چالوس

چالوس

بزرگترین مرجع معرفی نقاط دیدنی و تفریحی برای مسافرت و گردش
چالوس

چالوس

بزرگترین مرجع معرفی نقاط دیدنی و تفریحی برای مسافرت و گردش

تزیین جالب دکوراسیون با لاستیک خودرو


تزیین جالب دکوراسیون با لاستیک فرسوده خودرو


تزیین جالب دکوراسیون با لاستیک خودرو

 

تزیین جالب دکوراسیون با لاستیک فرسوده خودرو

تصاویر تزیین چیدمان با لاستیک اتومبیل

 

تزیین جالب دکوراسیون با لاستیک فرسوده خودرو

ایده جالب تزیین دکوراسیون با لاستیک خودرو

 

تزیین جالب دکوراسیون با لاستیک فرسوده خودرو

عکس های دیدنی از استفاده های جالب لاستیک خودرو

 

تزیین جالب دکوراسیون با لاستیک فرسوده خودرو

 

تزیین جالب دکوراسیون با لاستیک فرسوده خودرو

 

تزیین جالب دکوراسیون با لاستیک فرسوده خودرو

 

تزیین جالب دکوراسیون با لاستیک فرسوده خودرو

 

تزیین جالب دکوراسیون با لاستیک فرسوده خودرو

 

تزیین جالب دکوراسیون با لاستیک فرسوده خودرو

 

تزیین جالب دکوراسیون با لاستیک فرسوده خودرو

 

 

تزیین جالب دکوراسیون با لاستیک فرسوده خودرو

 

تزیین جالب دکوراسیون با لاستیک فرسوده خودرو

 

تزیین جالب دکوراسیون با لاستیک فرسوده خودرو

 

تزیین جالب دکوراسیون با لاستیک فرسوده خودرو

 

تزیین جالب دکوراسیون با لاستیک فرسوده خودرو


تزیین جالب دکوراسیون با لاستیک فرسوده خودرو



تزیین جالب دکوراسیون با لاستیک فرسوده خودرو


تزیین جالب دکوراسیون با لاستیک فرسوده خودرو

تحلیلی بر سیستم های شهری ایران

الگوی نظام شهری ایران



نظام شهری تجسم فضایی اقتصاد سیاسی و نحوه مدیریت سرزمین در یک کشور است. با مطالعه نظام شهری نحوه پخشایش و میزان تعادل جمعیت شهرها مشخص تر می‌گردد. نظام شهری ایران از الگوی سنتی کهکشانی در قبل ازسال،1300 به الگوی زنجیره‌ای به دلیل تمرکز امکانات و خدمات در شهرهای بزرگ متمایل شده است. این الگو ضمن بر هم زدن روابط منطقی شهرهای کوچک، میانی و بزرگ با یکدیگر، باعث آشفتگی در نظام شهری ایران شده است.

 نظام شهری ایران در نیم قرن اخیر از لحاظ شاخص‌های ضریب تمرکز، رتبه اندازه، نخست شهری و ضریب آنتروپی به سمت تعادل میل کرده است؛ اما از نظرشاخص ضریب جینی و توزیع جمعیت در طبقات شهری نسبت به سال 1335 در وضعیت نامتعادل قرار دارد. در حقیقت، براساس منحنی لورنز شهرهای ایران طی سال 1335 به خط نرمال نزدیکتر بوده، اما در سال 1385از خط نرمال فاصله بیشتری گرفته اند. این امر ناشی از افزایش تعداد شهرهای بسیار کوچک با جمعیت اندک و افزایش جمعیت شهرهای بسیار بزرگ در نظام شهر ایران است. برای متعادل سازی نظام شهری ایران، راهکارهای تمرکز زدایی از کلانشهرها و تقویت شهرهای کوچک ومیانی پیشنهاد شده است.


