جنگ جاری ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، که از اواخر فوریه یا اوایل مارس ۲۰۲۶ شدت گرفته، به یکی از سودآورترین درگیریها برای صنعت تسلیحاتی تبدیل شده است. الجزیره در گزارشی با عنوان «کدام شرکتهای نظامی آمریکا و اسرائیل از جنگ با ایران سود میبرند؟» به بررسی شرکتهای دفاعی آمریکایی و اسرائیلی میپردازد که از این درگیری مستقیماً منتفع میشوند. این جنگ از سوی فرماندهی مرکزی آمریکا علیه ایران راه افتاده و شامل استفاده از بیش از ۲۰ سیستم تسلیحاتی پیشرفته است و میلیاردها دلار هزینه برای ایالات متحده به همراه داشته؛ برای مثال، تنها در ۱۰۰ ساعت نخست، ۷/۳ میلیارد دلار در این جنگ هزینه شده است.
جنگ با ایران به سرعت تشدید شده و شامل حملات هوایی گسترده به زیرساختها، پناهگاههای زیرزمینی و حتی تأسیسات اجتماعی مثل مدارس ایران است. ایالات متحده از بمبافکنهای پنهانکار B-۲ و B-۱، جنگندههای F-۳۵، F-۲۲ و F-۱۵، موشکهای تاماهاک، سیستمهای دفاع موشکی پاتریوت و THAAD، پهپادهای MQ-۹ Reaper و پهپادهای ارزانقیمت LUCAS (با هزینه ۳۵ هزار دلار برای هر واحد) استفاده میکند. ایران نیز با موشکها و پهپادهای ارزانقیمت ولی کاربردی خود به این تجاوز پاسخ داده است.بودجه دفاعی آمریکا در سال ۲۰۲۵ نزدیک به یک تریلیون دلار بوده و دونالد ترامپ هدف افزایش آن به ۵/۱ تریلیون دلار تا ۲۰۲۷ را اعلام کرده است. این ارقام بسیار فراتر از مجموع بودجه نظامی ۹ کشور بعدی جهان است. در مقابل مجموع بودجه دفاعی ایران فقط ۱۳میلیارد دلار اعلام شده است. شرکتهای تسلیحاتی در نشستی در کاخ سفید متعهد به چهار برابر کردن تولید سلاحهای پیشرفته شدهاند و سفارشهای آنها به ۵۰ میلیارد دلار رسیده است.
سود شرکتهای آمریکایی
براساس گزارش مؤسسه تحقیقات صلح استکهلم، شرکتهای آمریکایی تقریباً نیمی از درآمد ۶۷۹ میلیارد دلاری ۱۰۰ شرکت برتر دفاعی جهان در سال ۲۰۲۴ را به خود اختصاص دادهاند. بزرگترین برندهای آمریکایی در این حوزه عبارتاند از:
لاکهید مارتین (درآمد دفاعی ۴/۶۸ میلیارد دلار در ۲۰۲۴): تولیدکننده F-۳۵ ، F-۲۲، سیستم THAAD، HIMARS و موشکهای PrSM و ATACMS. سهام این شرکت در هفته گذشته ۳ درصد و از مارس ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۶ حدود ۳۷درصد رشد کرده است.
آرتیایکس یا همان ریتیون سابق (درآمد ۶/۴۳ میلیارد دلار): سازنده موشکهای تاماهاک و سیستمهای پاتریوت. بیشترین رشد سهام را داشته؛ ۵/۴درصد در هفته گذشته و ۱۱۰درصد از ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۶.
نورثروپ گرومن (درآمد ۹/۳۷ میلیارد دلار): تولید B-۲ و فناوری رادار AWACS. سهام ۵ درصد در هفته گذشته و ۶۰ درصد در سه سال اخیر افزایش یافته.
بوئینگ (درآمد دفاعی ۶/۳۰ میلیارد دلار): تولید B-۱، F-۱۵، EA-۱۸G Growler، P-۸A Poseidon. رشد سهام کمتر (۵درصد در سه سال).
دیگر شرکتها مانند جنرال داینامیکس، L۳Harris، هانیول هوافضا، جنرال اتمیکس (MQ-۹ Reaper) و هانتینگتون اینگالز (ناوهای هواپیمابر) نیز از قراردادهای عظیم منتفع میشوند.
