Arash analysis:
تبریزی ها
لر ها
نابغه میخوایین ،؟
در دل تاریخِ پرفراز و نشیب ایران، مردمانی بودهاند که با وجود نبوغ و بزرگیشان، در سایهی زمانه گم شدند؛ نامهایی که نه بر در و دیوار خیابانها نشستند، نه در کتابهای درسی جا گرفتند، اما هرکدام ستونی بودند در بنای فرهنگ و اندیشهی این سرزمین.
تبریز، شهر دانایی و خیزشهای فکری، روزگاری میزبان مردی بود چون ملا رجبعلی تبریزی که در سکوتِ حکمتورزی، فلسفهی مشرقزمین را صیقل داد و حلقهای شد میان حکمت مشاء و اشراق. همان شهر، سالها پیشتر، شاعری به نام قطران تبریزی را پرورد، که نخستین صدای پارسیسرایی در آذربایجان بود، اما شعرهایش به زیر غبار زمان خزید و از یادها رفت.
در همان کوچهپسکوچههای خیال، همام تبریزی میزیست که غزل را با عرفان آمیخت و راهی را رفت که تنها بزرگان شعر آن را میپیمودند. در زمانهای دیگر، مردی برخاست که پدر مدرسههای نوین ایران شد؛ میرزا حسن رشدیه، که آموزش را از تاریکی نجات داد و چراغی شد برای فرزندان این خاک. و چه مظلومانه پایان یافت داستان ثقةالاسلام تبریزی، روحانیِ مشروطهخواه، که جانش را پای آزادی نهاد، اما نامش هرگز بر تابلوی خیابانهای اصلی ننشست.
در آنسوی زاگرس، لرستان با غرور خاموش خود، فرزندان دانایی به ایران هدیه کرد. از آن جمله بود ملا پریشان لکی، شاعری پنهان در مهِ تاریخ که به زبان لکی سخن میگفت و شعرش، همچون نجوای روح لرها، در دل کوهها طنین انداخت. سالها بعد، از خاک بروجرد مردی برخاست، سید جعفر شهیدی، مورخ و ادیبِ دین و زبان، که با قلم خود، جان به کلمات مرده داد و روایتهایی تازه از صدر اسلام نوشت.
در همان خطه، آیتالله نورالدین الهاشمی، پرچمدار مبارزه و عدالت شد؛ فقیهی که در سکوت، مقابل استعمار ایستاد، اما نامش در تاریخ سراسری گم شد. موسیقی لرستان نیز یک نابغه کمنظیر داشت، علیاکبر شکارچی، که با کمانچهاش آواز روح کوه و ایل را به گوش جهان رساند، بیآنکه زرق و برق رسانهها نامش را فریاد کنند. و سرانجام نصرتالله سپهوند، پژوهشگری که عمرش را وقف گردآوری فرهنگ بومی کرد، بیآنکه قدرش در روزگار دیده شود.
اینان، پارههایی از آینهی ملتاند که بازتابشان کمرنگ مانده است؛ ولی در تار و پود این خاک، هنوز صدایشان هست، هنوز ردپایشان در فرهنگ ما باقیست؛ اگر فقط کسی باشد که گوش بسپارد و قدم در راهشان بگذارد
اسم اینا رو به بچه هاتون یاد بدید ….
کاش بفهمید کوچیک ترین کار هایی که میکنید تو این مملکت تو شکل بزرگ تاثیر میذاره
حمایت هاتون ،عدم حمایت هاتون
مسیر آینده یه مملکت رو عوض میکنه ….
Arash analysis:
میدونم این حرفا عجیبه براتون ولی
، در اول ژوئن، جایی است که مشتری قرار دارد، برچسب سبز، آبی زحل، صورتی نپتون و نارنجی اورانوس است. خط سبز و نارنجی برای زاویههای خشکسالی و سیل استفاده میشود.
