سوال دریاچه ارومیه چرا آنقدر سطح آب پایینی پیدا کرده ؟
مشکل از عدم بارش ها هستش ؟
یا سوال واضح تر مشکل کم آبی کشور بخاطر کاهش بارش ها هستش ؟
به نمودار خوب نگاه کنید
مسئولین شما هم بخوانید اطلاعات تون زیاد شه شاید یه کاری کردید
مسئله اول ؛
الگوی بارش (نمودار میلهای آبی)
• میزان بارش در طول این ۲۸ سال نوسانات طبیعی داشته ولی روند کلی نسبتاً ثابت باقی مانده است.
• اوج بارشها در سالهای:
• ۱۳۷۲ (۴۴۴ میلیمتر)
• ۱۳۸۲ (۴۳۶ میلیمتر)
• ۱۳۸۴ (۴۳۳ میلیمتر)
• ۱۳۹۸ (۴۹۴ میلیمتر – بیشترین بارش کل دوره)
• کمترین بارش در:
• سال ۱۳۸۶ (۱۹۵ میلیمتر)
• سال ۱۳۹۹ (۲۶۶ میلیمتر)
این الگو نشان میدهد که هیچ روند کاهشی ممتد یا معناداری در بارشها دیده نمیشود و میانگین بارشها در بازه بلندمدت نسبتاً پایدار باقی مانده است
حالا ببینیم با اینکه بارش ها کم نشده
سطح آب دریاچه ارومیه چرا آنقدر پایین اومده
((مسئله دوم))
از ابتدای نمودار (۱۳۷۲) سطح آب حدود ۱۲۷۵.۵ متر بوده که به صورت پیوسته و یکنواخت کاهشی تا حدود ۱۲۷۰ متر و کمتر در پایان بازه (سال ۱۴۰۰) رسیده.
• حتی در سالهایی که بارش زیاد بوده (مثلاً ۱۳۸۲، ۱۳۸۴، ۱۳۹۸)، افزایش تراز دریاچه موقتی و بسیار محدود است.
• بنابراین، کاهش تراز دریاچه یک روند ساختاری و پایدار است نه واکنشی به نوسانات بارش.
خب حالا مشکل چیست ؟
چرا مشکل کم آبی رو داریم
با اینکه بارش ها تغییر آنچنان نکرده
نتیجه: کاهش سطح آب نه ناشی از کاهش بارندگی، بلکه متاثر از دیگر عوامل انسانی و محیطی است.
دو مسئله آب دریاچه ارومیه رو کاهش داده
اول سد سازی بر رود هایی که به دریاچه میریزد
دوم ؛توسعه کشاورزی و صنعت به اشتباه در کل کشور
نکته پر واضح
کشور قادر به ایجاد شغل های سطح اول دنیا نیست
و همین مسئله
صنایع اشتباه
و گسترش کشاورزی سنتی رو به همراه داشته
که هم آب رو تلف میکنن
و هم برق را …
تا زمانی که حاکمیت به دنبال ایجاد شغل های درجه اول دنیا حرکت نکنه و مردم به دنبال شغل های دم دستی برن
مشکل کم آبی و بی برقی از این مملکت نخواهد رفت.
پس این مقدمه ای میشه برای شما
برای آغاز معرفی شغل های درجه اول دنیا
منتظر باشید.
از پایه ایران هیچ کشاورزی سنتی نباید داشته باشه و همه اش باید جمع شه
و اکثر صنایع ایران باید جمع بشن
و مردم رو باید توانمند کنید برای انجام شغل های سطح یک که نیاز جهانی دارند
ایرانی جماعت فکر کرد صنایع یعنی
مبل سازی و لباس دوختن و این حرفا …
بخدا اشتباهه
منبع کانال تلگرامی Arash analysis:
تسلیم در هیاهوی فراموشی
فراموشی عزت نفسی که داشتیم …
در میان خرابههای تاریخ، آنچه از همه عمیقتر در سکوت فرو رفت، نه دیوارهای فروریخته بود و نه کتابهای خاکسترشده، بلکه چیزی لطیفتر، پنهانتر و ویرانگرتر از همه: «احساس ارزشمندی جمعی» بود؛ آن چیزی که امروزه به آن عزت نفس ملی میگوییم.
