arash analysis منبع
رک هم بگم اسرائیل میخواد حمله کنه و گردن بزنه چون قانونشان همینه …
مدرک میخوایین ؟
قوانین نوح (Noahide Laws) در ایالات متحده زمانی آغاز شد که جیمی کارتر قانون «Education Day USA» را امضا کرد.
رونالد ریگان بیانیهای را امضا کرد تا همهٔ مردم از ۷ قانون جهانی نوح آگاه شوند.
جرج اچ. دابلیو. بوش قانون «Education Day USA» را امضا کرد که شامل قوانین نوح بود.
جرج دبلیو. بوش از «Education Day USA» (قوانین نوح) حمایت کرد.
اوباما روز «Education Day USA» (قوانین نوح) را به همراه چاباد لوباوویچ گرامی داشت.
ترامپ در سال ۲۰۲۰ از قوانین نوح بهعنوان «Education Day USA» حمایت کرد.
یک خاخام در گردهمایی انتخاباتی ترامپ در لاسوگاس ۲۰۲۴، دعای نوحی را قرائت کرد.
ترامپ در آرامگاه ربه مناخم شنیرسون دعا کرد.
ترامپ در سال ۲۰۲۵، خاخام شنیرسون را در «روز آموزش و مشارکت آمریکا» (Education & Sharing Day USA) مورد تجلیل قرار داد.
سنهدریون اسرائیل از ترامپ خواست یک دادگاه بینالمللی الهی نوحی برای همهٔ ملتها تأسیس کند.
خاخام پینخاس سیمنت، مدیر منطقهای چاباد لوباوویچ در ایالت آرکانزاس، در مجلس نمایندگان آمریکا به قوانین نوح استناد کرد.
بر اساس قوانین نوح، همهٔ مسیحیان و مسلمانان گردن زده خواهند شد.
افزایش یهودستیزی همیشه بخشی از یک «عملیات روانی» (((PsyOp))) بوده تا به اجرای این ۷ قانون کمک کند.
نامهای از سنهدریون نوپا به رئیسجمهور دونالد جی. ترامپ
اورشلیم، چهارشنبه ۱۲ فوریه ۲۰۲۵
کوه صهیون، شهر قدیم، اورشلیم
www.TheSanhedrin.org/en
ایمیل: b.d.hartzion@gmail.com
⸻
رئیسجمهور محترم دونالد ترامپ،
باشد که هاشم، آفریننده، شما و ملتتان را برکت دهد!
ما مراتب سپاس صمیمانهٔ خود را از شما بهخاطر آوردن ایمان به خط مقدم فرهنگ آمریکا و فرهنگ جهانی، از طریق تأسیس «دفتر ایمان» در کاخ سفید، ابراز میکنیم. بهرسمیت شناختنِ اهمیت دین در زندگی عمومی از سوی شما، گامی در جهت بازگرداندن ارزشهای اخلاقی و رهبری معنوی در جهان است.
⸻
قانون اخلاقی جهانشمول
کتاب پیدایش (سفر پیدایش) پیامی ژرف از وحدت و هدف الهی برای بشریت دارد که بر سه اصل بنیادین استوار است:
۱. یک خدا – برای بهرسمیت شناختن علتِ همهٔ علل (پیدایش ۱:۱).
۲. یک انسان نخستین – برای تأیید حقوق برابرِ بنیادینِ همهٔ انسانها (پیدایش ۱:۲۶).
۳. یک قانون اساسی – برای برقراری اصول جهانشمولِ عدالت (پیدایش ۲:۱۶).
بدون یک چارچوب اخلاقی سازنده، بشریت بهسوی خشونت و ویرانی سقوط میکند؛ چنانکه در قتل هابیل بهدست قابیل دیده میشود (پیدایش ۴:۸). هر ملت توانمندیها و منابع منحصربهفرد خود را دارد، اما هیچ ملتی بهتنهایی کفایت نمیکند. بدون یک «قانون اخلاقی مشترکِ جهانشمول»، مردم برای دستیابی به آنچه نیاز دارند به جنگ و ستم روی میآورند. با وجود چنین قانونی، ملتها وارد نوعی دادوستد معنوی میشوند و رقابتی برای فضیلت شکل میگیرد.
اینجا آرمیده است
مردی بزرگ و گرانقدر،
سرور ما، آموزگار ما و استاد ما،
رَبّی مناخم مندل،
فرزندِ
رَبّی لوی ییتسحاق
رئیس دادگاه ربانی (اَبدین)،
رهبر بزرگ اسرائیل،
و پیشوای جامعهٔ مقدس،
نورِ اسرائیل،
ستونِ راستین،
و پتکِ نیرومند،
یادش مبارک باد.
⸻
این سنگ، قبر رَبّی مناخم مندل شنیرسون است
(رهبر جنبش چاباد–لوباویچ)
ربی مناخم مندل شنیرسون (۱۹۰۲–۱۹۹۴) رهبر هفتم جنبش چاباد–لوباوویچ و یکی از اثرگذارترین رهبران مذهبی یهود در قرن بیستم بود. پیروانش او را با عنوان «لوباوویچر ربه» میشناسند.
جایگاه و نقش
• رهبر معنوی جهانی: رهبری شبکهای بینالمللی از مراکز مذهبی–فرهنگی یهودی (Chabad) در دهها کشور.
• نفوذ فکری و سازمانی: توسعهٔ بیسابقهٔ فعالیتهای آموزشی، اجتماعی و تبلیغی یهودی در جهان مدرن.
• مرجع اخلاقی برای پیروانش؛ بسیاری از سیاستمداران و چهرههای عمومی برای دیدار یا پیام گرفتن نزد او میرفتند.
⸻
اندیشهها و محورهای اصلی
• اخلاق جهانی و قوانین نوح: تأکید بر هفت اصل اخلاقی مشترک برای همهٔ انسانها بهعنوان پایهٔ نظم و عدالت اجتماعی.
• فعالسازی فردی: باور داشت هر انسان—even غیرمذهبی—میتواند با عمل اخلاقی «دنیا را بهتر کند».
• مسئولیت اجتماعی: دین را از انزوا بیرون آورد و به کنش اجتماعی پیوند زد
●در منابع زندگینامهای و روایات نزدیک به چاباد، آمده که ، ایران و ایرانی در هر شرایطی تهدید امنیتی برای اسرائیل/غرب دارد؛ و همین را از دلایل فوریتِ خروج نوجوانان یهودی از ایران میدانستند.
و وظیفه حکومت امریکا این است
ایران را یک بار به طول کلی با خاک یکسان کنند و سپس بر معیار های قوانین نوحی باز سازی کنند…
آفرین بهتون ترامپ دلسوز شماست
اینا زیر قانونی کار میکنن
که گردن زدن من و شما براشون حلاله …
دنبال چی هستین ؟
این کتاب رو حتما بخوانید …
⸻
«قدرت اسرائیل در ایالات متحده» کتابی است از جیمز پترس که به بررسی نفوذ لابی اسرائیلی، یهودی یا طرفدار صهیونیسم بر سیاست خارجی ایالات متحده در خاورمیانه میپردازد. این کتاب استدلال میکند که این لابی منافع و ارزشهای آمریکا را دچار انحراف کرده و منجر به جنگها و مداخلات فاجعهباری شده است که به نفع اسرائیل بوده، اما به آمریکا و منطقه آسیب زدهاند.
