چالوس

چالوس

بزرگترین مرجع معرفی نقاط دیدنی و تفریحی برای مسافرت و گردش
چالوس

چالوس

بزرگترین مرجع معرفی نقاط دیدنی و تفریحی برای مسافرت و گردش

محاسبات کارگاهی مصارف میلگرد و بتن در ساختمان


سؤال اول :
در یک سازه بتنی ، رابطه وزن آرماتور مصرفی با مساحت زیر بنا چیست ؟ یعنی به ازای هر متر مربع زیر بنا چه مقدار آرماتور مصرف می شود ؟ ( البته این سؤال خیلی راحته و اکثر دوستان محاسب و مجری پاسخ رو می دونند)
بین 43 تا 53 کیلو گرم بر متر مربع

سؤال دوم :
نسبت وزن آرماتور مصرفی به ازای هر متر مربع از فنداسیون سازه بتنی به مساحت زیر بنا چیست؟
یعنی به ازای هر متر مربع فنداسیون چه مقدار آرماتور مصرف می شود ؟

بین 9 تا 18 کیلو گرم بر متر مربع(معمول : 11-13)

سؤال سوم :
به ازای هر متر مربع سقف یک سازه بتنی چه مقدار آرماتور مصرف می شود ؟
با آرماتور تیرچه 20 تا 25 کیلو گرم بر متر مربع

سؤال چهارم :

نسبت وزن آرماتور مصرفی در ستون به زیربنای ساختمان بتنی چقدر است ؟ یعنی به ازای هر متر مربع از زیربنا چه مقدار آرماتور در ستون مصرف می شود ؟
بین 12 تا 18 کیلو گرم بر متر مربع

سؤال پنجم :
مقدار متر طول تیرچه به نسبت مساحت سقف در یک سازه بتنی
 ( و یا فلزی با سقف تیرچه و بلوک ) چقدر است ؟

بین 4/1 تا 6/1 برابر (بسته به مقدار سطحی که تیرها در پلان اِشغال میکنند)

سؤال ششم :
میزان آرماتور مصرفی به طور متوسط در هر متر طول تیرچه چقدر است ؟
با حرارتی و منفی حدود 12-13 کیلو گرم بر متر طول تیرچه

سؤال هفتم:
میزان وزن آرماتور حرارتی به مساحت سقف چقدر است ؟
(یعنی بطور تقریبی در هر متر مربع از سقف یک سازه بتنی چه مقدار آرماتور حرارتی مصرف می شود ؟
06/1 کیلو گرم بر متر مربع
سؤال فوق رو می توان در مورد آرماتور منفی ( سر تیرچه ) هم مطرح کرد؟
بین 1-2/1 کیلو گرم بر متر مربع

سؤال هشتم :
میزان سیمان مصرفی به ازای هر متر مربع از سازه فونداسیون ، سقف و ستون یک سازه بتنی به تفکیک چقدر است ؟
150تا 250 کیلو گرم بر متر مربع ( بسته به ارتفاع سقف و تکی یا دوبل بودن تیرچه) -
این نسبتها میتوانند جهت پروژه های موردی متفاوت باشند. – فونداسیون 43 ستون 6 و سقف 51 درصد از مقدار فوق ، توجه : سقف بسته به ضخامت و دوبل بودن میتواند درصد بسیار بسیار بزرگتری را به خود اختصاص داد.

سؤال نهم :
تعداد آجر مصرفی در تیغه های 11 سانتی متری و دیوارهای 22 و 35 سانتی متری در هر متر مربع از دیوار به تفکیک نوع آجر چه تعداد است .( منظور از انواع آجر ، آجر فشاری ، لفتون و سفال در ابعاد مختلف است )
زبره و مشابه : 60 و 120 و 180 عدد

سؤال دهم :
نسبت مساحت دیوار در یک سازه
(اعم از دیوارهای پیرامونی و تیغه های جداکننده داخلی ) به مساحت زیربنا چیست
(در نتیجه پاسخ به این سئوال و سئوال چهاردهم می توان تعداد تقریبی آجر مورد نیاز یک پروژه را تخمین زد)
از 95 تا 115 درصد - این نسبتها میتوانند جهت پروژه های موردی متفاوت باشند.

