چالوس

چالوس

بزرگترین مرجع معرفی نقاط دیدنی و تفریحی برای مسافرت و گردش
چالوس

چالوس

بزرگترین مرجع معرفی نقاط دیدنی و تفریحی برای مسافرت و گردش

نکات ارزشمند در تربیت کودکان


روان شناسان اثر شش « میم » را در تربیت کودک با توجه به نیازهای روانی اش موثر می دانند:

این شش میم را هر کس در کارنامه گذشته زندگی اش دریافت کرده باشد، میم هفتمش "مــوفقیــت" است که خود به خود پدید خواهد آمد:

1. تو محبوبی
2. تو محترمی
3. تو مےتوانی
4. تو مهمی
5. تو مفیدی
6. تو مےفهمی

اگر ما در رفتار و گفتارمان این 6 میم را به فرزندان مان انتقال دهیم میم هفتم "مــوفقیــت" خود به خود خواهد آمد؛

یعنی باتری روانی انرژی دهنده فرد شارژ خواهد شد. در آن صورت این کودک در تحصیل و زندگی و کار و... موفق خواهد شد.


برخلاف این شش میم چیزهای دیگری هم هستند که اگر پدر و مادرها انجامش بدهند، عکس این نتیجه را می گیرند و آن 7 "ت" است که گاهی انجام ندادن شان خیلی سخت است.
این 7 "ت" را هر کسی دریافت کرد، "ت" هشتمش تباهی است که انتظارش را می کشد:

1. تنبیه
2. توهین
3. تهدید
4. تحقیر
5. تبعیض
6. تنفر
7. ترس

همه افراد شکست خورده و جامعه ستیز در کارنامه گذشته و کودکی شان این "ت" ها را دارند.

نکات موفقیت در زندگى

کارهائى که موجب موفقیت در زندگى شما مى شود. 
با ملایمت سخن بگوئید،
عــمــیـــق نفس بکشید،
شــــــیــک لباس بپوشید،
صـبـورانه کار کنید.
نـجـیـبـانه رفتار کنید،
هــمـــواره پس انداز کنید،
عــاقــلانـه بخورید،
کــــافـــى بخوابید،
بى باکانه عمل کنید،
خـلاقـانـه بیندیشید،
صـادقانه کسب کنید،
هوشمندانه خرج کنید،
خوشبختی یک سفراست,نه یک مقصد.هیچ زمانی بهترازهمین لحظه برای شادبودن وجودندارد.زندگی کنیدوازحال لذت ببرید.

افشاگری رحیمی معاون اول دولت محمود احمدی‌نژاد


افشاگری رحیمی در آستانه زندان:

 به ۱۷۰ کاندیدای اصولگرا پول دادم/ من چوب لجبازی‌ها و آبروبری‌های احمدی‌نژاد را می‌خورم


معاون اول دولت دهم در نامه‌ای افشاگرانه به سوابق دوستی خود با محمود احمدی‌نژاد اشاره و با گلایه از وی نوشت: شاید فراموش کرده‌اید که رحیمی محکوم امروز، چوب لجبازی‌ها و آبروبری‌های گاه و بیگاه شما را می‌خورد. یادتان می آید در ماجرای یکشنبه سیاه چقدر اصرار کردم که نکنید و آبرو نبرید و بگذارید از مجاری قانونی، ماجرا پی‌گیری شود.

متن کامل نامه‌ رحیمی به احمدی نژاد که در خبرگزاری ایلنا منتشر شده، به شرح ذیل اسیت

:

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای دکتر احمدی نژاد، رئیس جمهور محترم دولت های نهم و دهم

سلام علیکم

این مختصر را چگونه می‌توانم آغاز کنم جز آنکه بگویم: چون دوست دشمن است شکایت کجا برم؟

البته شما دشمن نبوده‌اید و مرا با شما دوستی و رفاقت دیرینه ایست که مربوط به سال‌های اخیر نیست. نیک می دانید و دیگران هم خوب است در این مجال مطلع شوند که رفاقت من و شما به سال‌های دوری بر می‌گردد که در کردستان و آذربایجان غربی بودید و سپس به اردبیل رفتید تا تقدیرمان این باشد که هر دو استانداری دولت ششم را تجربه کنیم. گذر زمان شما را به ریاست جمهوری و بنده را به خدمتگزاری در دیوان محاسبات کشور رساند.

از ابتدای آشنایی، هم من و هم شما همواره حق رفاقت بجا آورده‌ایم و در برخی مواقع هم اختلاف دیدگاه‌هایمان مانع از تداوم رفاقت‌هایمان نشد، در همان دوره البته افراد منتقد با بهانه جملات مقلوب شده جریان رسانه‌ای تخریب بنده را کلید زدند و متهم به اغراق و تملق شدم. چندی گذشت و اصرار کردید که به جمع دولت بپیوندم؛ پاسخم منفی بود با این استدلال که اگر در دیوان بمانم بیشتر منشأ کمک و خدمت به کشور خواهم شد. نپذیرفتید و بدون اطلاع من حکمی صادر کردید و با حفظ سمت به عنوان معاون حقوقی منصوب نمودید که خلاف مقررات بود. چاره ای نداشتم جز آنکه از دیوان محاسبات استعفاء بدهم و به همین خاطر باعث رنجش برخی از دوستان قدیمی و صمیمی‌ام شدم و آغاز رنجش‌ها هم از همانجا شروع شد. به دولت آمدم و آنچه در توان داشتم در طبق اخلاص گذاشتم و در انجام وظایف محوله بویژه ترمیم روابط دولت و مجلس کوتاهی نکردم. در اواخر دولت نهم بود که به دلایلی که هنوز هم برخی از آنها برای من نامعلوم است، چند تن از اعضای دولت را کنار گذاشتید و حتما خاطرتان هست که من از باب مشورت مخالف بودم و دلایلی آوردم و وقتی نپذیرفتید، یادآوری کردم که دولت از نصاب می‌افتد و نیازمند رأی مجدد اعتماد مجلس می‌شود.

ماجرای معاون اولی پیش آمد. بعد از ناکامی گزینة اول، به بنده پیشنهاد دادید. و همان موقع گفتم که با وجود کینه‌های سیاسی و برخی زخم‌های کهنه، از من بگذرید، زیرا عاقبت کار را می‌دانستم که برخی مخالفان سیاسی با عنادورزی به دنبال هتک حیثیت و بر باد دادن آبرویم خواهند بود؛ اما باز هم مخالفت با تصمیم شما سخت بود.