این کتاب همچنین نقش این لابی را در شکلدهی رسانهها، دانشگاهها، سیاست و افکار عمومی به نفع اسرائیل افشا میکند. اثر حاضر بر پایه پژوهش و مستندسازی گسترده نوشته شده و روایتها و اسطورههای رسمی درباره روابط آمریکا و اسرائیل را به چالش میکشد.
●مثلا بخش جنگ ایران. و عراقش رو بهتون بگم؟
اول جنگ عراق ؛
تو فصل ۱ کتاب (Who Fabricated the Iraq War Threat?) پتراس دقیقاً روی این سؤال دست میگذارد که «تهدید عراق» (خصوصاً روایتِ سلاحهای کشتار جمعی و ارتباط با تروریسم) چطور ساخته/بزرگنمایی شد و کدام شبکه بیشترین نقش را داشت. جمعبندیِ او این است که محرک اصلی، “لابی/شبکههای طرفدار اسرائیل + نئوکانهای نزدیک به آن” بودهاند .
1) «تهدید عراق» از نظر پتراس چطور “ساخته” شد؟
پتراس میگوید قبل از حمله، دستگاه سیاسی آمریکا ادعاهایی را بهعنوان «اطلاعات قطعی» به خورد رسانه و کنگره داد، در حالی که بعداً بازرسیها و تحقیقات نشان داد آن ادعاها پایه محکمی نداشتهاند. او فصل را با همین نقطه شروع میکند: بحثِ «مدارک ساختگی/تحریفشده درباره WMD» و اینکه این ماجرا تا سطح بحثهای شدید در واشنگتن بالا رفت.
⸻
2) «چه کسانی» را بهعنوان موتور اصلی معرفی میکند؟
الف) “Office of Special Plans (OSP)” و حلقه نئوکانها
یکی از ادعاهای کلیدی پتراس این است که یک حلقه در پنتاگون (که او آن را به OSP گره میزند) در «دستکاری/فیلتر کردن» اطلاعات نقش داشته و چهرههایی مثل داگلاس فِیث و برخی افراد دیگر را بهعنوان محور نشان میدهد.
ب) اسناد/پروژههای فکری نزدیک به اسرائیل
او به متون و طرحهایی اشاره میکند که از قبل درباره تغییر رژیم در عراق و سپس فشار روی کشورهای دیگر منطقه صحبت میکردند، و آنها را در راستای «امنیت/برتری راهبردی اسرائیل» تفسیر میکند.
پتراس میگوید برای فهمیدن محرک، باید ذینفعان را دید و نتیجه میگیرد که اسرائیل از حذف صدام و بازتر شدن دست اسرائیل در منطقه سود برده است.
حالا ایران …
خوب بخش ایرانش رو بخوانید جالبه
مینویسم براتون ..
دید تون باز شه
دقت کنید کتاب برای سال ۲۰۰۰ هستش …
همه اش اتفاق افتاده ..
در کتابِ پتراس، بحث «ایران و جنگهای منطقهای» عمدتاً در فصل ۹ میآید با عنوان «Israel’s War with Iran: The Coming Mideast Conflagration».
پتراس این فصل را حدود فضای میانه دهه ۲۰۰۰ مینویسد (قبل از رویدادهای بعدی مثل برجام و…)، و روایتش این است:
۱) ادعای اصلی فصل: «جنگِ تبلیغشده»
او میگوید رهبران سیاسی-نظامی اسرائیل علناً از آمادگی برای حمله به ایران صحبت کردهاند و «حامیان پرنفوذشان در آمریکا» تلاش کردهاند این دستورکار را به اولویت اصلیِ فشار روی کاخ سفید و کنگره تبدیل کنند.
۲) چرا پتراس میگوید «استدلالِ تهدید هستهای» قانعکننده نیست؟
پتراس ادعا میکند استدلالهایی که درباره «تهدید هستهای ایران» تکرار میشود «فاقد واقعیت/سند کافی» است و حتی در میان دولتهای اروپایی، نهادهای بینالمللی، بخشی از دولت آمریکا و بسیاری از فرماندهان نظامی آمریکا تردید ایجاد کرده است.
بعد هم روی این خط میرود که غنیسازی برای سوختِ نیروگاه را «حق حاکمیتی» کشورها میداند و میگوید طرفداران فشار، غنیسازی را با «تهدید فوری بمب» قاطی میکنند.
۳) مکانیسم فشار: تحریم → بنبست → جنگ
پتراس میگوید فشار اصلی برای کشاندن آمریکا به تقابل با ایران، از مسیر تحریمهای اقتصادی و سپس بالا بردن احتمال درگیری نظامی میآید؛ و در متن به نامهایی مثل AIPAC هم اشاره میکند و میگوید این جریان، مذاکره را «تساهل/appeasement» جا میزند و برای تحریم فشار میآورد.
۴) «اختلاف در واشنگتن» (همه یکدست نیستند)
یکی از بخشهای مهم فصل این است که پتراس میگوید در آمریکا دو اردوگاه شکل میگیرد:
• موافقان سیاست جنگ/فشار (لابیها، بخشی از کاخ سفید، بسیاری از نمایندگان…)
• مخالفان (بخشهایی از پنتاگون و وزارت خارجه، بخشی از افکار عمومی، و حتی بخشی از یهودیان آمریکا)
۵) پیامدهای منطقهای که پتراس پیشبینی میکند
او خیلی صریح میگوید حمله اسرائیل (هوایی/کماندویی) میتواند:
• برای نیروهای آمریکا در عراق پیامد «فاجعهبار» داشته باشد
• خشونت سیاسی/نظامی را علیه رژیمهای متحد آمریکا در منطقه شعلهور کند
و در پایان فصل روی اقتصاد انرژی هم تاکید میکند: تحریمها را «محکوم به شکست» میداند و میگوید نتیجهاش بالا بردن قیمت نفت است؛ و اگر حمله نظامی رخ دهد، ریسکها قیمت نفت را «خیلی بالا» میبرد و میتواند رکود جهانی ایجاد کند.
۶) اتصال به جنگهای دیگر: غزه و لبنان بهعنوان «بالا بردن تنش»
پتراس همچنین ادعا میکند بعد از اینکه تلاش برای کشاندن آمریکا به حمله مستقیم به ایران در آن مقطع به نتیجه نرسید، اسرائیل تنش را با عملیات در غزه و لبنان بالا برد (از جمله با هدف ضربه به حزبالله بهعنوان متحد ایران) تا شاید واکنش ایران را تحریک کند.
سال ۲۰۰۰ کامل گفته همه چیز رو
لابی های یهودی جنگ بزرگی برای ایران تدارک دیدن
وقتی هم یه کشوری از درون بهم ریخته باشه
راحت تر میشه باهاش جنگید
●اینا بزرگان مذهبی شون حکم به از بین بردن دادن…
حالا شما برو تو خیابون آفرین ….