سود شرکتهای اسرائیلی
سه شرکت اسرائیلی در میان ۱۰۰ شرکت برتر مؤسسه تحقیقات صلح استکهلم قرار دارند و از افزایش صادرات فناوری پیشرفته نظامی سود میبرند:
البیت سیستمز (درآمد دفاعی ۳/۶ میلیارد دلار): متخصص پهپادها، سیستمهای نظارت و الکترونیک میدان نبرد.
صنایع هوافضای اسرائیل (درآمد ۲/۵ میلیارد دلار): تولید سیستمهای دفاع موشکی، پهپادهای رزمی و رادار.
رافائل (درآمد ۷/۴ میلیارد دلار): سازنده گنبد آهنین و مهمات هدایتشونده.
این شرکتها از تشدید درگیریهای منطقهای و تقاضای سیستمهای دفاعی و پهپادی بهره میبرند.این گزارش جنگ را «کسبوکاری بسیار سودآور» برای پیمانکاران دفاعی توصیف میکند. افزایش سهام شرکتها نشاندهنده انتظارات بازار از ادامه درگیری و نیاز به پر کردن ذخایر تسلیحاتی است که در جنگهای اوکراین و خاورمیانه کاهش یافتهاند. این سودها در حالی حاصل میشود که هزینه انسانی جنگ سنگین است (ایران گزارش هزارو۲۵۵ شهید عمدتاً غیرنظامی را داده) و قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار رسیده و اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار داده است.در مجموع، صنعت تسلیحاتی آمریکا و اسرائیل نهتنها از بودجههای نظامی هنگفت، بلکه از تشدید مستقیم درگیریها سود کلان میبرند. این وضعیت انتقادهایی را به همراه دارد که جنگ بیش از آنکه امنیتی باشد، اقتصادی و سودمحور است.
اگر به تاریخچه ساخت موشکهای نوین نگاهی بیاندازیم، برای اولین بار طی جنگ جهانی دوم این مهندسان و دانشمندان هوا فضای آلمان نازی بودند که موفق به ساخت این فناوری شدند. این فناوری پس از گذشت حدود ۸۰ سال پایه و اساس خود را حفظ کرده و کشورهای مختلف صاحب سبک در ساخت موشک توانایی، برد و سرعت این تسلیحات جنگی را بهطرز شگفتآوری ارتقا دادند. در این بخش از اخبار نظامی سایت گجت نیوز تفاوت سه موشک پرکاربرد صنعت نظامی را مورد بررسی قرار میدهیم.
بهطور کلی موشکها از نظر پروسه ساخت، عملکرد جنگی و سرعت دستهبندی میشوند. این موشکها بر اساس الگوی پرواز به دو نوع بالستیک و کروز؛ از نظر سوخت به سه نوع سوخت جامد، مایع و موتور جت و از نظر سرعت نیز به سه نوع مادون صوت، مافوق صوت (سوپرسونیک) و فراصوت (هایپرسونیک) تقسیم میشوند. در ادامه هر یک از این موشکها را از نظر فناوری ساخت و کارکرد به تفکیک مورد بررسی قرار میدهیم.

موشک بالستیک به موشکی گفته میشود که همانند سیستم منجنیقهای قدیمی به سوی هدف نشانه میرود و مسیر حرکتش را جاذبه زمین تعیین میکند. این حرکت که در علم فیزیک به «حرکت پرتابهای یا بالستیک» معروف است، همانند مسیر پرواز توپی است که دروازهبان فوتبال یا بازیکن بسکتبال شوت میکند. بدینترتیب که ابتدا ارتفاع میگیرد و سپس در مسیری خمیده سقوط میکند. در این روش، موشک با تکیه بر سوخت خود به پرواز درمیآید تا محموله انفجاری خود را به بالاترین ارتفاع ممکن برساند. در آنجا سوخت به پایان میرسد و موشک مسیر خود را با تکیه بر جاذبه زمین ادامه میدهد تا به هدف برخورد کند. از آنجاییکه موشک از ارتفاع چند صد کیلومتری سقوط میکند، با سرعت بالایی به هدف برخورد میکند؛ بهطوریکه موشکهای آلمانی V2 که نخستین موشکهای بالستیک مدرن بهشمار میروند، به ارتفاع بیشینه ۱۰۰ کیلومتری از سطح زمین میرسیدند و با سرعت بیش از ۴ برابر سرعت صوت به هدف مورد نظر برخورد میکردند.

