چالوس

چالوس

بزرگترین مرجع معرفی نقاط دیدنی و تفریحی برای مسافرت و گردش
چالوس

چالوس

بزرگترین مرجع معرفی نقاط دیدنی و تفریحی برای مسافرت و گردش

زندگی زندگی است

زندگی خواهی نخواهی می‌گذرد.
با شادی‌های وصف ناپذیر
در دل عمیق ترین دردها،
زندگی نه سخت و نه آسان
زندگی زندگی است
آنچه سختش می‌کند سختگیری ما
و آنچه آرامش می‌کند آرامش ماست.
دلت آرام باشد زندگی را
زندگی خواهی کرد...

اگر موهات ریزش میکنه

اگر موهات ریزش میکنه
جوش صورت داری
اینا همش نشونه است
نشونه یه درون نا  آرام
خودت رو به آرامش دعوت کن
بدنت وقتی آروم شدی
خودش همه اینا رو درست میکنه
همه موارد بالا نشانه های بدن به توست که آرام بگیر .
مفید باش
آرام باش
همیشه سالمی ❤️

بررسی فراز و نشیب‌های تاریخ ایران


در بررسی فراز و نشیب‌های تاریخ ایران، 

می‌توان ردپای چهار دوره اشغال نظامی برجسته را مشاهده کرد که هرکدام به شیوه‌ای پایان یافته و زمینه‌ساز تحولاتی نوین در هویت ملی و فرهنگی مردم ایران شده است. نگاهی دوباره به این رویدادها، با اضافه کردن جزئیات بیشتر و بدون شباهت به متنی که پیش‌تر مطرح شد، می‌تواند تصویری جامع‌تر از مقاومت ایرانیان در برابر سلطه‌ی بیگانگان ارائه دهد.




۱) ورود سپاهیان عرب (۶۳۳ تا حدود ۶۵۱ میلادی)

وضعیت ایران پیش از ورود
پیش از حمله اعراب، ایران تحت حکومت ساسانیان بود؛ قدرتی متمرکز که از نظر سیاسی و نظامی در مرزهای شرقی و غربی با تهدیدهای مختلف روبه‌رو می‌شد. گسترش فرهنگ و هنر در دربار ساسانی، به‌ویژه در حوزه معماری و موسیقی، از جلوه‌های ارزشمند این دوره به شمار می‌رفت. بااین‌حال، در اواخر این سلسله، جنگ‌های فرسایشی با امپراتوری روم شرقی و اختلافات داخلی، بنیان سیاسی کشور را تضعیف کرده بود.

دوره تصرف و علل استمرار
پس از رویارویی‌های نظامی متعدد، بخش‌های بزرگی از ایران تحت اداره خلفای اموی و سپس عباسی قرار گرفت. برخی از بزرگان و اشراف ایرانی به دلیل حفظ موقعیت شخصی، با حاکمان جدید همکاری می‌کردند. در این دوران، آیین اسلام به‌سرعت در میان طبقات گوناگون جامعه نفوذ یافت؛ اما زبان و سنت‌های ایرانی همچنان به‌طور پنهان و آشکار باقی ماند.

پایان اشغال و ظهور دولت‌های ایرانی
با گذشت زمان، گروه‌های مختلف ایرانی از جمله دهقانان و عالمان مستقل، زمینه اعتراض‌ها و قیام‌های منطقه‌ای را فراهم کردند. شورش سپیدجامگان، جنبش‌های مردمی در خراسان و شکل‌گیری دولت‌های نیمه‌مستقل مانند طاهریان، صفاریان و سامانیان، به‌تدریج نفوذ مستقیم خلافت را کاهش داد. در این میان، بازآفرینی زبان پارسی و زنده‌نگه‌داشتن هویت فرهنگی در آثاری مانند شاهنامه فردوسی، گامی کلیدی در بازیابی غرور ملی ایرانیان محسوب می‌شد.