سؤال یازدهم :
میزان شن و سیمان مصرفی در اجرای یک متر مربع از دیوارهای مورد سئوال نهم چقدر است ؟ عیار سیمان رو در ملات مورد استفاده طبق کلیات مندرج در صفحه 5 فهرست بهای ابنیه سال 88 فرض کنید تا بشه گفت طبق یک مرجع قانونی در نظر گرفته شده
دیوار 11 سانتی :
سیمان 7 کیلوگرم و شن و ماسه 66 کیلوگرم

دیوار 22 سانتی : سیمان 14 کیلوگرم و شن و ماسه 132 کیلوگرم

دیوار 35 سانتی : سیمان 22.3 کیلوگرم و شن و ماسه 210 کیلوگرم

سؤال دوازدهم :
نسبت مساحت گچ و خاک بدنه و سقف ( به تفکیک ) به مساحت زیر بنا چقدر است ؟
بدنه :‌85 تا 100 درصد – سقف 80 تا 85 درصد - این نسبتها میتوانند جهت پروژه های موردی متفاوت باشند.

سئوال سیزدهم :
وزن گچ و خاک مصرفی در هر متر مربع برای ضخامت یک سانتی متر چقدر است؟ ( البته با مراجعه به جداول موجود در مبحث ششم مقررات ملی ساختمان می تونیم به راحتی این نسبت رو حساب کنیم . که بعد از آن خیلی راحت برای ضخامت 5/2 سانتی متر که مبنای پرداخت در فهرست بهای ابنیه است این محاسبه انجام می شه
 ( البته برای هر ضخامت دیگه ای هم می شه حساب کرد )
40 کیلوگرم بر متر مربع دیوار.


نتیجه :

با توجه به جواب سئوال دهم و دوازدهم و این سئوال حدودا می شه وزن گچ مورد نیاز برای انجام عملیات گچ و خاک یک ساختمان رو بصورت تقریبی بر اساس ضخامت مورد نیاز حساب کرد

سئوال چهاردهم :
نسبت وزن گچ سفید جهت اجرای سفید کاری در یک متر مربع چقدر است ؟ ( خیلی که بخواهیم اجرایی صحبت کنیم ، می شه بپرسیم با هر کیسه گچ 50 کیلویی ، چند متر مربع رو می شه سفیدکاری کرد ؟)
باتوجه به سؤالات قبلی میتوان به میزان گچ سفید مورد نیاز برای یک پروژه پی برد .
13 کیلوگرم بر متر مربع دیوار.
یعنی 85/3 متر مربع دیوار را.

آرشیو مباحث گروه بررسی مشکلات شهری در تلگرام

آرشیو مطالب مباحث 1394/07/06

موضوع بحث علت گستردگی مشکلات شهری و دلیل عدم پیشرفت در حل معضلات


نویسنده : علیرضا فلاحتکار

آنچه در بررسی ها و مطالعه بنده پیرامون اکثر شهرهای کشور صورت گرفته است چند مورد مانع پیشرفت و توسعه شهری شده است .
_ کمبود نیروهای کارآمد و مفید انسانی
_ کمرنگ بودن مباحث آموزشی پرسنل
_ به زاویه بردن نیروهای توانمند
_ نبود احساس مسئولیت و نداشتن تعلق خاطر به شهر
_ ضعف شدید مجریان یا شهرداران در روند مدیریت شهری
_ عدم انتخاب مناسب و مرتبط اعضای شوراها
_ نبودن برنامه های توسعه شهری
_ عدم مشارکت پذیر کردن مردم
_ عدم شناخت جایگاه شوراها توسط منتخبین
_ عدم نظارت دقیق استانداری ها و وزارت کشور بر شهرداری ها
و.......
از همین روی موفقیتهای موردی در شهرها بر توانمندی شخصی برخی از افراد استوار است و سیستم جایگاه مناسبی دراین روند را ندارد...
اما چه باید و چرا روند اصلاحات کند است؟؟؟؟