مراحل مختلف پرتاب موشک بالستیک عبارتند از:
مرحله ۱– هدفگیری و پرتاب
مرحله ۲، ۳ و ۴– در مرحلههای مختلف، بخشهایی از بدنه پرتابگر پس از پایان سوخت، جدا میشود تا محموله بتواند به ارتفاع بالاتری برسد.
مرحله ۵– در اینجا محموله به بالاترین ارتفاع مسیر رسیده و از آن پس، کلاهکهای خود را در مسیری که عمدتاً با جاذبه زمین کنترل میشود، رها میکنند.
مرحله ۶– پس از ورود به جو، کلاهک با استفاده از بالچههایی که در اطراف آن تعبیه شده، درون جو مسیر خود را اصلاح میکند.
مرحله ۷– در نهایت کلاهک با حداکثر سرعت ممکن به هدف برخورد میکند.
برای افزایش هرچه بیشتر سرعت موشک بالستیک، ارتفاع بیشینه آن را باید افزایش داد و بدین منظور، موشک باید از جو خارج شود؛ به همین دلیل است که موشکهای بالستیک، سوخت و اکسیژن بیشتری با خود حمل میکنند. مسیر موشک بالستیک به وزن و سوخت موشک، ارتفاع بیشینه و وزش باد در هنگام صعود و سقوط بستگی دارد و موشک میبایست در طول مسیر بارها مسیر خود را اصلاح کند.
این نوع موشک خطای برخورد نسبتا زیادی نیز دارد و بخش هدایت و کنترل موشکهای بالستیک، پاشنه آشیل این فناوری است؛ بهطوریکه موشکهای V2 آلمان نازی بهندرت به اهداف از پیش تعیین شده برخورد میکردند. پس از شکست آلمان نازی و دستگیری دانشمندان موشکی آلمان به دست آمریکا و شوروی، دو ابرقدرت شرق و غرب توانستند به پیشرفتهای فراوانی در ارتقای قدرت موشکهای بالستیک و هدایتپذیری آنها دست یابند. هرچند که شوروی هرگز نتوانست به دقت موشکهای آمریکایی دست پیدا کند و از این رو، ظرفیت محموله موشکهای بالستیک خود را افزایش داد تا دقت کمتر خود را با انفجارهای عظیمتر جبران کند.

موشک کروز تاماهاک بی جی ام-۱۰۹
موشک کروز، موشکی است که از نظر حرکتی شباهت فراوانی به سیستم هواپیما دارد و درون هوا پرواز میکند؛ از این رو معمولاً سرعت این نوع موشک کمتر از موشک های بالستیک و ظرفیت محموله آن نیز پایینتر است. موتور موشک کروز میتواند یا موتوری شبیه به هواپیما باشد که سوخت را با هوای محیط میسوزاند یا از پیشرانههای سوخت جامد برای دستیابی به سرعت بالاتر بهره بگیرد. موشک های کروز نیز طی جنگ سرد شاهد پیشرفتهای فراوانی بودند؛ بهطوریکه امروزه موشکهایی مانند تاماهاک بی جی ام-۱۰۹ آمریکا با تجهیز به دوربین و فناوری هدایتپذیری از دور میتوانند اهداف را منهدم نماید. این موشکها میتوانند در ارتفاع پایین و زیر سطح تشخیص رادار، چند صد تا چند هزار کیلومتر پرواز کنند و استفاده از آنها برای غافلگیر کردن طرف مقابل، کارآمد است.

طبق یک اصل مشخص، موشکها حجم مناسبی از سوخت را با اکسیژن میسوزانند و دود حاصل از احتراق را که بسیار داغ و پرسرعت است، از درون نازل خروجی به بیرون میرانند تا بر اساس قانون عمل و عکسالعمل (مشابه فرآیندی که آبپاشهای چرخشی را به حرکت درمیآورد)، موشک در جهت مقابل به پیش برود. اگر موشک، همانند برخی موشک های کروز، فقط سوخت مایع مورد نیاز را بههمراه داشته باشد و نیازی به مخزن اکسیژن نداشته باشد، از موتوری شبیه موتور جت استفاده میکند. اگر موشک از سوخت مایع و اکسیژن مایع (مثلاً نفت سفید و اکسیژن مایع) استفاده کند، آن را موتور سوخت مایع میگویند.
