چالوس

چالوس

بزرگترین مرجع معرفی نقاط دیدنی و تفریحی برای مسافرت و گردش
چالوس

چالوس

بزرگترین مرجع معرفی نقاط دیدنی و تفریحی برای مسافرت و گردش

خوش‌بینی تراژیک

مفهوم «خوش‌بینی تراژیک» یا Tragic Optimism یکی از ایده‌های بنیادین نیچه است که متاثر از تراژدی‌های یونان سربرآورده است.

در «خوش‌بینی تراژیک»، نیچه برخلاف خوش‌بینی سنتیِ مبتنی بر پیشرفت یا خیر نهایی (مثل دیدگاه‌های دینی یا ایده‌های مدرنیته)، از نوعی پذیرش شجاعانه و دلیرانه رنج، پوچی و تراژدی زندگی سخن می‌گوید که همانطور که بالاتر اشاره کردم،

 این دیدگاه از یونان باستان، به‌ویژه تراژدی‌های آتنی (مثل آثار سوفوکل) الهام گرفته است.


چند نکته‌ی کلیدی در این مفهوم:
1. پذیرش رنج به عنوان بخشی از زندگی: نیچه می‌گوید زندگی اصیل نه از طریق انکار درد، بلکه از راه پذیرش آن ممکن است. رنج، شرط رشد و آفرینش است.


2. خواست قدرت (Will to Power): در بطن این دیدگاه، «خواست قدرت» قرار دارد؛ اینکه انسان باید نه‌تنها با رنج کنار بیاید، بلکه آن را به نیرویی برای خلق معنا و زیبایی تبدیل کند.


3. آری گفتن به زندگی: این نوع خوش‌بینی یعنی گفتن «آری» به زندگی با تمام زشتی‌ها، بی‌عدالتی‌ها و رنج‌هایش – نه علی‌رغم آن‌ها، بلکه دقیقاً به‌خاطر آن‌ها.


4. در تقابل با نیهیلیسم: نیچه در تلاش است تا با «خوش‌بینی تراژیک» بر تهی‌گرایی (نیهیلیسم) غلبه کند.

 او می‌پرسد: آیا می‌توان به زندگی معنا داد وقتی هیچ معنا یا هدفی بیرونی وجود ندارد؟ 

پاسخ او، نوعی خلق معنا از دل بی‌معنایی است.


این نگرش نیچه از انسان موجودی مسئولیت‌پذیرتر نسبت به احوالات خویش خواهد ساخت که خود را می‌سازد و به جهانش آری می‌گوید و هنرمندانه زیست می‌کند.

راهکار عالی لحن و صدا تون تاثیر بیشتری روی آدم ها بزاره

بریم سراغ یه اس سلامتی یه غضروف مهم که هیچ کسی بهش توجه نمیکنه و عمده مریضی ها از این غضروف شروع میشه .

اپی‌گلوت (Epiglottis):

بدون آن، ما قادر به نفس کشیدن و غذا خوردن به‌صورت ایمن نبودیم!

اپی‌گلوت یک قطعه غضروفی است که هنگام بلع، ورودی حنجره را می‌بندد و از ورود غذا به مجاری تنفسی جلوگیری می‌کند.

در نتیجه:
غذا با خیال راحت وارد مری می‌شود
و هوا وارد نای می‌گردد ☝

عدد شناسی اپشتاین ، راز انجمن یهودی جمجمه ، انجمن استخوان

Arash analysis:
عدد شناسی اپشتاین رو هم بگم و تمام
این پرونده رو میذارم کنار
و پرونده بزرگی که بعدا ازش رو نمایی میشه رو در روز های آینده خواهم گفت

اول تمامی کار های اپشتاین زیر نظر انجمنی از یهودی ها تحت عنوان جمجمه و استخوان ها انجام میشه .
که این انجمن مستقیم زیر نظر بیل کلینتون و هیلاری کلینتون هدایت میشه .

حالا چرا بیل کلینتون انسان مهمی بود ؟
و مسئول این انجمن
جادوگر بزرگی هستش .
و قدرت های ماورایی عجیبی داشت .

اول چند راز عجیب رو بگم در بارش بعد بریم سراغ علم اعداد ؛

در ۱۹۹۳، Vince Foster، معاون مشاور حقوقی کاخ سفید و دوست قدیمی کلینتون، به‌طور رسمی «خودکشی» اعلام شد
دلیل رابطه های جنسی متعدد کلینتون با این فرد .

پیش از ورود به کاخ سفید، کلینتون در جلسات نخبگانی مانند نشست ۱۹۹۱ Bilderberg Meeting شرکت کرد.
این نشست‌ها غیرعلنی‌اند و در این جلسات کلینتون قدرت عجیب خودش رو به رخ همه کشید .
و باعث شد همه قدرت ها بهش کمک کنند.

در دهه ۹۰ اصطلاحی در فضای محافظه‌کاران رایج شد: «Clinton Body Count»؛ ادعایی که می‌گفت تعداد زیادی از افراد مرتبط با کلینتون به‌طور مشکوک مرده‌اند.
جان گیر اعظم بود
هر کسی بر خلاف میلش عمل می‌کرد رو با نیرو قوی خودش از بین میبرد.

حالا شما این همه منفور باشی
کلی هم دزدی کنی آخرش باید چی بشه؟‌
کلی بهت بد و بیراه بگن و منفور شی
اما …
جادو کجاست ؟

عجیب‌ترین «راز» کلینتون همین است:
با وجود رسوایی‌های شخصی، اتهامات سیاسی، و حملات بی‌وقفه رسانه‌ای، او نه‌تنها سقوط نکرد بلکه محبوبیتش در پایان دوره بالا بود.
این سطح از بقا در ساختار قدرت آمریکا کم‌سابقه است.
قدرتی در کلینتون بود که هر کسی در دست خودش میگرفت .

کلینتون‌ها، آرکانزاس و انجمن «Skull and Bones» در تاریخ ۲۲/۲ برای ایجاد آشوب هم‌زمان شدند.