حالا نقشه طبیعت چیست ؟
تصویری که میبینید چرخه ۴۴ گن برای پیشبینی آب و هوایی است
(علمی که تو دنیا کلا ۱۰ نفر بلد هستن)
خوب بخوانید بهتون کمک میکنه بدانید چه کنید
چون تغییرات اب و هوایی گسترده در کل دنیا
میزان ارزشمندی زمین ها و ملک ها رو تغییر میده.
«دلیل تغییرات آبوهوا، تقدم اعتدالین (Precession of the Equinoxes) است. من در اینجا از تاریخ ۸ مارس ۱۶۵۶ (زمان سیل نوح) استفاده کردهام که خورشید در نشانهٔ برج حمل (Aries) قرار داشت. همان خورشید در برج حمل در سال ۲۰۲۵، به تاریخ ۱۴ آوریل ۲۰۲۵ میرسد. این تفاوت ۳۷ روزه نشان میدهد که کل این چرخه در ۲۵٬۹۲۰ سال کامل میشود. این موقعیت در طول ۳۶۸۱ سال حدود ۱۰۰ درجه جابهجا شده است. هر نشانه (صورت فلکی) به طور میانگین ۲۱۶۰ سال طول میکشد. پس اگر ۲۱۶۰ سال را در ۱۲ ضرب کنیم، به عدد ۲۵٬۹۲۰ میرسیم. چرخۀ داخلی مربوط به سال ۱۶۵۶ پیش از میلاد است. در آن زمان تمام سیارههای اصلی در نشانههای “مرطوب” بودند و دوباره چنین رخدادی رخ خواهد داد، اما احتمالاً ۲۰٬۰۰۰ سال دیگر اتفاق میافتد. در حال حاضر ما ۳ سیارهٔ اصلی در نشانههای مرطوب داریم، اما در آن زمان ۵ سیاره وجود داشت. این همان دلیلی است که «گان» (Gann) انجیل را برای یافتن چرخهها مطالعه میکرد؛ چون سن تمام پدرسالاران (Patriarchs) از زمان تولدشان روی هم عدد ۱۶۵۶ سال را میدهد (اشاره به بازهای که به توفان نوح مربوط است). گان بعضی از چرخههای مربوط به پدرسالاران را در آخرین دورهٔ (کتاب) پنبهٔ خود در صفحات ۱۲۶ و ۱۲۷ (دربارهٔ عدد ۱۴۴) رمزگذاری کرده است. ۱۴۴ ضربدر ۱۱٫۵ برابر ۱۶۵۶ است. میدانید ۱۱٫۵ یکسی و دوم از دایره است. ۱۱٫۵ سال تقریباً نزدیک به میانگین چرخهٔ لکههای خورشیدی است. همین مقدار اطلاعات کافی است برای امروز.
پس ما فعلا ۳ سیاره مرطوب داریم
و مطمئن هستیم که ۲۰ هزار سال دیگه اتفاقی دقیقا مثل سیل نوح در کل کره زمین رخ میده .
اما وضعیت الان با ۳ سیاره مرطوب چه میشود؟
موقعیت سیارات در سه سال آینده (بهطور تقریبی)
• نپتون (Neptune) از سال ۲۰۱۱ تا حدود ۲۰۲۶/۲۰۲۷ در نشانهٔ ماهیها (حوت، Pisces) است. حوت یکی از سه نشانهٔ آبی محسوب میشود. بنابراین در تمام بازهٔ ۳ سال آینده (تا حدود ۲۰۲۶) نپتون در حوت میماند.
• زحل (Saturn) از اسفند ۱۴۰۱ / مارس ۲۰۲۳ وارد حوت شد و تا حدود اردیبهشت یا خرداد ۱۴۰۵ / مه یا ژوئن ۲۰۲۶ در این نشانه خواهد بود. پس زحل هم طی این سه سال در نشانهٔ آبی-مرطوب باقی میماند.
• مشتری (Jupiter) در اردیبهشت ۱۴۰۲ / مه ۲۰۲۳ وارد ثور (Taurus) شد (که نشانهٔ خاکی است)، سپس در حدود خرداد ۱۴۰۳ / ژوئن ۲۰۲۴ به جوزا (Gemini، نشانهٔ هوایی) میرود و در حوالی تیر ۱۴۰۴ / ژوئیه ۲۰۲۵ وارد سرطان (Cancer) خواهد شد که یک نشانهٔ آبی است. مشتری تا حدود اواسط تابستان ۱۴۰۵ / ۲۰۲۶ در سرطان باقی میماند.