برسید به زندگیتون
درگیر سیاست نشید
آینده دارید
دلم برای جوون ها میسوزه درگیره
یه مشت سیاست مسخره شدند
کاری نداره مردم رو انداختن به جون هم
روحی و جسمی هم رو میکشن
تعداد که کم باشه
راحت تر یه مملکت تصرف و خورد میشه …
خودمون داریم جاده براشون صاف میکنیم …
Arash analysis:
خب مادورو رو با علم اعداد گفتم و خب گذشت …
میخوایین اتفاق بعدی رو هم با علم اعداد بگم ؟
این اتفاقی است که محل شروع اتفاق بعدی دنیاست
دقیقا ۷ ژانویه که اشاره کردم
تکرار تاریخ در مینیاپولیس – تیراندازی ICE جرقه اعتراضات سراسری را زد
تیراندازی دیروز ICE در هفتمین روز سال رخ داده است؛ درست در هفتمین سالگرد آغاز به کار تیم والز در مقام فرماندار، و دقیقاً ۲۰۵۳ روز پس از مرگ جورج فلوید.
عدد ۲۵۳ «عدد ستارهای هفتم» است.
امروز ۷ ژانویه است (۱/۷).
ICE = ۱۷ / ۱۷ / ۱۷ (ترتیبی / کاهشیافته / عبری)
دیروز همچنین ۸ سال و ۶ روز (با احتساب روز پایان) از زمانی میگذرد که جیکوب فری شهردار مینیاپولیس شد، و ۸۶ روز (با احتساب روز پایان) از تولد فلوید گذشته است.
Timothy James Walz = 86 (کاهش معکوس)
Blood Sacrifice = 86 (کاهش معکوس)
مینیاپولیس روی مدار ۴۴ درجه شمالی قرار دارد، و تیراندازی توسط یک مامور ICE در روز چهارشنبه رخ داد؛ در حالی که یک زن ۳۷ ساله خیابان Portland Avenue را مسدود کرده بود.
Shooting = 44 / 37 (کاهش / کاهش معکوس)
ICE Agent = 44 / 37 (کاهش معکوس / کاهش)
Wednesday = 44 / 37 (کاهش معکوس / کاهش)
Portland = 44 / 37 (کاهش معکوس / کاهش)
Kill = 44 (ترتیبی)
درک شووین هنگام مرگ جورج فلوید ۴۴ ساله بود؛ حادثهای که کمتر از یک مایل با محل تیراندازی امروز فاصله داشت. شهردار فعلی مینیاپولیس نیز اکنون ۴۴ ساله است.
دیروز ۴۴ روز (با احتساب روز پایان) پس از سالگرد تشکیل وزارت امنیت داخلی آمریکا است، و ۴۴ هفته پس از سالگرد تأسیس ICE.
والز دقیقاً ۳۲۲۲ هفته و ۲ روز سن دارد و مرگ رِنه گود را به ترامپ نسبت میدهد.
Order Out of Chaos = 222 (ترتیبی معکوس)
Renee = 222 / 88 / 47 (شیطانی / ترتیبی معکوس / ترتیبی)
Trump = 222 / 88 / 47 (شیطانی معکوس / ترتیبی / ترتیبی معکوس)
Renee Good = 88 / 470 (ترتیبی / شیطانی معکوس)
کریستی نوم ۵۴ سال و ۵۴ روزه است (با احتساب روز پایان)، و امروز عددشناسی اصلی ۵۴ دارد:
(۱) + (۷) + (۲۰) + (۲۶) = ۵۴ (عدد روز)
رئیس فعلی پلیس مینیاپولیس برایان اوهارا است و او پنجاهوچهارمین رئیس پلیس است.
جیکوب فِرِی شهردار فعلی مینیاپولیس است.
Mayor Frey = 54 (کاهش)
Frey = 54 / 54 (ترتیبی / ترتیبی معکوس)
در فیلم «They Live»، شبکه تلویزیونی Cable 54 برای پخش سیگنالی استفاده میشود که انسانها را در وضعیت هیپنوتیزم جمعی نگه میدارد.
ترامپ در ۱۴ ژوئن (6/14) متولد شده و تیراندازی امروز دقیقاً ۶ ماه و ۱۴ روز پس از سالگرد تأسیس فراماسونری مدرن (۳۰۸ سال پیش) رخ داده است.
همچنین دقیقاً ۳۸ روز پس از تولد نوم بوده است.
Minnesota = 38 (کاهش)
Death = 38 (ترتیبی انگلیسی)
Killing = 38 (کاهش کامل)
RIP = 38 (ترتیبی معکوس)
Murder = 38 / 83 (کاهش معکوس / ترتیبی معکوس)
Renee Good = 38 (کاهش معکوس)
Renee Nicole Good = 83 (ترتیبی معکوس)
Colorado = 38 / 83 (کاهش / ترتیبی)
رِنه اصالتاً اهل کلرادو بود؛ ایالتی با کد منطقه ۳۰۳.
نوم بهعنوان سیوسومین فرماندار داکوتای جنوبی خدمت کرده است، و تیراندازی ICE در Portland Avenue، بین خیابانهای ۳۳ و ۳۴ رخ داد.
Minneapolis Minnesota = 303 (ترتیبی معکوس)
Police = 33 (کاهش)
Masonry = 33 (کاهش)
Federal = 33 (کاهش)
دیروز آمریکا ۹۱۱۳۳ روزه شد (با احتساب روز پایان).
Ritual Human Sacrifice = 911 (شیطانی)
۳رقص اعداد رو میبنید ؟
دقیقا یهودی ها اتفاق رو در یک درجه خاص
در یک روز خاص
اجرا میکنن
●حالا چیست ؟
اتفاق یک چیز است
فراماسونی مدرن در دنیا میخواد شکل بگیره
رهبر های جدید
رییس جمهور های جدید
واین اتفاق سر آغازش هستش
بهش میگم دیگه از اینجا
کد جرج فلوید…
کد نظام جدید …
یادتون هستش گفتم ۲۰۲۶ امریکا بهم خواهد ریخت و ایران و دقیقا رخ داد
شلوغی ها در هر دو کشور
پیش از هر چیز یادش بخیر این متن …
همش اتفاق افتاده …
باز هم پیش از همه شلوغی های امریکا …
که رخ داده .
در مینیاپولیس، طی یک عملیات (Raid) اداره مهاجرت و گمرک آمریکا (ICE)، یک زن توسط مامور ICE با شلیک گلوله کشته میشود. این حادثه فیلمبرداری شده و ویدئو آن منتشر شده است.
●دقیقا سناریو شبیه مهسا امینی ما
بزنم به تخته یهودی ها تک سناریو رو کل دنیا رنگ میکنه میفروشه بهمون …
چرا این خبر مهم و حساس است؟
این حادثه فقط «یک تیراندازی» نیست؛ چند لایهی حساس روی هم افتادهاند:
1. نهاد فدرال (ICE)
2. کشته شدن یک غیرنظامی
3. وجود ویدئوی صریح از صحنه
4. تکذیب رسمی روایت فدرال توسط شهردار
5. سابقهی بسیار سنگین مینیاپولیس با پرونده جورج فلوید
دقیقا جایی که پرونده جورج فلوید بود و بعدش نظام جدید دنیا شکل گرفت
حالا دوباره یک کشته جدید
یه پرونده جدید و پر سر و صدا دیگه
و نوبت دنیای جدید است
اما چه دنیایی ؟
●اتفاق جورج فلوید چه بود و چه سالی رخ داد؟
George Floyd در سال ۲۰۲۰، بهطور دقیق در ۲۵ مه ۲۰۲۰، در شهر Minneapolis جان باخت.