مردم شاید بسیاری از مشکلات داخلی شهرداری ها را نشناخته و نمیدانند .اما مردم به دنبال زندگی زیباتری در شهر هستند . پر واضح و مسلم است که این حق طبیعی هر شهروند بوده و مدیریت شهری مکلف به مطلوب کردن شرایط مورد نظر مردم است . در سالهای اخیر بخش عمده ای از درآمدهای شهرداری ها از راه تخلفات ساختمانی و کمسیونهای صد که خواسته یا ناخواسته به شهر ، شهروندان و نسلهای آتی خیانت آشکاری را انجام داده و بر ادامه مسیر خود نیز اصرار دارند ، تامین شده است . این عامل باعث گشته است تا با نفوذ برخی از افراد در شوراها و شهرداری ها نفرات جدیدی استخدام و به کار گمارده شوند . عریض و طویل شدن بدنه برخی از شهرداری ها و افزایش هزینه های جاری آنها در حقیقت زمینه را برای کاهش روند عمرانی شهرداری ها فراهم آورده است .
حال چرا با دانش بر این قضیه اصلاح امور سرعت نمی پذیرد ؟؟؟


مقاومت بدنه حداکثری در مقابل تغییر که عموما بدون برگزاری هیچ آزمون و استاندارد خاصی جذب شده اند و حمایت برخی از افراد در مدیریت شهری و شوراها از طرف دیگر این روند را کاملا بیمار کرده و سرعت پیشرفت شهر ها را گرفته است .


***********************************************************

ابوذر: سلام جناب مهندس
متن شما حرف دل ما بود به عقیده بنده باید تدارکاتی ترتیب داده شود تا مردم بتوانند با اولیات حقوق شهروندی خود آشنا شوند. تا زمانیکه اصلاحات از مردم آغاز نشود و مردم حقوق خود را نشناسند و مطالبه گر نباشند سیستم ناقص و عملکرد ناسالم در شهرداریها به کار خود ادامه می دهند


***********************************************************

سیامک :با عرض سلام خدمت آقایان حیدریان فلاحتکار وهابی و اصغر زاده فرمایش حضرات همگی در جای خود صحیح و متین است ولی در ابتدا باید فرهنگ و شعور اجتماعی یک شهر و درخواستهای انان از مسولین بررسی شود با تمام اما و اگرها که ناشی از یک حس کاذب موجود در ذات مردم این شهر و عدم مسولیت پذیری و نبود متخصصین واجد شرایط در راس امور این منطقه است که خود مزید برعلت علل عقب ماندگی شهرشده واین مهم روی کلیه مسایل مربوط به این شهر تاثیر منفی گذاشته و شهرداری و عملکردش هم از این قاعده مستثنی نیست

در مورد چالوس باید عرض کنم که یک اقلیت بر یک اکثریت غالب هستند .اگر انتخابات شورای شهر را واکاوی نماییم متوجه خواهیم شد که یک چهارم از مردم واجد شرایط در این انتخاب شرکت می کنند و از این تعداد سه چهارم آرا مربوط به یک منطقه میشود و مسلما" بیشترین آرا هم مربوط به دو یا سه نفر از آن منطقه است که موجب در اختیار گرفتن اکثریت کرسی های تصمیم گیری بر احوال شهر میشود که این خود موجب تحرک در یک منطقه و بی تحرکی در مناطق دیگر میگردد واز طرفی بعلت تخس شدن آرا بین دیگر منتخبین موجب عدم نفوذ این دوستان در تصمیم گیری های مهم شهر میشود و در نهایت میبینیم یک منطقه که جز حوزه 3شهری است رشد می کند که در جای خود عالی است و دیگر مناطق به حال خود رها شد و هیچگونه تغییر محسوس احساس نمیشود و در این نهایت اینگونه متبادر میشود که در این شهر فقط شهرداری ظاهرا مسولیت جمع آوری ذباله را برعهده دارد و از انجام اصلی ترین وظایف خود ناتوان است