ایرانی پیش از مغول، وارث تمدنی بود که بافته از حکمت، زبان، معماری و شرافت درونی بود. اما با تاختوتاز قوم چادرنشین، گویی نه فقط دیوانها، که دینداری، نه فقط کاخها، که باور به تواناییهای خودمان به تاراج رفت. نه فقط خون، که شوق خلق و اعتماد به نفس، بیصدا ریخته شد.
و از دل این ویرانی، فریادی بیرون نیامد، بلکه زمزمهای همیشگی و مزمن از تردید، مصلحتاندیشی، ترس و سرافکندگی به ارث ماند؛ و این زمزمه در قرنهای بعدی آرامآرام به زبان فرهنگ بدل شد: به «سکوتی محتاطانه»، به «ریاکاری» بهجای صداقت، و به «جبرگرایی» بهجای انتخاب. ما نه جنگیدیم، نه بازسازی کردیم؛ فقط آموختیم چطور زنده بمانیم بیآنکه دیگر زندگی کنیم.
و این فراموشی از درد، خود درد بزرگتری شد. زیرا که غم را باید گریست، نه پنهان کرد. باید از دل سوگ، اراده برانگیخت، نه انکار ساخت. در آن هنگام که آلمان از ویرانی جنگ برخاست یا ژاپن از خاکستر اتم، انتخاب کردند که درد را بفهمند، نه فقط فراموش کنند. اما ما، هنوز وارث غمی هستیم که نامش را نمیبریم، هنوز درگیر ترمیم چهرهای هستیم که هیچگاه فرصت اندیشیدن به خویشتن را نیافته است.
از دل این شکست، عزتی دوباره میتواند متولد شود؛ اما نه با تکرار شکوه مردگان، و نه با خاکسپاری عقل به پای نوستالژی. بل با اعتراف به زخم، با کاوش در چرایی فروپاشی، و با رد موروثیترین دروغمان: «ما همیشه مظلوم بودیم».
کاش روزی این سرزمین، خود را نه قربانی تاریخ، که خالق آینده بداند. آن روز، دیگر تاریخ را فقط روایت نمیکنیم، بلکه با فهمش، آن را پشت سر میگذاریم
کاش روزی این سرزمین، خود را نه قربانی تاریخ، که خالق آینده بداند.
کاش این جمله بنده را همه جای مملکت حک کنید …
کاش
Arash analysis:
ترامپ در ایران به دنبال چیست ؟
قبلا نظریه هایی رو بررسی کردم که همه درست بود
که امروز تکمیلش میکنم
بدهی آمریکا به کل دنیا مجموعا ۳۵ تریلیون دلار اسمی
و بالای ۵۰ تریلیون دلار رسمی است
حالا تفکر ترامپ چیست ؟
سه بخش در دنیا
ایران
اوکراین
گرینلند
حالا چرا ؟
پاسخ ؛ معادن
فقط در باره ایران بدانید
ایران بر روی گنجی ۲۷ تریلیون دلاری نشسته است - و تنها ۲٪ از آن را استخراج کرده است
ایران با ۲۷.۳ تریلیون دلار معادن طبیعی، رتبه پنجم جهان را دارد
با داشتن این سه ناحیه و فروش همین موارد معدنی
ترامپ میخواد عقب ماندگی امریکا رو جبران کنه .
بخاطر همین ایران دست بالا اصلی رو تو این مذاکرات داره
چون ایران اگر توافقی نکنه اوضاعش فرقی نمیکنه
همون عین همیشگی است
اما ترامپ اگر معادن ایران رو بدست نیاره
وضعیت امریکا فرو رفته در بدهی خواهد شد و راهی برای بازیابی ندارد.
کل کشور های عربی رو گشت ترامپ نهایت ۳ تریلیون در آورد
در صورتی که یه امضا تو ایران امریکا به ۳۰ تریلیون دلار میرسونه .
پس بدانید فعلا بازی مذاکرات ، بازی ایران است
نه آمریکا …
نتیجه ؛ قطعا توافقی عین برجام حاصل میشه
ایران هم فقط با این توافق امریکا رو سر گرم میکنه
تا در ابتدای سال آینده ضربه اصلی رو به اسرائیل با حمله ای بزرگ بزنن .