مزیت مهم سوخت مایع آن است که موتور آن را میتوان کنترل و تنظیم کرد، بسته به شرایط میتوان آن را خاموش و دوباره روشن کرد. معمولاً در پرتابگرهای فضایی که نیاز به دقت بالایی در مراحل مختلف پرواز دارند، از موشکهای سوخت مایع استفاده میکنند؛ اما سوخت مایع، خطرهای فراوانی هم دارد؛ بهطور مشخص نمیتوان آن را بهمدت طولانی درون موشک نگهداری کرد. پر کردن مخزن سوخت چند ساعت زمان نیاز دارد و بهدلیل دمای پایین اکسیژن مایع و برخی سوختها (مثلاً هیدروژن مایع)، مشکلات فراوانی از بابت سازه ظاهر میشود. به همین دلیل است که برای مصارف نظامی، کمتر کسی از موشک های سوخت مایع بهره میگیرد.

در موشک سوخت جامد، همانطور که از اسم آن برمیآید، سوخت و اکسیدان بهشکل جامد درون مخزن موشک تعبیه شدهاند. قدرت این سوخت بالا است و موشک را با شتاب بالایی به حرکت درمیآورد. این موشکها را میتوان برای زمانی طولانی نگهداری کرد و طی چند دقیقه میتوان آنها را آماده پرتاب کرد. با این حال، موتور سوخت جامد هم بیعیب نیست؛ موتور سوخت جامد را نمیتوان همانند موتور سوخت مایع کنترل و تنظیم کرد؛ وقتی روشن شد، دیگر نمیتوان آن را خاموش کرد و شتاب فراوانی که به موشک وارد میشود، نیازمند استفاده از سازههای مستحکمتر برای بدنه و محموله است. البته در حال حاضر، نیروی هوافضای سپاه پاسداران تنها نیروی نظامی در سراسر دنیا است که اعلام کرده توانسته است موتور سوخت جامد را همانند موتورهای سوخت مایع، کنترل کند و بر اساس همین دستاورد، ماهوارههایی را به مدار زمین تزریق کرده است.
اگر سرعت موشک کمتر از ۱ ماخ (معادل ۳۴۰ متر بر ثانیه یا ۱۳۳۰ کیلومتر بر ساعت) باشد، آن موشک را مادون صوت مینامیم.
اگر سرعت موشک بین ۱ تا ۵ ماخ (۳۴۰ متر بر ثانیه تا ۱۷۰۰ متر بر ثانیه، معادل ۱۳۰۰ تا ۶۶۰۰ کیلومتر بر ساعت) باشد، آن موشک را مافوق صوت یا سوپرسونیک مینامیم.
اگر سرعت موشک بالاتر از ۵ ماخ (سرعتی بیش از ۶۶۰۰ کیلومتر بر ساعت) باشد، آن موشک را هایپرسونیک مینامیم.
برخی از موشکهای کروز امروزی میتوانند به سرعتهای بالاتر از ۱ ماخ دست پیدا کنند و مافوق صوت باشند؛ هرچند که مهمترین ویژگی این موشکها، هدایتپذیری و پرواز پنهان زیر ارتفاع رادار است.

جنگنده میگ ۳۱ روسیه مجهز به موشک هایپرسونیک کینجال
موشک هایپرسونیک کروز میتواند تا نزدیکی هدف زیر سطح رادار پرواز کند و زمانی برای اصابت به هدف اوج بگیرد و خودش را آشکار کند که سیستمهای پدافند، فرصت کافی برای محاسبه مسیر و شلیک موشکهای پدافندی را پیدا نکنند.
