تمام اعتماد به دولت را از بین ببرند.

این خلأ با تکنوکراسی پر خواهد شد. 

آیا حکم‌های بازداشت صادر می‌شود؟ 

بعید است. 

آیا این رسوایی‌ها در نهایت فراموش می‌شوند؟

 بله، اما تنها پس از آن‌که بیشتر مردم ــ که خشمشان شعله‌ور است ــ برای همیشه از کل نظام سیاسی دست بکشند.


به‌طور خلاصه، «نظم نوین جهانی» قدیمی به پایان رسیده و افسار را به «نظم نوین جهانی» جدید، یعنی تکنوکراسی، می‌سپارد.

لازم نیست به جزئیات پرونده‌های اپستین نگاه کنید تا بفهمید چه اتفاقی در حال رخ دادن است.

وقتی Zbigniew Brzezinski کتاب Between Two Ages: America’s Role in the Technetronic Era را نوشت،

 درباره سه عصر سخن می‌گفت. او می‌گفت عصر نخست در گذشته بوده و سرشار از اسطوره‌های دینی بوده است. او در عصر دوم زندگی می‌کرد؛ عصری که تا همین اواخر ادامه داشته است. اما اکنون عصر سوم، یعنی «عصر تکنترونیک»، در حال طلوع است.


جنبش تکنوکراسی همواره نیت حذف کامل سیاستمداران و نظام‌های سیاسی را داشته است. این موضوع در تعریف آن‌ها در دهه ۱۹۳۰ نیز گنجانده شده بود:

«تکنوکراسی علم مهندسی اجتماعی است؛ بهره‌برداری علمی از کل سازوکار اجتماعی برای تولید و توزیع کالاها و خدمات میان کل جمعیت… برای نخستین‌بار در تاریخ بشر، این کار به‌عنوان یک مسئله علمی، فنی و مهندسی انجام خواهد شد.

 دیگر جایی برای سیاست، سیاستمداران، امور مالی یا سرمایه‌داران، باندها یا باندبازان نخواهد بود…

 تکنوکراسی از طریق گواهی توزیع، که از بدو تولد تا مرگ برای هر شهروند در دسترس خواهد بود، توزیع را انجام خواهد داد.» 

The Technocrat، ۱۹۳۷


همچنین گفته می‌شود سازمان ملل نیتی برای نابودی نظام اقتصادی داشته است:
«این نخستین‌بار در تاریخ بشر است که ما برای خود وظیفه تعیین کرده‌ایم که عمداً و در یک بازه زمانی مشخص، مدل توسعه اقتصادی‌ای را که دست‌کم ۱۵۰ سال، از زمان انقلاب صنعتی، حاکم بوده تغییر دهیم… این احتمالاً دشوارترین مأموریتی است که تاکنون به خود داده‌ایم؛ اینکه برای نخستین‌بار در تاریخ بشر، عمداً مدل توسعه اقتصادی را دگرگون کنیم.» (فیگوئرس، کنفرانس مطبوعاتی فوریه ۲۰۱۵)

نیت، جدول زمانی، توانایی و اقدام، معنای توطئه می‌دهد.

سه سال پیش، یکی از اعضای کمیسیون سه‌جانبه اعلام کرد که سال ۲۰۲۳ «سال اول» نظم اقتصادی بین‌المللی جدید این کمیسیون است. پس از آن، کی‌یر استارمر (نخست‌وزیر بریتانیا) گفت: «جهانی‌سازی به پایان رسیده و ما اکنون در عصر جدیدی هستیم.»

اگر نتوانید یا نخواهید شهادت این منابع را بپذیرید، هرگز تصویر بزرگ‌تر را درک نخواهید کرد.

نزدیک به یک قرن است که سازندگان طبقه تکنوکرات امروز، جایگزینی تکنوکراتیک برای سیاست سنتی را مطرح کرده‌اند، و اکنون ما در میانه این گذار زندگی می‌کنیم. در این چارچوب، پرونده‌های اپستین هسته اصلی داستان نیستند، بلکه شتاب‌دهنده‌ای برای بی‌اعتبارسازی نظام موجود هستند.

