ما که فناوری خاصی تو ایران نداریم
که صادر کنیم
یکی از بهترین موارد صادراتی ایران کیک و شیرینی و نون هستش
که به شدت خوبه تو ایران و خلاقیت داره
خب ببینید چه بلایی سر مردم آوردید؟
بخدا این مسلمانی نیست
بخدا نیست ،..
دانه کوچک بود و کسی او را نمیدید. سالهای سال گذشته بود و او هنوز همان دانه کوچک بود.
دانه دلش میخواست به چشم بیاید، اما نمیدانست چگونه. گاهی سوار باد میشد و از جلوی چشمها میگذشت. گاهی خودش را روی زمینه روشن برگها میانداخت و گاهی فریاد میزد و میگفت:
"من هستم، من اینجا هستم، تماشایم کنید .”
اما هیچکس جز پرندههایی که قصد خوردنش را داشتند یا حشرههایی که به چشم آذوقه زمستان به او نگاه میکردند، به او توجهی نمیکرد.
دانه خسته بود از این زندگی؛ از این همه گم بودن و کوچکی خسته بود. یک روز رو به خدا کرد و گفت:
"نه، این رسمش نیست. من به چشم هیچکس نمیآیم. کاشکی کمی بزرگتر، کمی بزرگتر مرا میآفریدی.”
خدا گفت:"اما عزیز کوچکم! تو بزرگی، بزرگتر از آنچه فکر میکنی. حیف که هیچ وقت به خودت فرصت بزرگشدن ندادی. رشد ماجرایی است که تو از خودت دریغ کردهای. راستی یادت باشد تا وقتی که میخواهی به چشم بیایی، دیده نمیشوی. خودت را از چشمها پنهان کن تا دیده شوی.”
دانه کوچک معنی حرفهای خدا را خوب نفهمید، اما رفت زیر خاک و خودش را پنهان کرد.
سالها بعد دانه کوچک، سپیداری بلند و با شکوه بود که هیچکس نمیتوانست ندیدهاش بگیرد. سپیداری که به چشم همه میآمد
سوال دریاچه ارومیه چرا آنقدر سطح آب پایینی پیدا کرده ؟
مشکل از عدم بارش ها هستش ؟
یا سوال واضح تر مشکل کم آبی کشور بخاطر کاهش بارش ها هستش ؟
به نمودار خوب نگاه کنید
مسئولین شما هم بخوانید اطلاعات تون زیاد شه شاید یه کاری کردید
مسئله اول ؛
الگوی بارش (نمودار میلهای آبی)
• میزان بارش در طول این ۲۸ سال نوسانات طبیعی داشته ولی روند کلی نسبتاً ثابت باقی مانده است.
• اوج بارشها در سالهای:
• ۱۳۷۲ (۴۴۴ میلیمتر)
• ۱۳۸۲ (۴۳۶ میلیمتر)
• ۱۳۸۴ (۴۳۳ میلیمتر)
• ۱۳۹۸ (۴۹۴ میلیمتر – بیشترین بارش کل دوره)
• کمترین بارش در:
• سال ۱۳۸۶ (۱۹۵ میلیمتر)
• سال ۱۳۹۹ (۲۶۶ میلیمتر)
این الگو نشان میدهد که هیچ روند کاهشی ممتد یا معناداری در بارشها دیده نمیشود و میانگین بارشها در بازه بلندمدت نسبتاً پایدار باقی مانده است
حالا ببینیم با اینکه بارش ها کم نشده
سطح آب دریاچه ارومیه چرا آنقدر پایین اومده
((مسئله دوم))
از ابتدای نمودار (۱۳۷۲) سطح آب حدود ۱۲۷۵.۵ متر بوده که به صورت پیوسته و یکنواخت کاهشی تا حدود ۱۲۷۰ متر و کمتر در پایان بازه (سال ۱۴۰۰) رسیده.
• حتی در سالهایی که بارش زیاد بوده (مثلاً ۱۳۸۲، ۱۳۸۴، ۱۳۹۸)، افزایش تراز دریاچه موقتی و بسیار محدود است.
• بنابراین، کاهش تراز دریاچه یک روند ساختاری و پایدار است نه واکنشی به نوسانات بارش.
خب حالا مشکل چیست ؟
چرا مشکل کم آبی رو داریم
با اینکه بارش ها تغییر آنچنان نکرده
نتیجه: کاهش سطح آب نه ناشی از کاهش بارندگی، بلکه متاثر از دیگر عوامل انسانی و محیطی است.