***********************************************************

 علیرضا :
جناب وهابی تصاویر نازیبایی های شهر بسیار جالب بودند. در حقیقت نازیبایی ها و عیوب شهر که با مدیریت و دستور شورای شهر و اجرای شهرداری قابل حل هستند بسیار زیادند و قرار بر این بود که محیط های شبکه اجتماعی جایی برای نشان دادن این موضوعات و خواستن از شورا برای پرداختن به آنها باشد. بعنوان شروع چند خواسته از بیش از یکسال پیش در همین گروه(و گروه اولیه آن در وایبر) انجام شد که مهندس فلاحتکار پیگیر اولیه آنها بودند ولی هیچیک به نتیجه نرسیدند. از جمله موارد زیر:
1- جمع آوری پل قدیمی
2- علنی شدن جلسات شورای شهر و امکان حضور مستمع
3- پیگیری مصوبات شورا و عدم رهاکردن آنها پس از برخورد با مشکل و مانع(مثل موضوع رفع سد معبر که موقتی بود)
4- انجام تفکیک زباله در مقصد و بی خطر سازی زباله های موجود
5- جمع آوری و برخورد قاطی با مراکز دپوی زباله و ضایعات خشک در کمربندی
6- برخورد جدی با زمینهای بلا استفاده و نازیبا در مرکز شهر
7- برخورد جدی با تخلفات در ساخت و ساز توسط پلیس ساختمان و نه کشاندن موضوع به کمسیون برای کسب درآمد برای شهرداری
8-...
...سایر دوستان موارد دیگر را که به یاد دارند نام ببرند.
متاسفانه گویا تصمیم بر مخالفت با هر گونه تغییر از قبل گرفته شده و گمان میرود هر تغییری که پیشنهاد اولیه آن از اهالی باشد، یا قبل از طرح، توسط اهالی به بحث و تایید رسیده باشد، به هیچوجه نباید اجرا شود.
یکی از اصول اولیه علم مدیریت لزوم پاسخگو بودن مدیر است. مدیری که به هیچکس پاسخگو نیست و انتخاب چندین و چند دوره خود را در سمت کنونی قطعی میداند، کارایی نخواهد داشت، مگر برای خود و ... بگذریم


***********************************************************

سروستان سازان فردا, [۲۶.۱۰.۱۵ ۰۹:۱۴]
با اجازه مدیر محترم به موضوع حساس فروش بلیط برای تردد در جاده چالوس می پردازم . با توجه به اشاره دوست مان در خصوص از دست دادن توریسم و بعضا فراهم کردن بستری دیگر برای فساد در حوزه دولتی خبر را پیگیری کردم از طرف فرمانداری کرج موضوع در حال اقدام می باشد و شاید باید گفت که تا حدودی نهایی هم شود اگر استان مازندران در این خصوص اقدام عاجلی نکند . در تمام دنیا برای جذب توریسم و درامد ناشی از آن کشورها و بعضا شهرها هزینه های زیادی را برای ایجاد انگیزه در مردم برای سفر به مناطق شان می پردازند اما متاسفانه در شهر ما یا استان ما به جای ایجاد بستر مناسب اقدام به باج گیری از مردم به عناوین مختلف می کنند . در حالی که استان مازندران سرگرم تغییرات زیاد در استانداری و ... است مدیران استان های دیگر به نام مازندران و شعارهای پوشالی چون حفاظت از حیات وحش، بازسازی و حفظ تونل ها و مسیر جاده، راهسازی برای روستاها و تامین امکانات امداد و نجات نظیر پد هلی کوپتر امداد و حتی ساخت بیمارستان های مجهز در نقاط مختلف این جاده زیبا از دیگر نتایج مثبت ناشی ازا جرای طرح صدور کارت تردد جاده سبز درجاده چالوس می پردازند(فرماندار کرج). مدیران ما چه می کنند .


***********************************************************

سروستان سازان فردا, [۲۶.۱۰.۱۵ ۰۹:۲۲]
مدیران استان مازندران باید بدانند ، اگر غافل هستند باید هوشیار گردند که در طرح آمایش سرزمین استان مازندران تنها منبع درآمد برای مردم سخت کوش ،توریسم و گردشگر ی خواهد بود و بس . و از دست دادن اندک توریسمی که با سختی ها فراوان به این دیار می آیند را حالا باید به واسطه باج خواهی از دست بدهیم . چرا فرماندار محترم کرج در خصوص پروژه آباد و اجدادی ازادراه تهران شمال راهکار نمی دهند .