و نکته‌ای نه‌چندان کوچک این است که Jeffrey Epstein خود عضو کمیسیون سه‌جانبه بوده است.

● خب بخش به بخش توضیح بدم ما چه عصر هایی رو طی کردیم ؟
چه عصری هستیم
به چه عصری خواهیم رفت ..
جالبه مدل زندگی مون این بوده که
هر سه عصر رو تجربه کردیم  .

خب عصر اول که به نظرم یکی از زیبا ترین عصر ها برای مطالعه هستش
و بشر هرچی داره از این عصر هستش
عصر اسطوره های دینی  هستش .

در این بحث، «اسطوره» به معنای خرافه یا افسانه دروغین نیست.
اسطوره در معنای عمیق‌تر یعنی:

روایتی که به زندگی معنا، جهت و چارچوب می‌دهد.

اسطوره پاسخ می‌دهد:
• ما از کجا آمده‌ایم؟
• چرا رنج وجود دارد؟
• عدالت چیست؟
• مرگ چه معنایی دارد؟
• خیر و شر چه هستند؟

در عصر اسطوره‌ای، این پاسخ‌ها از متون مقدس، سنت‌ها، انبیا و روایت‌های الهی می‌آمدند.

در این دوره، مشروعیت سیاسی معمولاً از امر قدسی می‌آمد.
• پادشاه «سایه‌ی خدا» بود.
• قانون «فرمان الهی» تلقی می‌شد.
• اخلاق از وحی سرچشمه می‌گرفت.

قدرت نه صرفاً فیزیکی، بلکه نمادین و مقدس بود.

انسان اگر با قانون مخالفت می‌کرد، فقط با حکومت مخالفت نکرده بود؛
با نظم کیهانی مخالفت کرده بود.

حالا بهترین دوره های این زمان اسطوره های دینی رو باهم بررسی کنیم 

این دوره ها شامل ؛
۱) مصر باستان – وقتی کیهان، دولت بود

در مصرِ عصر پادشاهی نو، مفهوم «مَعَت» (نظم کیهانی) محور همه چیز بود.
معت فقط اخلاق نبود؛ نظم جهان، عدالت، تعادل و حقیقت را هم‌زمان در بر می‌گرفت.

فرعون صرفاً پادشاه نبود؛ تجسم نظم کیهانی بود.
وقتی او فرمان می‌داد، تصور می‌شد جهان در تعادل می‌ماند.

ساختار عمیق این تمدن:
• طبیعت و سیاست از هم جدا نبودند.
• مرگ پایان نبود؛ زندگی ادامه‌دار بود.
• انسان در شبکه‌ای از نیروهای قدسی زندگی می‌کرد.

چرا این عصر «طلایی» تلقی می‌شود؟

چون مردم احساس می‌کردند جهان قابل فهم و منظم است.
بی‌نظمی، فاجعه و ظلم صرفاً حوادث نبودند؛ اختلال در نظم مقدس بودند.

۲) ایران هخامنشی – اخلاق کیهانی در سیاست

در جهان‌بینی زرتشتی، «اشا» به معنای نظم راستین و حقیقت بود.
شاه باید نمایندهٔ اشا باشد.

ساختار عمیق این عصر:
• جهان صحنهٔ نبرد خیر و شر بود.
• انسان در این نبرد نقش داشت.
• عدالت فقط قانون نبود؛ تعهد کیهانی بود.

چرا این دوره برجسته است؟

چون معنویت به مدارا منجر شد.
امپراتوری چندقومیتی بود، اما ادیان مختلف اجازهٔ بقا داشتند.

اینجا دین ابزار سرکوب یکسان‌سازی نبود؛
چارچوبی برای نظم چندلایه بود.



۳) یونان اسطوره‌ای – جهانِ زنده از خدایان

در یونان پیشافلسفی، طبیعت پر از حضور خدایان بود.
رعد، دریا، عشق، جنگ — همه شخصیت داشتند.

انسان خود را در برابر خدایان می‌دید، نه بالاتر از آن‌ها.

عمق این ساختار:
• تراژدی یونانی نشان می‌دهد انسان محدود است.
• غرور (Hubris) بزرگ‌ترین خطر بود.
• نظم جهان بر پایه تعادل نیروهای متضاد بود.