دو مسئله آب دریاچه ارومیه رو کاهش داده
اول سد سازی بر رود هایی که به دریاچه میریزد
دوم ؛توسعه کشاورزی و صنعت به اشتباه در کل کشور
نکته پر واضح
کشور قادر به ایجاد شغل های سطح اول دنیا نیست
و همین مسئله
صنایع اشتباه
و گسترش کشاورزی سنتی رو به همراه داشته
که هم آب رو تلف میکنن
و هم برق را …
تا زمانی که حاکمیت به دنبال ایجاد شغل های درجه اول دنیا حرکت نکنه و مردم به دنبال شغل های دم دستی برن
مشکل کم آبی و بی برقی از این مملکت نخواهد رفت.
پس این مقدمه ای میشه برای شما
برای آغاز معرفی شغل های درجه اول دنیا
منتظر باشید.
از پایه ایران هیچ کشاورزی سنتی نباید داشته باشه و همه اش باید جمع شه
و اکثر صنایع ایران باید جمع بشن
و مردم رو باید توانمند کنید برای انجام شغل های سطح یک که نیاز جهانی دارند
ایرانی جماعت فکر کرد صنایع یعنی
مبل سازی و لباس دوختن و این حرفا …
بخدا اشتباهه
منبع کانال تلگرامی Arash analysis:
تسلیم در هیاهوی فراموشی
فراموشی عزت نفسی که داشتیم …
در میان خرابههای تاریخ، آنچه از همه عمیقتر در سکوت فرو رفت، نه دیوارهای فروریخته بود و نه کتابهای خاکسترشده، بلکه چیزی لطیفتر، پنهانتر و ویرانگرتر از همه: «احساس ارزشمندی جمعی» بود؛ آن چیزی که امروزه به آن عزت نفس ملی میگوییم.
ایرانی پیش از مغول، وارث تمدنی بود که بافته از حکمت، زبان، معماری و شرافت درونی بود. اما با تاختوتاز قوم چادرنشین، گویی نه فقط دیوانها، که دینداری، نه فقط کاخها، که باور به تواناییهای خودمان به تاراج رفت. نه فقط خون، که شوق خلق و اعتماد به نفس، بیصدا ریخته شد.
و از دل این ویرانی، فریادی بیرون نیامد، بلکه زمزمهای همیشگی و مزمن از تردید، مصلحتاندیشی، ترس و سرافکندگی به ارث ماند؛ و این زمزمه در قرنهای بعدی آرامآرام به زبان فرهنگ بدل شد: به «سکوتی محتاطانه»، به «ریاکاری» بهجای صداقت، و به «جبرگرایی» بهجای انتخاب. ما نه جنگیدیم، نه بازسازی کردیم؛ فقط آموختیم چطور زنده بمانیم بیآنکه دیگر زندگی کنیم.
و این فراموشی از درد، خود درد بزرگتری شد. زیرا که غم را باید گریست، نه پنهان کرد. باید از دل سوگ، اراده برانگیخت، نه انکار ساخت. در آن هنگام که آلمان از ویرانی جنگ برخاست یا ژاپن از خاکستر اتم، انتخاب کردند که درد را بفهمند، نه فقط فراموش کنند. اما ما، هنوز وارث غمی هستیم که نامش را نمیبریم، هنوز درگیر ترمیم چهرهای هستیم که هیچگاه فرصت اندیشیدن به خویشتن را نیافته است.
از دل این شکست، عزتی دوباره میتواند متولد شود؛ اما نه با تکرار شکوه مردگان، و نه با خاکسپاری عقل به پای نوستالژی. بل با اعتراف به زخم، با کاوش در چرایی فروپاشی، و با رد موروثیترین دروغمان: «ما همیشه مظلوم بودیم».
کاش روزی این سرزمین، خود را نه قربانی تاریخ، که خالق آینده بداند. آن روز، دیگر تاریخ را فقط روایت نمیکنیم، بلکه با فهمش، آن را پشت سر میگذاریم
کاش روزی این سرزمین، خود را نه قربانی تاریخ، که خالق آینده بداند.
کاش این جمله بنده را همه جای مملکت حک کنید …
کاش
Arash analysis:
صاحبخانه بدش نمیآمد
که ما همیشه گریه کنیم،
عزادار باشیم و مصیبتنامه بخوانیم
چون مشغول میشدیم :
و دیگر کسی از او نمیخواستپشت بام را کاهگل کند
یا برایمان آب لوله بکشد.