تا اواسط ۱۴۰۴ (۲۰۲۵)
• زحل و نپتون در حوت میتواند به صورت نمادین نشاندهندهٔ موضوعاتی مثل «کشمکشهای مرتبط با آب»، «ابهام در منابع آبی»، «بارشهای نامنظم» یا حتی «سرریز آبها/سیل موضعی» باشد. اما چون مشتری در نشانههای خاکی و هوایی قرار دارد (ثور و سپس جوزا)، در تعبیر سنتی، «شدت» عنصر آب ممکن است محدودتر باشد و بیشتر حالت عدم قطعیت یا پراکندگی داشته باشد تا یک سیل فراگیر.
دلیل اصلی رو به خشکسالی الان مشتری است .
• در این بازه، بهویژه اوایل ورود زحل به حوت (۱۴۰۲-۱۴۰۳ / ۲۰۲۳-۲۰۲۴)، ممکن است بارشهای مقطعی، پراکندگی باران در مناطق خاص یا حتی خشکسالی در بخشی و سیلاب
از تابستان ۱۴۰۴ (ژوئیه ۲۰۲۵) تا اواسط ۱۴۰۵ (۲۰۲۶)
تا الانم سیل های زیادی که در دنیا و حتی ایران داشتم در چند سال اخیر بخاطر وجود زحل در حوت بوده
ولی خب مشتری هم روی نشان خشکسالی بوده بخاطر همین چرخه آبی تکمیل نشده .
:
سوال دریاچه ارومیه چرا آنقدر سطح آب پایینی پیدا کرده ؟
مشکل از عدم بارش ها هستش ؟
یا سوال واضح تر مشکل کم آبی کشور بخاطر کاهش بارش ها هستش ؟
به نمودار خوب نگاه کنید
مسئولین شما هم بخوانید اطلاعات تون زیاد شه شاید یه کاری کردید
مسئله اول ؛
الگوی بارش (نمودار میلهای آبی)
• میزان بارش در طول این ۲۸ سال نوسانات طبیعی داشته ولی روند کلی نسبتاً ثابت باقی مانده است.
• اوج بارشها در سالهای:
• ۱۳۷۲ (۴۴۴ میلیمتر)
• ۱۳۸۲ (۴۳۶ میلیمتر)
• ۱۳۸۴ (۴۳۳ میلیمتر)
• ۱۳۹۸ (۴۹۴ میلیمتر – بیشترین بارش کل دوره)
• کمترین بارش در:
• سال ۱۳۸۶ (۱۹۵ میلیمتر)
• سال ۱۳۹۹ (۲۶۶ میلیمتر)
این الگو نشان میدهد که هیچ روند کاهشی ممتد یا معناداری در بارشها دیده نمیشود و میانگین بارشها در بازه بلندمدت نسبتاً پایدار باقی مانده است
حالا ببینیم با اینکه بارش ها کم نشده
سطح آب دریاچه ارومیه چرا آنقدر پایین اومده
((مسئله دوم))
از ابتدای نمودار (۱۳۷۲) سطح آب حدود ۱۲۷۵.۵ متر بوده که به صورت پیوسته و یکنواخت کاهشی تا حدود ۱۲۷۰ متر و کمتر در پایان بازه (سال ۱۴۰۰) رسیده.
• حتی در سالهایی که بارش زیاد بوده (مثلاً ۱۳۸۲، ۱۳۸۴، ۱۳۹۸)، افزایش تراز دریاچه موقتی و بسیار محدود است.
• بنابراین، کاهش تراز دریاچه یک روند ساختاری و پایدار است نه واکنشی به نوسانات بارش.