***********************************************************

سروستان سازان فردا, [۲۶.۱۰.۱۵ ۰۹:۲۲]
دوستان واقعیت تلخ است اما باید بپذیریم یکی از مشکلات اساسی استان مازندران بحث انتخاب مدیران کاردان و توانا و بحث ثبات مدیریتی است.
متاسفانه به شکل واقعی مدیریت های کلان خردمندانه و شایسته و با ثبات و غیر سلیقه ای و غیر سیاسی و امتحان پس داده به مانند برخی از استانهای کشور که مورد پسند مدیران کاردان و خردمند سیستم اداری کشور باشد هنوز در استان مازندران شکل کامل نگرفته تا با مدیریت اصولی و با ثبات زمینه مساعد و بستر مناسب برای حل مشکلات اقتصادی و آسیب های اجتماعی استان را فراهم کنند و به فکر برنامه ریزی واقعی و خوب و جذب و استفاده از اعتبارات برای توسعه و آینده بهتر فرزندان و مردم خوب استان مازندران باشند، نمونه اش هم دخالت های بی شمار گروههای مرجع سیاسی و دخالت های غیر قانونی و فرا قانونی نمایندگان مجلس شورای اسلامی در انتخاب و انتصاب و تعویض پی در پی استاندار و معاونین استانداری و مدیران کل و کاستن از اختیارات و عملکرد دولت ها در مازندران به گواه تاریخ می باشد.

چه خوشی عشق


صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم
وانگه همه بت ها را در پیش تو بگدازم

صد نقش برانگیزم با روح درآمیزم
چون نقش تو را بینم در آتشش اندازم

تو ساقی خماری یا دشمن هشیاری
یا آنکه کنی ویران هر خانه که می سازم

جان ریخته شد بر تو آمیخته شد با تو
چون بوی تو دارد جان جان را هله بنوازم

هر خون که ز من روید با خاک تو می گوید
با مهر تو همرنگم با عشق تو هنبازم

در خانه آب و گل بی توست خراب این دل
یا خانه درآ جانا یا خانه بپردازم.

***************************


مَن اگر با مَن نباشم می شَوَم تنها ترین
کیست با مَن گر شَوَم مَن باشد از مَن ماترین

مَن نمی دانم کی ام مَن ، لیک یک مَن در مَن است
آن که تکلیف مَنَش با مَن مَنِ مَن ، روشن است

مَن اگر از مَن بپرسم ای مَن ای همزاد مَن !
ای مَن غمگین مَن در لحظه های شاد مَن !

هرچه از مَن یا مَنِ مَن ، در مَنِ مَن دیده ای
مثل مَن وقتی که با مَن می شوی خندیده ای

هیچ کس با مَن ، چنان مَن مردم آزاری نکرد
این مَنِ مَن هم نشست و مثل مَن کاری نکرد

ای مَنِ با مَن ، که بی مَن ، مَن تر از مَن می شوی
هرچه هم مَن مَن کنی ، حاشا شوی چون مَن قوی

مَن مَنِ مَن ، مَن مَنِ بی رنگ و بی تأثیر نیست
هیچ کس با مَن مَنِ مَن ، مثل مَن درگیر نیست

کیست این مَن ؟ این مَنِ با مَن زمَن بیگانه تر
این مَنِ مَن مَن کنِ از مَن کمی دیوانه تر ؟

زیر باران مَن از مَن پر شدن دشوار نیست
ورنه مَن مَن کردن مَن ، از مَنِ مَن عار نیست

راستی ! این قدر مَن را از کجا آورده ام ،
بعد هر مَن بار دیگر مَن ، چرا آورده ام ؟

در دهان مَن نمی دانم چه شد افتاد مَن
مثنوی گفتم که آوردم در آن هفتاد من !


*******************************

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
نفسی یار شرابم نفسی یار کبابم
چو در این دور خرابم چه کنم دور زمان را

ز همه خلق رمیدم ز همه بازرهیدم
نه نهانم نه بدیدم چه کنم کون و مکان را
ز وصال تو خمارم سر مخلوق ندارم
چو تو را صید و شکارم چه کنم تیر و کمان را

چو من اندر تک جویم چه روم آب چه جویم
چه توان گفت چه گویم صفت این جوی روان را
چو نهادم سر هستی چه کشم بار کهی را
چو مرا گرگ شبان شد چه کشم ناز شبان را

چه خوشی عشق چه مستی چو قدح بر کف دستی
خنک آن جا که نشستی خنک آن دیده جان را
ز تو هر ذره جهانی ز تو هر قطره چو جانی
چو ز تو یافت نشانی چه کند نام و نشان را

" مولانا "

*******************************

چه زیبا گفت فروغ فرخزاد :
 
 اگر مستضعفی دیدی ،
 ولی از نان امروزت

 به او چیزی نبخشیدی ،
 به انسان بودنت شک کن!

 اگر چادر به سر داری ،
 ولی از زیر آن چادر

 به یک دیوانه خندیدی
 به انسان بودنت شک کن!