-  کنترل رشد شهرهای بزرگ وکلانشهرها؛

مهمترین عامل کنترل رشد شهرهای بزرگ، تمر کز زدایی خدمات و فعالیت های این شهرها با وضع قوانین ومقررات بازدارنده، و توجه کافی به توزیع خدمات و فعالیت ها در تمام سطوح نظام شبکه شهری باشد.


تقویت شهرهای کوچک و میانی از طریق سیاست گذاری و برنامه ر یزی منطقه ای؛

شناخت میزان تفاوت مناطق کشور از لحاظ شاخص های اجتماعی و اقتصادی و هماهنگ ساختن نظام شهری با اهداف آمایش سرزمین و برنامه ریزی فضایی، می تواند نقش مؤثری در بهره برداری از توان های طبیعی و توسعه پایدار منطقه ای داشته باشد.


-  تمرکز زدایی صنعتی از طریق انتقال صنایع وفعالیت ها و تدوین ضوابط و مقرارات حمایت کننده به نفع شهرهای میانی و کوچک ؛

-  یکی از روشهای مستقیم تمرکز زدایی،احداث شهرهای جدید پیرامون شهرهای بزرگ با فاصله مناسب است که این امر می تواند نقش مهمی در تعادل بخشی به نظام شهری داشته باشد

-  جلوگیری از تبدیل شهرهای کوچک زیر  50000 نفر جمعیت به شهر، زیرا این امر ضمن به خطرافتادن توانهای کشاورزی این شهرها، باعث روستایی شدن شهرهای کشور در آینده می شود.


جهت دانلود فایل pdf مقاله « تحلیلی بر سیستم های شهری ایران»  اینجا کلیک کنید

تاثیرات فضاهای مجازی تلگرام ،وایبر،لاین ،تانگو و... بر جامعه امروز ما


هیچ راهی ندارید جز اینکه کتاب بخوانید

[منبع متن زیر نامعلوم و سندیت آن هنوز بررسی نشده است. لطفا راست‌آزمایی شود.]



هیچ راهی ندارید جز اینکه کتاب بخوانید !
امیر فریدون نصرتی پژوهشگر و مشاور مدیریت افکار عمومى مینویسد:
هیچ راهی ندارید جز اینکه کتاب بخوانید !
مردم ما اگر به جای کپی پیست کردن پیام های بیهوده و تکراری در مورد افزایش نرخ بنزین، کمی برای بهبود معیشت خودشون کتاب میخوندند، کلاس میرفتند، فکر میکردند، و نگاهشون رو به زندگی تغییر میدادند، خیلی سریع تر نتیجه میگرفتند.
بیشتر کار ما مردم شده شایعه پراکنی و کپی پیست کردن مطالبی که یک دینار هم نمی ارزد.
عده ای هم در خفا نشسته اند و هوش و ذکاوت ایرانیان را اندازه گیری میکنند.
شعر نو مینویسند و زیرش نام مولانا را میگذارند.
میگویند یک انرژی مثبت از مولانا تقدیم به شما و میفرستند توی گروه ها و به سرعت انتقال بی اندیشه مردم میخندند.‼️
یا جمله ای از جلال آل احمد را بر میدارند نام صادق هدایت زیرش میگذارند.
یا از مجلات و صفحات زرد، جملات زرد بر میدارند و نام کوروش کبیر را بر آن میگذارند و در میان مردم شیوع میدهند.

شبکه های اجتماعی تبدیل به شبکه های بیهوده پروری شده است.
خودمان از خودمان در حال ساختن آدمهای بی مصرفی هستیم که تفاوت شایعه و واقعیت را نمیدانیم.
فقط ژست و فیگور میگیریم که جملات آنچنانی با امضاء نام بزرگان کپی پیست کنیم.

حتی به خودمان زحمت نمیدهیم یک خط از آن جمله را در گوگل سرچ کنیم و ببینیم صاحب این جمله بی صاحاب کیست.