۲) هجوم مغولان (۱۲۲۰ تا ۱۲۵۶ میلادی)

زمینه‌های تهاجم
پیش از حمله مغول، ضعف‌های ساختاری در دستگاه خلافت عباسی و حکومت‌های محلی ایران نمایان بود. جاده ابریشم و درآمدهای ناشی از تجارت در شهرهای ایرانی، انگیزه مهمی برای سپاهیان مغول فراهم می‌کرد. افزون بر آن، عدم اتحاد سیاسی میان امیران و فرمانروایان مناطق گوناگون، راه را برای پیشروی سریع مغولان هموار ساخت.

تثبیت قدرت ایلخانی
ایلخانان مغول پس از تصرف بغداد در ۱۲۵۸ میلادی، بخش‌های وسیعی از ایران را تحت سلطه داشتند و برای اداره سرزمین به تکیه بر سازمان دیوانسالاری ایرانی نیازمند بودند. با گذشت زمان، این ساختار اداری و همچنین نفوذ فرهنگی دانشمندان، ادیبان و عرفای ایرانی، ذره‌ذره رفتار و رویکرد مغولان را تغییر داد. گرویدن بسیاری از فرمانروایان مغول به اسلام نیز ابزار تازه‌ای برای همبستگی سیاسی در منطقه ایجاد کرد.

شورش‌ها و رستاخیز ایران
در نقاط مختلف ایران، قیام‌هایی بر ضد فرمانروایی مغول صورت گرفت؛ از شورش‌های خراسان گرفته تا اعتراضات مردمی در آذربایجان و ری. همزمان، برخی رهبران روحانی و عارفان بزرگ مانند شیخ صفی‌الدین اردبیلی، پایه‌های جنبش‌های اجتماعی و سیاسی را تحکیم کردند. این روند، در کنار پذیرش تدریجی فرهنگ اسلامی-ایرانی توسط جانشینان مغول، به تضعیف اشغالگران و بازگشت تدریجی دولت‌های مستقل ایرانی انجامید.



۳) فتح مناطق ایران توسط افغان‌ها (۱۷۲۲ تا ۱۷۲۹ میلادی)

شرایط آشفته ایران در اواخر صفویه
پیش از سقوط صفویه، ایران با بحران‌های اقتصادی، شورش‌های محلی و اختلاف درون دربار مواجه بود. شاه سلطان حسین، آخرین پادشاه قدرتمند صفویه، نتوانست وحدت ملی را حفظ کند و با دسیسه‌ها و افراط در خوش‌گذرانی، زمینه را برای آشوب و هجوم قبایل غلجایی افغان مهیا ساخت.

اشغال کوتاه‌مدت اما تأثیرگذار
حمله محمود افغان به اصفهان و شکست سپاهیان صفوی در چند نبرد کلیدی، منجر به سقوط پایتخت و فروپاشی نظام سیاسی ایران شد. اگرچه دوره کنترل افغان‌ها طولانی نبود، اما ویرانی گسترده و بحران‌های داخلی، خسارات جبران‌ناپذیری بر اقتصاد و ساختار قدرت برجای گذاشت.

ظهور نادر و اتحاد قبایل
در این شرایط، نادرقلی افشار (که بعدها نادرشاه نام گرفت) با سازماندهی سپاهیان محلی و بهره‌گیری از اتحاد قبایل ترک، کرد و بلوچ، زمینه اخراج افغان‌ها را فراهم کرد. نبرد دامغان نقطه عطفی در رهایی ایران بود و با پیروزی‌های نظامی پی‌درپی، نادر توانست غرور ملی را بازگرداند و سلسله افشاریه را پایه‌گذاری کند.



۴) حضور نیروهای متفقین در جنگ جهانی دوم (۱۹۴۱ تا ۱۹۴۶ میلادی)

فضای جهانی و اهمیت استراتژیک ایران
در خلال جنگ جهانی دوم، ایران به دلیل موقعیت راهبردی و منابع نفتی فراوان، برای نیروهای متفقین از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود.

نیروهای بریتانیا و شوروی به‌سرعت وارد خاک ایران شدند تا مسیر امنی برای رساندن تجهیزات جنگی به جبهه‌های روسیه ایجاد کنند. این رویداد نقش کلیدی در تحولات سیاسی دهه ۱۳۲۰ خورشیدی داشت.