آقای دکتر احمدی نژاد؛ دوست عزیز و قدیمی!

در دولت دهم همة اعضاء شاهد و گواهند که جز کار و کار به چیزی نمی‌اندیشیدم و ۶ صبح تا ۱۲ شب، حداقل زمانی بود که مصروف خدمت در دفتر کارم می کردم. و این جدیت در کار از نگاه منصف نمایندگان محترم وقت مجلس شورای اسلامی پنهان نماند و در نا مه‌ای به امضاء ۲۱۱ نفر تقدیر خود را از انتصاب شما اعلام نمودند.

زمان گذشت و رفته رفته احمدی‌نژاد و رفتارهایش متفاوت از سال‌های گذشته شده بود. هربار که به مشورت می‌نشستیم به سروش آسمانی کذایی بیشتر توجه می‌کردید تا مشورت‌های ناشی از تجربه های مختلف من. در سال آخر دولت اصرارتان بر کاندیداتوری فرد مورد نظر چنان بود که گویی از جایی به شما الهام می‌شده است و حاضر نبودید حرفی غیر از آن بشنوید و نظر بنده و جمعی از همکارانم در دولت را نپذیرفتید و وقعی ننهادید تا جایی که اینجانب با همفکری برخی از اعضای کابینه چاره‌ای نداشتم جز اینکه در شرایط سخت عمل جراحی همسرم برای ثبت در آیندة تاریخ و برای دلگرمی همکارانم در دولت خطر کنم و به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری ثبت نام نمایم تا به طور نمادین اختلاف نظرم را با رویکرد شما بیان کنم و البته در نهایت باز هم به اصرار شما، بازی را بار دیگر در صحنة رفاقت باختم و باز هم حرفتان را گوش کردم و علیرغم میلم انصراف دادم.

آقای دکتر احمدی نژاد!

در جریان قهر شما پس از ماجرای آقای مصلحی بسیاری از دوستان شما تلاش کردند که من هم کار را رها کنم تا دولت بخوابد و بسا کسانی که به من گفتند آماده باشم برای عهده دار شدن کفالت ریاست جمهوری. اما گفتم حوصله کنید احمدی نژاد باید برگردد که من میانه او و خودم را با خدمت به نظام آزموده‌ام که:

ما را سریست با او که گر خلق روزگار دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم.

ذکر یک نمونه دیگر از خاطرات تلخ این دوره شاید خالی از فایده نباشد. به یاد دارید که خودم را در فضای سیاسی و رسانه‌ای سپر کردم تا خانم دکتر دستجردی که پرتلاش و مردانه در میدان کار بود از دولت خارج نشود؟ اما متاسفانه شما لجبازی کردید و به بهانه تعلل در عزل رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران که فردی توانمند و متعهد بودند، او را عزل کردید و مرا هم نزد رسانه‌ها و افکار عمومی سکه یک پول ساختید و البته همان موقع در جریان قرار گرفتم که با مشورت اطرافیان پیش‌نویس عزل بنده را هم آماده کرده بودید.

و اما اینک که از هر سو مورد هجمه قرار گرفته‌ام و نا آگاهان نیز گمان کرده‌اند که درهای رحمت خدا به روی بندگان، راه در دالان‌های سیاست دارد و رسانه‌ها عرض و آبرو و حیثیت ۳۵ ساله خدمت و امنیت و آسایش همسر بیمار و دختران رنجورم را به باد داده‌اند و بی آنکه اصل ماجرا را بدانند و تبیین کنند حدیث مدعی را با کینه بر سر بازار جار می‌زنند و بر سر تقسیم غنائم این آبروریزی و هتک حیثیت، مسابقه و مناظره راه انداخته‌اند.

شما بهتر از هر کسی می‌دانید که در ۵ سال گذشته، مگر به ضرورت، در مقام پاسخگویی به رسانه‌ها برنیامده‌ام. مگر آنجا که استانداری کردستان، تراکتورهایی را که دولت به کشاورزان منطقه هدیه داده بود و با ابتکار خودشان بطور نمادین آرم مقدس الله مندرج در پرچم جمهوری اسلامی ایران را طراحی و به نمایش درآوردند و برخی رسانه‌های مغرض آن آرم مقدس را تعبیر به جمله‌ای از باب مداهنه نمودند، و تا امروز از سر جهل مرا مورد طعن و شماتت قرار می‌دهند، پاسخی داده‌ام؟!

آیا وقتی در حضور رئیس کمیسیون آموزش مجلس، وزیر علوم وقت و جمعی از اساتید دانشگاه از رساله دکتری خود دفاع کردم و فرد مدعی را به خاطر ادعای کذب در دادگاه محکوم نمودم، سخنی به رسانه‌ها کشاندم تا دفاعی کرده باشم؟!

آیا وقتی با تلاش همکارانم در دیوان محاسبات، فساد موجود در بیمه ایران را افشاء کردم و با یک مهندسی معکوس، خود متهم آن شدم، جمله‌ای در دفاع بر زبان آوردم؟!

یا وقتی برای نخستین بار مفاد قرارداد ننگین کرسنت را در حضور رسانه‌ها بالای دست گرفتم و آن را متوقف کردم، کسی در برابر انتقام گیری مخالفین، حتی آخ از زبان من شنید؟!

همه آنچه ظرف چندین سال بر من رفته است، یک طرف ماجرا است و البته این زخم وقتی “کاری” می شود که جنابعالی نیز مصلحت را در آن می‌جویید که دامن خود را از آن برچینید!

آقای احمدی نژاد؛ دوست عزیز و قدیمی!

آیا بهتر نبود با اطلاعی که به صحت و سلامت زندگی من که از نزدیک با آن آشنا هستید داشتید، گواهی می‌دادید؟ و شهادت می دادید که من به بیت المال خیانت نکرده‌ام و زندگی‌ام به ریالی مال حرام آلوده نیست؟ آیا نباید می‌گفتید که رحیمی پس از عمری خدمت چون حقوق و مزایای بازنشستگی‌اش برقرار نشده، برای گذران زندگی به سختی افتاده است؟

آقای احمدی نژاد، براستی نمی‌دانید یا فراموش کرده‌اید که ماجرای این پرونده چیست؟

شاید فراموش کرده‌اید که رحیمی محکوم امروز، چوب لجبازی‌ها و آبروبری‌های گاه و بیگاه شما را می‌خورد.

یادتان می آید در ماجرای یکشنبه سیاه چقدر اصرار کردم که نکنید و آبرو نبرید و بگذارید از مجاری قانونی، ماجرا پی‌گیری شود.