اجازه میدهیم عده ای پشت مونیتور بنشینند و به ریش ما بخندند.
امروز در گروهی که کار تخصصی میکند مطلبی میبینم که نوشته روز جمعه پمپ بنزین نرویم و پمپ ها را خلوت کنیم تا خبرگزاری های خارجی متوجه خلوتی پمپ ها بشوند و این اعتراض رسانه ای و جهانی شود. ملت هم کف و دست و هورا میکشند که آفرین.
جلل الخالق !
آخر یکی نیست به این بزرگوار بگوید مگر همه ملت ایران قرار دارند روزهای جمعه بروند پمپ بنزین چادر بزنند که این جمعه با حرف تو نروند !
یعنی شب جمعه نمیتوانند بروند؟ یعنی این جمعه قرار است همه باک ها ناگهان خالی شود و نیازمند پمپ بنزین شوند و با فرمایش شما باید جلوی خودشان را بگیرند؟

گاهی انسان ناامید میشود از وضعیت موجودی که در جامعه میبیند.
شبکه های اجتماعی تنها ویژگی ای که داشت، افکار نازیبا و روان ناموزون ما ایرانیان را از پس چهره ها و لباس ها و ماشین ها و گوشی های آن چنانی عریان کرد.
تا جامعه شناسان و روانشناسان، بدون نقاب، بتوانند این جامعه را مطالعه کنند.

وضعیت ما ایرانیان از نظر تفکر آنچنان بر آشفته و بی سامان است که اگر کسی بخواهد ما را مدیریت کند، کافیست چند روز در شبکه های اجتماعی ما بچرخد تا محرک ها، مشوق ها و ساختار نگاه ما به زندگی را بفهمد و سپس برایمان برنامه هایی که در راستای اهداف خودش است را بچیند.


نمیدانم کی میخواهیم کمی از ژست های نازیبای همه چیز دانی خارج شویم و کمی کتاب بخوانیم، مطالعه کنیم، کلاس برویم، و در فضاهایی که به تکامل افکار و نگرش ما کمک میکند حضور پیدا کنیم.

حتی اگر زمان زیادی را در اینترنت و فضای مجازی هستیم این فضا را به جایگاهی برای رشد و آگاهی مان تبدیل کنیم.
دوستان من، عزیزانم، مغزهای ما هم مانند شکم هایمان نیازمند غذا و خوراک هستند.
مغز های ما هم مانند بدنمان نیازمند پوششی از آگاهی و دانش فاخر است.
اگر میخواهید ثروتمند شوید، اگر میخواهید زندگی آرام داشته باشید، اگر میخواهید برای خودتان اهداف و رویاهایی ترسیم کنید و به آنها برسید، اگر میخواهید زندگی تان از آنچه هست بهتر شود:
هیچ راهی ندارید جز اینکه کتاب بخوانید، کلاس بروید، و در معرض رویدادهایی قرار بگیرید که نگاه و تفکر شما را تغییر دهد.

جای افسوس و شرمساری دارد که بگویم چندی پیش در یکی از بزرگترین شرکتهای زیر مجموعه یکی از وزارت خانه های کشور سخنرانی داشتم و از مجموع چند صد نفری که در سالن بعنوان مدیران این مملکت حضور داشتند،
فقط یک نفر در نظر سنجی ها نوشته بود در دو سال گذشته کتاب خوانده است.
البته آن کتاب هم "کتاب چه کسی پنیر مرا دزدید بود" که پنجاه صفحه هم نمیشود !
تبدیل شده ایم به مردم پر ادعایی که هیچ تلاشی برای شکوفایی و رشد خود نمیکنیم اما برای همه چیز ابراز عقیده میکنیم و از همه عالم و دنیا طلب کار هستیم که چرا وضعیت مملکت ما چنین است.
دوست من، عزیز من، جان من، مملکت یعنی برآیند من و تو. یعنی بروز و ظهور خرد و آگاهی من و تو.
وقتی من و تو حاضر هستیم به لباس و پوشاک و آرایش و ظاهر خود با تمام توان برسیم و بالاترین هزینه ها را بکنیم، ولی برای خریدن یک کتاب ده هزار تومانی، یا یک سی دی آموزشی یا حضور در یک کلاس یا رفتن به مشاوره، میخواهیم جان به جان آفرین تسلیم کنیم، چه توقعی داری که سرزمین اجدادی من و تو آباد شود؟؟؟؟؟