فشارهای داخلی و دیپلماتیک
با اشغال نظامی ایران، مجلس و دولت وقت تحت فشار شدیدی قرار گرفتند. درخواست‌ها برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور شدت یافت. در کنفرانس تهران (۱۹۴۳ میلادی)، ایران تلاش کرد با استفاده از دیپلماسی فعال، متفقین را به تعهد برای خروج از کشور پایبند سازد.

پایان اشغال و نقش پهلوی دوم
بر اساس پیمان سه‌جانبه ۱۹۴۲ و مذاکرات بعدی، نیروهای خارجی متعهد شدند در اولین فرصت خاک ایران را ترک کنند. در نهایت، با اتمام مأموریت نظامی متفقین در منطقه، طی سال‌های ۱۹۴۵ و ۱۹۴۶ میلادی، ایران موفق شد کنترل کامل بر سرزمین خود را بازپس گیرد. محمدرضا شاه پهلوی در این فرآیند، با حفظ تعادل بین قدرت‌های بزرگ، عملاً مانع تجزیه ایران شد و گام مهمی در تثبیت موقعیت خود برداشت.



درس بزرگ تاریخ برای امروز

اگر بخواهیم از این فرازهای تاریخی درس بگیریم، درمی‌یابیم که اشغالگران، هرچقدر توان نظامی و سیاسی خود را به رخ کشیده باشند، سرانجام در برابر استحکام درونی یک ملت و پیوستگی فرهنگی آن تاب نیاورده‌اند. در ماجرای اعراب، زبان پارسی و ادبیات حماسی عامل بقای هویت شد؛ در دوره مغولان، تلفیق هوشمندانه دین و فرهنگ موجب برپایی جنبش‌های مردمی گشت؛ در عصر افغان‌ها، اتحاد نظامی و ایستادگی قبیله‌ای به رهایی انجامید؛ و در جنگ جهانی دوم، دیپلماسی هوشمندانه و بهره‌گیری از فضای بین‌المللی به خروج نیروهای متجاوز منجر شد.

امروز نیز وظیفه ما پاسداری از همان سرمایه‌های گران‌بهاست: دانش، خرد، هنر، و روحیه آزادمنشی. همان‌گونه که فردوسی با شاهکار جاویدانش زبان پارسی را زنده نگاه داشت و حافظ هویت معنوی ما را با غزل‌هایش سیراب کرد، اینک ما نیز با حفظ میراث علمی، فرهنگی و انسانی خویش در عرصه جهانی، سنگر تازه‌ای از مقاومت می‌سازیم. هر یک از ما، به سهم خود، می‌تواند نگهبان و گسترش‌دهنده این تمدن پویا باشد؛ تمدنی که بارها در برابر توفان بیگانگان ایستاده و از دل خاکسترِ جنگ و اشغال، دوباره بال گشوده است.
ایران سنگری از مقاومتی خواهند شد که اسرائیل را نابود خواهد کرد.‌
این تاریخ ایران است .

آن‌چه باید رخ دهد و...

خورشیدگرفتگی مبارک در نشان حمل!
ترکیب انرژی‌های حوت و حمل هنوز هم تا عمق سلول‌ها خستگی بر جانمان می‌ریزد، اما احتمالاً از فردا اندکی احساس گشایش خواهیم کرد. گره شمالی در حوت و گره جنوبی در سنبله دارند به ما می‌آموزند که همیشه در همان لحظاتی که احساس می‌کنی دیگر طاقتی نمانده، که دیگر هیچ چیز را نمی‌توانی تاب بیاوری، ناگهان همه‌چیز فرو می‌ریزد و اوضاع از کنترل خارج می‌شود.
گاهی با خودم فکر می‌کنم چرا این تحولات نمی‌توانند زمانی رخ دهند که حالمان خوب است و آماده‌ایم؟

 این‌طور خیلی راحت‌تر می‌بود. اما این همان فریب کنترل‌طلبی «من» است؛ و واقعیت این است که ما هیچ‌چیز را نمی‌توانیم کنترل کنیم. 