موشک های بالستیک از اوایل جنگ سرد، هنگام برخورد به هدف، سرعتی بالاتر از ۵ ماخ داشتهاند و عملا موشکهای هایپرسونیک بهشمار میآمدهاند؛ اما با استفاده از رادار میتوان مسیر کلی آن را در زمان پرتاب، پیشبینی کرد و با رهگیری مناسب، آن را در میانه مسیر منهدم کرد. اما آنچه طی سالهای اخیر بهعنوان موشک هایپرسونیک معروف شده، موشک های کروز بر پایه سوخت جامد است که با سرعت بیش از ۵ ماخ زیر ارتفاع رادار پرواز میکنند. نخستین بار، این کشور روسیه بود که با رونمایی از موشک کینجال، دستیابی به این فناوری را اعلام کرد و از این موشک هواپرتاب در آسمان اوکراین نیز استفاده کرده است. آمریکا و چین نیز آزمایشهایی را برای ساخت موشک کروز هایپرسونیک با سرعتهای بالاتر از ۱۰ ماخ انجام دادهاند.
در این مطلب با معرفی بمب الکترومغناطیسی (EMP) و مکانیزم آن، به کارکرد این بمب غیر انفجاری در جنگهای نوین میپردازیم.
با پیشرفت صنایع نظامی در کشورهای برتر جهان و لزوم کارآمدی تجهیزات با کمترین تلفات و بیشترین بازده، میتوان از بمب های الکترومغناطیس بهعنوان یکی از بزرگترین دستاوردهای نظامی بشر یاد کرد. اگر تا به حال قطعی طولانیمدت برق را تجربه کرده باشید، میدانید که این تجربه بسیار سخت است و سطح استرس شما از محدوده استاندارد فراتر میرود؛ زیرا تقریبا تمام ارکان زندگی روزمره ما انسانها با جریان برق پشتیبانی میشود. اما اگر این قطعی برق در مقیاس گسترده و مدتزمان طولانیتر باشد چه اتفاقی رخ میدهد؟ در ادامه با پاسخ این سوال و معرفی کامل بمب الکترومغناطیس همراه ما باشید.

یک بمب الکترونیکی یا بمب الکترومغناطیسی (Electro magnetic Pulse) که بهاختصار EMP گفته میشود، سلاحی غیر تخریبی است که از یک میدان الکترومغناطیسی شدید برای ایجاد یک پالس انرژی استفاده میکند. ایده اصلی یک سلاح پالس الکترومغناطیسی (EMP) بسیار ساده است. این نوع سلاحها برای غلبه بر مدارهای الکتریکی با میدان الکترومغناطیسی شدید طراحی شدهاند. بهعبارت دیگر، بمب الکترومغناطیسی با انفجار خود، پالس بسیار بزرگی را در محیط منتشر میکند که این پالسها با نفوذ به سیستمهای الکترونیکی قادر به تخریب عملکرد آنها هستند. این نوع بمبها به انسانها و ساختمانها خسارت وارد نمیکنند. در سطوح پایین، پالس تولید شده بهطور موقت سیستمهای الکترونیکی را غیر فعال میکند و در سطح متوسط، برنامههای کامپیوتری را از کار میاندازد. در سطوح بسیار بالا، بهطور کامل مدارهای الکترونیکی را از بین میبرد، بنابراین هر نوع دستگاهی که از برق استفاده میکند از جمله کامپیوتر، رادیو و سیستمهای احتراق در وسایل نقلیه غیر فعال میشود.
اگر بخواهیم خلاصه و مفید توضیح دهیم، یک بمب الکترومغناطیسی بزرگ میتواند یک شهر بزرگ را ظرف مدت چند دهم ثانیه ۲۰۰ سال در تاریخ به عقب برگرداند. بعد از آزمایش اتمی ایالت متحده امریکا در سال ۱۹۴۵ متخصصان متوجه شدند اگر بمب هستهای منفجر شود، امواج الکترومغناطیسی که در اثر انفجار پدید میآید تمامی مدارهای الکترونیک را نابود میسازد. کلید حل این مسئله در ایجاد پالسهای (تپهای) الکتریکی با عمر بسیار کوتاه و قدرت زیاد نهفته است. با ارسال این پالسها به درون یک آنتن فرستنده، امواج الکترومغناطیسی قدرتمندی در فرکانسهای مختلف از آنتن بیرون میآیند. هر چه فرکانس موج بالاتر باشد، امکان تأثیرگذاری آن بر مدارهای الکترونیک دستگاهها بیشتر خواهد شد. برای مثال یک رادیو با تغییر جریان عبوری درون مدار خود باعث تولید یک میدان مغناطیسی میشود. این میدان مغناطیسی تولیدی میتواند باعث القای یک جریان الکتریکی درون یک هادی دیگر، برای مثال آنتن یک رادیوی دیگر شود.