پـارسی بــگوییم ، پـارسی بنویسیم



*  پـارسی بــگوییم ، پـارسی بنویسیم *


به جای ائتلاف بگو همایه
به جای ابتدا بگو نخست
به جای ابتدایی ترین بگو ساده ترین
به جای ابتلاء بگو دچاری


به جای ابتکار بگو نوآوری

به جای ابدیت بگو همیشگی
به جای ابن سینا بگو پور سینا
به جای اتباع بگو شهروندان


به جای اتحاد بگو همبستگی

به جای اتفاق افتاد بگو رخ داد

به جای اتفاق افتادن بگو رخ دادن
به جای اتفاقات بگو رویدادها


به جای اتوماتیک بگو خودکار

به جای اتومبیل بگو خودرو
به جای اجتناب بگو دوری
به جای اجتناب ناپذیر بگو پیشگیری ناپذیر


به جای اجرت بگو دستمزد

به جای اجناس بگو کالاها
به جای اجیر بگو مزدور
به جای احترام بگو ارج


به جای احتمالا بگو شاید - چه بسا

به جای احتیاج بگو نیاز
به جای احتیاط بگو پروا
به جای احدی بگو هیچکسی


به جای احسان بگو نکویی

به جای احسنت، براوو یا باریکلا بگو آفرین
به جای احضار کردن بگو فراخواندن
 به جای احیانا بگو شاید


به جای اخاذی بگو زورگیری

به جای اخبار بگو تازه ها
به جای اختراع بگو نوآوری
به جای اختلاط بگو درهمی


به جای اختناق بگو خفگی - فشار - تنگنا

به جای اخذ بگو دریافت
به جای اخطار بگو هشدار
به جای اخلاف بگو جانشینان


به جای اخوت بگو برادری

به جای اخوی بگو برادر
به جای اخیرالتأسیس بگو نوبنیاد - نوساز
به جای اخیرا بگو به تازگی


به جای ادوار بگو دوره ها

 به جای اذیت بگو آزار
به جای ارائه طریق کردن بگو پیشنهاد کردن
به جای ارائه کرد بگو رو کرد


به جای اراضی بگو زمین ها

به جای ارامنه بگو ارمنیان
به جای ارتجاع بگو واپسگرایی
به جای ارتعاش بگو لزرش


به جای ارتفاع بگو بلندی

به جای ارزاق بگو خواروبار
به جای ارسال کردن بگو فرستادن
به جای ارشد بگو بزرگتر


به جای ارفاق بگو آسانگیری

به جای ارکان بگو پایه ها
به جای ارکستر بگو همنوازی
به جای اریکه بگو تخت


به جای اریکه فرمانروایی بگو تخت فرمانروایی

به جای از اوایل بگو از آغاز
به جای از این جهت بگو از این رو
به جای از این طریق بگو از این روش


به جای از این قبیل بگو از این دست

به جای از این نظر بگو از این رو
به جای از آن جمله بگو از آن میان
به جای از آن روز به بعد بگو پس از آن روز


به جای از بین بردن بگو از میان بردن

به جای از جانب بگو از سوی
به جای از جمله بگو از دسته - از آنگونه
به جای از حیث بگو از دید


به جای از طرف دیگر بگو از سوی دیگر

به جای از طریق بگو از راه
به جای از قدیم بگو از دیر باز
به جای ازدواج بگو زناشویی


به جای اساس بگو بنیاد

به جای اساسنامه بگو بنیادنامه
به جای اساسی بگو بنیادی - بنیادین
به جای اسبق بگو پیشین