سقوط هواپیمای در تاریخ یاد شده در بالا  در نزدیکی فرودگاه ملی بیل و هیلاری کلینتون دقیقاً ۱۸۷ روز پس از تولد بیل کلینتون رخ داد.
عدد ۱۸۷ کد قتل (homicide) است و همچنین عدد جایگزین انجمن Skull and Bones محسوب می‌شود که نمایانگر «برادریِ مرگ» است.
Brotherhood of Death = 187 (بر اساس سیستم عددگذاری English Ordinal)

این حادثه ۴ هفته و ۱ روز (با احتساب روز پایانی) پیش از ۳/۲۲ رخ داد.
Skull and Bones = 41 (در سیستم Full Reduction)

سقوط در تاریخ ۲/۲۲ اتفاق افتاد؛ ۲۰۲ روز (با احتساب روز پایانی) پیش از بیست‌ودومین سالگرد ۱۱ سپتامبر.
Skull and Bones = 202 (در سیستم Reverse Ordinal)

همچنین دقیقاً ۲۰۱ روز پیش از سالگرد بود.
The Jesuit Order = 201 (در سیستم Reverse Ordinal)

بیل کلینتون یک یسوعی است؛ او در اولین دانشگاه یسوعی (جورج‌تاون) تحصیل کرده و همچنین در ییل درس خوانده است.
Clinton Crime Family = 201 (در سیستم English Ordinal)
Order of Illuminati = 201 (در سیستم English Ordinal)

حادثه ۱۱ سپتامبر در روزی رخ داد که ۱۱۱ روز تا پایان سال باقی مانده بود.
William Jefferson Clinton = 111 (در سیستم Full Reduction)

اوایل همان روز نیز خبری منتشر شد درباره حکم «خودکشی» برای یکی از دستیاران کلینتون در آرکانزاس که با اپستین مرتبط بود.
جفری اپستین ظاهراً در دویست‌وبیست‌ودومین روز سال خودکشی کرد، و اکنون یک خودکشی دیگر مرتبط با کلینتون در تاریخ ۲/۲۲ رخ داده است.
Order Out of Chaos = 222 (در سیستم Reverse Ordinal)

خبر خودکشی در آرکانزاس دقیقاً ۱۱۹ روز پس از تولد هیلاری کلینتون منتشر شد.
Suicide = 119 (در سیستم Reverse Ordinal)

این روز دارای عددشناسی تاریخی ۴۷ بود:
(۲) + (۲۲) + (۲۳) = ۴۷

Suicide = 47 (در سیستم Reverse Reduction)

همچنین این تاریخ ۴ هفته و ۱ روز (با احتساب روز پایانی) پیش از ۳/۲۲ بود —
Hillary = 41 (در سیستم Reverse Reduction)

سال گذشته در تاریخ ۳/۲۲ (روز Skull and Bones)، هیلاری به کووید مبتلا شد.

همان‌طور که پیش‌تر پیش‌بینی شده بود، ۲/۲۲ روزی مهم برای آیین‌های Skull and Bones از آب درآمد؛ و با توجه به اینکه این تاریخ دقیقاً ۳۳ هفته پس از پایین کشیده شدن Georgia Guidestones در یک «آیین عظیم Skull and Bones» بود، چندان تعجب‌آور نیست که کلینتون‌ها با ارتباطاتشان با ییل و Skull and Bones چنین روز بزرگی داشته باشند.

Clinton = 33 (در سیستم Full Reduction)

مدیر اجرایی سرشناس ۵۵ ساله که در دولت‌های کلینتون و اوباما خدمت کرده بود، در جریان تلاطم شدید هواپیما بر فراز نیوانگلند کشته شد

عدد شناسی ؛

با اینکه گفته می‌شود او روز جمعه فوت کرده، اما روشن است که چرا خبر را برای تاریخ ۳/۶ نگه داشتند…

Dana J. Hyde = 36 (در سیستم Full Reduction)

هواپیمایی که او در آن جان باخت متعلق به شرکت ارائه‌دهنده خدمات اینترنتی Conexon بود.
Conexon = 36 (در سیستم Full Reduction)

عدد 666 سی‌وششمین عدد مثلثی (Triangular Number) است.

او ۵۵ سال داشت.
Satan = 55 (در سیستم English Ordinal)

این خبر ۶ ماه و ۱۶ روز (با احتساب روز پایانی) پس از تولد بیل کلینتون منتشر شد.
616 عدد اصلی/جایگزین «عدد وحش» (Number of the Beast) محسوب می‌شود.

همچنین این خبر دقیقاً ۱۶۶ روز پیش از تولد کلینتون منتشر شد.
William Clinton = 166 (در سیستم English Ordinal)

باراک اوباما در دویست‌وشانزدهمین روز سال متولد شده است.
6 × 6 × 6 = 216

او اهل Cabin John در ایالت مریلند بود.
Cabin John = 50 (در سیستم Reverse Reduction)

Bill Clinton = 50 (در سیستم Full Reduction)

Barack Obama = 229 (در سیستم Reverse Ordinal)
229 پنجاهمین عدد اول (Prime Number) است.

Satanic = 50 (در سیستم Reverse Reduction)

پاپ فرانسیس با رئیس‌جمهور پیشین آمریکا، بیل کلینتون، دیدار کرد؛ ادعایی درباره ادای احترام آشکار به Skull and Bones.

بیل کلینتون در دانشگاه ییل تحصیل کرده است؛ دانشگاهی که انجمن Skull and Bones در آن فعالیت دارد.

دانشگاه ییل اواخر امسال ۳۲۲ ساله می‌شود و Skull and Bones به عنوان «Order 322» شناخته می‌شود.

این دیدار در واقع یک روز پس از تاریخ یاد شده  انجام شد، اما کلینتون تصمیم گرفت فردا آن روز درباره آن توییت کند و دلیل آن  روشن است.

تاریخ یاد شده دقیقاً ۳۲۲ روز (با احتساب روز پایانی) پس از تولد کلینتون است.

همچنین دقیقاً ۲۰۲ روز (با احتساب روز پایانی) پس از تولد پاپ فرانسیس است.

Skull and Bones = 202 / 76 (در سیستم‌های Reverse Ordinal / Reverse Reduction)

امروز ۷/۶ است؛ صد و هشتاد و هفتمین روز سال.

Skull and Bones همچنین به «Brotherhood of Death» (برادری مرگ) معروف است.

Brotherhood of Death = 187 (در سیستم English Ordinal)

امروز دقیقاً ۳ ماه و ۳ روز پیش از آن است که دانشگاه ییل ۳۲۲ ساله شود.

Clinton = 33 (در سیستم Full Reduction)

Bonesmen = 33 (در سیستم Full Reduction)

تافاری کمپبل اولین سرآشپز سابق کاخ سفید نیست که در شرایطی مرموز غرق شده است — والتر شیب و ارتباطات با Skull and Bones

در رمزگشایی قبلی‌ام، به ارتباط‌هایی که غرق شدن ادعایی کمپبل با Skull and Bones داشت اشاره کردم.

مشخص شد که در سال ۲۰۱۵، والتر شیب که سرآشپز شخصی هر دو، جورج دبلیو بوش و بیل کلینتون بود، در نیومکزیکو غرق شد.

کلینتون و بوش هر دو فارغ‌التحصیل دانشگاه ییل بودند و در مورد بوش، او عضو آشکار Skull and Bones نیز بوده است.

شیب دقیقاً ۴۱ روز پس از تولدش غرق شد و کمپبل نیز ۴۱ روز (با احتساب روز پایانی) پس از سالگرد غرق شدن شیب جان باخت؛ همچنین خبر مرگ او دقیقاً ۴۱ روز پس از سالگرد اعلام شد.