خب حالا مشکل چیست ؟
چرا مشکل کم آبی رو داریم
با اینکه بارش ها تغییر آنچنان نکرده
نتیجه: کاهش سطح آب نه ناشی از کاهش بارندگی، بلکه متاثر از دیگر عوامل انسانی و محیطی است.
دو مسئله آب دریاچه ارومیه رو کاهش داده
اول سد سازی بر رود هایی که به دریاچه میریزد
دوم ؛توسعه کشاورزی و صنعت به اشتباه در کل کشور
نکته پر واضح
کشور قادر به ایجاد شغل های سطح اول دنیا نیست
و همین مسئله
صنایع اشتباه
و گسترش کشاورزی سنتی رو به همراه داشته
که هم آب رو تلف میکنن
و هم برق را …
تا زمانی که حاکمیت به دنبال ایجاد شغل های درجه اول دنیا حرکت نکنه و مردم به دنبال شغل های دم دستی برن
مشکل کم آبی و بی برقی از این مملکت نخواهد رفت.
پس این مقدمه ای میشه برای شما
برای آغاز معرفی شغل های درجه اول دنیا
منتظر باشید.
از پایه ایران هیچ کشاورزی سنتی نباید داشته باشه و همه اش باید جمع شه
و اکثر صنایع ایران باید جمع بشن
و مردم رو باید توانمند کنید برای انجام شغل های سطح یک که نیاز جهانی دارند
ایرانی جماعت فکر کرد صنایع یعنی
مبل سازی و لباس دوختن و این حرفا …
بخدا اشتباهه
یه نکته عجیب ؛
ایران یک میدان گازی هیدراته در دریای عمان دارد که بزرگتر از پارسجنوبی است.
اصغر ابراهیمیاصل معاون اسبق وزیر نفت:
یک میدان گاز هیدراته وجود دارد که بین ایران و عمان مشترک است و حجم گاز آن از میدان پارسجنوبی بیشتر است. با توسعه این میدان، ایران تا ۵۰ سال آینده مازاد گاز خواهد است.
حالا فکر میکنید چرا این میدان گازی به درد ما نمیخوره …
ساده است
فناوری برداشت از این نوع میدان گازی فقط در اختیار چین و ژاپن هستش …
حالا مسئولین بازم بگم بهتون
گاز کم دارید راهش رو بدانید
تولید گاز از هیدراتهای گازی (Gas Hydrates) یا همان یخهای حاوی مولکولهای گاز (عمدتاً متان) فرایندی چالشبرانگیز و حساس است. این هیدراتها ساختارهای کریستالیای هستند که در دما و فشار بالا در بستر دریا یا لایههای رسوبی یخزده تشکیل میشوند. برای استخراج و تبدیل آنها به گاز قابل استفاده، باید پیوند مولکولهای آب با گاز شکسته شود.
حالا شما دو راه دارید این گاز رو استخراج کنید که برق مردم رو قطع نکنید …:
راه اول معایت زیادی داره ولی راحته ؛
روش کاهش فشار (Depressurization)
• مکانیزم: با کاهش فشار مخزن (مثلاً از طریق چاه استخراج)، گاز محبوسشده در ساختار هیدرات آزاد میشود.
این روش راحته ولی خب نشت زیادی داره و به دریا آسیب میزنه.
روش بعدی که چین و ژاپن بلد هستند ؛
تزریق دی اکسید کربن؛
دی اکسید کربن رو تزریق میکنید و باعث میشه متان جایگزین
در شرایط خاص، تزریق گاز CO₂ میتواند باعث جایگزینی مولکول متان در قفس هیدرات شود و در عین حال هیدرات CO₂ (که در همان شرایط پایدارتر است) تشکیل گردد؛ بنابراین، متان آزاد میشود و CO₂ در سازند باقی میماند.
حالت روش پر هزینه رو بهتون میگم
مهندس های اصلی این روش رو میتونید تو شرق اروپا پیدا کنید :
ابتدا چاه یا مجموعه چاههای عمودی/افقی در لایه حاوی هیدرات حفر میشود
.
در مرحله بعد، گاز CO₂ (گاهی به صورت خالص یا بههمراه درصدی نیتروژن برای افزایش سرعت تبادل) از طریق چاههای تزریق وارد سازند هیدراتی میشود.
