در این جام جهانی ترامپ همون بلایی که سر کریپتو آورد رو هم سر فوتبال آورد
همه بازی ها نتایجش از قبل مشخص شده است این جام
و ترامپ پولی از این جام جهانی کشیده بیرون که هیچ کسی نکشیده….
در سال های پیش دست انسانی در کار نبود ولی امسال ترامپ بود
و دونه دونه بازی ها رو مشخص کرد
و پولی از سایت های شرط بندی به جیب خانوادش رفته که بی سابقه است .
دلیل ؛ ولت های اریک ترامپ که دقیقا پس از پایان هر بازی پول های وحشتناکی واردش میشه .
سونات پیانو و ویولن
آهنگساز: موتسارت
1778 میلادی
آنچه میشنوید موسیقی مورد علاقه آلبرت اینشتین است، یک اثر منحصربفرد در آثار موتسارت؛ تنها سوناتی که در کلید می مینور نوشت.
اما چه باید یاد گرفت؟
این تنها سونات ویولن و پیانوی موتسارت در گام می مینور (E minor) است.
موتسارت معمولاً در گامهای ماژور مینوشت؛ گامهایی که روشن، متعادل و سرشار از امید هستند. اما می مینور برای او رنگی از اندوه، اضطراب و تأمل داشت. او در کل آثارش تنها در موارد معدودی از این گام استفاده کرده است.
در چه شرایطی نوشته شد؟
سال ۱۷۷۸ یکی از تلخترین سالهای زندگی موتسارت بود.
او همراه مادرش به پاریس سفر کرده بود تا موقعیت شغلی مناسبی پیدا کند، اما تقریباً همه چیز برخلاف انتظارش پیش رفت:
نتوانست شغل مناسبی پیدا کند.
از فضای موسیقی پاریس ناامید شد.
مشکلات مالی شدیدی داشت.
رابطه عاطفیاش با Aloysia Weber به شکست انجامید.
و مهمتر از همه، مادرش، Anna Maria Mozart، در همان سفر در پاریس از دنیا رفت.
بسیاری از موسیقیشناسان معتقدند این سونات بازتاب مستقیم همین دوران تاریک زندگی اوست.
خشم بگوید مرزی نقض شده؛
اندوه بگوید چیزی برایت ارزشمند بوده؛
حسادت بگوید خواستهای انکارشده داری.
حد گاو بندی جایی است که
نه پروازی لغو میشه
نه هیچی
پول بلوکه شده ای وجود نداره
همه اینا رو سال ها کشور های غربی خوردن
الان به بهانه حمله ایران
ترامپ کشور های عربی رو
تخلیه مالی میکنه
به ایران پول میده
به جد میگم این حجم از احمق فرض شدن مردم دنیا در دنیا بی سابقه است …
مثلا تانکر های نفت عربستان که مورد اصابت قرار گرفته برای دشمن بن سلمان تو دربار شون هستش
خب این وسط نفع همه رو دارن انجام میدن طرفین
اسمش جنگه ؟
دست از بازی با اعصاب و روان مردم بردارید خواهشا
بخدا یک ساله کشیدن
از اتفاق ها کافی است
دقت کرده باشید یه خیر جنگ من منتشر نمیکنم
چرا ؟
اعصاب و روان شما ارزش بیشتری داره
نکنید با خودتون و روان و زندگی تون
زندگی کنید
من سالها پیش با در نظر گرفتن سرنوشت دوشیزهای زیبا که شبها همدم شاه بود، امّا هر روزش را با ترس از اعدام سپری میکرد، این دسته از نشانگان را «سندرم شهرزاد» نامیدم.
شهرزاد شخصیتی افسانهایست که با ترس قطع شدن گردنش زندگی میکند. شهریار که از همسرش خیانت دیده بود، هر صبح با کشتن باکرۀ جوانی که شب را با او گذرانده بود، بر احساس حقارتش غلبه میکند. تمام ذهن شهریار درگیر تصویر زن به مثابه خیانتکار بود که میتوانست او را در برابر درباریان تحقیر کند. او هیچ راهحلی جز نابود کردن تمام زنان برای جبران این شکست نمیبیند، تا مبادا یکی از آنها او را دوباره در معرض درماندگی و اختگیاش قرار دهد. شهرزاد با هزارویک داستان، صدا و خردش، موفق میشود از حکم اعدام فرار کند و یک روز دیگر زنده بماند تا هر روز بتواند برای داستانی که شب قبل ناتمام گذاشته بود پایانی آماده کند. در خوانش خود میبینیم که او کنجکاوی این کودکمرد را برمیانگیزد؛ مردی که در اجبارش به کشتن میان یک زن و زن بعدی تمایزی نمیگذارد. او همان کاری را میکند که یک مادر عاشق هنگام خواب برای کم کردن نگرانیهای فرزندش انجام میدهد؛ او دنیایی از فانتزی و هنر میآفریند. موفق میشود خود را از تصویر اختهکنندۀ ساحره جدا کند و راهی برای خارج کردن این کودک (پادشاه) از کابوس تکراریاش بیابد. بدین ترتیب، تمایل پادشاه به عمل در فرایندی رؤیاگونه به واژهها بدل میشود، چه داستانهای شهرزاد صدها شخصیت خیالی را جایگزین واقعیت محدود او میکند. پادشاه، کودکی خونخوار که نیرومند شده، از طریق تجربیات، خرد و انسانیت این شخصیتها دوباره خنده و اندوه را میآموزد و بار دیگر به ارزش زندگی، واژگان، شعر و عشق پی میبرد.
در وجود هر انسان،
همیشه مبارزه ایی وجود دارد
مانند ، مبارزه ی دو گرگ!
که یکی از گرگها سمبل بدیها
مثل، حسد، غرور، شهوت، تکبر، وخود خواهی
و دیگری
سمبل مهربانی، عشق، امید، وحقیقت است.
ث کدام گرگ پیروز می شود؟
گرگی که تو به آن غذا می دهی ....