من با توکل بر خداوند و به گواه وضعیت دیروز و امروز زندگی‌ام که تغییری نکرده و شاهد سلامت زندگی من است تا لحظة آخر و تا جایی که قانون اجازه می‌دهد در پی اعاده حیثیت و اثبات بی‌گناهی خود و خانواده‌ام هستم. اما شما نیز گویا مانند برخی رسانه‌های معاند خارجی وناآگاه به این نتیجه رسیده‌اید که هرچه هست همین فضای غبار آلود رسانه‌ها و دعواهای سیاسی است؟

گیریم که امروز در منظر مردم محکوم و در آینده نیز با استناد به همین اخبار و اطلاعات آمیخته حق و باطل و منازعات دور از حق و عدالت اصلاح طلب و اصول گرا، تاریخ را نیز اینگونه نوشتند، اما دیر نخواهد بود که روزنامه اعمال ما نزد خدای متعال گشوده می‌شود و حق و باطل نمایان می‌گردد. از آنکه جاهل است و یا مغرض است، توقع و یا اعتراضی ندارم. بر رسانة ملی که با تغییرات جدید متاسفانه در پی جلب و جذب مخاطب به هر قیمتی، برآمده و به بهانه تبیین راهکار مبارزه با مفاسد اقتصادی، میدان‌هایی فراخ برای عقده گشایی علیه ارگان‌ها و نهادهای انقلابی و تریبونی برای تطهیر فتنه گران فراهم می آورد، هرجی نیست. اما از دوستی که از ۵ سال پیش در جریان رنج‌هایی که بر خود و خانواده‌ام رفته است، و از نزدیک اشک دختران، رنجوری همسر، سکتة منجر به مرگ مادر، سکتة خواهری که افتخار دارد شهیدی را نثار انقلاب اسلامی کرده است و اشک چشم برادری که هنوز از ترکش خصم التیام نیافته است را دیده، و من بخاطر تداوم دوستی با او از خودگذشتگی‌ها کرده ام و تا امروز که بیانیه دو پهلویش را در دفاع از خودش دیدم، کلامی در تضعیفش بر زبان نیاورده‌ام، این انتظار نمی‌رفت که از مضمون بیانیه دو صفحه‌ای اش، جز برائت از رحیمی، استنباط نشود.

آقای احمدی نژاد عزیز!

برای آگاهی ملت شریف ایران و یادآوری مجدد بار دیگر می‌گویم که:

همواره در آستانه برگزاری انتخابات مجلس، کمیته‌هایی برای برنامه‌ریزی و راهبری امر انتخابات توسط جریانات سیاسی تشکیل می‌گردد. در این راستا برای انتخابات مجلس هشتم نیز کمیته‌ای متشکل از برخی چهره‌های اصولگرا برگزار و بنا شد از کاندیداهای اصولگرا در سطح کشور از طریق کمک‌های غیردولتی پشتیبانی مالی شود. در میان افراد کمک کننده فردی به نام جابر ابدالی که از سوی برخی نمایندگان مجلس و مقامات قضایی و اجرایی به اینجانب معرفی شده بود، برای کمک اعلام آمادگی نمود. بنده نیز به واسطة حساسیت و اطمینان خاطر از سالم بودن کمک‌های نامبرده همچون سایر موارد در خصوص ایشان از طریق حراست دیوان محاسبات از مجاری ذیصلاح، در خصوص وی استعلام کردم که پس از اطمینان و پاسخ مثبت که اسناد آن ضمیمة پرونده است، برای دریافت کمک از وی اعلام آمادگی نمودیم و از وی خواستیم که به کاندیداهایی که ما معرفی می‌کنیم از محل حساب شخصی و با چک بانکی خودش کمک نماید. در نهایت نامبرده مجموعاً یک میلیارد و دویست میلیون تومان را به این امر اختصاص داد و البته کلیة اسناد و کپی چک‌های صادره که به قریب ۱۷۰نفر از کاندیداهای مجلس هشتم پرداخت شده است در پرونده ثبت و ضبط است و همه آن به مصرف انتخابات رسید. بنابراین کل این مبلغ یک میلیارد و دویست میلیون تومان بوده و عینا به حساب نامزدها پرداخت گردیده است.

آیا شما اطلاع نداشتید که کل ماجرا همین است که متاسفانه در اثر اطلاع رسانی نادرست و مغرضانه و نگاه سیاسی خصمانه به موضوع یک کلاغ چهل کلاغ کردند که فلانی برده است و خورده است. وقتی کمک کننده این یک میلیارد و دویست میلیون تومان و نیز دریافت کنندگان، مشخص و معلوم هستند، لذا باید پرسید ارتباط این موضوع با بنده چیست؟ و آیا به اندازه همه جرائمی که برای اینجانب تعیین شده است، می‌توان عمل مجرمانه از ماوقع آنچه گفته شد، استخراج نمود؟ آیا آسیبی که ظرف ۵ سال گذشته در افکار عمومی و بطور گسترده در تیراژ میلیون‌ها بار در رسانه‌های داخل و خارج به خود و خانواده‌ام وارد شده است، کمتر از مجازاتی است که در این حکم برایم تعیین شده است؟

درپایان توفیق و عاقبت بخیری همگان را از خداوند متعال خواستارم.

والسلام

محمد رضا رحیمی

قبرستان اسرارآمیز


قبرستان اسرارآمیز در استان گلستان


قبرستانی که در مجاورت زیارتگاه خالدنبی وجود دارد و به قبرستان خالدنبی مشهور شده بی‌شک یکی از اسرارآمیزترین نقاط ایران است! به این دلیل که هنوز در مورد زمان و چگونگی پیدایش آن ابهامات فراوانی وجود دارد. شاید یکی از دلایل این مسئله عدم انجام تحقیقات و کارشناسی‌های مختلف باشد. از سوی دیگر هر چند این مجموعه در سال ۱۳۸۰ توسط اداره میراث فرهنگی و گردشگری استان گلستان در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده اما تاکنون تمهیداتى براى حفاظت از آن در برابر سرقت و تخریب لحاظ نشده است.

به عنوان مثال بسیاری از سنگ قبرها افتاده‌اند و یا شکسته‌اند. عده‌ای از بازدیدکنندگان نیز از آن‌ها بالا می‌روند! به علاوه در برخی نقاط گودال‌هایی وجود دارد که حاکی از تلاش‌های غیرقانونی برای یافتن آثار باستانی و قیمتی است. در واقع به نظرم مسئولان با توجه به شکل و شمایل سنگ‌قبرها سکوت کرده‌اند و بدشان نمی‌آید که این مجموعه به کلی از بین برود! با این وجود به دلیل صعب‌العبور بودن مسیر و دورافتادگی این قبرستان هنوز هم فرصت دارید تا از این قبرستان دیدن کنید.