Skull and Bones = 41 (در سیستم Full Reduction)

Campbell = 28 (در سیستم Full Reduction)
Shieb = 28 (در سیستم Full Reduction)

Walter Sheib = 199 (در سیستم Reverse Ordinal)

عدد ۱۹۹ چهل‌وششمین عدد اول است.
Sacrifice = 46 (در سیستم Full Reduction)

شیب ۱۱۹ روز (با احتساب روز پایانی) پیش از تاریخ تأسیس دانشگاه ییل — محل استقرار Skull and Bones — غرق شد.
Tafari Campbell = 119 (در سیستم English Ordinal)

گفته می‌شود شیب نزدیک مسیر Yerba Canyon Trailhead غرق شده، در تاریخی که ۲۰۱ روز تا پایان سال باقی مانده بود.
Yerba Canyon Trailhead = 201 / 93 (در سیستم‌های English Ordinal / Full Reduction)
Order of Illuminati = 201 / 93 (در سیستم‌های English Ordinal / Full Reduction)

اعلام امروز درباره غرق شدن کمپبل، ۸۳ روز (با احتساب روز پایانی) پس از تولد شیب و دقیقاً ۸۳ روز پیش از خورشیدگرفتگی حلقوی امسال انجام شد.

Drowned = 83 (در سیستم English Ordinal)
Murder = 83 (در سیستم Reverse Ordinal)

فرماندار سابق نیومکزیکو، بیل ریچاردسون، ۷۶ روز پیش از هفتادوششمین سالگرد تولدش در آنچه «آیین قربانی مرتبط با Skull and Bones / اپستین / عدد وحش» نامیده شده، درگذشت.

ریچاردسون دقیقاً ۶۶۰ هفته و ۶ روز پس از آخرین روز حضورش در سمت فرمانداری نیومکزیکو فوت کرد.

New Mexico = 666 (در سیستم Sumerian)

Governor Bill Richardson = 258 (در سیستم English Ordinal)
William Blaine Richardson III = 258 (در سیستم English Ordinal)

Number of the Beast = 258 (در سیستم Reverse Ordinal)

Order of Illuminati = 258 / 201 (در سیستم‌های Reverse Ordinal / English Ordinal)

ریچاردسون ارتباط نزدیکی با جفری اپستین داشت؛ فردی که مزرعه Zorro Ranch خود را در نیومکزیکو داشت.

اپستین در ۲۰ ژانویه متولد شده بود (۲۰/۱) و ریچاردسون دقیقاً ۲۰ هفته و ۱ روز پیش از تولد اپستین درگذشت.

Governor Richardson = 223 / 263 (در سیستم‌های English Ordinal / Reverse Ordinal)
Skull and Crossbones = 223 / 263 (در همان سیستم‌ها)

Jeffrey Edward Epstein = 322 (در سیستم Reverse Ordinal)

عدد ۳۲۲ به Skull and Bones نسبت داده می‌شود و ریچاردسون دقیقاً ۳۸ روز پیش از آن درگذشت که دانشگاه ییل — میزبان Skull and Bones — ۳۲۲ ساله شود.

Death = 38 (در سیستم English Ordinal)
Murder = 38 (در سیستم Reverse Reduction)
Killing = 38 (در سیستم Full Reduction)
RIP = 38 (در سیستم Reverse Ordinal)
Lucifer = 38 (در سیستم Full Reduction)

سی‌وهشتمین عدد اول برابر با ۱۶۳ است.
Jeffrey Epstein = 163 / 215 (در سیستم English Ordinal)

ریچاردسون ۷۶ روز (با احتساب روز پایانی که معادل ۲ ماه و ۱۵ روز نیز هست) پیش از تولد ۷۶ سالگی‌اش درگذشت.

Blood Sacrifice = 76 (در سیستم Single Reduction)

Skull and Bones = 76 / 202 (در سیستم‌های Reverse Reduction / Reverse Ordinal)

پرچم ایالت نیومکزیکو دارای نماد خورشید قرمز رنگ است.

ریچاردسون دقیقاً ۲۲۰ روز پیش از دومین خورشیدگرفتگی کامل بزرگ آمریکا درگذشت.

Total solar eclipse = 202 (در سیستم English Ordinal)

Skull and Bones همچنین با نام «The Brotherhood of Death» شناخته می‌شود.

The Brotherhood of Death = 220 (در سیستم English Ordinal)

این لیست رو بخوام ادامه  بدم تا صبح هستش هر کسی به نحوی ارتباط نزدیک با کلینتون و اپشتاین داشته در تاریخ هایی مشخص برای انجمن قربانی شدن تا انرژی لازم تولید بشه
سرنوشتی که ترامپ هم قطعا خواهد داشت.
معشوقه کلینتون هم به آغوش مرگ میره و قربانی کلینتون میشه .


اما از رییس اپشتاین یعنی کلینتون

بریم سراغ اپشتاین .


شاید باور نکنید ولی خود کلینتون اپشتاین رو به باد میده و اسمش رو به شکل بزرگ عنوان میکنه و از این مرحله اپشتاین به باد میره …

چگونه اسم اپشتاین رو بزرگ میکنن در یک تاریخ خاص اپشتاین رو برنده لاتاری پاور بال اوکلاهاما اعلام میکنن و به گوش همه میرسه اسمش …



اپشتاین در تاریخ ۲ ژوئیه ۲۰۰۸ برنده بخت‌آزمایی پاوربال اوکلاهاما شد.

قرعه‌کشی آن شب به دلیل یک «اشکال کامپیوتری» از تلویزیون پخش نشد.

Computer Glitch = 71 / 73 (در سیستم‌های Full Reduction / Reverse Reduction)
Jeffrey Epstein = 73 / 71 (در سیستم‌های Full Reduction / Reverse Reduction)

Lottery = 38 (در سیستم Reverse Reduction)
Zorro = 38 (در سیستم Full Reduction)
Epstein = 38 (در سیستم Reverse Reduction)

Jeffrey Epstein = 163 (در سیستم English Ordinal)
عدد ۱۶۳، سی‌وهشتمین عدد اول است.

Jeffrey Edward Epstein = 322 (در سیستم Reverse Ordinal)
عدد ۳۲۲ به Skull and Bones نسبت داده می‌شود.

Powerball = 41 (در سیستم Full Reduction)
Oklahoma = 41 (در سیستم Reverse Reduction)

Skull and Bones = 41 / 202 (در سیستم‌های Full Reduction / Reverse Ordinal)

اپستین دقیقاً ۲۰۲ روز پیش از تولدش برنده پاوربال اوکلاهاما شد.
اینجا بود که اپشتاین به یک باره رسانه ای میشه ..



