چالوس

چالوس

بزرگترین مرجع معرفی نقاط دیدنی و تفریحی برای مسافرت و گردش
چالوس

چالوس

بزرگترین مرجع معرفی نقاط دیدنی و تفریحی برای مسافرت و گردش

پندهای 22گانه زرتشت


پندهای 22گانه زرتشت  در 3700 سال پیش

-------------
1. آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نیامده است رنج و اندوه مبر
2. پیش از پاسخ دادن بیاندیش
3. هیچکس را تمسخر مکن
4. نه به راست و نه به دروغ هرگز قسم مخور
5. خود برای خود، همسر برگزین
6. به ضرر کردن کسی خوشنود مشو
7. تا جایی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما
8. کسی را فریب مده تا دردمند نشوی
9. از هرکس و هرچیز مطمئن مباش
10. فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی
11. بیگناه باش تا بیم نداشته باشی
12. سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی
13. با مردم یگانه باش تا سرآمد و مشهور شوی
14. راستگو باش تا پایدار باشی
15. فروتن باش تا دوست بسیار داشته باشی
16. دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی
17. نیک باش تا زندگانی به نیکی گذرانی
18. دوستدار دین باش تا پاک و راست گردی
19. مطابق وجدان خود رفتار کن که کامروا شوی
20. جوانمرد باش تا آسمانی باشی
21. روان خود را به خشم و کینه آلوده مساز

22. هرگز ترشرو و بدخو نباش


  ادامه مطلب ...

پروژه بسیار جالب یک دانشجو


دانشجویی که سال آخر دانشکده خود را می‌گذراند به خاطر پروژه‌ای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت.
او در پروژه خود از 50 نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت یا حذف ماده شیمیایی «دی هیدورژن مونوکسید» توسط دولت را امضا کنند و برای این درخواست خود، دلایل زیر را عنوان کرده بود:
  
1-مقدار زیاد آن باعث عرق کردن زیاد و استفراغ می‌شود.
 
2- عنصر اصلی باران اسیدی است.
 
3-وقتی به حالت گاز در می‌آید بسیار سوزاننده است.
 
4- استنشاق تصادفی آن باعث مرگ فرد می‌شود.
 
5-باعث فرسایش اجسام می‌شود.
 
6-حتی روی ترمز اتومبیل‌ها اثر منفی می‌گذارد.
 
7-حتی در تومورهای سرطانی یافت شده است.
 
از پنجاه نفر فوق، 43 نفر دادخواست را امضا کردند. 6 نفر به طور کلی علاقه‌ای نشان ندادند و اما فقط یک نفر می‌دانست که ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» در واقع همان آب است!
عنوان پروژه دانشجوی فوق «ما چقدر زود باور هستیم» بود!!
یکبار دیگر دلایل را بخوانید می بینید همه خواص آب هستند.

داستان عزرائیل در سی سی یو !



چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت.
این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند.

کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه می میرد.

به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص بین المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم بر این شد که در اولین یکشنبه ماه، چند دقیقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند.

در محل و ساعت موعود، بعضی صلیب کوچکی در دست گرفته و در حال دعا بودند، بعضی دوربین فیلمبرداری با خود آورده و …

دو دقیقه به ساعت ۱۱ مانده بود که « پوکی جانسون‌» نظافتچی پاره وقت روزهای یکشنبه وارد اتاق شد. دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات ( Life support system) را از پریز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقی خود را به پریز زد و مشغول کار شد !!!

قدرت دعای مادر !


ابویزید بسطامی را پرسیدند که این پایگاه به دعای مادر یافتی، این معروفی (شهرت) به چه یافتی؟

گفت: آن را هم به دعای مادر، که شبی مادر از من آب خواست. بنگریستم در خانه آب نبود، کوزه برداشتم.

به جوی رفتم آب بیاوردم.چون بر سر مادر آمدم، خوابش برده بود. با خود گفتم که اگر بیدارش کنم من بزهکار باشم. بایستادم تا مگر بیدار شود. تا بامداد بیدار شد.

سربلند کرد و گفت: چرا ایستاده ای؟ قصه بگفتم.

برخاست و نماز کرد و دست بر دعا برداشت و گفت: الهی چنان که این پسر مرا بزرگ و عزیز داشت، اندر میان خلق او را بزرگ و عزیز گردان.


منبع: مشرق

اصطلاح «جیک» و «بوک» چیست؟


برخی اصطلاحات یا عبارات در زبان فارسی به قدری کاربرد روزانه یافته اند که ما بدون توجه به معنای آنها در محاورات روزانه از آنها استفاده می کنیم.

به گزارش فرهنگ اصطلاحات فارسی، یکی از این عبارات «جیک و بوک» است و موارد کاربرد آن در مواقعی است که هرگاه دو یا چند نفر با یکدیگر اتفاق نظر داشته باشند و مهمات و مشکلات امور را با تشریک مساعی حل و فصل کنند در چنین موارد گفته می شود : جیک و بوکشان درست است و یا به اصطلاح دیگر می گویند جیک وبوکشان یکی است یعنی قبلا توافق کردند و می دانند چه می کنند. گاهی هم گفته می‌شود"جیک و پیک" که نادرست است.

این عبارت از آنجا وارد زبان فارسی شده که سابقا بازی سه قاپ از رایج ترین بازیها و تفریحات در میان برخی جوانان رایج بوده است و هم اکنون نیز در گوشه و کنار تهران معمول و متداول است. ظاهرا این بازی به قدری بین افراد رواج داشت که اصطلاحاتی از این بازی وارد زبان محاوره ای شده و در آن ماندگار شده است.

در این بازی فقط سه قاپ مورد استفاده قرار می گیرد وهر قاپ چهار گوشه غیر منظم دارد که یک طرف آن محدب و طرف دیگرو سطوح جانبی آن مقعر است .

در اصطلاح بازیکنان طرف محدب را «بوک» و طرف دیگر را که مقعر است «جیک» می گویند . از دو سطح جانبی مقعر هم طرف ناصاف سرکج را «اسب» و طرف مقابل را که قدری صاف است «خر» میگویند .

در بازی سه قاپ همیشه «اسب» با «جیک» و «خر» با «بوک» از لحاظ برد و باخت تناسب دارد یعنی هرگاه یکی «اسب» و دوتای دیگر «جیک» ، یا یکی «خر» و دوتای دیگر «بوک» بنشیند «قاپ» اندازه مبلغ خوانده را از طرف مقابل می برد . در غیر این صورت یعنی اگر یکی «اسب» ودوتای دیگر «بوک» ، و یا یکی «خر» و دوتای دیگر «جیک» بنشیند قاپ انداز مبلغ شرط بندی را به طرف مقابل خواهد باخت .

با این توصیف به طوری که ملاحظه می شود بازیکنان در بازی سه قاپ باید «جیک» و «بوک»شان درست باشد یعنی «اسب» با «جیک» و «خر» با «بوک» بنشیند تا بتوانند بازی را ببرند وگرنه خواهند باخت .