ماجرا چه بود؟
• جورج فلوید هنگام بازداشت توسط پلیس، به زمین خوابانده شد.
• افسر پلیس Derek Chauvin بیش از ۹ دقیقه زانوی خود را روی گردن او نگه داشت.
• فلوید چندین بار گفت: «نمیتوانم نفس بکشم».
• این صحنه توسط شهروندان فیلمبرداری شد و ویدئو بهسرعت در جهان پخش شد.
• فلوید بیهوش شد و ساعتی بعد در بیمارستان درگذشت
●حالا کد معمار چیست ؟
یا کد جورج فلوید
یک سال قبل از مرگ جورج فلوید
بیینید یهودی ها چطوری معماری دنیا رو تغییر دادند؟
اتریش | سباستیان کورتس (صدراعظم) — با رأی عدماعتماد پارلمان برکنار شد (۲۷ مه ۲۰۱۹).
• بریتانیا | ترزا می (نخستوزیر) — استعفا داد (۲۴ ژوئیه ۲۰۱۹).
• لبنان | سعد حریری (نخستوزیر) — در پی اعتراضات گسترده استعفا داد (۲۹ اکتبر ۲۰۱۹).
• بولیوی | اوو مورالس (رئیسجمهور) — پس از بحران انتخاباتی و فشار ارتش/پلیس استعفا داد (۱۰ نوامبر ۲۰۱۹).
• عراق | عادل عبدالمهدی (نخستوزیر) — در بحبوحه اعتراضات استعفا داد؛ پارلمان استعفا را پذیرفت (ارائه ۲۹ نوامبر، پذیرش ۱ دسامبر ۲۰۱۹).
• مالت | جوزف موسکت (نخستوزیر) — اعلام استعفا تحت فشار سیاسی و سپس کنارهگیری رسمی (۱۳ ژانویه ۲۰۲۰).
• روسیه | دیمیتری مدودف (نخستوزیر) — او و کل دولت استعفا دادند (۱۵ ژانویه ۲۰۲۰).
• مالزی | ماهاتیر محمد (نخستوزیر) — استعفا داد (۲۴ فوریه ۲۰۲۰) و مدتی هم بهعنوان نخستوزیر موقت مطرح شد.
●حالا پس از مرگ جورج فلوید …:
رؤسای کشور (President) که کنار رفتند
• پرو | مارتین ویزکارا (رئیسجمهور) — با رأی کنگره استیضاح و از مقامش برکنار شد (۹ نوامبر ۲۰۲۰).
• قرقیزستان | سورونبای جینبکوف (رئیسجمهور) — در پی بحران سیاسی پس از انتخابات، استعفا داد (۱۵ اکتبر ۲۰۲۰).
• پرو | مانوئل مرینو (رئیسجمهور موقت) — پس از اعتراضات و کشتهشدن معترضان، استعفا داد (۱۵ نوامبر ۲۰۲۰).
نخستوزیرها که کنار رفتند
• لبنان | حسان دیاب (نخستوزیر) — بعد از انفجار بندر بیروت و فشار عمومی، دولتش استعفا داد (۱۰ اوت ۲۰۲۰).
• ژاپن | شینزو آبه (نخستوزیر) — به دلیل مشکلات سلامتی استعفا داد (۲۸ اوت ۲۰۲۰).
• ایتالیا | جوزپه کونته (نخستوزیر) — در بحران سیاسی ائتلاف، استعفا داد (ژانویه ۲۰۲۱).
• هائیتی | ژوزف ژوت (نخستوزیر) — در فضای ناامنی و بحران داخلی استعفا داد (۱۴ آوریل ۲۰۲۱)
●حالا به نظر شما تغییر همه این معماری ها برای چه بود؟
به قبل و بعد نگاه کنید یه دنیایی تغییر کرده
آفرین معماری دنیا برای ورود به دو بحران عظیم تغییر کرد
کووید
و جنگ روسیه و اوکراین
اما چرا این حجم از تغییر ؟
با این تغییرات، دنیا به سمت یک معماری دوپاره و بحرانمحور رفت:
1. نظمهای “پرصدا و پرنوسان”: مشروعیت وابسته به روایت، خیابان، شبکهها؛ دولتها کوتاهعمر؛ قانون ابزار رقابت.
2. نظمهای “ساکت و سخت”: تمرکز قدرت، امنیتی شدن، مهندسی ساختار برای دوام؛ ثبات بیشتر، اما ریسکهای تصمیمهای سنگینتر.
و در هر دو تیپ، یک چیز مشترک شد:
اعتماد (Trust) تبدیل به اصلیترین سرمایهی قدرت شد—وقتی اعتماد میریزد، یا خیابان میآید، یا نظام سفتتر میشود، یا تکنوکراتها میآیند تا بازار را آرام کنند.
○در واقع معماری به سمتی رفت که افراد نا کار آمدی بیان سر کار که خوب حرف میزنن
ولی در اصل از پس هیچ بحرانی بر نمیان
دقیقا مثل بوریس جانسون .
یا لبنان که بعد از تغییر حسان
کلا بهم ریخت …
یا عراق …
●چرا ؟
چون دنیا وقتی میره به سمت بحران اقتصادی
حد فاصل ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ و تورم
دولت ها باید خوب حرف بزنند
یعنی هیچ کار اند
هیچ توانی ندارند
ولی خوب حرف میزنن
و پشتوانه مردمی خوبی از قبل دارند
●حکومت هایی که پر سر و صدا میان
ولی هیچ کارایی ندارند
اما
۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰
۴ ساله بحران نظامی و جنگ است باید معماری دوباره تغییر بکنه
اما چه معماری ؟
●در جنگ نظامی دو مدل کشور داریم
کشور های قربانی
کشور های حمله کننده …
کشور های قربانی آماده میشند که قدرت های دنیا با یکسان کردن خاکشون
دوباره قدرت مند تر بشن برای آینده …
●حالا سوال اگر ایران تغییرات رخ بده اسرائیل میگه خب ما حمله نمیکنیم ؟
مگه اوکراین بمب اتمش رو تحویل نداد؟
مگه اوکراین نگفت هر چی روسیه بگه ؟
پوتین مگه با خاک یکسان نکرد؟
●دقیقا اوکراین انقلاب نارنجی کرد و بدبخت شد…
• دوره ریاستجمهوری: ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۵
• وضعیت در سال ۲۰۰۰: در میانهی دوره دوم خود قرار داشت.
• خطمشی کلی: سیاست «موازنه» میان روسیه و غرب (نه تقابل مستقیم با مسکو و نه پیوستن سریع به ناتو).
●چرا این دوره مهم است؟
• اوکراین در زمان کوچما کشور حائل (Buffer State) بود؛ نه در مدار کامل روسیه و نه در مدار غرب.
• ارتش و اقتصاد هنوز درگیر اصلاحات ساختاری پساشوروی بودند.