به جای اسپری بگو افشانه

به جای استبداد بگو تکسالاری - خودکامگی
به جای استحصال بگو برداشت
به جای استحضار بگو آگاهی
به جای استحقاق بگو شایستگی - سزاواری


به جای استحمام بگو خودشویی

به جای استحکامات بگو سنگربندی ها
به جای استدعا می کنم بگو خواهش می کنم ، درخواست می کنم
به جای استراتژی بگو راهبرد


به جای استراتژیک بگو راهبردی

به جای استراحت کردن بگو آسودن - درازکشیدن
به جای استراق سمع بگو شنود
به جای استرداد بگو واپسدهی


به جای استشمام بگو بو کردن- بوییدن

به جای استشهاد بگو گواهی
به جای استعفا بگو کناره گیری
به جای استعمال بگو کاربرد


به جای استفاده از بگو به کارگیری

به جای استفاده بگو کاربرد
به جای استقامت بگو پایداری
به جای استقبال بگو پیشواز


به جای استقرار بگو برپایی

به جای استقلال بگو خودسالاری
به جای استمرار بگو ادامه - پیوستگی
به جای استناد بگو گواهمندی


به جای استنباط بگو برداشت

به جای استهزاء بگو ریشخند
به جای استهلاک بگو فرسایش
به جای استیجاری بگو کرایه ای


به جای استیضاح بگو بازخواست

به جای استیلاء بگو چیرگی
به جای اسرار بگو رازها


به جای اسراف بگو ریخت و پاش

به جای اسطوره بگو افسانه

به جای اسقاطی بگو ناکارآمد

مفهوم قربانی کردن در عید قربان


 عید قربان

دوستان پنجشنبه روز عید قربان است،بیاییم با خودمان عهدد ببنیدیم تا قربانی کنیم!

اما چه چیزی را؟
منیت ها را،تعصب ها را،خودشیفتگی ها را ،غرورها را ووو
فلسفه قربانی کردن،کشتن گوسفند نبود!
ماجرای قربانی کردن وابستگی بود !
در قبال این که حضرت ابراهیم حاضر شد "وابستگی " خودش را قربانی کند....
دریافتی داشت و آن گوسفند سمبل روزی آسمانی است !....
یعنی بهره مند بشوید از یک طعام آسمانی....
که پاداش آماده شدن برای قربانی کردن وابستگی بوده !....
بنابر این هر کسی که آماده می شود تا وابستگی خود را قربانی کند،...
یک روزی آسمانی نصیبش می شود.....

هیچ فرقی بین حضرت ابراهیم و کس دیگری نیست !....

این درس را دادند برای تک تک انسان ها.....
این موارد الگویی است برای انسان ها.....
ماجرای حضرت ابراهیم در مقابل همه انسان ها هست....
بحث قربانی بر می گردد به هابیل و قابیل !....
از ابتدا بوده و سمبل هست......

نمی دانیم آیا در آنجا هابیل و قابیل وجود داشتند یا نه !

اما "درس "این است که کسی می آید ....وابستگی ها را درست قربانی می کند....
و مورد قبول واقع می شود و کسی هم قربانی نمی کند و تازه بعد حسادتش گل می کند !
در اینها ما یک سری مفاهیم را می توانیم برداشت کنیم.....
به طور کلی دو راه تحت نام هابیل و قابیل مقابل ما قرار می دهد
که می توانی هابیلی باشی یا می توانی قابیلی باشی !......
این "درس" جاهای مختلف با اسامی مختلف .....و داستان های مختلف ....برای ما ترسیم شده،
یک جا به اسم هابیل و قابیل، یک جا به اسم اهریمن و اهورا و ... !......
ما، ماحصل قضایای زیادی هستیم.....
همه چیز ماحصل اختیار ماست !.....