● «دلیل لوسیفری اینکه چرا پرونده‌های اپستین اکنون منتشر می‌شوند»

تاریخ یاد شده در تصویر پنجاه‌وهشتمین روز سال است.
Epstein Files = 58 (در سیستم Reduction)
Freemasonry = 58 (در سیستم Reduction)

رئیس‌جمهور سابق و همکار نزدیک اپستین، بیل کلینتون، دقیقاً ۴۰۹۷ هفته و ۳ روز سن دارد.
عدد ۴۹۷۳ ششصدوشصت‌وششمین عدد اول است.

تاریخ یاد شده ۶۶ ماه و ۱۸ روز (با احتساب روز پایانی) پس از زمانی است که اپستین در سن ۶۶ سالگی مرده پیدا شد.
6 + 6 + 6 = 18

عددشناسی تاریخ امروز نیز ۱۸ است:
2 + 27 + 2+0+2+5 = 18 DN

عدد ۶۶۶ سی‌وششمین عدد مثلثی است.
Pedophile = 36 (در سیستم Reverse Reduction)

اپستین نخستین‌بار در سال ۲۰۰۵ مورد تحقیق قرار گرفت و مقامات فدرال ۳۶ قربانی را شناسایی کردند که گفته می‌شد مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفته‌اند.

اپستین در نهایت در ۳۰ ژوئن ۲۰۰۸ (۳۰/۶ در نگارش بین‌المللی) به اتهام فحشا اعتراف به گناه کرد.

فردا تاریخ یاد شده تاریخی است که ۳۰۶ روز تا پایان سال باقی می‌ماند.

Lucifer = 360 / 38 (در سیستم‌های Reverse Satanic / Reduction)
Epstein = 38 (در سیستم Reverse Reduction)

تاریخ یاد شده دقیقاً ۳۸ روز پس از تولد اپستین است و تاریخ نیز عددشناسی ۳۸ دارد:
(2) + (27) + 2+0+2+5 = 38 DN

سی‌وهشتمین عدد اول برابر با ۱۶۳ است.
Jeffrey Epstein = 163 (در سیستم Ordinal)

اپستین ارتباط نزدیکی با نخست‌وزیر سابق اسرائیل، اهود باراک، داشت که در سیصدوبیست‌ودومین روز سال متولد شده است.
Jeffrey Edward Epstein = 322 (در سیستم Reverse Ordinal)

تاریخ یاد شده ۳ ماه و ۲۲ روز پس از سی‌وسومین سالگرد مرگ رابرت مکسول است؛ پدر غیسلین مکسول که به‌عنوان «ابر جاسوس اسرائیل» شناخته می‌شد.

باراک فردا ۳۰۳۳۳ روزه می‌شود (با احتساب روز پایانی).
Epstein = 333 (در سیستم Satanic)

گفته می‌شود لوسیفر با ۳۳.۳٪ از فرشتگان از بهشت رانده شد.

تاریخ یاد شده ۴۰۰۷ هفته (با احتساب روز پایانی) و فردا دقیقاً ۴۰۰۷ هفته از زمان تأسیس کشور اسرائیل می‌گذرد که در سال ۱۹۴۷ طراحی اولیه شد.
ترامپ چهل‌وهفتمین رئیس‌جمهور آمریکا است.
Trump = 47 (در سیستم Reverse Ordinal)
Beast = 47 (در سیستم Ordinal)
Government = 47 (در سیستم Reverse Reduction)
Authority = 47 (در سیستم Reduction)

پرگار ماسونی روی ۴۷ درجه تنظیم می‌شود که به «مسئله چهل‌وهفتم اقلیدس» یا همان قضیه فیثاغورس اشاره دارد.

فردی که مسئول انتشار پرونده‌های اپستین و افشای کودک‌آزاری معرفی شده، پام باندی است که اکنون ۵۹ سال دارد.
فردا تاریخ یاد شده پنجاه‌ونهمین روز سال است.
Pedophilia = 59 (در سیستم Reduction)

Pam Bondi = 74 / 38 / 43 / 444 (در سیستم‌های Ordinal / Reduction / Reverse Reduction / Sumerian)
Lucifer = 74 / 38 / 43 / 444 (در همان سیستم‌ها)

اپستین در دویست‌وبیست‌ودومین روز سال در سلول زندان مرده پیدا شد و باندی دادستان کل ایالات متحده است.
United States Attorney General = 2022 (در سیستم Sumerian)
Pamela Bondi = 222 (در سیستم Jewish)
Beast = 222 (در سیستم Satanic)
Order Out of Chaos = 222 (در سیستم Reverse Ordinal)

تاریخ یاد شده دقیقاً ۲ سال و ۲۲ هفته و ۲ روز پیش از خورشیدگرفتگی کامل بعدی است.

باندی اف‌بی‌آی را متهم کرده که هزاران صفحه از پرونده‌های اپستین را پنهان کرده است.
اف‌بی‌آی ۱۲۲ سال پیش تأسیس شد.
FBI = 122 (در سیستم Satanic)
Jeffrey Edward Epstein = 1022 (در سیستم Reverse Satanic)
Bill Clinton = 122 (در سیستم Ordinal)
Satanic = 122 (در سیستم Reverse Ordinal)

در نهایت، تاریخ یاد شده دقیقاً ۲۱۶ روز پس از تاریخ تأسیس اف‌بی‌آی است.
6 × 6 × 6 = 216

● اما معادله این اعداد ما رو به چی میرسونه ؟

لیست اعداد پر تکرار
انجمن جمجمه رو باهم بررسی کنیم
:
33
/ Skull & Bones
38
مرگ / قتل / لوسیفر
41
Skull & Bones
47
قدرت / دولت
76
قربانی
83
غرق شدن / قتل
119
قربانی
222
Order Out of Chaos
322
Skull & Bones
666
عدد وحش
216
6×6×6

1_ محور اصلی «افشاگری + قدرت سیاسی + بحران» است.
تکرار 222 (Order Out of Chaos)، 47 (Government/Beast)، 41 و 322 (Skull & Bones) نشان می‌دهد که از نظر عددی انتظار دارم:
• یک بحران بزرگ
• با محوریت دولت یا نهادهای امنیتی
• که منجر به افشاگری یا تغییر قدرت شود

2_ محور دوم «مرگ‌های بحث‌برانگیز» است.
38، 83، 76، 119، 187 در متن‌ها مدام به مرگ، قربانی، قتل وصل شده‌اند.
سیستم من انتظار دارد:
• مرگ نمادین (سیاسی)
• یا مرگ واقعیِ یک چهره مهم
رخ دهد و به پرونده‌های قدیمی (اپستین، کلینتون، نخبگان) گره بخورد.

3_محور سوم «دو قطبی شدید» است.
اعداد 47، 122، 216، 666 در روایت‌ها به «تقابل خیر و شر» وصل می‌شوند.
یعنی فضا بیش از پیش مذهبی–آخرالزمانی می‌شود.