این عصر «طلایی» بود چون هنر، اسطوره و زندگی یکی بودند.



۴) تمدن اسلامی کلاسیک – پیوند وحی و عقل
عمیق ترین و قوی ترین دوره اسطوره ای حکومتی تاریخ اسلام است .
چون برای اولین بار دین جسم و روح انسان رو پیوند زد.
وهمین پیوند بزرگ ترین پیشرفت های علمی رو رقم زد.
در قرون سوم تا ششم هجری، جهان اسلام نمونه‌ای خاص بود.

قرآن چارچوب معنایی را فراهم می‌کرد،
اما عقل و فلسفه هم مشروعیت داشتند.

ابن‌سینا، فارابی، خوارزمی — علم در بستر ایمان رشد کرد.

ساختار عمیق:
• جهان آفریدهٔ خداست و قابل فهم است.
• جست‌وجوی علم عبادت است.
• انسان خلیفهٔ الهی است، نه صرفاً مصرف‌کننده.

این عصر به این دلیل طلایی است که:
معنا و عقل در جنگ نبودند.

.



۵) اروپای قرون وسطی – کیهان مسیحی

در اروپا، جهان یک سلسله‌مراتب مقدس داشت:
خدا → فرشتگان → پادشاه → کلیسا → مردم

کلیسا نه فقط دین، بلکه آموزش، هنر و دانش را هدایت می‌کرد.

عمق ساختار:
• زندگی زمینی مقدمهٔ حیات ابدی بود.
• رنج معنای نجات‌بخش داشت.
• جامعه یک بدن واحد تلقی می‌شد.

خب بریم سراغ عصر دوم که عصر برده سازی انسان است واقعا و تبدیل انسان به ابزاری برای رسیدن به هدف حتی به هر قیمتی …

اگر عصر اول را «عصر اسطوره‌های دینی» بدانیم،
عصر دوم همان چیزی است که معمولاً آن را عصر ایدئولوژی، عقلانیت مدرن و دولت-ملت صنعتی می‌نامند.
اینجا انسان به انحراف کشیده میشه
بدانید این عصر ها آنقدر طی میشه
که انسان دوباره به عصر دین برسه و خدا .

وقتی دین از سیاست کنار رفت، خلأ ایجاد شد.
این خلأ با ایدئولوژی‌ها پر شد:
• لیبرالیسم
• سوسیالیسم
• ملی‌گرایی
• کمونیسم
• فاشیسم

هرکدام وعده‌ی نجات زمینی دادند.

اگر دین می‌گفت «بهشت در آخرت»،
ایدئولوژی گفت «بهشت را همین‌جا می‌سازیم.»
(چرت و پرت از نظر من این جمله است )
این ایدئولوژی‌ها ساختار اسطوره‌ای داشتند:
• روایت آغاز
• دشمن
• وعده‌ی رهایی
• انسانِ نو

اما بدون تقدس الهی.

بهترین دوران این اصل ها ؛
دلیل شکست کشور های شرقی مثل ما رو به رو غرب همینه
خاستگاه شرق حکومت ها با اسطوره های دینی هستش
‌ و اصلا منطق  عصر دوم در شرق جا نمیشه …
چون نهاد ژنتیک ما در شرق بهشت رو در جای دیگه می‌خواد
(تو یک وویس آخر توضیح میدم این موضوع رو)
و بخاطر اینکه ما به بهشت اعتقاد داریم به میزان آدم ها  غرب نمیتونیم لجن باشیم که هر کاری برای داشتن این دنیا انجام بدیم.

اما بهترین های این عصر ؛


۱) عصر روشنگری و قرن هجدهم اروپا

چرا مهم است؟

اینجا اولین شکوفایی بزرگ عقل خودبنیاد شکل گرفت.
• فلسفه سیاسی مدرن (حقوق طبیعی، قرارداد اجتماعی)
• شکل‌گیری نهادهای پارلمانی
• جدایی نسبی دین از سیاست
• تولد علم مدرن سازمان‌یافته

این دوره «بهترین» است چون:
انسان برای اولین‌بار تلاش کرد بدون اتکا به اقتدار دینی، نظام اخلاقی و سیاسی بسازد.