• هدف: تماس مستقیم CO₂ با هیدرات متان، تا واکنش تبادل مولکولی صورت پذیرد.
.
در اثر ورود CO₂، بهتدریج متان از ساختار هیدرات آزاد میشود و در فاز گازی (یا گاهی آبی-گازی) به سمت چاههای تولید حرکت میکند.
.
متان آزادشده از طریق چاه تولید و تجهیزات سطحی (Pipeline یا شناور FPSO، بسته به دریایی یا خشکی بودن سایت) جمعآوری و فرآورش میشود.
حالا برید کپسول کنترل آلودگی هوا بخرید
بذارید توی تهران
آلودگی تهران تموم میشه
و از همین کربن دی اکسید برای استخراج گاز استفاده کنید.
امروز متوجه شدید قیمت گندم بشه اندازه قیمت دنیا
به استارت اپ ها گیر ندید کارشون رو بکنن
یه فناوری درست تو میدان گازی استفاده کنید
مشکلات کشور حل میشه
پس راه مذاکره نیست
مسئولین کشور بازم یه متن دارم بخوانید شرمساری رو ترجمه جدیدی کردید …
یه زمانی همین ۵ سال پیش ایران قوی ترین سیستم استارت آپی خاورمیانه رو داشت
بعد الان اعراب واسه ما حرف از هوش مصنوعی میزنن ….
از اکوسیستم پیشرو تا انسداد کامل: چه شد که استارتاپهای ایرانی سقوط کردند؟
تا کمتر از یک دهه پیش، ایران در حوزهی فناوری و نوآوری در خاورمیانه، بیرقیب بود. ظهور دیجیکالا بهعنوان یکی از بزرگترین خردهفروشیهای آنلاین منطقه، رشد انفجاری اپلیکیشنهای تاکسی اینترنتی مثل تپسی و اسنپ، موفقیت پلتفرمهای تخفیف گروهی نظیر نتبرگ، راهاندازی اپاستورهای بومی، توسعهی نقشههای بومی مانند بلد و نشان، و پیشرفتهای چشمگیر در خدمات پرداخت، زیرساختهای ابری، رایانش ابری و حتی هوش مصنوعی—همه و همه نشان میدادند که ایران میتواند به هاب تکنولوژی منطقه تبدیل شود.
اما امروز، ترکیه یونیکورنهای جهانی دارد؛ امارات میزبان دفاتر مرکزی شرکتهای چندملیتی است؛ عربستان دهها میلیارد دلار در «نیوم» و «صندوق سرمایهگذاری عمومی» تزریق کرده؛ حتی اردن، با منابع و جمعیتی محدودتر، صاحب استارتاپهایی شده که توانستهاند بازارهای بینالمللی را تسخیر کنند.
و ایران؟
اکوسیستمی که میتوانست میلیارد دلاری شود، به حاشیه رفت؛ بسیاری از نیروهای متخصص و کارآفرینان از کشور مهاجرت کردند؛ صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر یکییکی تعطیل شدند؛ و فضای عمومی، بهجای حمایت از نوآوری، به میدان تردید، سرکوب و امنیتیسازی بدل شد.
اما چرا؟ چه شد که مسیر پیشرفت قطع شد؟
⸻
پشتپردهی فروپاشی: ماجرای شبنامهها و ترور روانی نوآوری
یکی از اصلیترین عوامل این عقبگرد، پدیدهای بود به نام شبنامه.
مجموعهای از مطالب بینام و نشان که با محتوای مبهم، شبهاتهامی، و بدون سند، مدیران استارتاپها، سرمایهگذاران، و شرکتهای دانشبنیان را هدف قرار میدادند. در این شبنامهها، واژگانی مانند «تغییر»، «شفافیت»، «IPO»، «استارتاپ»، یا «شبکه نوآوری» بهجای آنکه مفاهیمی مثبت تلقی شوند، بهعنوان واژههای کلیدی تهدیدزا مطرح میشدند.