خالدنبی


چرا قبرستان خالدنبی پرطرفدار شده است؟
اولین سفر من به این قبرستان در اردیبهشت ۱۳۸۸ بود و به فاصله چند روز گزارش تصویری با عنوان قبرستان اسرارآمیز را در اختیار جام‌جم آنلاین قرار دادم (بگذریم که سه عکس به دلیل مسائل اخلاقی پس از چند روز از روی سایت حذف شدند!). پس از راه‌اندازی فتوبلاگ یکی از عکس‌های حذف شده را که در زیر مشاهده می‌کنید در فتوبلاگ قرار دادم. پس از آن نیز دو عکس دیگر را آپلود کردم.



سنگ قبرهای خالدنبی


لینک عکس در فتوبلاگ


سنگ قبرهای خالدنبی


لینک عکس در فتوبلاگ


خالدنبی


بد نیست بدانید از آن زمان تاکنون بیشترین ورودی‌های فتوبلاگ به جستجو واژه‌های Khalid Nabi cemetery و khaled nabi cemetery مربوط می‌شود! مدتی پیش نیز ایمیلی از یکی از همکاران CNN در رابطه با این عکس‌ها دریافت کردم. در Google Reader یا گودر خودمان نیز همواره عکس‌های این قبرستان لایک زیادی خورده‌اند و بحث‌های زیادی پای آن‌ها صورت گرفته است.

در واقع شکل و شمایل خاص این سنگ‌قبرها (در جایی لقب مناسب‌تر سنگ‌افراشته‌ها به آن‌ها داده شده است) در کشوری که بحث در مورد این مسائل جزو خطوط قرمز اخلاقی است، چه برسد به نمایش آن‌ها، این قبرستان را پرطرفدار کرده است. البته همان‌طور که توضیح دادم این قبرستان در سطح بین‌المللی نیز بسیار مورد توجه است. همان‌طور که در تصاویر مشخص است اغلب سنگ‌قبرها به شکل آلت تناسلی مردانه هستند و ارتفاع و ضخامت گوناگونی دارند.

از سوی دیگر در مواردی تعداد حلقه‌های برجسته به دور سنگ‌ها متفاوت است. شاید این‌ها روشی بوده است برای مشخص کردن سن، مرتبه و وضعیت تاهل یا تجرد مردگان. سنگ‌قبرهای دیگری نیز وجود دارد که منتسب به مردگان زن است. عده‌ای نیز عقیده دارند که مردمان این ناحیه آلت‌پرست بوده‌اند و به مانند کیش آلت‌پرستان در هند ذکر را نماد باروی و آفرینش می‌دانستند.


چه زمانی از خالدنبی دیدن کنیم؟
بهترین زمان برای رفتن به خالدنبی بهار است. به این دلیل که همان‌طور که در عکس مشاهده می‌کنید دشت‌ها سرسبز هستند و هوا نیز چندان گرم نیست (البته در اردیبهشت ماه که من رفتم مار در میان سبزه‌ها به وفور وجود داشت!).

اما اگر تابستان بروید علاوه بر گرمای طاقت‌فرسا با چیزی مواجه خواهید شد که در تصویر زیر نمایش داده شده است. همان‌طور که مشاهده می‌کنید دیگر خبری از سبزی بهار نیست. دشت‌ها نیز چنین پوششی دارند.



بنده در حال عکاسی! عکاس: آرش آزادی


چطور به خالدنبی برویم؟
خوشبختانه امکان دسترسی به زیارتگاه خالدنبی توسط وسایل نقلیه مختلف مانند سواری و یا مینی‌بوس به راحتی وجود دارد. برای دسترسی به این قبرستان همان‌طور که در نقشه مشخص است پس از طی مسیری حدودا ۴۰ کیلومتری گنبد کاووس تا کلاله باید به سمت روستای گچی‌سو حرکت کنید (فاصله این روستا تا قبرستان ۶ کیلومتر است).


روستای گچی‌سو در  نقشه


فاصله کلاله تا خالدنبی ۵۵ کیلومتر است که حدود ۲۵ کیلومتر آن خاکی و پر پیچ و خم است. خوشبختانه در طی مسیر تابلوهایی وجود دارند که شما را به سمت خالدنبی هدایت می‌کنند. من مکان حدودی این قبرستان را در این فایل که می‌توانید آن را در Google Earth باز کنید مشخص کرده‌ام.


اطلاعات بیشتر:
In Iran, tombstones shaped like penises delight tourists
Khaled Nabi Cemetery
Prophet Khaled Nabi Tomb

سلمان پادشاه جدید عربستان و شاهزاده مقرن ولیعهد+بیوگرافی

مرگ«عبدالله»/ سلمان پادشاه جدید عربستان و شاهزاده مقرن ولیعهد+بیوگرافی

خبرگزاری تسنیم: تلویزیون رسمی عربستان سعودی با قطع برنامه‌های خود از مرگ پادشاه عربستان سعودی خبر داد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، تلویزیون رسمی عربستان سعودی به نقل از دفتر پادشاه عربستان سعودی در بیانیه ای اعلام کرد ملک عبدالله بن عبدالعزیز پادشاه این کشور در ساعت یک بامداد (به وقت محلی) امروز جمعه درگذشت.

براساس این بیانیه، شاهزاده سلمان ولیعهد نیز به عنوان پادشاه جدید معرفی و با وی بیعت شد. علاوه بر این، شاهزاده مقرن نیز به عنوان ولیعهد جدید اعلام شد.

برپایه این گزارش،‌ شبکه‌های تلویزیون رسمی عربستان سعودی برنامه‌های عادی خود را قطع کرده و خبر مرگ عبدالله بن عبدالعزیز را زیر نویس کرد.

اعلام خبر مرگ پادشاه عربستان سعودی در نخستین ساعات روز جمعه از تلویزیون رسمی این کشور صورت گرفت.

ملک عبدالله در چند هفته اخیر به علت ابتلا به عفونت ریه در بیمارستان بستری بود. او در سال 2005 و پس از مرگ برادرش، ملک فهد، پادشاه عربستان سعودی شد.