اما هنوز صنعتی‌سازی کامل رخ نداده بود.



۲) قرن نوزدهم صنعتی (۱۸۱۵–۱۹۱۴)

این دوره را بسیاری «اوج اعتماد به پیشرفت» می‌دانند.

ویژگی‌ها:
• انقلاب صنعتی
• گسترش راه‌آهن، تلگراف، برق
• شکل‌گیری طبقه متوسط
• رشد آموزش عمومی
• افزایش امید به زندگی

در این دوره، «اسطوره پیشرفت» در قوی‌ترین حالت بود.

مردم باور داشتند:
علم و صنعت به‌طور خطی زندگی را بهتر خواهند کرد.

اما همین دوره بذر جنگ جهانی اول را هم در خود داشت.



۳) دوره پس از جنگ جهانی دوم (۱۹۴۵–۱۹۷۳)

«عصر طلایی سرمایه‌داری»

● بسیاری این دوره را بهترین نقطه تعادل عصر دوم می‌دانند.

چرا؟
• رشد اقتصادی بی‌سابقه در غرب
• شکل‌گیری دولت رفاه
• گسترش آموزش عالی
• طبقه متوسط قدرتمند
• ثبات نسبی سیاسی
• نهادهای بین‌المللی (سازمان ملل، بانک جهانی، IMF)

اینجا علم، صنعت و سیاست دموکراتیک به تعادل نسبی رسیدند.

اقتصاد رشد کرد، اما هنوز مالی‌سازی افراطی نشده بود.

این دوره شاید «متعادل‌ترین» لحظه عصر دوم بود.



۴) دهه ۱۹۹۰ – اوج جهانی‌سازی لیبرال
پس از فروپاشی شوروی، تصور شد ایدئولوژی‌ها پایان یافته‌اند.

ویژگی‌ها:
• بازارهای آزاد جهانی
• رشد فناوری اطلاعات
• اینترنت اولیه
• کاهش نسبی فقر جهانی
• گسترش تجارت آزاد

اینجا برخی گفتند «تاریخ پایان یافته است».

اما این خوش‌بینی کوتاه بود؛
بحران ۲۰۰۸ نشان داد سیستم شکننده است.

● تعریف هسته‌ای عصر سوم

اگر عصر اول «قداست» بود

 و عصر دوم «ایدئولوژی + صنعت»، 

عصر سوم عصر سیستم‌هاست.


عصر سوم یعنی جایگزین شدن «حکمرانی با روایت و قانون» با «حکمرانی با زیرساخت، داده و الگوریتم».

در این عصر، قدرت کمتر شبیه “فرمان” است و بیشتر شبیه “طراحی محیط”؛
کمتر شبیه سیاستمدار است و بیشتر شبیه پلتفرم، استاندارد، پروتکل و شبکه.



۱) تغییر بنیادی: از «انسانِ معنا» به «انسانِ قابل‌مدیریت»

در عصر اول، انسان روح/گناه/رستگاری داشت.
در عصر دوم، انسان شهروند/کارگر/مصرف‌کننده بود.
در عصر سوم، انسان تبدیل می‌شود به:
پروفایل (profile)
الگو (pattern)
ریسک (risk score)
رفتار قابل پیش‌بینی (predictable behavior)
جریان داده (data stream)

این یک تغییر هستی‌شناختی است:
انسان دیگر «راز» نیست؛ انسان «مدل» می‌شود.



۲) موتور عصر سوم: «داده‌سازیِ واقعیت»

عصر سوم با یک انقلاب شروع می‌شود:
هر چیزی که قبلاً تجربه بود، حالا داده می‌شود.
• خرید → ردپا
• رابطه → گراف اجتماعی
• حرکت → مکان‌یابی
• سلامت → بیومتریک
• توجه → زمانِ نگاه و کلیک
• احساس → سیگنال (حتی اگر ناقص)

وقتی جهان داده شد، قابل محاسبه می‌شود.
وقتی قابل محاسبه شد، قابل بهینه‌سازی می‌شود.
و وقتی بهینه‌سازی شد، قدرت به شکل «مدیریت نامرئی» ظاهر می‌شود.