 اگر قاری قرآنی ،
 ولی در درکِ آیاتش

دچارِ شک و تردیدی ،
 به انسان بودنت شک کن!

 اگر گفتی خدا ترسی ،
 ولی از ترس اموالت

 تمام شب نخوابیدی ،
 به انسان بودنت شک کن!

 اگر هر ساله در حجّی ،
 ولی از حال همنوعت

 سوالی هم نپرسیدی ،
 به انسان بودنت شک کن!

 اگر مرگِ کسی دیدی ،
 ولی قدرِ سَری سوزن

ز جای خود نجنبیدی ،
به انسان بودنت شک کن

**************************


چند روزی می شود مثل خزر توفانی ام
من فدای چشمهاتم دلبر گیلانی ام

سبز جنگل های گیلان سبز چشمان شماست
حافظ چشم توام ، مامور جنگلبانی ام

صد قصیده شرح چشمانت کنم بی فایده است
شاعر قرن ششم هستم خود خاقانی ام

ارمغانت شاخه ای زیتون منجیل است و من
امپراطور کبیر دوره ی یونانی ام

بی تو خورشیدی ندارد آسمان لحظه هام
من هوای رشت هستم دایما بارانی ام

نوجوانم کرده چشمت این خود نوستالوژی است
سخت بیتاب تب عشقی دبیرستانی ام

بی قرارم بی قرارم بی قرارم بی قرار
من تپش های تنی با روح سرگردانی ام

کور خواهم کرد چشمی را که دنبالت کند
با غرور و غیرتی در خون کردستانی ام

جشن می گیرم اگر در خانه ام مهمان شوی
با خودت خورشید من شو در شب مهمانی ام

*********************


نکند صبح شود جای تو خالی باشد؟
بوی عطر تو فقط بر تن قالی باشد؟

انقدر دلهره دارم که جناب حافظ
گفته بیدار شوم،کاش که فالی باشد

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادی
کاش که اخر این فال هم عالی باشد

سالهایی که در آن نیستی از بس شب بود
کاش امشب که تو هستی قد سالی باشد

بپرم تا خود خورشید سرش را ببرم
تا که امشب نرود ،کاش که بالی باش

من به امید رسیدن به زمین افتادم
نکند در سبدت میوه کالی باشد؟

سوزش بوسه تو گفت که این رویا نیست
کاش که رفتن تو خواب و خیالی باشد..


*********************************

اشعار زیبای فریدون مشیری


فریدون مشیری :


به انگشت نخی خواهم بست
تا فراموش نگردد فردا ،
زندگی شیرین است ،
زندگی باید کرد .

گرچه دیر است ولی ؛
کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم ، شاید
به سلامت ز سفر برگردد
بذر امید بکارم ، در دل
لحظه را در یابم .

من به بازار محبت بروم فردا صبح ،
مهربانی خودم ، عرضه کنم ،
یک بغل عشق از آنجا بخرم .

یاد من باشد فردا حتما ،
به سلامی، دل همسایه ی خود شاد کنم ،
بگذرم از سر تقصیر رفیق ،
بنشینم دم در ،
چشم بر کوچه بدوزم با شوق ،
تا که شاید برسد همسفری ،
ببرد این دل مارا با خود .

و بدانم دیگر ،
قهر هم چیز بدیست .

یاد من باشد فردا حتما ،
باور این را بکنم ،
که دگر فرصت نیست ،
و بدانم که اگر دیر کنم ،
مهلتی نیست مرا .

و بدانم که شبی خواهم رفت ،
و شبی هست، که نیست ،
پس از آن فردایی
......

پـارسی بــگوییم ، پـارسی بنویسیم



*  پـارسی بــگوییم ، پـارسی بنویسیم *


به جای ائتلاف بگو همایه
به جای ابتدا بگو نخست
به جای ابتدایی ترین بگو ساده ترین
به جای ابتلاء بگو دچاری


به جای ابتکار بگو نوآوری

به جای ابدیت بگو همیشگی
به جای ابن سینا بگو پور سینا
به جای اتباع بگو شهروندان


به جای اتحاد بگو همبستگی

به جای اتفاق افتاد بگو رخ داد

به جای اتفاق افتادن بگو رخ دادن
به جای اتفاقات بگو رویدادها


به جای اتوماتیک بگو خودکار

به جای اتومبیل بگو خودرو
به جای اجتناب بگو دوری
به جای اجتناب ناپذیر بگو پیشگیری ناپذیر