کاربردهای ۱۲ نمک سلولی هومیوپاتیک (نمک‌های بافتی) به‌صورت ساده


در اینجا کاربردهای ۱۲ نمک سلولی هومیوپاتیک (نمک‌های بافتی) به‌صورت ساده و روشن آمده است:
بخش اول

1. کلسیم فلوراید (Calc Fluor)
– کمک به حفظ انعطاف‌پذیری بافت‌ها
– مورد استفاده برای واریس، هموروئید، ترک‌های پوستی، مشکلات رباط‌ها

2. کلسیم فسفات (Calc Phos)
– حمایت از استخوان‌ها، دندان‌ها و رشد
– مورد استفاده برای خستگی، ترمیم کند زخم‌ها، دردهای رشد

3. کلسیم سولفات (Calc Sulph)
– کمک به ترمیم پوست
– مورد استفاده برای جوش‌ها، عفونت‌های خفیف، مشکلات پوستی همراه با چرک

4. فِروم فسفات (Ferr Phos)
– کمک به اکسیژن‌رسانی و مراحل اولیه التهاب
– مورد استفاده برای تب خفیف، گلودرد، سرماخوردگی‌های ساده

5. پتاسیم کلراید (Kali Mur)
– حمایت از سیستم لنفاوی
– مورد استفاده برای گرفتگی‌ها، تجمع مخاط، هضم کند

6. پتاسیم فسفات (Kali Phos)
– تعادل اعصاب و مواد مغذی
– مورد استفاده برای استرس، خستگی ذهنی، تحریک‌پذیری، تمرکز ضعیف

7. پتاسیم سولفات (Kali Sulph)
– کمک به نوسازی پوست
– مورد استفاده برای شوره سر، احتقان سینوس‌ها، مراحل پایانی سرماخوردگی

بخش دوم

8. منیزیم فسفات (Mag Phos)
– حمایت از عضلات و اعصاب
– مورد استفاده برای گرفتگی‌ها، اسپاسم‌ها، سردردهای تنشی

9. سدیم کلراید (Nat Mur)
– تنظیم تعادل آب بدن
– مورد استفاده برای خشکی، احتباس آب، سردردهایی که با نور خورشید تشدید می‌شوند

10. سدیم فسفات (Nat Phos)
– تنظیم اسیدیته بدن
– مورد استفاده برای سوزش معده، سوءهاضمه، ترشی معده

11. سدیم سولفات (Nat Sulph)
– حمایت از کبد و تنظیم مایعات
– مورد استفاده برای نفخ، هضم کند، شرایط مرتبط با «رطوبت»

12. سیلیسیا (Silicea / سیلیکا)
– حمایت از پوست، مو، ناخن‌ها و عملکرد سیستم ایمنی
– مورد استفاده برای دمل‌ها، ناخن‌های ضعیف، زخم‌هایی که دیر ترمیم می‌شوند.

● حالا چه کنیم که این ۱۲ نمک سلولی در بهترین حالت خودشون قرار بگیرن .
1_ Calcium Fluoride (انعطاف بافت‌ها، رباط، واریس)

 نقش واقعی: استحکام بافت همبند + الاستین + مینرالیزاسیون

تغذیه مؤثر:
• آب استخوان (Bone broth)
• ماهی ساردین با استخوان
• کنجد و ارده
• سبزیجات برگ سبز
• ویتامین C (برای ساخت کلاژن)
• سیلیکا طبیعی (خیار، جو دوسر)

¤ بدون ویتامین K2 و D3 جذب کلسیم ناقص است.



2_ Calcium Phosphate (استخوان، رشد، ترمیم)

 نقش: ساختار استخوان + ATP + ترمیم سلولی

تغذیه:
• لبنیات باکیفیت
• تخم‌مرغ
• ماهی‌های استخوان‌دار
• گوشت قرمز
• نور آفتاب (ویتامین D)
• منیزیم (برای تعادل کلسیم)



3_ Calcium Sulphate (پوست، عفونت‌های سطحی)

 نقش: سم‌زدایی + ساخت بافت

تغذیه:
• سیر
• پیاز
• کلم بروکلی
• گل‌کلم
• تخم‌مرغ (حاوی سولفور)
• MSM طبیعی (سبزیجات گوگرددار)



4_ Ferrum Phosphate (اکسیژن‌رسانی)

 نقش: هموگلوبین + انتقال اکسیژن

تغذیه:
• جگر
• گوشت قرمز
• عدس
• اسفناج
• ویتامین C برای جذب بهتر آهن

¤ چای و قهوه جذب آهن را کم می‌کنند.



5_ Kali Mur (سیستم لنفاوی، مخاط)

 نقش: تعادل الکترولیت

تغذیه:
• آب کافی
• نمک دریایی طبیعی
• سبزیجات پتاسیم‌دار (آووکادو، اسفناج)
• کرفس



6_ Kali Phos (اعصاب، استرس)

 نقش: ATP + انتقال عصبی

تغذیه:
• موز
• سیب‌زمینی
• تخم‌مرغ
• مغزها
• منیزیم
• ویتامین‌های B مخصوصاً B1 و B6



7_ Kali Sulph (نوسازی پوست)

 نقش: اکسیژن‌رسانی بافتی + سم‌زدایی

تغذیه:
• سبزیجات گوگرددار
• جعفری
• لیمو
• آب زیاد



8_ Magnesium Phosphate (گرفتگی عضلات)

 نقش: شل‌کننده عضله

تغذیه:
• بادام
• تخمه کدو
• شکلات تلخ
• سبزیجات سبز
• آب معدنی منیزیم‌دار



9_ Nat Mur (تعادل آب)

 نقش: سدیم + تنظیم اسمزی

تغذیه:
• نمک طبیعی (نه صنعتی)
• آب کافی
• هندوانه
• خیار

¤ مصرف زیاد سدیم بدون پتاسیم → احتباس آب.



10_ Nat Phos (اسیدیته)

نقش: بافر pH

تغذیه:
• سبزیجات سبز
• لیمو (قلیایی‌کننده متابولیک)
• کاهش قند و آرد سفید
• پروتئین متعادل



1_ Nat Sulph (کبد و مایعات)

 نقش: سم‌زدایی کبدی

تغذیه:
• کنگر فرنگی
• چغندر
• آب لیمو
• سبزیجات تلخ
• فیبر بالا



2_ Silicea (پوست، مو، ناخن)

 نقش: ساخت کلاژن + بافت همبند

تغذیه:
• خیار
• جو دوسر
• ارزن
• آب سیلیکا‌دار
• ویتامین C
• پروتئین کافی

تحلیل تکنیکال چیست؟

بسیاری از تریدرها از تحلیل تکنیکال برای پیش‌بینی روند بازار در آینده استفاده می‌کنند. اما این نوع تحلیل تا چه اندازه دقیق و کاربردی‌ است؟ چرا باوجود اینکه بسیاری از افراد تکنیک‌های آن را استفاده می کنند باز هم دچار اشتباه می‌شوند و ضرر می کنند؟ در این مقاله در مورد ماهیت تحلیل تکنیکال، ابزارهای رایج و نکات فنی مربوط به آن می‌خوانید.

تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکال روشی برای پیش‌بینی قیمت در بازار بر اساس بررسی تاریخچه قیمت و حجم معاملات است. در بازارهای سنتی مانند بازار سهام و بورس اوراق بهادار از تحلیل تکنیکال به طور گسترده استفاده می‌شود. جالب است بدانید این روش یکی از اجزای اصلی در بازار ارزهای دیجیتال است.

تحلیل تکنیکال روی داده‌های تاریخی قیمت یا پرایس‌اکشن (Price Action) تمرکز فراوانی دارد. بنابراین از آن به عنوان ابزاری برای بررسی نوسانات قیمت و بررسی اطلاعات مربوط به حجم  یک دارایی استفاده می‌شود. بسیاری از معامله‌گران برای شناسایی روندها و فرصت‌های مناسب برای کسب سود از تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند.

ریشه ابتدایی «تحلیل تکنیکال» به قرن هفدهم در «آمستردام» و قرن هجدهم در «ژاپن» بازمی‌گردد؛ اما  آنچه امروز با مفهوم تحلیل تکنیکال با آن مواجهیم مربوط به فعالیت‌‌های چارلز داو «Charles Dow»؛ روزنامه‌نگار حوزه اقتصادی و مؤسس وال‌استریت ژورنال است. او از اولین کسانی بود که روندهای قابل بررسی و مجزا در دارایی‌ها و حرکت بازار در مسیرهای خاص را کشف کرد. مدتی بعد فعالیت‌های او منجر به ایجاد «تئوری داو» شد که تحولات بیشتری در تحلیل تکنیکال ایجاد کرد.

در ابتدا تحلیل تکنیکال بر پایه دست‌نویس‌ها و محاسبات دستی بود، اما با پیشرفت تکنولوژی و دستیابی به محاسبات مدرن، گسترده‌تر شد و اکنون به ابزار مهمی برای بسیاری از سرمایه‌گذاران و معامله‌گران تبدیل شده است.

تحلیل تکنیکال چگونه کار می‌کند؟

همانطور که اشاره شد تحلیل تکنیکال از اساس بر پایه مطالعه قیمت فعلی و تاریخچه قیمت‌های قبلی یک دارایی است. فرض اصلی تحلیل تکنیکال این است که نوسانات قیمت یک دارایی به طور اتفاقی رخ نمی‌دهد و به طور کلی این نوسانات با گذشت زمان به روندهای قابل شناسایی تبدیل می‌شوند.

در واقع تحلیل تکنیکال، شدت تحمیل (نفوذ) بازار بر عرضه و تقاضا را بررسی می‌کنند. که این بازتابی از تمایلات کلی بازار است. به عبارت دیگر قیمت یک دارایی چیزی جز کشمکش میان نیروی فروش یا خرید بر یکدیگر نیست. این نیروها با احساسات معامله‌گران و سرمایه‌گذاران ارتباط نزدیکی دارد. (به خصوص درباره‌ی ترس و طمع).

نکته قابل تامل درباره تحلیل تکنیکال این است که درصد خطای آن در بازارهایی که شرایط عادی و حجم و نقدینگی بالا دارند، بسیار پایین و پیش‌بینی‌ آن قابل اطمینان‌تر است. بازارهای پرحجم کمتر در معرض دست‌کاری قیمتی قرار دارند و تاثیرپذیری آن‌ها از موارد غیرعادی خارجی کمتر است؛ نتیجه چنین شرایطی این است که سیگنال‌های غلط در آن کمتر ایجاد می‌شود و تحلیل تکنیکال نقش پررنگی در آن‌ها دارد.

شاخص‌ها و اندیکاتورهای متداول تحلیل تکنیکال

 معامله گران به منظور بررسی موشکافانه‌ی قیمت‌ها و در نهایت یافتن فرصت‌های مطلوب از انواع مختلفی از ابزارهای نموداری (چارت محور) که به اندیکاتور یا شاخص معروف هستند، استفاده می‌کنند. آنها به کمک اندیکاتور یا شاخص‌های تکنیکال، توانایی شناسایی روندهای موجود را پیدا کرده و اطلاعات روشن و هوشمندانه‌ای از روندهایی که ممکن است در آینده پدیدار شوند، پیدا می‌کنند. از آنجایی که این شاخص‌ها و اندیکاتورها  همیشه درصدی خطا دارند، برخی از معامله‌گران همزمان از چندین شاخص یا اندیکاتور به عنوان راهی برای کاهش خطرات(ریسک) استفاده می‌کنند.

میانگین متحرک ساده (SMA)

معمولا معامله‌گرانی که از تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند، شاخص‌ها و معیارهای مختلفی برای تعیین روند بازار بر اساس نمودارها و تاریخچه قیمت‌ها به کار می‌برند.

در بین تعداد زیادی اندیکاتور، میانگین متحرک ساده (SMA) یکی از پرکاربردترین و معروف‌ترین اندیکاتورهای مورد استفاده‌ی تریدرها است. همانطور که از نامش پیداست، قیمت‌های پایانی یک دارایی در یک بازه زمانی تعیین شده را محاسبه می‌کند؛ به بیان دیگر (SMA)، متوسط قیمت یک دارایی در یک بازه زمانی مشخص است. 

خط نارنجی SMA که در بسیاری از نقاط به عنوان خطوط حمایت و مقاومت عمل کرده است.

نحوه‌ی استفاده SMA:

به طور کلی اگر قیمت بالای خط میانگین متحرک باشد، گفته می شود که روند صعودی است و برعکس اگر قیمت پایین خط میانگین باشد، روند نزولی است. اما این تمام ماجرا نیست. گاهی یک خبر می‌تواند باعث تغییر روند بشود. به این معنی که با وجود اینکه خط میانگین متحرک به شما سیگنالی برای خرید یا فروش می‌دهد، اما بازار طبق پیش‌بینی شما پیش نمی رود. راه‌حل چیست؟

شما میتوانید همزمان با چند شاخص میانگین متحرک کار کنید تا روند بازار را بهتر پیش بینی کنید.

میانگین متحرک نمایی (EMA)

میانگین متحرک نمایی (EMA) نسخه اصلاح شده از میانگین متحرک ساده (SMA) است. در این اندیکاتور قیمت‌های بسته شده‌ی اخیر، وزن بیشتری نسبت به قیمت‌های قدیمی‌تر دارند؛ به بیانی دیگر «میانگین متحرک‌نمایی» همان «میانگین وزنی متوسط قیمت» است که قیمت‌های اخیر، وزن بیشتری را در محاسبه دربرمی‌گیرند.

خط نارنجی SMA و خط آبی EMA را نشان میدهد.