• همین وضعیتِ موازنه باعث میشد تنش نظامی مستقیم با روسیه پایین بماند
تو این دوره اقتصاد اوکراین درست شد
روسیه جرات حمله نداشت …
آخرش چی شد؟
بدبختش کردن چطوری ؟
هیچی روس ها دست به یکی کردن از داخل خود اوکراین نفوذی هاشون یه پرونده فساد الکی براش ساختن …
اونم چی ؟
یه نوار کل اوکراین رو به باد داد…
فکر کن کل مملکت رو مردم با یه نوار به باد دادن و گوشت قربانی جلو روسیه …
محتوای نوارها چه بود؟
در این فایلها، صدایی منتسب به کوچما شنیده میشد که:
• دربارهی ساکتکردن یا «جمعکردن» یک روزنامهنگار منتقد صحبت میکند
• از فشار بر رسانهها و کنترل سیاسی خبر میدهد
• فضای اقتدارگرایی و فساد در بالاترین سطح قدرت را نشان میدهد
بعد چی شد؟
مردم انقلاب نارنجی کردن با اینکه این مرد بزرگ میتونست بازم تو انتخابات شرکت کنه نکرد
فرد مورد نظر روس ها به قدرت رسید
دقیقا ۲۰۱۴ اولین حمله
سپس دلقک زلینسکی اومد و حمله اصلی …
چرا ؟
چون مردم میگفتن ما اقتصاد خوب نمیخواییم
حمله روسیه نمیخواییم
آزادی میخواییم
خب الانم آزاد هستند زیر بمب و موشک روس ها…
نقل است … بعدا پوتین در جلسه ای میگه ما با یک نوار دنیای روس ها رو بزرگ کردیم …
این جمله ما آزادی میخواییم
اقتصاد مهم نیست شما رو یاد چی میندازه ؟Arash analysis:
●سوال چرا نفت همه چیز است
ودر معرض بزرگ ترین رشد تاریخی قرار دارد؟
و دنیا رو تکان میده
به رفتار ترامپ توجه کنید … از ابتدا ۲۰۲۵ …
●ترامپ در سال ۲۰۲۵ هفت کشور را بمباران کرد
کشورهایی که هدف حملات آمریکا قرار گرفتند
• ایران
• عراق
• یمن
• سومالی
• سوریه
• نیجریه
• ونزوئلا
حالا یک قدم عقبتر برو و تصویر کلی را ببین
○ همهی این کشورها نفت دارند
•نفت
• گاز
• ذخایر استراتژیک
• پتانسیلهای انرژیِ دستنخورده
سومالی فعلاً بیشتر «پتانسیل» است
بقیه دارای ذخایر اثباتشده و استخراج فعال هستند
این یعنی نفت آنقدر قرار است گرون بشه که منابع نفتی به شدت مهم هستند …
متوجه باشید ..
جنگ ، جنگ نفته …
لازم نیست مثل من زیاد ستاره شناسی بلد باشید
علم اعداد بدونید ادامه جنگ ها مشخص است
اما چگونه ؟
خیلی ساده…
●یهودی ها خیلی بد هستند ولی کنارش مهربون هستند کد های جنگ ها رو به آدم ها میدن البته اگر باهوش باشند…
چگونه ؟
برگ هاتون میریزه الان
حال کنید آدم با جامع بودن من نیست …
جنگ ونزوئلا رو کدش رو امریکا در بازی کال اف دیوتی داده بود…
عملیات روانی (PsyOp) ونزوئلا شباهت زیادی به مأموریت هفتم بازی ویدیویی Call of Duty: Ghosts دارد؛
جایی که بقایای نیروهای ویژه آمریکا به کاراکاسِ ونزوئلا اعزام میشوند.
این بازی در سال ۲۰۱۳ منتشر شد.
با اینکه خط زمانی داستان بازی بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۸ تنظیم شده، دستکم جالبتوجه است—داستان آن همچنین درگیر ایالات متحده، اسرائیل و درگیریها در خاورمیانه است.
این هم اولین باری نیست که واقعیت با یکی از نسخههای Call of Duty همزمانی پیدا میکند.
داستان Call of Duty: Black Ops II (منتشرشده در ۲۰۱۲) جنگ سرد دومی را به تصویر میکشد که در آن چین و آمریکا بر سر فلزات نادر با یکدیگر درگیر میشوند؛ مأموریتها نیز در سال ۲۰۲۵ رخ میدهند.
سخت است که با دیدن نشانههای روزافزون، مدام به این فکر نکنیم که انگار در یک «واقعیت از پیشنوشتهشده» زندگی میکنیم
اما ادامه چیست ؟
● مراحل جنگ موارد زیر است ؛
1️⃣ Call of Duty: Ghosts
محل جنگ:
• آمریکای لاتین (بهویژه ونزوئلا / کاراکاس)
• فروپاشی نظم جهانی
• عملیاتهای سایهای، PsyOp، نیروهای ویژه
♧ این بازی بیشترین شباهت مستقیم را به سناریوی ونزوئلا دارد.
در Ghosts:
• آمریکا ضعیف شده
• حملات دقیق، اطلاعاتی و روانی جای جنگ کلاسیک را گرفته
• آمریکای جنوبی به میدان عملیات بدل شده
⸻
● Call of Duty: Black Ops II
اما پیش از وویس یه عده به من میگن حامی کمونیست چون از چین تعریف میکنم
بازم دعوت میکنم یه خط کتاب بخوانید چین اصلا کمونیست نیست نکته اول
منم حامی چین نیستم
کار هایی که میکنه رو تعریف میکنم ازش تا با علم روز آشنا شید…
دل بخواه من و شما نیست چین قدرت بعدی دنیاست
من هم نمیگم همه میگن
سوال آیا چین کمونیست است ؟
پاسخ فقط از نظر سیاسی بله اونم چون حزب کمونیست حاکم هستش
ولی آیا مملکت رو سیاست اداره میکنه ؟
یا اقتصاد؟
قطعا اداره کننده یه مملکت اقتصاد هستش نه سیاست
سوال مهم تر اقتصاد چین کمونیستی است؟
● ونزوئلا چیست ؟
ونزوئلا در حال حاضر دارای موارد زیر است:
1. ۲۰۰ تریلیون فوت مکعب ذخایر گاز طبیعی — رتبه ۳۴ جهان
2. ۳۰۰ میلیارد بشکه ذخایر نفت خام — بزرگترین ذخایر جهان
3. ۴ میلیارد تُن ذخایر سنگآهن — به ارزشی نزدیک به ۶۰۰ میلیارد دلار
4. بیش از ۸٬۰۰۰ تُن منابع طلا — بزرگترین ذخایر آمریکای لاتین
5. بیش از ۵۰۰ میلیون تُن ذخایر زغالسنگ
6. ۲٪ از کل منابع آب شیرین تجدیدپذیر جهان
7. مواد معدنی استراتژیکِ استخراجنشده شامل نیکل، مس و فسفاتها
ونزوئلا اکنون یک دارایی «استراتژیک» برای ایالات متحده محسوب میشود.
این متن رو هر کسی بخونه فکر میکنه وای امریکا چه کرد ؟
ولی رک بگم امریکا افتاد تو تله چین…
به بحث میذارم
چین تله بزرگی برای امریکا پهن کرده برای آغاز جنگ جهانی سوم …
● مورد یک ؛
۲۰۰ تریلیون فوت مکعب گاز ؛
گاز داشتن ≠ گاز صادر کردن
حتی اگر عدد ذخایر درست باشد، برای تبدیلش به قدرت/پول باید این زنجیره برقرار باشد:
1. تولید (Upstream): چاهها، فشارافزایی، مدیریت آب/میعانات
2. پردازش و انتقال: پالایش گاز، خطوط لوله، کمپرسورها
3. بازار صادراتی: یا خط لوله به همسایه، یا LNG که نیازمند سرمایهگذاری عظیم و فناوری خاص است
4. ثبات حقوقی/قراردادی برای جذب سرمایه
ونزوئلا دقیقاً در همین حلقهها مشکل داشته: زیرساخت فرسوده، کمبود سرمایه و چالشهای تحریم/ریسک کشور باعث میشود «عدد ذخایر» لزوماً به «دلارِ صادراتی» تبدیل نشود. (در گزارشهای انرژی هم معمولاً روی شکاف بین پتانسیل و توان بالفعل تاکید میشود.