۳) قدرت در عصر سوم کجاست؟ (نقطهٔ کلیدی)

در عصر دوم قدرت در پارلمان و کارخانه بود.

● در عصر سوم قدرت در این‌هاست:

الف) «ریل‌های زیرساخت»
• پرداخت‌ها و بانکداری
• هویت و احراز هویت
• اینترنت/کلاد/شبکه
• سیستم‌عامل‌ها و اپ‌استورها
• استانداردها و مجوزها

☆ هرکس این ریل‌ها را کنترل کند، حتی بدون حرف سیاسی، می‌تواند:
• دسترسی بدهد یا بگیرد
• سرعت زندگی تو را کم یا زیاد کند
• فرصت‌ها را باز یا بسته کند

ب) «قانونِ واقعی = کُد»

قانون رسمی ممکن است روی کاغذ باشد،
○ اما قانون واقعی روزمره این است:
الگوریتم چه چیزی را نشان می‌دهد؟
• سیستم چه چیزی را اجازه می‌دهد؟
• پلتفرم چه چیزی را محدود می‌کند؟


در عصر سوم، کُد از قانون جلو می‌زند.



۴) سیاست از “نبرد ایدئولوژی” به “مدیریت ریسک” تبدیل می‌شود

در عصر دوم سیاست یعنی چپ/راست، سرمایه‌داری/کمونیسم، ملی‌گرا/جهان‌گرا.
در عصر سوم سیاست بیشتر شبیه این می‌شود:
• مدیریت ریسک
• مهندسی تاب‌آوری (resilience)
• کنترل بحران
• مدیریت جمعیت
• بهداشت/امنیت/اقلیم/اطلاعات

¤یعنی سیاست از «بحث دربارهٔ ارزش‌ها» می‌رود به «عملیات دربارهٔ بقا».

این دقیقاً همان جایی است که تکنوکراسی رشد می‌کند:
چون بحران‌ها زبان تخصص می‌خواهند.



۵) اقتصاد عصر سوم: از “سرمایه صنعتی” به “سرمایه اطلاعاتی/توجهی”

¤ در عصر دوم، ثروت یعنی:
کارخانه + زمین + نیروی کار.

¤ در عصر سوم، ثروت یعنی:
• داده
• شبکه
• اثر شبکه‌ای (Network effects)
• انحصار پلتفرمی
• مالکیت زیرساخت دیجیتال
• کنترل توجه (attention)

پول هم کم‌کم «هوشمند» می‌شود:
قابلیت ردیابی، برنامه‌ریزی، محدودسازی، هدف‌گذاری.
یعنی پول از یک ابزار مبادله به یک ابزار سیاست‌گذاری تبدیل می‌شود.



۶) تکنوکراسیِ عصر سوم: حکومتِ شاخص‌ها

● تکنوکراسی در شکل مدرنش این‌طور کار می‌کند:
1. یک هدف “خیر عمومی” تعریف می‌شود (امنیت، سلامت، ثبات، اقلیم، تورم…)
2. هدف به شاخص تبدیل می‌شود (KPI)
3. سیاست‌ها به الگوریتم و فرآیند تبدیل می‌شوند
4. مردم با مشوق/جریمه هدایت می‌شوند
5. همه چیز با داده رصد می‌شود
6. «کارایی» جای «رضایت اخلاقی» را می‌گیرد

نقطهٔ حساس اینجاست:
● شاخص‌ها همیشه چیزهایی را که اندازه‌گیری نمی‌شوند قربانی می‌کنند:
• کرامت
• آزادی
• عمق رابطه
• معنا
• هنر
• کیفیت تجربه



۷) عصر سوم و روان انسان: جنگ برای «توجه»

در عصر اول، جنگ برای ایمان بود.
در عصر دوم، جنگ برای کار و تولید بود.
در عصر سوم، جنگ برای توجه است.

چون توجه:
• سوخت اقتصاد دیجیتال است
• و دروازهٔ نفوذ روانی است

نتیجهٔ روانی:
• پراکندگی ذهن
• اضطراب مزمن اطلاعاتی
• خستگی تصمیم (decision fatigue)
• اعتیاد به محرک
• کاهش تحمل ابهام
• قطبی شدن (چون الگوریتم‌ها از هیجان تغذیه می‌کنند)

در عصر سوم،

 انسان مدام در معرض «مدیریت احساس» است



عصر سوم می‌گوید:

 «ما آزادتر می‌شویم چون ابزار بیشتر داریم.»