به زبان ساده، میانگین متحرک نمایی از میانگین متحرک ساده سریع‌تر به تغییر قیمت واکنش نشان می‌دهد. از طرفی می‌دانیم، هر چه شما سریع‌تر روند بازار را تشخیص بدهید، می‌توانید سود بیشتری هم بدست بیاورید. اما نقطه ضعف میانگین متحرک نمایی این است که همانطور که سرعت آن در نمایش روند بالاست، می تواند به خطا نوسانات قیمتی را به صورت تغییر روند نمایش دهد. و این باعث می شود که کمتر قابل اتکا باشد.

میانگین متحرک نمایی برای افرادی که به صورت کوتاه‌مدت معامله می‌کنند گزینه‌ی بهتری است. خیلی از تریدرها از هر دو میانگین به صورت همزمان استفاده می‌کنند تا درک بهتری از روند بازار پیدا کنند.

شاخص قدرت نسبی (RSI)

شاخص دیگری که معمولاً مورد استفاده قرار می‌گیرد، شاخص قدرت نسبی (RSI) است که زیرمجموعه‌ای از اسیلاتورها شناخته می‌شوند. برخلاف میانگین متحرک ساده که به سادگی تغییرات قیمت را در طول زمان دنبال می‌کند، اسیلاتورها فرمول‌های ریاضی را روی داده‌های قیمتی اعمال کرده و خروجی آن‌ها در محدوده‌هایی از پیش تعیین شده قرار می‌گیرد. در مورد RSI، این محدوده از ۰ تا ۱۰۰ است.

در این تصویر RSI در محدوده‌ی ۶۰ قرار دارد.

نحوه‌ی استفاده از RSI:

  • RSI زیر ۳۰ سیگنال خرید: عددهای زیر ۳۰ شرایطی را نشان می‌دهد که یک ارز بیش از حد فروخته شده است. خیلی از تریدرها این نقطه را مناسب برای خرید می‌دانند. چون به اندازه ی کافی این ارز فروخته شده و به احتمال زیاد زمان اصلاح و صعودی شدن بازار است.
  • RSI بالای ۷۰ سیگنال فروش: عددهای بالای ۷۰ شرایطی را نشان می‌دهد که یک ارز زیادی خریداری شده است. پس احتمال ریزش قیمت وجود دارد. چون بسیاری از خریداران برای اینکه سود خود را گرفته اند دارایی‌هایشان را می‌فروشند.

شاخص Stochastic RSI

علاوه بر ابزارهای ابتدایی و ساده در تحلیل تکنیکال، اندیکاتورهایی وجود دارند که برای تولید داده نیازمند چندین اندیکاتور دیگر هستند. برای مثال برای محاسبه اندیکاتور استوکاستیک (Stochastic RSI)، یک فرمول ریاضی به RSI معمولی اضافه می‌شود و نتیجه آن با توجه به (RSI) و آن فرمول ریاضی محاسبه می‌شود. 

در تصویر بالا شاخص Stoch RSI در زیر بازه ۲۰ قرار دارد و انتظار می‌رود که با اصلاح قیمتی به سمت بالا حرکت کتد.

نحوه‌ی استفاده Stoch RSI:

استوکستیک RSI، مانند RSI از شاخص‌های اسیلاتور است، که بین بازه ی ۰ تا ۱۰۰ در نوسان است.

  • اگر شاخص به زیر ۲۰ برود، شرایطی را نشان می‌دهد که یک ارز بیش از اندازه فروخته شده است و احتمال صعود قیمت وجود دارد.
  • اگر شاخص بالای ۸۰ برود، شرایطی را نشان می‌دهد که یک ارز بیش از حد خریداری شده است. پس احتمال ریزش قیمت وجود دارد.
  • از خط میانی ۵۰ میتوان برای تشخیص روند بازار استفاده کرد. بالای ۵۰ روند صعودی و پایین ۵۰ روند نزولی را می‌توان انتظار داشت.

باند بولینجر (Bollinger Bands)

شاخص باند بولینجر (Bollinger Bands) نوع دیگری از اسیلاتورها است که در بین معامله‌گران محبوبیت بسیاری دارد. باند بولینجر برای پیش‌بینی وضعیت احتمالی بیش‌خرید (overbought) یا بیش‌فروش (oversold) و همچنین اندازه‌گیری نوسانات بازار استفاده می‌شود.

به زبان ساده این شاخص به ما می گوید که با بازاری ساکت سروکار داریم و یا بازاری پرنوسان و شلوغ:

  • زمانی که بازار آرام است، پهنای باند کوچک میشود.
  • زمانی که بازار پرنوسان است، پهنای باند بزرگ می شود.

همانطور که مشخص است، قیمت بعد از برخورد با باند بالایی به سمت خط میانی حرکت کرده است.

باند بولینجر از سه خط تشکیل شده است:

  • باند بالایی
  • خط میانی
  • باند پایینی

خط میانی همان خط میانگین متحرک ساده است. خطوط بالایی و پایینی، انحراف معیارهای حول خط میانی هستند. در اینجا قصد نداریم انحراف معیار یا فرمول‌های این شاخص را بازگو کنیم، بلکه نحوه‌ی استفاده از این شاخص را به شما آموزش می‌دهیم.

نحوه‌ی استفاده BB:

به طور کلی قیمت تمایل دارد که به سمت خط میانی حرکت کند. این تمام کاربرد و نکته ی مهم استفاده از شاخص بولینجر است.

  • اگر قیمت خیلی صعودی و به خط بالایی باند برسد، احتمال بازگشت و ریزش به سمت خط میانی وجود دارد.
  • اگر قیمت خیلی ریزشی و به خط پایینی نزدیک شود، احتمال بازگشت و صعود به سمت خط میانی وجود دارد.

به بیانی ساده‌تر، از باند بولینجر برای تشخیص خطوط مقاومت و حمایتی استفاده می‌شود.

شاخص مکدی (MACD)

مثال دیگر اندیکاتور میانگین متحرک همگرایی/ واگرایی (Moving Average Convergence Divergence) است که به اختصار MACD نامیده می‌شود. 

تمایز خط آبی از خط سیگنال به راحتی ممکن نیست، و سیگنال خیلی قوی به ما نمی‌دهد. اما خطوط بالای هیستوگرام قرار دارند.

به طور کلی مکدی با سه خط (سه مفهوم) نمایش داده می‌شود.

  • خط اول میانگین متحرک سریع‌تر را نشان می‌دهد. (خط آبی)
  • خط دوم میانگین متحرک کندتر را نشان می‌دهد. (خط قرمز- خط سیگنال)
  • خط سوم اختلاف بین خط اول و دوم را نمایش می‌دهد. (هیستوگرام-سفید)

تریدرها از این خطوط، سیگنال‌های خرید یا فروش را دریافت می‌کنند. چطور؟

نحوه‌ی استفاده MACD:

زمانی که خط اول (آبی)، خط سیگنال (قرمز) را قطع می‌کند، و به بالا یا پایین آن حرکت می‌کند، سیگنال خرید یا فروش استخراج می‌شود.