چقدر سرمایه نیازه ؟
حداقل سی میلیارد دلار سرمایه گذاری و ۴ سال وقت نیازه تا بشه این رو به پول رسوند…
پس عملا این عدد روی کاغذ جذابه ولی در عمل یه تله است …
● مورد دوم ؛
۳۰۰ میلیون بشکه نفت ؛
بی کیفیت ترین نفت جهان رو ونزوئلا داره …
این جمله از مشهورترین گزارهها درباره ونزوئلاست و از نظر “ذخایر اثباتشده” در منابع معتبر زیاد تکرار میشود (حدود ۳۰۰+ میلیارد بشکه).
اما عمق ماجرا در تعریف و کیفیت این ذخایر است.
الف) «Proved reserves» دقیقاً یعنی چه؟
تعریف صنعتیِ proved reserves (ذخایر اثباتشده) این است:
حجمی از نفت که با دادههای زمینشناسی/مهندسی «با اطمینان منطقی» و تحت شرایط اقتصادی و عملیاتی موجود قابل برداشت باشد؛ معمولاً با آستانه احتمال نزدیک به ۹۰٪.
یعنی این عدد یک حقیقت ثابتِ فیزیکی نیست؛ یک عدد مشروط است:
• اگر قیمت نفت بالا/پایین برود، proved reserves میتواند بالا/پایین برود.
• اگر فناوری بهتر شود (یا دسترسی به رقیقکننده/آپگریدر فراهم شود)، proved reserves میتواند بالا برود.
• اگر تحریم/ریسک سیاسی هزینهها را بالا ببرد، بخشی از proved میتواند عملاً «غیرقابلاستخراج اقتصادی» شود.
پس «۳۰۰ میلیارد بشکه» بیشتر شبیه یک برآورد مهندسی تحت شرایط است، نه مثل وزن یک سنگ که همیشه ثابت باشد.
ب) قلب این ۳۰۰ میلیارد: نفت فوقسنگینِ کمربند اورینوکو
منابع رسمی مثل EIA تصریح میکنند که بیشتر ذخایر اثباتشده ونزوئلا نفت سنگین و فوقسنگین کمربند اورینوکو است.
این یک نکته حیاتی است، چون نفت فوقسنگین:
• ویسکوزیته بالا دارد (مثل شیره غلیظ) → استخراج سختتر
• معمولاً نیاز به رقیقکننده (diluent) یا آپگریدر دارد تا قابل صادرات/پالایش شود
• هزینه سرمایهگذاری (CAPEX) و نگهداری (OPEX) بالاتر است
• حساسیت زیادی به تحریم، فناوری و قطعات یدکی دارد
پس درست است که «حجم» خیلی بزرگ است، اما «کیفیت و هزینه تولید» باعث میشود نتوانی آن را مثل نفت سبکِ برخی کشورها سریع و ارزان به بازار تزریق کنی
نفت سنگین بدرد نخور ترین نفت دنیاست …
به نظرتون چقدر سرمایه گذاری نیازه ؟
۱۲۰ میلیارد دلار …
تله …
● اما ۸۰۰۰ تن طلا …
عدد «بیش از ۸۰۰۰ تُن طلا» معمولاً به منطقهای به نام Arco Minero del Orinoco (قوس/کمان معدنی اورینوکو) نسبت داده میشود؛ پروژهای که دولت ونزوئلا از ۲۰۱۶ برای توسعه معدنکاری در جنوب کشور مطرح کرد. در گزارشهای رسانهای معتبر هم صراحتاً آمده که دولت ادعا میکند این منطقه «بیش از ۸۰۰۰ تن طلا» دارد.
پس نکته اول:
• این عدد، یک “government estimate/claim” است، نه الزاماً یک «ذخیره اثباتشده مطابق استانداردهای بینالمللی»
نکته بعدی این کمربند سخت ترین کمربند دنیاست عملا استخراج ازش سخت ترین کار دنیاست و بالغ بر
۵۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری نیاز داره .
● حالا تله کجاست ؟
کشور بعدی که امریکا قطعا بلا ونزوئلا رو سرش میاره مکزیک هستش و مقصد بعدی است از الان بدانید
این دام بزرگ تر میشه ….
در واقع رک بگم هم روسیه و امریکا تو تله چین هستند…
چین کامل خودش رو کشیده کنار و ضعف رو داره به رقبا تزریق میکنه …
بخوانید تحلیل رو و لذت ببرید انگار یکی از اتاق فکر چین داره باهاتون حرف میزنه…
● دام اول چین: دام زمان (Time Trap)
چین میداند:
• آمریکا و روسیه هر دو در جنگهای فرسایشی ضعیف میشوند.
• چین لازم نیست کاری بکند؛ فقط صبر کند تا:
• ذخایر ارزی رقبا فرسوده شود
• بدهیها بالا برود
• افکار عمومی خسته شود
• هزینه سیاسی تصمیمگیری بالا برود
● چین استاد این بازی است: طولانی کردن بازی تا حریف خودش اشتباه کند.
⸻
●دام دوم: دام اقتصاد بدون پرچم (Silent Economic Siege)
چین در این سناریو:
• نه تحریم میکند
• نه تهدید نظامی میدهد
• نه بلوف رسانهای میزند
اما:
• زنجیره تأمین فلزات حیاتی (مس، نیکل، REE، فسفاتها) را قفل میکند
• صادرات را «مجوزمحور» میکند، نه ممنوع
• قیمتها را بالا نمیبرد، نایاب میکند
● نتیجه:
• صنایع نظامی آمریکا
• بازسازی روسیه
• انرژیهای نو غرب
همه به چین وابستهتر میشوند، بدون اینکه چین شلیک کند.
● دام سوم: دام انرژی معکوس
در حالی که آمریکا در ونزوئلا درگیر نفت سنگین و پرهزینه است و روسیه زیر فشار صادرات انرژی:
چین:
• نفت ارزانتر را با تخفیف از روسیه میخرد
• قراردادهای بلندمدت یوانی میبندد
• ذخایر استراتژیکش را پر میکند
• و همزمان روی انرژیهای داخلیاش (زغال + هستهای + تجدیدپذیر) قفل میزند
♤ یعنی:
روسیه انرژی را میفروشد تا زنده بماند
چین انرژی را میخرد تا آینده را بخرد
آینده ای که نفت ارزشمندی طلا رو خواهد داشت…
دام مالی – دلار بدون جنگ
وقتی:
• آمریکا همزمان دو جبهه دارد
• هزینه نظامی بالا میرود
• کسری بودجه انفجاری میشود
چین:
• بهآرامی دلار را کنار میگذارد
• تجارت دوجانبه را با ارزهای محلی گسترش میدهد
• طلا را بهعنوان پشتوانه اعتماد استفاده میکند
• سیستمهای پرداخت غیرسوئیفت را «عادیسازی» میکند
♤ نه با شعار «مرگ بر دلار»
بلکه با این پیام:
«اگر خواستی، بدون دلار هم میشود.»