«خبرگزاری رویترز» نیز خبر داد ، خبر مرگ  «عبدالله بن عبدالعزیز آل سعود»  قبلا بارها به صورت شایعه مطرح می شد اما اینبار با اعلام اخبار مرگ وی از تلویزیون دولتی عربستان به شایعات پایان داد.

رویترز افزود:«ملک عبدالله»  90 ساله برای نزدیک به 10 سال حکومت عربستان سعودی را پس از مرگ برادرش «ملک فهد» در سال 2005 بر عهده داشت.


مراسم بیعت با پادشاه جدید عربستان

دیوان پادشاهی عربستان اعلام کرد پس از نماز عصر امروز- جمعه- نماز بر ملک «عبدالله بن عبدالعزیز» پادشاه این کشور در مسجد «جامع ترکی بن عبدالله» در پایتخت برگزار خواهد شد.

براساس این گزارش، بیعت با ملک سلمان بن عبدالعزیز و شاهزاده مقرن بن عبدالعزیز به عنوان ولیعهد پس از نماز عشای جمعه در کاخ پادشاهی در ریاض برگزار خواهد شد.

در این بیانیه آمده است، پس از نماز عصر امروز نماز بر ملک عبدالله بن عبدالعزیز در مسجد جامع ترکی بن عبدالله در ریاض برگزار خواهد شد.

عبدالله بن عبدالعزیز

ملک عبدالله از سال ١٩٨٢ میلادی ولیعهد عربستان شد، وی از سال ١٩٩٥ و پس از بیماری و زمین گیر شدن ملک فهد عملاً تمامی اختیارات یک پادشاه را در دست داشت، اما نهایتا با مرگ ملک فهد در سال 2005 رسما به عنوان پادشاه انتخاب شد. وی با وجودی که از نزدیک به سه سال پیش دچار بیماری‌های متعددی است، تاکنون در سمت پادشاه عربستان باقی مانده است.

وی همچنین ریاست هیات وزیران و فرماندهی گارد ملی عربستان سعودی را نیز عهده دار بوده است. سلطان بن عبدالعزیز و نایف بن عبدالعزیز دو تن از ولیعهدهای وی قبل از رسیدن به آرزوی خود یعنی پادشاهی عربستان، از دنیا رفته اند و هم اکنون سلمان بن عبدالعزیز که وی نیز به بیماری آلزایمر مبتلا است، ولیعهد عربستان است.



سلمان بن عبدالعزیز پادشاه جدید عربستان کیست؟

پس از مرگ شاهزاده «سلطان بن عبدالعزیز» در اکتبر 2011 و نیز مرگ شاهزاده «نایف بن عبدالعزیز» در ژوئن 2012 که ولیعهدهای سابق عربستان سعودی بودند، سلمان بن عبدالعزیز به ولیعهد این کشور معرفی شد.

سلمان بن عبدالعزیز هفتمین پادشاه و اولین ولیعهد عربستان است که قبل از رسیدن به پادشاهی برای وی جانشینی تعیین شد. در اواخر ماه مارس 2014 «عبدالله بن عبدالعزیز» پادشاه متوفی عربستان در حکمی، شاهزاده مقرن بن عبدالعزیز را به عنوان جانشین ولیعهد انتخاب کرد و براساس این حکم، مقرن به عنوان ولیعهد و جانشین ملک سلمان مورد بیعت قرار می‌گیرد و همزمان با شاهزاده سلمان به عنوان شاه این کشور بیعت انجام می‌شود.

سلمان بن عبدالعزیز یکی از مهم‌ترین ارکان خاندان سلطنتی، امین اسرار و مشاور شخصی پادشاه بود.

پادشاه جدید عربستان که متولد در سال 1935 میلادی است، بیست و پنجمین فرزند «عبدالعزیز بن عبدالرحمن الفیصل آل سعود» موسس خاندان سلطنتی سعودی است.

ملک سلمان حیات سیاسی خود را در سال 1954 به عنوان امیر منطقه ریاض که در آن زمان جانشین برادرش «نایف بن عبدالعزیز» بود، آغاز کرد. سپس یک سال پس از آن رسما امیر ریاض شد تا اینکه در سال 1960 از این سمت استعفا داد.

«سعود بن عبدالعزیز» پادشاه وقت عربستان سعودی در سال 1963 با صدور حکمی بار دیگر شاهزاده سلمان را به عنوان امیر منطقه ریاض معرفی کرد.

براساس حکم دیوان پادشاهی عربستان سعودی، شاهزاده سلمان در سال 2011 وزیر دفاع این کشور شد.

پس از مرگ نایف بن عبدالعزیز، ولیعهد اسبق عربستان سعودی، دیوان پادشاهی در حکمی شاهزاده سلمان را با حفظ سمت قبلی در وزارت دفاع، به عنوان ولیعهد و معاون رئیس هیئت وزیران انتخاب کرد.

سلمان تاکنون 3 بار ازدواج کرده است و 13 فرزند دارد.

مشکلات جسمانی ملک سلمان در سن 79 سالگی بروز کرد طوری که گفته می‌شود وی به دلیل بیماری «آلزایمر» قادر به اداره حکومت نیست.

امیر مقرن ولیعهد جدید عربستان کیست؟

امیر مقرن بن عبد العزیز آل سعود، سی و پنجمین پسر ملک عبد العزیز و کوچک‌ترین آنهاست. وی در سپتامبر سال 1945 متولد شد و تحصیلات اولیه خود را در مرکز نمونه پایتخت آغاز کرد و پس از آن زندگی حرفه‌ای خود را با درجه افسری در نیروی هوایی عربستان شروع کرد تا اینکه در سال 1980 بازنشسته شد.

وی بیشتر عمر خود را صرف کسب تخصص در زمینه پروازهای نظامی کرده و در همین راستا به نیروی هوایی عربستان پیوست و در سال 1968 با درجه کمک خلبانی در رشته خلبانی در انگلیس فارغ التحصیل شد و پس از آن در سال 1974 تحصیلات خود را در دوره‌ ستاد و فرماندهی آمریکا ادامه داد و مدرک دیپلم دریافت کرد و پس از آن نیز به عنوان معاون مدیر عملیات هوایی و رئیس بخش برنامه‌ریزی و عملیات نیروی هوایی عربستان تعیین شد.