  • سیگنال خرید: خط آبی، خط سیگنال را قطع کند و به بالای آن حرکت کند.
  • سیگنال فروش: خط آبی، خط سیگنال را قطع کند و به پایین آن حرکت کند.

اما این سیگنال‌ها خیلی قوی نیستند، و در بسیاری از موارد با تغییر قیمت روند باز هم تغییر می‌کند.

خط میانی یا هیستوگرام ابزاری است برای تقویت سیگنال‌ها:

  • اگر سیگنال صعودی و در بالای خط میانی باشد، سیگنال خرید قوی‌تر است.
  • اگر سیگنال نزولی و در پایین خط میانی اتفاق بیفتد، سیگنال فروش قوی‌تر است.

در تصویر بالا مشاهده می‌کنید که مک‌دی با اختلاف بالای خط میانی (هیستوگرام) است.

سیگنال‌های معاملاتی

به طور کلی اندیکاتو‌رها دید خوبی نسبت به روندهای کلی  بازار به یک معامله‌گر می‌دهد، اما از آن‌ها می‌توان برای یافتن نقاط احتمالی ورود و خروج (سیگنال خرید یا فروش) هم استفاده کرد؛ این سیگنال‌ها ممکن است در شرایط خاصی در نمودار یک اندیکاتور ایجاد شوند.

همانطور که قبلاً بحث شد، سیگنال‌های معاملاتی تولید شده از سوی تحلیل تکنیکال همیشه دقیق نیستند و همیشه باید درصدی را برای خطا (سیگنال‌های غلط) از جانب اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال در نظر گرفت. این امر کمی در بازار ارزهای دیجیتال نگران‌کننده است؛ چون در این بازار، دارایی‌ها حجم کمتری دارند و طبعا نوسانات بیشتری را نسبت به بازارهای سنتی تجربه می‌کنند.

نقدی مخالف بر تحلیل تکنیکال

گرچه امروزه  تحلیل تکنیکال به طور گسترده در بازارهای مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرد اما از نظر بسیاری از متخصصان، تحلیل تکنیکال روشی بحث‌برانگیز و غیر‌قابل اعتماد است. به عبارتی گفته می شود که چون افراد زیادی به آن فکر می‌کنند، وقایع رخ می‌دهد. منتقدان معتقدند در شرایط بازارهای مالی اگر تعداد زیادی از معامله‌گران و سرمایه‌گذاران به انواع یکسانی از شاخص‌ها مانند خطوط حمایت و مقاومت اعتماد کنند، احتمال عملکرد صحیح این شاخص‌ها افزایش می‌یابد.

از طرف دیگر بسیاری از طرفداران تحلیل تکنیکال معتقدند که هر تحلیل‌گر با روش خاص خود و با استفاده از اندیکاتورهای مختلف و زیاد، نمودارها را تجزیه و تحلیل می‌کند. این بدان معناست که عملا استفاده از یک استراتژی خاص و یکسان برای تعداد زیادی از معامله‌گران غیرممکن است.

تحلیل بنیادین در مقابل تحلیل تکنیکال

پیش‌فرض اصلی تحلیل تکنیکال این است که قیمت‌های حال حاضر در بازار تمام عوامل بنیادی مربوط به یک دارایی خاص را منعکس می‌کند. بر خلاف رویکرد تحلیل تکنیکال که عمدتا بر داده‌های قیمتی و تاریخچه قیمتی و حجم (نمودارهای بازار) متمرکز است، تحلیل بنیادین یا فاندامنتال به تحقیق گسترده پیرامون عوامل کیفی پروژه اصرار دارد.

در تحلیل بنیادین، دیدگاه این است که عملکرد آینده یک دارایی به چیزهایی بیش از داده‌های تاریخی وابسته است؛ اساساً  تحلیل بنیادین روشی است که برای برآورد ارزش ذاتی یک شرکت، یک تجارت یا یک دارایی استفاده می‌شود. در این تحلیل طیف گسترده‌ای از شرایط خرد و کلان اقتصادی مانند مدیریت و شهرت شرکت، رقابت در بازار و نرخ رشد و سلامت صنعت  در نظر گرفته می‌شود.

بنابراین، ممکن است این‌گونه در نظر بگیریم که برخلاف تحلیل تکنیکال که عمدتا به عنوان ابزاری برای پیش‌بینی عملکرد قیمت و رفتار بازار استفاده می‌شود، تحلیل بنیادین با در نظر گرفتن  زمینه و پتانسیل‌های موجود در یک دارایی، می‌تواند برای یک تحلیل‌گر مشخص کند که آیا یک دارایی بیش از حد ارزش‌گذاری شده یا خیر. درحالی که  بیشتر معامله‌گران کوتاه مدت ترجیح می‌دهند از تحلیل تکنیکال استفاده کنند، ترجیح مدیران صندوق‌ها و سرمایه‌گذاران بلند مدت، تحلیل بنیادین است.

یک مزیت مهم در تحلیل تکنیکال این است که به داده‌های کمی متکی است. بنابراین چارچوبی بی‌طرفانه برای تحقیق عینی از تاریخچه قیمتی فراهم می‌کند  و برخی حدس و گمان‌ها که با رویکرد کیفی‌ در تحلیل بنیادین ارائه می‌شود را از بین می‌برد.

با این حال تحلیل تکنیکال علی‌رغم سروکار داشتن با داده‌های تجربی کماکان تحت تأثیر تعصبات و طرفداری‌‌های شخصی است. به عنوان مثال یک معامله‌گر که به شدت یک ارز را پیش داوری کرده، طوری از ابزارهای تحلیل تکنیکال بهره ببرد و اطلاعات را ناخودآگاه دستکاری کند که نهایتا آن گونه که دوست دارد تصمیم بگیرد. در بسیاری از موارد این اتفاق بدون آگاهی آنها رخ می‌دهد. علاوه بر این در دوره‌هایی که بازارها الگو یا روند مشخصی ندارند، تحلیل تکنیکال ممکن است شکست بخورد.

سخن آخر

جدا از نقد و بحث‌های طولانی درباره اینکه کدام روش تحلیل بهتر است، به نظر ترکیبی از تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادین توسط بسیاری از افراد مورد پذیرش است. درحالی که تحلیل بنیادین بیشتر به استراتژی‌های سرمایه‌گذاری بلندمدت مربوط می‌شود، تحلیل تکنیکال ممکن است اطلاعات روشنی در مورد شرایط بازار در روند کوتاه‌مدت فراهم کند. احتمالا این اطلاعات، برای معامله‌گران و سرمایه‌گذاران مفیدتر است.

منبع : نوبیتکس