اما هم‌زمان:

هرچه سیستم‌ها پیچیده‌تر شوند،
قدرتِ واقعی از فرد دورتر می‌شود.

تو می‌توانی انتخاب‌های بیشتری داشته باشی،
اما کنترلِ زیرساخت انتخاب‌ها دستِ تو نیست.

این پارادوکس:
آزادیِ مصرفی زیاد می‌شود، آزادیِ حاکمیتی کم می‌شود.

نوع حکومت های قبلی چه بودند ؟
حکومت مبتنی بر داده ها چیست ؟

به وویس گوش بدید
#جامعه

■ دو تا  منابع هم بذارم از این وویس و دنیای آینده براتون خوبه که باور تون بشه
بماند که داره اجرا میشه

۱_ بیل گیتس در داووس ۲۰۲۶ اعلام کرد که با OpenAI برای ادغام هوش مصنوعی در سیستم‌های سلامت همکاری می‌کند.

او با اشاره به هند به‌عنوان یک نمونه گفت که مراقبت‌های سلامت مبتنی بر هوش مصنوعی باید به «سیستم‌های مختلف» متصل شوند — که احتمالاً اشاره‌ای است به «زیرساخت عمومی دیجیتال» هند؛ سیستمی که پرونده‌های سلامت دیجیتال را با شناسه دیجیتال بیومتریک، پرداخت‌های دیجیتال و اشتراک‌گذاری گسترده داده‌ها ادغام می‌کند. – منبع

بریتانیا نیز پیش‌دستی کرده است؛ سازمان خدمات سلامت ملی این کشور (NHS) اخیراً اعلام کرده ابزارهای جدید هوش مصنوعی در مراکز درمانی مورد استفاده قرار خواهند گرفت. (۱۶ ژانویه ۲۰۲۶)

در ایالات متحده، کووید باعث گسترش نظارت سلامت از طریق سامانه HHS Protect شد؛ جایی که شرکت پالانتیر داده‌های مربوط به ظرفیت بیمارستان‌ها، زنجیره‌های تأمین و الگوهای عفونت را پردازش می‌کرد.

لری الیسون، که از متحدان پروژه «Stargate» ترامپ توصیف شده، نیز خواستار آن شده که تمام داده‌های سلامت، داده‌های تشخیصی، داده‌های ژنومیک و پرونده‌های سلامت دیجیتال کل جمعیت در یک «پایگاه داده واحد و یکپارچه» جمع‌آوری شود تا به هوش مصنوعی خوراک داده شود.

آر.اف.کی جونیور نیز از فناوری سلامت دیجیتال حمایت می‌کند و اعلام کرده که هر آمریکایی باید ظرف چهار سال آینده از دستگاه‌های پوشیدنی استفاده کند.

۲_ بیل گیتس می‌گوید ادغام شناسه دیجیتال بیومتریک، حساب‌های بانکی و سیستم‌های پرداخت لازم است تا بتوان سوابق سلامت افراد را به‌صورت ایمن پایش کرد، فعالیت کشاورزان را زیر نظر داشت و با «مشکلات اقلیمی» مقابله کرد.

گیتس با اپستین و مجمع جهانی اقتصاد (WEF) همکاری کرد تا یک سیستم برده‌داری بیومتریک ایجاد کند.
جفری اپستین: «ما به امنیت سلامت دیجیتال نیاز داریم. هر جا که مرتبط باشد، به تخصص تیم گیتس تکیه خواهیم کرد…»

ما برای آفرینش یگانگی آماده ایم

ما آمده‌ایم 

موج‌هایی از عشقی چنان عمیق،

 شادی و یگانگی بیافرینیم

 که جهانی نو

 از صلح و فراوانی را پدید آورد؛


 جهانی که 

هیچ نظام کهنه و مبتنی بر توهّم

 نتواند مانع آن شود.


آن چشم‌انداز را نگه دار، زیرا چنین است.

ما برای آفرینش یگانگی آماده ایم


فکر کنید بهش