وقتی امریکا چپ و راست قوانین جهانی رو نقض کنه اعتماد بهش کم میشه و اکثر کشور ها رو به استفاده از یوان میارن
چون چین کشور امن دنیا میشه نه امریکا …
● دام پنجم: دام روسیه برای روسیه
این بخش خیلی ظریف است:
چین اجازه میدهد روسیه:
• در جنگ بماند
• ضعیفتر شود
• به بازار چین وابستهتر شود
• و منابعش را با تخفیف بفروشد
اما:
• چین هرگز شریک برابر روسیه نمیشود
• روسیه بهتدریج از «شریک استراتژیک» به تأمینکننده خام تنزل میکند
♤ این همان دامی است که:
• بدون خیانت علنی
• بدون قطع رابطه
• اما با تغییر توازن قدرت
روسیه را به موقعیت پایینتر میبرد.
● دام ششم (نهایی): دام سکوت نظامی
چین در این سناریو:
• تایوان را فعلاً رها میکند
• تنش نظامی را بالا نمیبرد
• اجازه میدهد غرب «آرامش کاذب» حس کند
اما در پشت صحنه:
• فناوریهای دوگانه (AI، نیمهرساناهای جایگزین، کوانتوم، سایبری) را جلو میبرد
• ارتش را برای بازدارندگی نهایی میسازد، نه جنگ فعلی
♤ یعنی:
وقتی دیگران میجنگند، چین نسل بعدی قدرت را میسازد.
این است قدرت چین …
حالا از بعد لایه ای تر ببینید و آکادمیک تر …؛
● وقتی چین کنار میکشد، دو اتفاق میافتد:
• آمریکا مجبور میشود امپراتوریِ لجستیک/امنیت انرژی بازی کند (ونزوئلا/مکزیک = نفت، مهاجرت، کارتل، مرز).
• روسیه مجبور میشود امپراتوریِ فرسایش بازی کند (اوکراین = مصرف منابع، بسیج، تحریم، فرسایش تکنولوژیک).
چین از بیرون نگاه میکند و میگذارد هر دو، به جای تمرکز روی «آینده»، به مدیریت بحرانهای امروز معتاد شوند.
این «آینه» دام است: هر کس در بحران بماند، کمکم سیاستهای اضطراریاش دائمی میشود… و این یعنی انحطاط آرام در توان نوآوری.
دقت کنید وقتی چین داره آینده رو میسازه
روسیه و امریکا فقط و فقط دارن در زمان حال زندگی میکنند
درگیر بحران های روزمره هستند …
این دقیقا تله چین است
هر روز یه داستانی برای این دو کشور درست میکنه تا سر شون گرم باشه …
● اما لایه ای عجیب تر میدونید چیه؟
بهش تو جهان امروز میگن دروازه های نامرئی …
خوب مطالعه کنید این بخش رو براتون خوبه
دانش بهتون اضافه میشه ؛
دروازه های نامرئی در جهان امروز ؛
(کتابی درباره این موضع بزودی از من چاپ خواهد شد)
جنگ بر سر استاندارد، نه سرزمین
اصل بنیادین
در دنیای مدرن:
کسی که استاندارد را مینویسد، حتی اگر ضعیفتر باشد، برنده است.
چرا؟
چون استاندارد یعنی:
• چه چیزی «سازگار» است
• چه چیزی «ایمن» است
• چه چیزی «قابل اتصال» است
• چه چیزی «قابل بیمه و تامین مالی» است
و هر چیزی که خارج از استاندارد باشد:
• گرانتر است
• دیرتر ساخته میشود
• یا اصلاً وارد بازار نمیشود
مثال بزنم ؟
الان کل دنیا از چی استفاده میکنند فناوری 5g به بالا ، استاندارد این فناوری در دست چین است …
یعنی کل دنیا به فناوری چین متصل هستش ..
در 5G:
• چین (با هواوی و ZTE) اول استانداردها را در ITU و 3GPP شکل داد
• آمریکا بعداً گفت: «این خطر امنیتی است»
● اما مشکل چه بود؟
• شبکههایی که با استاندارد چینی ساخته شده بودند، از نظر فنی بهتر/ارزانتر/سریعتر بودند
• حذف آنها یعنی بازسازی کامل زیرساخت با هزینه چند برابر
□ نتیجه:
• آمریکا هواوی را تحریم کرد
• اما جهانِ جنوب (آفریقا، آمریکای لاتین، بخشهایی از آسیا) استاندارد چینی را پذیرفت
• چین باخت رسانهای داد، اما برد سیستمی گرفت
این دقیقاً همان دامی است که حالا در مقیاس بزرگتر میخواهد تکرار کند
یعنی کل دنیا از فناوری و استاندارد چین داره استفاده میکنن ولی تو رسانه مثلا تحریم است…
این دقیقا یعنی چی ؟
● وقتی آمریکا در ونزوئلا/مکزیک درگیر است و روسیه در اوکراین:
چین:
• بهجای مداخله، میرود سراغ:
• استاندارد باتری
• استاندارد شبکه برق
• استاندارد مواد معدنی
• استاندارد حملونقل صنعتی
• استاندارد ایمنی و محیطزیست
اینها کجا نوشته میشوند؟
• کمیتهها
• نهادهای فنی
• کنسرسیومها
• نه تیتر اول CNN یا BBC
● جنگ واقعی آنجاست که خبرنگار ندارد.
فرض کن:
• آمریکا یا روسیه بخواهد ناوگان نظامی/غیرنظامی برقی کند
• یا زیرساخت ذخیره انرژی بسازد
سؤال:
• باتری با چه شیمی؟
• چه ولتاژی؟
• چه سیستم مدیریت (BMS)؟
• چه پروتکل ایمنی؟
• چه استاندارد بازیافت؟
چین:
• با LFP، NMC، سدیم-یون
• با استانداردهای شارژ، اتصال، تست حرارتی
کاری کرده که:
اگر خارج از اکوسیستم چین باشی،
یا باتریات گرانتر است، یا دیرتر آماده میشود، یا بیمه نمیشود.
□ این یعنی:
• حتی اگر آمریکا پول داشته باشد
• بدون استاندارد چین، زمان را میبازد
و زمان = قدرت
اما ظریف تر…؛
استاندارد چین برای مواد معدنی نایاب که در انحصار خودش هستش ؛
این بخش خیلی خطرناک است.
چین نمیگوید:
«نیکل یا عناصر نادر نمیدهم»
بلکه میگوید:
«این مواد باید مطابق استاندارد X تصفیه، گواهی و ردیابی شوند»
حالا اگر:
• کارخانه تصفیه تو با استاندارد چین سازگار نباشد
• یا دادههای ردیابیات در اکوسیستم چین نباشد
نتیجه:
• بانکها تامین مالی نمیکنند
• بیمهها ریسک را بالا میبرند
• مشتری صنعتی عقب میکشد
این یعنی تحریم نامرئی
بدون تحریم رسمی.
اینجا ضربه نهایی است.