حال اگر نوسانات سیگنالهای الکتریکی حاوی پیام خاصی باشند دریافتکنندگان این سیگنالها توان رمزگشایی از این پیام را دارند. یک رادیوی معمولی، میدان مغناطیسی بهاندازه تولید یک جریان با شدت کم را تولید میکند تا پیام خود را به دریافتکننده برساند. اگر این رادیو یک میدان مغناطیسی قوی تولید کند، نتیجه آن القای جریان الکتریکی با شدت بسیار بالا خواهد بود که این جریان میتواند اجزای نیمههادی مدار و رادیو را بهکلی نابود کند. یک نوسان شدید مغناطیسی میتواند جریان الکتریکی القایی قوی را در اجسام هادی مثل خطوط تلفن یا خطوط انتقال برق یا حتی خطوط فلزی انتقال آب ایجاد کند. این آنتنهای ناخواسته میتوانند جریان شدید الکتریکی را به اجزای نیمههادی متصل به خود انتقال دهند. برای مثال خطوط تلفن و برق میتواند این جریان شدید را به وسایل الکتریکی همچون کامپیوترها و تلویزیونها و… انتقال دهد که این جریان بیدرنگ باعث از بین رفتن اجزای آن وسایل برقی خواهد شد. این جریان، باتریها را از بین میبرد، توان منفجر کردن ترانسفورماتورها را دارد و میتواند سیمها را ذوب کرده و بهکلی از مدار خارج کند.
مهمترین تأثیر یک بمب مغناطیسی میتواند عامل روانی باشد. یک حمله کامل و سطح بالای الکترومغناطیسی در یک کشور پیشرفته در مدتزمان اندک میتواند زندگی مدرن را به یک وقفه آزاردهنده تبدیل کند. در واقع همه زنده میمانند، اما خود را در دنیایی با ۲۰۰ سال عقبماندگی مییابند.
تکنولوژی اصلی که باعث تولید پالسهای الکترومغناطیسی در این نوع سلاحها میشود عبارتند از: مولدهای فشردهسازی شار (Flux Compression Generator)، ژنراتورهای Magnet-Hydrodynamic و دستهای از وسایل پرقدرت مایکروویو که در رأس آنها نوسانساز با کاتد مجازی یا ویرکتور قرار دارد. البته روشهای نوین تولید پالسهای الکترومغناطیسی قدرتمند و نیز پالسهای الکترومغناطیسی تولید شده در سیستم، شامل استفاده از شتابدهندههای ذرات باردار انرژی است که میتواند حتی به سیستمهای حفاظت شده عادی نیز نفوذ کرده و تخریب لازم را روی سیستمهای الکترونیکی بر جای بگذارد.

بمب الکترومغناطیسی شامل یک سیلندر فلزی است که به آن آرمیچر میگویند. این سیلندر فلزی توسط یک رشته سیم فلزی ثابت که به دور آن پیچیده شده است محاصره میشود. موتور، سیلندر را که بهطور مجزا در یک محیط خلأ قرار دارد، میچرخاند. سیلندر فلزی بایستی توسط مواد منفجره پر شود و به دور مجموعه سیلندر و سیمپیچ بایستی یک پوشش محافظ محکم قرار داده شود تا تمام مجموعه درون آن قرار بگیرد. البته بایستی بین سیلندر محافظ و سیمپیچ فاصله وجود داشته باشد تا بین این دو تماسی برقرار نشود. همچنین بایستی دارای یک منبع انرژی برای شروع انفجار باشد که خازن میتواند این وظیفه را بر عهده بگیرد. رابطی که خازن ما را به سیمپیچ وصل میکند یک جریان اولیه را به سیمپیچ میدهد که این جریان اولیه باعث بهوجود آمدن یک میدان مغناطیسی شدید درون سیلندر میشود.