به جای اجرت بگو دستمزد

به جای اجناس بگو کالاها
به جای اجیر بگو مزدور
به جای احترام بگو ارج


به جای احتمالا بگو شاید - چه بسا

به جای احتیاج بگو نیاز
به جای احتیاط بگو پروا
به جای احدی بگو هیچکسی


به جای احسان بگو نکویی

به جای احسنت، براوو یا باریکلا بگو آفرین
به جای احضار کردن بگو فراخواندن
 به جای احیانا بگو شاید


به جای اخاذی بگو زورگیری

به جای اخبار بگو تازه ها
به جای اختراع بگو نوآوری
به جای اختلاط بگو درهمی


به جای اختناق بگو خفگی - فشار - تنگنا

به جای اخذ بگو دریافت
به جای اخطار بگو هشدار
به جای اخلاف بگو جانشینان


به جای اخوت بگو برادری

به جای اخوی بگو برادر
به جای اخیرالتأسیس بگو نوبنیاد - نوساز
به جای اخیرا بگو به تازگی


به جای ادوار بگو دوره ها

 به جای اذیت بگو آزار
به جای ارائه طریق کردن بگو پیشنهاد کردن
به جای ارائه کرد بگو رو کرد


به جای اراضی بگو زمین ها

به جای ارامنه بگو ارمنیان
به جای ارتجاع بگو واپسگرایی
به جای ارتعاش بگو لزرش


به جای ارتفاع بگو بلندی

به جای ارزاق بگو خواروبار
به جای ارسال کردن بگو فرستادن
به جای ارشد بگو بزرگتر


به جای ارفاق بگو آسانگیری

به جای ارکان بگو پایه ها
به جای ارکستر بگو همنوازی
به جای اریکه بگو تخت


به جای اریکه فرمانروایی بگو تخت فرمانروایی

به جای از اوایل بگو از آغاز
به جای از این جهت بگو از این رو
به جای از این طریق بگو از این روش


به جای از این قبیل بگو از این دست

به جای از این نظر بگو از این رو
به جای از آن جمله بگو از آن میان
به جای از آن روز به بعد بگو پس از آن روز


به جای از بین بردن بگو از میان بردن

به جای از جانب بگو از سوی
به جای از جمله بگو از دسته - از آنگونه
به جای از حیث بگو از دید


به جای از طرف دیگر بگو از سوی دیگر

به جای از طریق بگو از راه
به جای از قدیم بگو از دیر باز
به جای ازدواج بگو زناشویی


به جای اساس بگو بنیاد

به جای اساسنامه بگو بنیادنامه
به جای اساسی بگو بنیادی - بنیادین
به جای اسبق بگو پیشین


به جای اسپری بگو افشانه

به جای استبداد بگو تکسالاری - خودکامگی
به جای استحصال بگو برداشت
به جای استحضار بگو آگاهی
به جای استحقاق بگو شایستگی - سزاواری


به جای استحمام بگو خودشویی

به جای استحکامات بگو سنگربندی ها
به جای استدعا می کنم بگو خواهش می کنم ، درخواست می کنم
به جای استراتژی بگو راهبرد


به جای استراتژیک بگو راهبردی

به جای استراحت کردن بگو آسودن - درازکشیدن
به جای استراق سمع بگو شنود
به جای استرداد بگو واپسدهی


به جای استشمام بگو بو کردن- بوییدن

به جای استشهاد بگو گواهی
به جای استعفا بگو کناره گیری
به جای استعمال بگو کاربرد


به جای استفاده از بگو به کارگیری

به جای استفاده بگو کاربرد
به جای استقامت بگو پایداری
به جای استقبال بگو پیشواز


به جای استقرار بگو برپایی

به جای استقلال بگو خودسالاری
به جای استمرار بگو ادامه - پیوستگی
به جای استناد بگو گواهمندی


به جای استنباط بگو برداشت

به جای استهزاء بگو ریشخند
به جای استهلاک بگو فرسایش
به جای استیجاری بگو کرایه ای


به جای استیضاح بگو بازخواست

به جای استیلاء بگو چیرگی
به جای اسرار بگو رازها


به جای اسراف بگو ریخت و پاش

به جای اسطوره بگو افسانه

به جای اسقاطی بگو ناکارآمد