وقتی:
• آمریکا و روسیه درگیر جنگ و امنیتاند
• چین آرام، کمیته به کمیته، استاندارد مینویسد
۱۰ سال بعد:
• کارخانهها
• شبکهها
• لجستیک
• نرمافزارهای صنعتی
همه روی استانداردی ساخته شدهاند که:
اگر چین قطع شود، سیستم نمیخوابد… اما فلج میشود
نه سقوط میکند، نه انفجار—
فقط کند، پرهزینه و ناکارآمد میشود.
حالا چرا این مسیر از هر جنگی خطرناک تر است ؟
چون:
• جنگ دشمن دارد → اتحاد میسازد
• استاندارد دشمن ندارد → همه «داوطلبانه» تبعیت میکنند
کشورها میگویند:
«ما که مجبور نشدیم، این فقط استاندارد فنی است»
اما بعد میبینند:
«بدون این استاندارد، پروژهمان نمیچرخد»
آمریکا و روسیه را میگذارد درگیر زمین و جنگ شوند
خودش (چین)آسمان قوانین را مینویسد
و هر کس بخواهد در آینده نفس بکشد، باید از دروازههای او عبور کند.
حالا سوال آینده در اختیار چه چیزی است ؟باتری ها و ذخیره ساز های انرژی …
ببینیم خیلی علمی چین چطور دنیا رو تحت سلطه برده…
باتری و ذخیرهسازی انرژی: چرا آمریکا باخت و چین برد؟
در ظاهر، آمریکا هنوز فناوری دارد، سرمایه دارد و بازار دارد؛
اما در عمل، چین بازی را با «استاندارد» برده، نه با تکنولوژی خام.
⸻
1) رویکرد پایه
• چین: باتری را «زیرساخت ملی و شبکهای» دید
• آمریکا: باتری را «محصول تجاری و رقابتی بازار آزاد» دید
نتیجه:
چین استاندارد نوشت؛ آمریکا دنبال رقابت شرکتی رفت.
⸻
2) شیمی باتری
• چین: LFP و سدیم-یون را بهعنوان استاندارد پیشفرض Grid Storage جا انداخت
• ارزانتر
• ایمنتر
• بدون فلزات ژئوپلیتیکی (نیکل/کبالت)
• آمریکا: روی NMC پرچگال متمرکز ماند
• گرانتر
• پرریسکتر از نظر ایمنی
• وابسته به زنجیره فلزات خارجی
نتیجه:
باتری آمریکایی «بهتر روی کاغذ»، اما ردشده در پروژههای مقیاس ملی.
⸻
3) ایمنی و مجوز
• چین: باتری را طوری طراحی کرد که استانداردهای آتش و ایمنی را ذاتاً پاس کند
• آمریکا: ایمنی را با سیستمهای جانبی، بیمه گران و فاصلهگذاری جبران کرد
نتیجه:
پروژه چینی سریعتر مجوز گرفت؛
پروژه آمریکایی دیرتر، گرانتر و پرریسکتر شد.
⸻
4) BMS و اتصال به شبکه
• چین: BMS را با استانداردهای شبکه (مثل IEC) یکپارچه کرد
• آمریکا: BMSهای پراپرتایری و جدا از شبکه داشت
نتیجه:
باتری چینی «جزئی از مغز شبکه» شد؛
باتری آمریکایی فقط «یک جعبه ذخیره».
⸻
5) بازیافت و فاینانس
• چین: بازیافت و ردیابی را شرط استاندارد کرد
• آمریکا: بازیافت را مرحله بعدی و اختیاری دید
نتیجه:
بانک و بیمه به پروژههای چینی اعتماد کردند؛
پروژههای آمریکایی از نظر مالی زمینگیر شدند.
⸻
جمعبندی نهایی (خیلی شفاف)
آمریکا در باتری فناوری را باخت نکرد؛
آمریکا جنگ استاندارد را باخت.
چین:
• استاندارد نوشت
• اکوسیستم ساخت
• و باتری را به «پیشفرض بازار» تبدیل کرد
آمریکا:
• محصول ساخت
• رقابت کرد
• اما وارد سیستمی شد که قواعدش را خودش ننوشته بود
نتیجه نهایی:
باتری آمریکایی ممکن است کار کند،
اما باتری چینی بازار را قفل کرده
حالا زمین مهم ؟ یا استاندارد؟
اما کجا چین دنیا رو به زانو اوورده…
عملا چین نباشه دنیا راه تنفس هم نداره…
در فلزات حیاتی، «معدن داشتن» ارزش اصلی نیست؛ تصفیه و تبدیل به گرید صنعتیِ موردنیاز ارزش اصلی است.
• مس: برای صنعت برق و کابل، گریدهای بسیار مشخص لازم است (مثلاً کاتد با ناخالصی بسیار پایین).
• نیکل: بازار باتری به “Battery-grade” (مثل نیکل سولفات با خلوص مشخص) حساس است؛ اگر کیفیت نوسان کند، کل خط تولید باتری مشکل پیدا میکند.
• REEs (عناصر نادر): فقط استخراج سنگ نیست؛ جداسازی (separation) و تولید اکسید/فلز با خلوص بالا و پایدار مهم است.
• فسفات: برای کود و مواد شیمیایی، میزان فلزات سنگین/آلودگیها و استاندارد فرآوری مهم است.
● چین این “گرید صنعتی” را در مقیاس عظیم تولید میکند، پس استانداردِ عملیِ بازار را با حجم خودش مینویسد.
آمریکا معمولاً در استخراج یا تحقیق خوب است، اما در میاندست (refining / processing) عقب میافتد؛ یعنی همان نقطهای که ارزش و کنترل ایجاد میشود.
شکست آمریکا اینجاست: معدن یا پروژه بدون مسیر تصفیهی قابل اتکا، برای بازار مثل «نیمهکالا» است؛ خریدار صنعتی ریسک نمیکند.
حالا نکته اینجاست آنقدر فناوری ها پیچیده شده دیگه هر فلزی کاربرد نداره یعنی مس یه نقطه شاید مس باشه ولی بی ارزش
در واقع الان تو صنعت میگن تو فلز نمیخری داستان اون فلز رو میخری
اما چطور ؟
امروز فقط “فلز” نمیخری؛ داستان فلز را هم باید ارائه بدهی:
• از کدام معدن؟
• با چه شرایط کاری/حقوقی؟
• با چه استانداردهای محیطزیست؟
• با چه مسیر حمل؟
• آیا “قانونی و قابلتأیید” است؟
چین لازم نیست بگوید «فلز نمیدهم». کافی است زنجیرهای بسازد که:
• داده و گواهی و ردیابی را ساده و یکپارچه ارائه دهد،
• و زنجیرههای غیرهمسو را پر اصطکاک و پرهزینه کند.
آمریکا و متحدانش معمولاً روی ردیابی سختگیرترند، اما مشکلشان این است:
• سیستمها پراکندهاند،
• استانداردها چندگانهاند،
• و اجرای پروژهها کند میشود.
شکست آمریکا اینجاست:
سختگیری بدون ظرفیت صنعتیِ سریع، باعث میشود پروژهها دیر برسند و سرمایه فرار کند.
حتی اگر نیت “پاکتر” باشد، وقتی سرعت ساخت پایین است، نتیجهاش این میشود که صنعت میگوید:
«من به فلز الان نیاز دارم، نه ده سال دیگر.»