شاهزاده مقرن پس از بازنشستگی در سال 1980 به عنوان امیر منطقه حایل برگزیده شد و تا 2000 در این منصب بود و پس از آن نیز به عنوان امیر منطقه مدینه منوره تعیین و تا سال 2005 عهده‌دار این منصب بود. با به قدرت رسیدن رسمی ملک عبدالله در سال 2005 روند صعودی نفوذ وی در خاندان سلطنتی شدت گرفت و وی به عنوان رئیس دستگاه اطلاعات عربستان و جانشین شاهزاده «نواف بن عبد العزیز» تعیین شد.

در تاریخ 19 جولای 2012 نیز به عنوان مشاور ملک عبد الله بن عبد العزیز و نماینده ویژه وی و در اول فوریه 2013 نیز به عنوان معاون نخست وزیر منصوب گشت.


کشمکش و نزاع در خاندان حاکم

به عقیده ناظران سیاسی مشکل اصلی در مورد موضوع ولیعهدی و اختلافات شدید بر سر آن بین خاندان حاکم است.

تعیین ولیعهد یا برکناری او از جمله اختیارات پادشاه است، از همین رو امیر سلمان یا همان ولیعهد کنونی می‌تواند امیر مقرن را که اکنون جانشین ولیعهد است عزل کرده و شخص دیگری را که مناسب این پست می‌داند، تعیین کند.

همچنین این احتمال وجود دارد که امیر سلمان، فرزندش امیرمحمد که رئیس دفترش است، به ولیعهدی برگزیند که در این صورت بسیاری از کسانی که به این پست چشم طمع دارند، خشمگین خواهند شد، یکی از این افراد "متعب‌بن عبدالله" وزیر گارد ملی پسر ملک عبدالله و امیر محمدبن نایف فرزند ولیعهد سابق و وزیر کشور است.



فراز و فرود قدرت در خاندان حاکم عربستان +آمار جالب از آل سعود

اقلیت 7 هزار نفری خاندان آل سعود نزدیک به ربع قرن است که با قدرت سرنیزه حاکمیت سیاسی و اقتصادی و فرهنگی اکثریت 25 میلیونی عربستان را در دست گرفته‌اند.

، آل سعود نام خاندان سلطنتی حاکم بر کشور عربستان است که از اواسط قرن هجدهم میلادی و توسط عبدالعزیز بن عبدالرحمن بن فیصل به حکومت در عربستان سعودی دست یافت و تاکنون بر این کشور حکومت می کنند.
خاندان آل سعود منسوب به سعود بن محمد بن مقرن که از 1735 میلادی بر بخشی از شبه جزیره عربستان حکومت کرده‌ و اکنون نیز نام خود را به کشور عربستان تحمیل کرده است. گسترش نفوذ سیاسی - اقتصادی این خاندان از قرن هجدهم تاکنون می‌توان به سه دوره تقسیم کرد:


1- تاسیس دولت آل سعود در درعیه تا چیرگی مصریان
2- بازگشت به قدرت تا استیلای ابن رشید بر نجد
3- چیرگی ابن سعود بر ریاض و آغاز دوران نوین فرمانروایی آل سعود


تاریخچه حاکمیت سعودی ها در عربستان

حکومت عربستان سعودی در سال 1750 به وسیله محمد ابن سعود(1735-1766 ) پایه‌ریزی شد. پس از وی عبد العزیز بن سعود (1766-1803) با پشتیبانی شیخ محمد بن عبدالوهاب شهر ریاض را به تصرف درآورد. در عهد عبدالعزیز، عسر، تهامه، حجاز ، عمان ، احساء ، قطیف ، زیاره ، بحرین ، وادی الدواسر خرج ، محمل وشم ،  سدیر ، قصیم ، شمر، مجمعه، منیح ، بیشه ، رنیه ، و ترابه تحت تصرّف مذهب وهابی درآمد. او پس از غلبه برهمه  قبایل این سرزمین توانست سلسله پادشاهی "آل سعود " را بنیان گذارد. مبانی دولت سعودی‌ها در دوره های مختلف حاکمیت بر عربستان ضرب شمشیر و سوار شدن بر موج تعلیمات یک روحانی متعصب واپسگرا به نام محمد بن عبدالوهاب بود که در منطقه عیینه عربستان رشد کرد. انگلستان نیز با حمایت تمام قد از این ائتلاف و پوشش گذاشتن بر قتل عام مردم عربستان منجر به تشکیل خاندانی شد که به مرور زمان بر گرده مردم بخش عمده ای از شبه جزیره عربستان سوار شده و منافع اقتصادی و سیاسی و امنیتی خود را دنبال کردند.
کسانیکه پس از عبد العزیز بن سعود با در اختیار گرفتن قدرت به دنبال تداوم حاکمیت خاندان آل سعود بودند، عبارتند از:

• سعود بن عبدالعزیز1803-1814 (او فتوحات وهابیان را در شبه جزیره تا خلیج فارس ادامه داد.(
• ابراهیم بن سعود1814-1818 (در زمان وی عربستان از مصر شکست خورد و طوسون پاشا فرمانده سپاه ، مکه را فتح کرد اما نتوانست در مدینه پیشروی کند و به قاهره بازگشت . پس از طوسون پاشا برادرش ، ابراهیم پاشا نجد را تصرّف کرد و خود را به درعیه رسانده و پایتخت آل سعود را به محاصره درآورد و مقاومت وهابیان را بار دیگر در هم شکست.)
• عبدالله بن مسعود 1814-1818 (دوران حکومت وی اوج نفوذ فرهنگ اروپا در عربستان بود تا این که شکست خورده و به دستور ابراهیم پاشا محکوم به اعدام شد.)
• مشاری بن سعود1819-1820 ( اولین تلاش در زمینهٔ برپایی مجدّد حکومت آل سعود توسط مشاری بن سعود بود.)
• ترکی بن عبدالله1821-1834 ( او ریاض را به تصرف خود در آورد)
• مشاری بن عبدالرحمن مشاری1834( وی تنها40 روز حکومت کرد.)
• فیصل بن ترکی1834-1838 (وی تشکیل حکومت دوم آل سعود را اعلام نمود).
• خالد بن سعود1842-1843 (او کسی بوده که اعراب بر وی شوریده و او را از ریاض بیرون کردند.)
• عبدالله بن ثنیان 1843-1865 (در دوران حکومت او مصر ارتش خود را از عربستان فراخواند.)
• فیصل بن ترکی1865-1871
• عبدالله بن فصیل1871-1874 ( او با همدستی قبیلهٔ عجمان و سعود  به منطقه احساء حمله و آنجا را متصرف شد.)
• سعود بن فیصل1875-1887 (او با حمله به قطیف آنجا را به فتوحات سعودی افزود، بعد از وی چند حاکم دیگر در مدت زمان های کوتاه روی کار آمدند، اما نهایتا دوره دوم حاکمیت آل سعود با شکست از حکومت آل رشید به پایان رسید.