اسماعیل سمبلی بود بر بالاترین وابستگی انسان !
که بالاترین وابستگی انسان اولادش هست !
« أنما أَموالکم و أولادکم فتنة » ( انفال - 28 )‌

آنجا که اسماعیل انتخاب شد برای قربانی شدن،

اسماعیل سمبل وابستگی انسان بود و قرار نبود خونی ریخته بشود !
فقط ماجرای یک امتحان بود که آیا تو آنقدر از وابستگی خودت رها شدی
که حتی ما گفتیم اسماعیل را قربانی کن اینکار را بکنی !
این قربانی مجازی بود، چون خدا که تشنه خون نیست !
چون آنجایی که هدف ما خون باشد
تشعشعات منفی زیادی در زندگی ما وارد می شود !

بعضی ها می گویند ما باید خون بریزیم و خون این حیوان را بزنیم به در خانه خود مان که خون آن حیوان ضامن حفظ منافع ما باشد !

در حالیکه خون هیچ موجود زنده ای نمی تواند این کار را برای ما انجام بدهد !
ما اطعام و سیر کردن شکم گرسنه را ربط دادیم به ریختن خون !
ما می خواهیم اطعام کنیم نه خون بریزیم !
پس قرار بوده انسان خصوصیات منفی خودش را قربانی کند و خداوند هم آن قربانی ها را قبول کند !

پس تیک های شخصیتی و وابستگی هایمان بهترین قربانی است
که ما می توانیم به درگاه خداوند داشته باشیم !
در حالیکه انسان متوجه این موضوع نشده و کار خودش را آسان کرده و با خون ریختن ذهن خودش را آرام کرده است !
اما خون مشکلی حل نمی کند و بر عکس همین که پنجه اش را خونی کرد و زد به دیوار،
سیل مشکلات به سمتش جاری می شود !
تازه وقتی مشکلات پیش می آید همه می گویند ما که قربانی هم کردیم !
ما نمی دانیم ریشه مشکلاتمان کجاست
در حالیکه با ریختن خون آن حیوان تشعشع منفی را کشاندیم آوردیم خانه خودمان !
چون ریختن خون موجودات زنده کاریزمای منفی دارد !

مگر اینکه به علتی باشد و بخواهیم شکم یک عده ای را سیر کنیم و واقعا این کار را بکنیم !
وگرنه هر کسی فقط حق دارد به اندازه نیازش از هستی برداشت کند !
در این مورد وقتی تیک های شخصیتی را به ما نشان می دهند ما باید دانه دانه آنچه نشانمان دادند را پیشکش کنیم !
اول باید شکرگذاری کنیم که به ما نشان دادند و بعد باید قربانی کنیم !
این بهترین کادو است چون وابستگی های انسان برایش خیلی عزیز است!
خیلی سخت است انسان دست از غرورش و خود شیفتگی و حسادت و تنگ نظری و ... بردارد !

بنابراین به محض این که نشانمان دادند هر چه سریعتر باید این خصوصیات را قربانی کنیم

تا این پروسه به اصطلاح حمله کوتاه تر بشود !
چون با قربانی کردن، یک من در وجود ما کمتر شده است !
گفتند خود شناسی مقدمه خدا شناسی است !
ما نمی دانیم چقدر حسودیم،
چقدر خود شیفته هستیم،
چقدر مغروریم چون یک من رو هست که دارد خودش را خوب نشان می دهد
یعنی نشان می دهد یک آدم ساخته شده که خودش را با محیط وفق داده !

ما منافعمان را در نظر داریم پس این من خوب را، به نمایش می گذاریم

چون اگر فرد مقابلمان بداند من حسودم با من برخورد بدی می کند،
اگر بداند من مغرورم برای ما بد می شود !
 این قربانی کردن هم نباید به زبان باشد و ظاهری !
باید از ته دل این اتفاق بیفتد !
یک رسم نیست که بگوئیم خدایا اینها را برای تو قربانی کردیم،
باید این قربانی کردن در قالب کیفیت باشد !
از ته دل آن چیزهایی که به ما نشان دادند تقدیم کنیم !


منبع :http://khabarfarsi.com/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%87%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C