پس از بهوجود آمدن میدان مغناطیسی درون سیلندر حاوی مواد منفجره، این مواد توسط جریان القایی از سوی میدان مذکور شروع به منفجر شدن میکنند و موج انفجار کمکم تمام سیلندر را فرا میگیرد و در سر راه خود بقیه مواد منفجره را منفجر میکند. همانطور که مواد منفجره شروع به منفجر شدن میکنند و در طول سیلندر بهپیش میروند، سیلندر مذکور نیز با سیمپیچ اطراف خود ارتباط برقرار میکند و این ارتباط باعث ایجاد اتصال کوتاه درون مدار میشود و سیمپیچ را از منبع تغذیه خود قطع میکند. حرکت این اتصال کوتاه درون مدار مذکور باعث فشرده شدن میدان مغناطیسی درون سیلندر میشود و نهایتاً این میدان فشرده، یک انفجار الکترومغناطیسی را بهوجود میآورد.

این بمبها بهاندازه بمبهای الکترومغناطیسی اتمی قوی نیستند؛ ولی میتوانند تا انداه کوچکی، منطقهای را تحت تأثیر خود قرار دهند و خسارات جدی وارد کنند. ایالات متحده بهخاطر این که این اسلحهها به هیچ وجه مرگآور نیستند از شرح آنها صرف نظر کرده، ولی این اسلحهها بهصورت جدی مخرب هستند. یک حمله با بمب مغناطیسی میتواند زندگی را در ساختمانها فلج کند و همچنین میتواند باعث نابودی یک ارتش بزرگ باشد.
محققان به این نتیجه رسیدند که اختلال الکتریکی بمب های الکترومغناطیسی ناشی از اثر کامپتون است که توسط فیزیکدان آرتور کامپتون در سال ۱۹۲۵ نظریهپردازی شد. ادعای کامپتون این بود که فوتونهای انرژی الکترومغناطیسی میتوانند الکترونهای شل را از اتمهایی با اعداد اتمی کم بکوبند. محققان به این نتیجه رسیدند که در آزمایش سال ۱۹۵۸، فوتونهای تابش گامای شدید این انفجار، تعداد زیادی الکترون عاری از اتمهای اکسیژن و نیتروژن را در اتمسفر کوبیدند. این سیل الکترونها با میدان مغناطیسی زمین برهمکنش کردند و جریان الکتریکی نوسانی ایجاد کردند که باعث ایجاد یک میدان مغناطیسی قدرتمند شد. پالس الکترومغناطیسی حاصل جریانهای الکتریکی شدیدی را در مواد رسانا در یک منطقه وسیع القا کرد.
در طول جنگ سرد، اطلاعات ایالات متحده بر این ایده تأکید کرد که اتحاد جماهیر شوروی میتواند یک موشک هستهای پرتاب کند و آن را در حدود ۳۰ مایل (۵۰ کیلومتر) بالاتر از ایالات متحده منفجر کند تا به همان اثر در مقیاس بزرگتر برسد. آنها اظهار داشتند که انفجار الکترومغناطیسی حاصل، تجهیزات الکتریکی را در سراسر ایالات متحده از بین میبرد.
که صعود امروز نفت بخاطر جنگ است؟؟؟
● اما چه داده مهمی ؟
انرژی گرون تر شده
چون هزینه تولید بالا رفته
باورِ انسان به اینکه «او همان نامش است»، توهّمی است که در ذهن شکل میگیرد.
هویت بهعنوان نام، نقش، شهرت یا جایگاه، ساختاری زمینی و ساخته و پرداخته است که از تجربه، تروما/زخمهای روانی، خاطره و باور شکل میگیرد. این یک سازهی ذهنی است، نه حقیقتِ وجود.
خودِ آگاهیِ جهانشمول.
همان حضوری که تو آن را «من» مینامی. این خداست. همان هوشیاری و آگاهیِ واحد که بدون جدایی، از طریق همهی صورتهای زنده خود را بیان میکند.
عمیقاً در آن تأمل کن. با صبر بر آن مراقبه کن.
با آن بنشین تا بینش، فراتر از فکر، پخته شود.
وقتی این فهم از ذهن به قلب فرود میآید، حقیقت دیگر مفهومی و نظری نیست؛ زیسته میشود.