اسامی پادشاهان دولت سوم سعودی

عبدالعزیز بن عبدالرحمن1902-1953 موسس دولت سوم سعودی در عربستان است، وی که در سال 1922 میلادی در 20 سالگی به ریاض حمله کرده و آنجا را تحت تسلط خود گرفت، 51 سال در عربستان حکومت کرد و با اتکا به انگلیس جنایت های زیادی در این کشور انجام داد.

عبدالعزیز موسس خاندان سعودی وصیت کرد که تا زمانی که فرزندان وی زنده هستند، حاکمیت خاندان سعودی به نسل های بعدی منتقل نشود.

طبق وصیت عبدالعزیز ولیعهدی به پسر بزرگتر و کوچکتر از شاه بر می‌گردد، مگر آنکه خود فرد بزرگتر از آن امتناع کند. در آن صورت به پسر بزرگتر بعدی می رسد. در پادشاهی ملک عبدالله پس از مرگ سلطان بن عبدالعزیز (ولیعهد) به ترتیب عبدالرحمن، طلال و ترکی برادران بزرگتر بودند که در نوبت ولیعهدی بودند، اما علیرغم این وصیت پس از مرگ سلطان، نایف بن عبدالعزیز ولیعهد شد و پس از مرگ او نیز سلمان بن عبدالعزیز ولیعهد شد.
حاکمان دوره حکومت جدید خاندان آل سعود بر ریاض به این شرح است:
عبدالعزیز بن عبدالرحمن بن فیصل : 1902 تا 1953
سعود بن عبدالعزیز: 1953 تا 1964
فیصل بن عبدالعزیز: 1964 تا 1975
خالد بن عبدالعزیز: 1975 تا 1982
فهد بن عبد العزیز 1982 تا 2005
عبدالله بن عبدالعزیز: 2005 تا ...
شمار دقیق همسران و فرزندان عبدالعزیز نامعلوم است. گفته می‌شود که او 17 تا 22 همسر قانونی و 37 تا 48 پسر داشته ‌است. وی همسران خود را از بین خانواده‌هایی انتخاب می‌کرد که قصد جلب حمایت آن‌ها را از حکومت خود داشت. تعداد دختران او به درستی مشخص نیست و در برخی منابع 215 نفر برآورد شده‌ است. تعداد پسران او را نیز تا 150 نفر ذکر کرده‌اند.


گریه موسس خاندان سعودی در برابر نماینده انگلیس

هارولد دیکسون وکیل وقت سیاسی انگلیس در بحرین که در یکی از دیدارهای پرسی کاکس نماینده ارشد بریتانیا در عراق به عنوان مشاور و مترجم کاکس حضور داشت، در کتاب خاطرات خود می‌نویسد: در روز ششم مذاکرات در العقیر آقای پرسی کاکس صبر خود را از دست داد و عبدالعزیز بن سعود را به انجام اقدامات بچگانه در زمینه پیشنهاد مرزی عشایری بین عراق و نجد متهم کرد. وی عربی را به خوبی بلد نبود، به همین علت من آن را ترجمه کردم. برای من عجیب بود که می‌دیدم سلطان نجد از سوی نماینده ارشد دولت انگلیس مانند یک شاگرد ضعیف و ذلیل مورد توبیخ قرار می‌گیرد . کاکس با لحنی قاطع به ابن سعود گفت که خود وی بدون توجه به هر اعتراضی مرزها را مشخص خواهد کرد.

در این لحظه بود که عبدالعزیز به التماس و اظهار دوستی با کاکس افتاد و و با لحنی خفت‌بار و ملتمسانه گفت: حضرت‌عالی پدر و مادر من هستی. غیرممکن است که من لطف شما را فراموش کنم. شما دست من را گرفتید و پرورش دادید و مرا بالا بردید. با یک اشاره و دستور  شما من حتی حاضرم از همه کشورم چشم‌پوشی کنم. در این هنگام کاکس خودکار قرمز را برداشت و مرز شبه جزیره عربستان را رسم کرد و نقاط مختلف آن از خلیج ‌فارس تا شرق اردن را توضیح داد.

هارولد دیکسون در ادامه روایت خود از این نشست می نویسد: حدود ساعت 9 عصر بود، من از این مناظره متعجب بودم، اما عبدالعزیز بن آل سعود بار دیگر درخواست دیدار با پرسی کاکسی را کرد، من نیز با او همراه شدم، دیدم که ابن سعود به تنهایی در مرکز خیمه اش ایستاده است. او با دیدن ما مضطرب شد.

مدتی بعد با ناراحتی شروع به حرف زدن کرد و گفت: ای دوست من نیمی از مملکت من را گرفتید و بهتر است که بقیه آن را هم بگیرید. مرا رها کن تا به تبعیدگاه بروم، لحظاتی بعد این مرد با جثه بزرگی که داشت و با ناراحتی در برابر ما ایستاده بود، به صورت ناگهانی شروع به گریه کرد.


عبدالله بن عبدالعزیز:

ملک عبدالله بن عبدالعزیز بن عبدالرحمن بن فیصل بن ترکی بن عبدالله بن محمد بن سعود معروف به ملک عبدالله در سال 1924 در ریاض یه دنیا آمد. عبدالله بن عبدالعزیز ششمین پادشاه دولت سعودی و پنجمین نفر از فرزندان عبدالعزیز است که به پادشاهی رسیده است. عبدالله دهمین فرزند عبدالعزیز آل سعود است، وی از سال ١٩٧٥ به عنوان معاون دوم نخست وزیر در کشورش خدمت کرده است. این سمت در عربستان به جانشین ولیعهد تعلق می‌گیرد.