هیچ‌گاه زمان یا لحظه‌ای کامل و بی‌نقص برای وقوع رخدادها وجود نخواهد داشت (سنبله). در عوض باید هرج‌ومرج محض زندگی را در آغوش بگیریم و به یاد داشته باشیم که کیهان و انرژی جهانیِ منبع، در زمان‌بندی‌اش بی‌نقص است (حوت).


انرژی حمل به ما می‌آموزد که هیچ‌گاه احساس آمادگی کامل برای جهش نخواهیم داشت. هیچ‌گاه شرایط کاملاً مهیا نخواهد شد، یا لحظه‌ی «درست»ی از راه نخواهد رسید برای آنچه که در اعماق جان‌مان می‌دانیم باید انجام دهیم.
خوشبختانه، کیهان ما را به سمت این جهش‌ها سوق می‌دهد، وگرنه احتمالاً یک قرن دیگر هم منتظر می‌ماندیم. صعود (Ascension) در جریان است و همین حالا دارد رخ می‌دهد. چگونگی آن و شکل وقوعش، بسیار فراتر از کنترل ماست.
من عمیقاً به مداخله‌ی الهی باور دارم، و مادر و پدر الهی اجازه نخواهند داد خطایی دیگر تکرار شود—اما ما باید آماده باشیم تا همه‌چیز را یک درجه بالاتر ببریم.

وقتی به بیداریِ خودم فکر می‌کنم، می‌دانم از دل ناامیدی مطلق جرقه خورد.
اکنون، به‌صورت جمعی، به همان نقطه رسیده‌ایم. انرژی جمعی از شدت خستگی، درماندگی، بی‌امیدی، و فروپاشی به لبه پرتگاه رسیده است.
از نپتون در حوت سپاس‌گزارم که ما را به این نقطه رساند، که ما را بر زانو درآورد—چرا که دقیقاً همین‌جاست که گشایش رخ می‌دهد.
همین‌جاست که انفجار بزرگ به‌وقوع می‌پیوندد.

هیچ انتظاری از آن‌چه قرار است امسال رخ دهد ندارید، اما به‌یقین در برابر ندای «خویشتن برتر» مقاومت نخواهم کرد. فردا روز فارغ‌التحصیلی «موج اولی‌ها»ست، و «خدایگان درون» آشکار می‌شوند و در زمین لنگر می‌اندازند.
آن‌چه باید رخ دهد، رخ داده
فردا خدایگان به زمین می آیند

بدانید  که شما به زانو درآمده این و این روند در ماه های بعد ادامه دارد
ولی خدایگان ما را نجات خواهند داد و دنیا به مسیر رشد خود باز خواهد گشت❤️

بدترین کارمایی که صددرصد به شما بازخواهد گشت

بدترین کارمایی که صددرصد به شما بازخواهد گشت تحقیر و تمسخر دیگران است.

اگر دیگران را تحقیر کنید انسانی را حقیر نکرده اید، بلکه روح الهی او را و آفریدگار و هستی بخش کائنات را مورد تمسخر قرار داده اید.

شک نکنید آنچه در مورد دیگران تصور می‌کنید، روزی درباره ی خودتان به حقیقت خواهد پیوست.
انسان‌ها بخاطر آنچه گمان می‌کنند خودشان دارند و دیگران آن را ندارند، آنها را تحقیر می‌کنند اما نمی‌دانند این عمل دارایی شان را یک روز به نحوی، از آنها خواهد گرفت.

دارایی‌های شما منشاء درونی دارند که در درون شما مانند یک چشمه می‌جوشند و بیرون از شما تجلی پیدا می‌کنند.

تهمت" تحقیر" و تمسخر" دقیقاً همین چشمه ها را خشک می‌کند.
و آن دارایی که سبب فخرفروشی شما و تحقیر دیگران شده از دست خواهد رفت.

یک اصل کلی وجود دارد که می‌گوید:
غرور" و خودپسندی"، تمام داشته هایتان را از شما خواهد گرفت و فروتنی" بقای داشته هایتان را تضمین خواهد کرد.

هیچ داشته ای در این جهان ابدی نیست که موجب فخرفروشی شود.
همواره بگو: خدایا مرا نسبت به آنچه به من عطا کردی متواضع ساز. مبادا به خاطر آنچه که دارم به دیگران فخر فروشی کنم.