این مطالب، در زمانی که شرکتها در تلاش برای جذب سرمایه، گسترش بازار، ورود به بورس یا عقد قراردادهای بینالمللی بودند، عملاً اعتبارشان را در میان نهادهای دولتی و افکار عمومی تخریب میکردند. حتی برخی از این شبنامهها بهصورت مستقیم به مسئولین کشور فرستاده میشدند تا جو بیاعتمادی را عمیقتر کنند.
نتیجه، ترور شخصیتی نخبگان، ریزش اعتماد عمومی، دلسردی سرمایهگذاران، و شکلگیری یک فضای مسموم در درون خود اکوسیستم بود. بهجای همافزایی، رقابت سالم و گسترش نوآوری، فضای استارتاپی کشور به جنگل بدبینی و شک تبدیل شد.
⸻
فرار مغزها: وقتی بهترینها رفتند
فقط در یک شرکت، بیش از ۱۰ مدیر ردهبالا، توسعهدهندهی ارشد و متخصص داده، در دهه سوم زندگی خود، ایران را به مقصد کشورهای دیگر ترک کردند. این عدد در سطح کلان، به هزاران نفر میرسد.
مهاجرت آنان فقط از جنس فنی نبود؛ آنان حاملان دانش راهاندازی، مدیریت، تأمین مالی، برندینگ، محصولسازی، و رشد مقیاسی (scale-up) بودند. و با رفتن آنها، ایران نهتنها از سرمایه انسانی، بلکه از حافظهی عملیاتی و تجربی در صنعت دیجیتال تهی شد.
⸻
دولت و رگولاتور: سکوت یا تبانی؟
نکتهی تلختر اینکه نهتنها کسی با نویسندگان این شبنامهها برخورد نکرد، بلکه در بسیاری موارد، گفتمان آنها به گفتمان غالب در نهادهای تصمیمگیر تبدیل شد. جلسات نظارتی، استعلامهای نهادهای امنیتی، و توقف پروژهها بر اساس همین محتواها صورت میگرفت. حتی برخی از مدیران دولتی، بدون تحقیق، روایتهای این اسناد غیررسمی را پذیرفته و اقدام به محدودسازی، توقف یا حتی تهدید رسمی استارتاپها کردند.
⸻
وضعیت امروز: خالی شدن میدان از بازیگران خصوصی
در سالهای اخیر، جریان سرمایهگذاری خصوصی تقریباً به صفر رسیده است. شرکتهای خصوصی ریسک نمیکنند. VCهای واقعی یا تعطیل شدهاند یا مهاجرت کردهاند. تنها سرمایهگذاران باقیمانده، صندوقهای دولتی یا شبهدولتی هستند که یا به دنبال اهداف سیاسیاند یا با سازوکار ناکارآمد دستوپنجه نرم میکنند.
در حالیکه در همان سالها:
• ترکیه صاحب یونیکورنی مثل Getir و Peak Games شد؛
• امارات توانست با DIFC و ADQ اکوسیستم خود را به جهان پیوند بزند؛
• عربستان از طریق PIF دهها میلیارد دلار روی استارتاپها سرمایهگذاری کرد؛
• و حتی مصر و اردن به پلتفرمهای جذب سرمایه جهانی متصل شدند.
⸻
سؤال پایانی
چه کسانی شبنامهها را نوشتند؟
چه نهادی پشت آنها بود؟
بودجهی این عملیات تخریب روانی از کجا تأمین میشد؟
و مهمتر از همه: چرا حتی یک نفر در این پرونده پاسخگو نشد؟
زمان آن رسیده که با شفافیت و مسئولیتپذیری، گذشته را بررسی کنیم، واقعیتها را بپذیریم، و برای نجات باقیماندههای اکوسیستم، مسیر جدیدی را آغاز کنیم. اگر هنوز هم زمانی باقی مانده باشد
●وقتی جو رو امنیتی کردید
اینا رو زوری بردید تو بورس
گند خورد به میلیارد ها دلار پولی که میتونیست به وجود بیاد…
منبع کانال تلگرامی Arash analysis