ملک عبدالله از سال ١٩٨٢ میلادی ولیعهد عربستان شد، وی از سال ١٩٩٥ و پس از بیماری و زمین گیر شدن ملک فهد عملاً تمامی اختیارات یک پادشاه را در دست داشت، اما نهایتا با مرگ ملک فهد در سال 2005 رسما به عنوان پادشاه انتخاب شد. وی با وجودی که از نزدیک به سه سال پیش دچار بیماری‌های متعددی است، تاکنون در سمت پادشاه عربستان باقی مانده است. وی همچنین ریاست هیات وزیران و فرماندهی گارد ملی عربستان سعودی را نیز عهده دار بوده است. سلطان بن عبدالعزیز و نایف بن عبدالعزیز دو تن از ولیعهدهای وی قبل از رسیدن به آرزوی خود یعنی پادشاهی عربستان، از دنیا رفته اند و هم اکنون سلمان بن عبدالعزیز که وی نیز به بیماری آلزایمر مبتلا است، ولیعهد عربستان است.
همان طور که گفته شد آمار دقیقی از تعداد زنان، دختران و پسران ملک عبدالله وجود ندارد، اما اسامی تعدادی از آن ها در زیر ذکر شده است:
زنان :
1- حصه بنت عبدالله ال سعود
2- منیره بنت محمد بن عبدالعزیز آل الشیخ
3- منیره بنت محمد بن عبدالله العطیشان
4- نوره بنت عجمی المنیخر
5-سلطانه بنت عبدالعزیز بن الأحمد السدیری
6- عایده فستق
7- حصه بنت طراد الشعلان
8- مشاعل بنت بندر بن فیصل الدویش
9- تاضی بنت مشعان الفیصل الجربا
10- ملکه بنت سعود بن زید الجربا الشمری
11-طریفه الفیصل الحمود آل رشید
12-  هیفاء بنت مهنا بن عبدالرحمن آل مهنا
13- حصه بنت مانع بن جمعه
14- العنود دحام البخیت الفایز بنی صخر
15- بینه بنت محمد بن نایف الحثلین
16-عمشاء بنت خلیل بن قرمله
17-نوره بنت لافی الشریم
18- موضی بنت محمد بن فلاح آل مجفل
19- شیخه بنت فهد العبود
پسران:
1- متعب اول
2-خالد
3-متعب دوم
4- عبدالعزیز
5-فیصل
6- مشعل
7-ترکی
8-سعود
9- منصور
10- محمد
11-ماجد
12-سعد
13- مشهور
14-بدر
15-بندر
16- سلطان

دختران:
1- فهده
2- نایفه
3- نوف
4-عالیه
5-عادله
6- صیته
7-سیفه
8-ساره
9-هیفاء
10-سحر
11-مها
12-هلا
13-جواهر
14-ریم
15- بسمه
16-عریب
17-الهنوف
18- مضاوی
19- سحاب
20-شعاله


آمار جالب از خاندان آل سعود و شاه عربستان

• در عربستان 7 هزار نفر عضو خاندان آل سعود، به تمامی کشور و بیش از 25 میلیون ساکن آن حکمرانی می‌کنند. این گروه علاوه بر در دست ‌داشتن تمامی امور حساس کشور، ثروت‌های نجومی حاصل از فروش نفت و گاز و تمامی امور کشور را بدون حضور هر گونه نهاد انتخابی و یا نظارت مردمی در اختیار خود گرفته‌اند. ثروت خاندان سعودی بیش از 1000 میلیارد دلار برآورد شده است.

• بر اساس سندی که ویکی لیکس آن را منتشر کرده است، فرزندان عبد العزیز بن سعود ماهانه مبلغ معادل 270 هزار دلار از خزانه دولتی دریافت می کنند،‌ هم چنین دادن دختر به شاهزادگان آل سعود برای ازدواج به عنوان هدیه نیز بسیار مرسوم است. در این میان نوه ها 27 هزار دلار، فرزندان نوه ها 13 هزار دلار و دیگر منسوبین تا 8 هزار دلار دریافت می کنند. خاندان سلطنتی سعودی سالانه دو میلیارد دلار از بودجه 40 میلیارد دلاری این کشور را خرج می‌کنند. ویکی لیکس همچنین از تصرف و فروش زمین ها و منابع دولتی و ملی عربستان توسط آل سعود بدون ضوابط و مقررات قانونی خبر داده است.

• هم اکنون در کشور عربستان بیش از 250 شرکت آمریکایی مشغول به فعالیت هستند که اکثر قراردادهای منعقده در حوزه‌های تسلیحات و برق و گاز و نفت و صنعت آهن و پتروشیمی را به خود اختصاص می‌دهند و در این میان شرکت آرامکو در واقع بازوی اجرایی دولت آمریکا در عرصه اقتصادی در عربستان است و بیش از هرچیز چون اختاپوسی می‌ماند که جدای از بخش نفت و گاز بر دیگر بخش‌های اقتصادی عربستان چنگ انداخته است.

• صرف نظر از نفت، آمریکا نبض اقتصاد کشور عربستان سعودی را درست دارد، بگونه‌ای که آمار و ارقام موجود نشان می‌دهد که 30 درصد واردات کالاهای اقتصادی مورد نیاز عربستان از آمریکا تامین می‌شود، درحالی که این نسبت در خصوص خریدهای تسلیحاتی به حدود 70 درصد می‌رسد.

• "ولید بن طلال" شاهزاده 56 ساله عربستانی از جمله ثروتمندترین افراد در این کشور به شمار می رود. بر اساس آمار مجله فوربس وی بیست و ششمین مرد ثروتمند جهان است.این شاهزاده به همراه همسر و فرزندانش در قصری در شهر ریاض زندگی می کند که 320 اتاق و دیوارهایی از مرمر ایتالیایی دارد. این قصر با داشتن سه سالن و استخر مجزا، زمینهای تنیس، 250 پنجزه بزرگ، یک سالن سینما و 5 آشپزخانه مجلل ظرفیت پذیرایی از 2000 مهمان را در آن واحد دارد. این در حالی است که پارکینگ خودروهای وی مجهز به 200 خودروی لوکس و آخرین مدل از جمله رولز رویس، فراری و لامبورگینی است.

• به نوشته ویکی لیکس در زمانی که تولید روزانه نفت عربستان هشت میلیون بشکه بود، تنها شش تن از امرای سعودی کنترل فروش روزانه یک میلیون بشکه از آن را در اختیار داشته اند که با توجه به بهای فروش نفت، این کار ثروتی معادل 120 میلیون دلار در روز نصیب آنان می کند.

• شاید کمتر کسی اطلاع داشته باشد که رژیم صهیونیستی از سالها پیش بخشی از خاک عربستان سعودی را به تصرف خود درآورده، بی‌آن‌که حتی مردم این کشور از این موضوع مطلع باشند. این در حالی ‌است که آل ‌سعود نیز هیچ اقدامی برای باز پس گرفتن آن از خود نشان دهد.   دو جزیره "تیران" و "صنافیر" این کشور سال‌هاست در اشغال رژیم صهیونیستی قرار دارد و هیچ یک از مجامع عربی و جهانی از آن سخنی به میان نمی آورند.