منبع کانال تلگرامی Arash analysis:
دروغ های ترامپ رو باور نکنید
دروازه ای از سیاهی به زودی به روی دنیا باز میشه
و تمامی دروغ ها بر ملا میشه ….منبع کانال تلگرامی Arash analysis
خب یه متن مهم نوشتم حتما بخوانید ؛
صد بار بخوانید
صد بار …
یکی از اساسیترین و سرنوشتسازترین مهارتهایی که میتواند مسیر زندگی ما را شکل دهد، توانایی ثبت و پردازش افکار، خواستهها، اهداف، دغدغهها و احساساتمان روی کاغذ است. شاید در نگاه اول، این کار پیشپاافتاده به نظر برسد، اما در حقیقت، یکی از بزرگترین نقاط تمایز بین افرادی است که در زندگی رشد میکنند و آنهایی که درجا میزنند.
اگر شما قادر باشید افکارتان را شفاف و منظم بنویسید، به احتمال زیاد در آیندهای نهچندان دور به پیشرفت و توسعه فردی خواهید رسید. چرا؟ چون نوشتن باعث میشود که ذهن شما نظاممندتر شود، تصمیمات بهتری بگیرید، و با آگاهی بیشتری مسیر زندگی خود را هدایت کنید. اما اگر این مهارت را نداشته باشید، احتمالا انرژی ذهنی شما صرف پاسخهای اشتباه به مسائل اشتباه میشود. در نتیجه، احساس میکنید که در یک چرخه تکراری گرفتار شدهاید و هیچ تغییری در وضعیتتان ایجاد نمیشود—به عبارتی، درجا میزنید.
اما چرا نوشتن چنین اهمیتی دارد؟
در وهله اول، «نوشتن» بهخودیخود مهارتی چالشبرانگیز است. بسیاری تصور میکنند که کافی است قلم را روی کاغذ بگذارند و آنچه در ذهن دارند، جاری کنند، اما در عمل، اغلب افراد هنگام نوشتن با نوعی «گیر ذهنی» مواجه میشوند. چرا؟
زیرا ذهن ما مملو از احساسات، سوگیریها و آشفتگیهای لحظهای است. وقتی فقط در ذهنمان فکر میکنیم، این افکار دائماً درهمتنیده و مبهم باقی میمانند. اما لحظهای که آنها را روی کاغذ میآوریم، انگار خود را از بیرون میبینیم؛ بیطرف، شفاف و بدون پردههای احساسی. آنوقت است که متوجه میشویم بسیاری از دغدغههایی که در ذهنمان مهم به نظر میرسیدند، در واقع بیاهمیت یا حتی نادرست بودهاند. برعکس، بعضی نکاتی که قبلاً به آنها توجه نکرده بودیم، ناگهان جلوی چشممان برجسته میشوند.
نوشتن همچنین به ما کمک میکند:
1. تفکر ساختاریافته داشته باشیم – وقتی مینویسیم، مجبور میشویم افکارمان را دستهبندی کنیم، به آنها نظم ببخشیم و روابط منطقی بینشان را کشف کنیم. این فرآیند ما را از سردرگمی ذهنی نجات میدهد.
2. تصمیمات بهتری بگیریم – با نوشتن، مزایا و معایب تصمیماتمان را بهوضوح میبینیم و کمتر دچار خطاهای هیجانی میشویم.
3. به خودشناسی عمیقتری برسیم – بسیاری از احساسات و دغدغههایی که در ذهنمان جریان دارند، زمانی که نوشته میشوند، ماهیت واقعی خود را آشکار میکنند. این کار کمک میکند که خود را بهتر درک کنیم.
4. از چرخهی بینتیجهی افکار رها شویم – افکاری که مدام در ذهنمان دور میزنند، اگر نوشته شوند، راهی برای خروج پیدا میکنند و دیگر مثل یک دایره بسته، ما را در خود حبس نمیکنند.
پس اگر تا امروز نوشتن را جدی نمیگرفتید، حالا زمان آن رسیده که این مهارت را به یکی از اصلیترین ابزارهای خود برای رشد و موفقیت تبدیل کنید. کافی است روزانه چند دقیقه وقت بگذارید و هر آنچه در ذهنتان هست، روی کاغذ بیاورید. با تمرین و مداومت، خیلی زود متوجه خواهید شد که ذهن شما منظمتر، تصمیماتتان سنجیدهتر و مسیرتان روشنتر شده است.
بنویسید، تا خودتان را بهتر ببینید
منبع کانال تلگرامی Arash analysis: