چالوس

چالوس

بزرگترین مرجع معرفی نقاط دیدنی و تفریحی برای مسافرت و گردش
چالوس

چالوس

بزرگترین مرجع معرفی نقاط دیدنی و تفریحی برای مسافرت و گردش

تفاوت موز با پلانتین چیست؟

در مورد موز و پلانتین چه میدانید؟ 

موز و پلانتین بسیار شبیه به هم هستند و اشتباه گرفتن این دو بسیار رایج است. 

گاهی شاید بعد از خوردن موز حس کنید که گوارش شما با مشکل مواجه شده است و تجربه مصرف آن مثل همیشه نباشد و آنجاست که متوجه می‌شود به جای موز از میوه فروشی ، پلانتین خریده اید!

 

 

موز چیست؟

"موز" اصطلاحی است که برای میوه‌های خوراکی تولید شده توسط گیاهان بزرگ و علفی. موز بزرگترین گیاه گلدار علفی است. همه بخش‌های موز که روی زمین هستند  از ساقه پیاز مانندی که «کورم» نامیده می‌شود به وجود می‌آیند.از آنجائی که تنه گیاه موز نسبتاً بلند و مستقیم و محکم است اشتباهاً به آن «درخت» می‌گویند. در حالیکه آن‌ها تنها شاخه‌هایی هستند که پس از دادن میوه، خشک شده و از بین می‌روند. 

موزها گونه‌ای از توت‌ها هستند.

 

موز معمولاً در غذاهای آمریکای شمالی و اروپایی مورد استفاده قرار می گیرد ، گرچه اصالتاً اهل آسیای جنوب شرقی هستند. موزها به طور معمول شکل بلند و باریک دارند و توسط پوست ضخیم پوشانده می شوند.

 

انواع مختلف موز وجود دارد. با این حال ، در فرهنگ های غربی ، اصطلاح "موز" معمولاً به انواع شیرین و زرد رنگ اشاره دارد.

 

در حالت نرسیده پوست بیرونی سبز ، سفت و سخت و با رسیدن ، پوست به زرد روشن تغییر می یابد و به دنبال آن رنگ قهوه ای تیره ایجاد می شود. 

موز را می توان به صورت خام یا پخته در انواع دسر و غذا استفاده کرد.

 

 

 

پلانتین چیست؟

 

اصطلاح "گیاه چنار" به نوعی موز با مشخصات و کاربردهای آشپزی بسیار متفاوت نسبت به موزهای شیرین و زرد رنگ که بیشتر مردم با آن آشنا هستند ، اشاره دارد.

پلانتین ها هم مانند موز در اصل متعلق به  جنوب شرقی آسیا هستند. با این حال ، آنها اکنون در سراسر جهان ، از جمله در هند ، مصر ، اندونزی و مناطق گرمسیری قاره آمریکا رشد کرده اند.

 

پلانتین ها معمولاً بزرگتر و سفت تر از موز هستند و پوست بسیار ضخیمی دارند. آنها ممکن است به رنگ سبز ، زرد یا قهوه ای بسیار تیره باشند.

 

گیاهان نشاسته ای ، سفت و سخت هستند و خیلی شیرین نیستند. آنها به پخت و پز نیاز دارند ، زیرا خوردن خام پلانتین چندان لذت بخش نیست.

 

 

آنها نقاط مشترک زیادی دارند

گذشته از طبقه بندی های گیاه شناسی ، یکی از بارزترین شباهت های بین پلانتین‌ها و موز ، ظاهر آنهاست.

اما مشترکات آنها به همین جا ختم نمی شود. در واقع ، آنها برخی از ویژگی‌های یکسان تغذیه ای و سلامتی نیز دارند.

 

هر دو بسیار مغذی هستند

هر دو پلانتین و موز منبع خوبی از چندین ماده مغذی حیاتی از جمله پتاسیم ، منیزیم ، ویتامین c ، فیبر و ترکیبات آنتی اکسیدانی هستند.

 

در زیر اطلاعات مربوط به تغذیه 100 گرم (تقریبا یک لیوان) موز و پانتین را بخوانید: 

 

کالری : موز89                            پلانتین: 116

کربوهیدرات:  موز 23 گرم           پلانتین 31 گرم

فیبر: موز 3 گرم                          پلانتین 2 گرم

پتاسیم: موز 358 میلی گرم         پلانتین 465 میلی گرم

منیزیم: موز 27 میلی گرم            پلانتین 32 میلی گرم

ویتامین سی  موز 9 میلی گرم      پلانتین 11 میلی گرم

 

 

آنها هر دو منبع سالم کربوهیدراتهای پیچیده را تأمین می کنند. پلانتین حاوی تقریباً 31 گرم کربوهیدرات در هر وعده 100 گرم ، در حالی که موز حاوی حدود 23 گرم است. با این حال ، این مقدار بسته به رسیدن میوه می تواند متفاوت باشد .

آنها هر دو منبع سالم کربوهیدرات هستند اما پلانتین ها حاوی تقریبا 31 گرم کربوهیدرات در هر وعده 100 گرمی هستند در حالی که موز حاوی حدود 23 گرم است. این مقدار بسته به رسیده بودن میوه می تواند متفاوت باشد. تفاوت اصلی این است که بیشتر کربوهیدراتهای موجود در موز از قندها حاصل می شوند ، در حالی که بیشتر کربوهیدراتهای موجود در پلانتین از نشاسته است.

آنها حاوی مقدار مشابهی کالری هستند - حدود 89-120 کالری در هر وعده 100 گرم. هیچکدام از آنها منبع قابل توجهی از چربی و پروتئین نیستند.

 

 

 

 

مزایای این دو میوه برای سلامتی

از آنجا که موز و پلانتین یک ترکیب غذایی مشابه دارند، ممکن است برخی از همان مزایای سلامتی را به شما ارائه دهند. برخی تحقیقات نشان می دهد که ترکیبات فعال زیستی در پلانتین و موز ممکن است اثرات ضد التهابی و آنتی اکسیدانی داشته باشند. هر دو میوه حاوی مقادیر زیادی پتاسیم هستند، بسیاری از مواد معدنی ای که مردم به اندازه کافی از آن استفاده نمی کنند را نیز شامل می شود. مصرف پتاسیم احتمال ابتلا به بیماری های قلبی را تا درصد زیادی کاهش می دهد.

هر دوی این میوه ها هم به خاطر داشتن فیبر فراوان، دستگاه گوارش را ایمن می کند.

 

 

کدام یک سالم تر است؟

موز و پلانتین هر دو ماده غذایی سالم هستند. د زیرا هر دو غذای بسیار سالم و غنی از مواد مغذی هستند.

با این حال ، روش های پخت و پز می تواند بر محتوای غذایی این میوه ها تأثیر بگذارد و آنها را کم و بیش سالم کند. این ارتباط کمتری با خود میوه و ارتباط بیشتری با آنچه که به آن اضافه می کنید ندارد.

اگر نگران بالا رفتن قند خون هستید ، باید بدانید هر دو اینها بدلیل بالا بودن میزان کربروهیدارت قند خون شما را بالا می برند.

البته به خاطر داشته باشید که پلانتین و موز ، غذاهای کامل و حاوی فیبر هستند. که ممکن است به کاهش قند خون در برخی افراد کمک کند ، به ویژه در مقایسه با غذاهای فرآوری شده .

 

کاربرد‌های متنوع پلانتین

 

پلانتین به صورت معمول سرخ شده و در کنار ظرف غذا در رستوران‌ها یا بر روی بستنی قرار می‌گیرد. در شرایطی که از عظر و طعم خوبی برخوردار هستند، ولی پلانتین سرخ شده گزینه سالم غذایی نیست و اگر در روغن ناسالم آماده شود که اصلا سالم نیست و برای کاهش وزن هم مناسب نیست.

پلانتین را باید به عنوان یک سبزی نشاسته‌ای یا جایگزینی برای سیب زمینی مد نظر قرار دهید. بافت و عطر و طعم ملایم پلانتین در حالت پخته و یا گریل شده بیشتر خودش را نشان می‌دهد. شما می‌توانید پلانتین را به یک خورش حاوی گوشت و یا سبزیجات اضافه کنید یا آن را به همراه ماهی گریل کنید.

پلانتین گزینه‌های عالی برای دستورالعمل بدون گلوتن یا دوستدار رژیم غذایی پالئو، مانند پن کیک‌های پالئو، است.

 

از کجا پلانتین تهیه کنیم؟

پلانتین در کشورهای گرمسیری سراسر جهان از آمریکای جنوبی و مرکزی تا کارائیب، آفریقا و جنوب شرق آسیا پرورش داده می شود. به عنوان یک محصول غیر فصلی، پلانتین در تمام طول سال در دسترس است. در بسیاری از مناطق جهان، پلانتین به عنوان یک ماده غذایی ثابت در رژیم غذایی استفاده می شود و منبع خوبی برای تامین کالری مورد نیاز افراد ساکن در مناطق گرمسیری است. همچنین، پلانتین در سوپرمارکت ها و فروشگاه های مواد غذایی در سراسر جهان به فروش می رسد.

برج های لاکچری تهران

این‌جا ورود مشتریان آزاد نیست! شما باید شأن اجتماعی ویژه داشته باشید، تحصیلکرده باشید، خوشنام باشید و حاشیه نداشته باشید و جمعیت خانواده‌تان کم باشد تا بتوانید خانه‌های لاکچری برج‌های معروف تهران را بخرید. برج‌هایی که محل زندگی افراد سرشناسی مانند کی‌روش، سرمربی تیم‌ملی فوتبال، علی دایی، کریم باقری و دیگر چهره‌های سرشناس است. برج‌هایی که باند فرود هلی‌کوپتر اختصاصی دارند، پزشک ویژه و حرفه‌ای‌ترین مربی‌های ورزشی را برای اهالی ساختمان استخدام کرده‌اند و کارواش اختصاصی و باغ‌های عمودی جزو دیگر آپشن‌هایشان است. به‌جز اینها، برج‌ها مجهز به اینترنت اشیا هستند و شما با فرسنگ‌ها فاصله می‌توانید چراغ‌های خانه‌تان را خاموش کنید؛ مایکروفر را سر ساعت مشخصی راه بیندازید یا از راه دور فرمان شست‌وشو برای لباسشویی‌تان صادر کنید. در ادامه به تعدادی از معروف‌ترین برج‌های تهران و ساکنان مولتی‌میلیاردشان می‌پردازیم.


برج چناران

yiavvbi28fzjlta63qv.png

برج لاکچری چناران پارک رزیدنس در منطقه الهیه تهران قرار دارد که لوکس‌ترین خانه‌های تهران را در خود جای داده است. این برج زیبا در ١٣ طبقه و ٢٦ واحد مسکونی با امکانات فراوان در زمینی با وسعت حدود هشت‌هزار متر مربع بنا شده است. معماران این ساختمان منحصربه‌فرد از معروف‌ترین آرشیتکت‌های ایرانی هستند که معتقدند برج چناران، مجتمعی لوکس و تمام‌عیار است که به طرز غیرقابل تصوری طراحی و مهندسی شده تا بالا‌ترین انتظارات افراد خاص را برآورده کند. این سازه‌ لوکس که در جمع پنج ساختمان برتر تهران قرار گرفته، دارای ۱۳ طبقه و ۲۶ واحد مسکونی است.

متراژ این خانه‌های لوکس بین ۳۲۰ تا ۶۴۰ مترمربع است که برای ساخت هر متر  از آنها بین ٧ تا ٩‌میلیون تومان هزینه شده است. در هر طبقه یک، دو یا سه واحد و در طبقه آخر آن‌ یک پنت‌هاوس قرار دارد و مشاعات این مجتمع شامل ۲۰۰۰ متر لابی با ارتفاع ۱۲ متر، استخر ۵۰۰ مترمربعی و سالن ورزشی بسیار مجهز است. امکانات فراوان این برج از پیست پیاده‌روی گرفته تا استخر و آب‌نماهای زیبا و آبشار بر جذابیت‌های آن افزوده است. علاوه بر این، داخل واحد‌ها نیز به زیبایی آراسته شده است.

شیرآلات با روکش طلا برای واحد‌ها ساخته شده است و گچ‌بری زیبایی در خانه‌ها به چشم می‌خورد. پارکینگ برای هر خودرویی که بخواهد وارد شود به‌طور اتوماتیک برای همان پلاک خودرو باز می‌شود. سیستم امنیتی فوق پیشرفته‌ای در برج اعمال و ورود و خروج از ساختمان کنترل می‌شود. علاوه بر اینها، از آخرین تکنولوژی‌های روز و بهترین‌های بازار برای تجهیزات آسانسور، تجهیزات ارتباطی و پنجره‌ها استفاده شده است. نمای این برج به‌طور استثنایی زیباست و فضای سبز داخل آن هم به‌طور منحصر به فردی طراحی شده است. جالب اینجاست که مالک این برج تمام واحدهای آن را فروخته و هیچ‌کدام را اجاره نداده است. در حال حاضر قیمت هر متر مربع از واحدهای این برج لاکچری بین ٥٠ تا ٦٠‌میلیون تومان است.
 



برج آلتون کورت

ujt3qr7wxzqy91poubrb.jpg

این برج باند هلی‌کوپتر دارد. برجی که در منطقه نیاوران تهران ساخته شده است. آلتون در ٢٤ طبقه احداث شده و ٦٠ واحد در آن قرار دارد. این ساختمان دو پنت‌هاوس ٥٠٠ و ٧٠٠ متری دارد که امکانات منحصربه فردی در آنها تعبیه شده است. واحدهای برج آلتون بسته به متراژ و امکاناتی که دارند از متری ٣٠‌میلیون تا ٦٠‌میلیون تومان به فروش رسیده است. واحدهای آلتون از ٢٥٠ تا ٧٠٠ متر احداث شده ‌است که امکانات هر واحد بنا به متراژ آن متفاوت است.

از امکانات این برج می‌توان به  لابی زیبا و لوکس آن، استخر مخصوص خانم‌ها و آقایان (٤٠٠ متر مربع برای آقایان و ٧٥٠ متر مربع برای خانم‌ها)، سالن ماساژ، سالن بیلیارد، سالن اجتماعات، سالن ورزش، زمین تنیس، فضای مناسب برای پیاده‌روی، روف گاردن، باند هلی‌کوپتر و سه طبقه پارکینگ اشاره کرد. برج آلتون از مواد بااستقامت ساخته شده و دارای بیشترین مقاومت در برابر زلزله است. سقف آن عایق صوتی است و دیوارهای داخلی و خارجی از جنس فولاد مقاوم در برابر زلزله ساخته شده است. سیستم خنک‌کننده بی‌صدا، سیستم اعلام حریق آمریکایی، سیستم تهویه هوای تازه و فن اکسپوز آلمانی هم از ویژگی‌های خاص این برج گران‌قیمت و میلیاردی است. یکی دیگر از ویژگی‌های برج آلتون باغ ایستاده آن است که بزرگترین سرسرا و ورودی را بین ساختمان‌های لاکچری تهران دارد. جالب است بدانید که این ساختمان به‌گونه‌ای ساخته شده که نسبت به زلزله ٨,٥ ریشتری هم مقاوم است.
 



برج رولکس فرمانیه

12r2kbhko3hsi9lsxthp.jpg

از اسمش هم پیداست که برجی لوکس و گرانقیمت است که پزشک اختصاصی دارد. برج رولکس فرمانیه نیز یکی از باشکوه‌ترین و خارق‌العاده‌ترین برج‌های مسکونی در تهران است که قیمت‌های میلیاردی آن سر به فلک کشیده است. یکی از ویژگی‌های این برج این است که افراد خاصی در آن زندگی می‌کنند. یکی از این افراد علی دایی است که در پنت‌هاوس استثنایی و فوق‌العاده این برج زندگی می‌کند.

علاوه بر علی دایی، کریم باقری هم یکی از افراد سرشناس است که در این برج زندگی می‌کند. برج رولکس فرمانیه ٥٢ واحد لوکس و تمام‌عیار از ١٣٠ متر تا ٣٠٠ مترمربع دارد که هر واحد آن به قیمت متری ٧٠ تا ٧٥‌میلیون تومان هم به فروش می‌رود. مجتمع رولکس فرمانیه، دو استخر ٧٠٠ متری به صورت مجزا برای آقایان و بانوان دارد. علاوه‌بر استخرهای ویژه‌ای که در این برج وجود دارد، ساکنان رولکس فرمانیه می‌توانند از سالن‌های بدنسازی با امکانات ویژه در محل زندگی‌شان استفاده کنند. جالب اینجاست که در سالن‌های بدنسازی برج رولکس، مربیان حرفه‌ای شنا، بدنسازی و ایروبیک هم حضور دارند که هر خانواده‌ای می‌تواند در زمان‌های درنظر گرفته شده از حضور آنها استفاده کند.

این مربیان حتی مسائل پزشکی ساکنان ساختمان را هم به صورت مدام چک می‌کنند و این یعنی شما اگر مولتی‌میلیاردر باشید، حتی لازم نیست برای چکاپ به بیمارستان یا مطب دکتر مراجعه کنید. همچنین برج رولکس فرمانیه زیباترین و منحصربه‌فردترین لابی را بین برج‌های معروف تهران دارد. این برج کارواش مرکزی و سیستم استفاده از انرژی خورشیدی برای تامین آب گرم نیز دارد. لابی شیک و مبله این برج ۶۰۰ مترمربعی و با دکوراسیونی بسیار عالی، میزبان ساکنان و میهمانان این برج فوق لوکس شمال تهران است که بیش از ١٠ لابی‌من به صورت شبانه‌روزی در این مجموعه مشغول به کار هستند.

اگر بگوییم نمای خارجی این برج همچون قصری مجلل و باشکوه است که زیبایی و ابهت ویژه‌ای به شمال تهران داده، اغراق نیست. هزینه شارژ این ساختمان منحصربه‌فرد براساس متراژ خانه‌ها از ساکنان گرفته می‌شود. قیمت شارژ واحدهای این برج از متری ٢٥٠‌هزار تومان آغاز می‌شود و تا ٤٠٠‌هزار تومان ادامه دارد. در واقع ساکنان برج رولکس براساس متراژ خانه‌های خود و امکاناتی که از آنها استفاده می‌کنند، شارژهای نجومی خود را پرداخت می‌کنند. یکی دیگر از ویژگی‌های منحصربه‌فرد این برج قرار گرفتن نمایندگی ساعت رولکس در کنار آن است که همین موضوع باعث شده سازندگان این برج نام «رولکس» را برای آن انتخاب کنند.
 



برج روما رزیدنس کامرانیه

oen8xdoc6ufsggcqie4q.jpg

این برج از هوشمندترین ساختمان‌های تهران است. لوکس‌ترین و هوشمندترین امکاناتی را که می‌توان تصور کرد در این برج تعبیه شده است. لابی ١٠٠٠ متری این برج از زیباترین لابی‌های برج‌های تهران است که جلال و شکوه آن شباهت زیادی به کاخ ورسای فرانسه دارد، همین موضوع هم از دلایل شهرت این برج است. ساخت این برج هزینه‌ای از متری ١٠‌میلیون تومان به بالا برای سازنده آن‌ که گفته می‌شود پدر فولاد ایران است، داشته است.

مساحت این برج ٧هزار مترمربع است که در خیابان کامرانیه شمالی قرار گرفته است. روما رزیدنس شامل ۶۵ واحد مسکونی در ۱۵طبقه است که تمام واحدها جوری طراحی شده‌اند تا حتی ساکنان طبقه اول آن هم چشم‌انداز منحصربه‌فردی داشته باشند. برج روما رزیدنس دارای سه طبقه زیرزمین و یک طبقه همکف است که تمامی پارکینگ‌ها، فضاهای تاسیساتی، لابی، مکان‌های تفریحی، سالن اجتماعات، بلوک‌های تجاری و سایر مشاعات را دربرگرفته است. سازندگان و طراحان این برج همه چیز را برای رفاه حال ساکنان آن در نظر گرفته و این برج لاکچری و لوکس را به گونه‌ای طراحی کرده‌اند که حتی مشکل‌پسندترین میلیاردرهای ایرانی هم نتوانند ایرادی از آن بگیرند.

این ساختمان دو پنت‌هاوس در طبقات ١٤ و ١٥ با متراژهای ٩٢٦ و ١٤٠٠ متری دارد که گفته می‌شود ‌سال گذشته به قیمت‌های نجومی متری ٦٠‌ تا ٧٠‌میلیون تومان به فروش رفته‌اند. سالن بیلیارد، استخر، جکوزی، سالن ورزشی، کنترلرهای هوشمند ABB در خانه‌ها، اتاق میهمان موجود در واحدها، وسایل خانه با بهترین کیفیت، سیستم اعلام حریق، دوربین‌های امنیتی مداربسته، آنتن مرکزی وWIFI  از امکانات منحصربه‌فرد این برج هستند. سیستم‌های گرمایشی و سرمایشی و حتی روشنایی این برج استثنایی هوشمند است و ساکنان این برج می‌توانند از طریق نرم‌افزارهایی که در گوشی‌های هوشمند خود دارند گرما، سرما و نور خانه خود را کنترل کنند. این ساختمان به گونه‌ای ساخته‌شده که در برابر زلزله‌های ٨ ریشتری مقاومت دارد و در همین راستا استاندارد ISO ٩٠٠١ در طراحی و ساخت برج‌های مسکونی  را از سازمان نظام مهندسی گرفته است.

تخریب تنها میراث صنعتی شمال کشور

«حریر» به یغما رفت

«حریر» به یغما رفت





کارخانه «حریربافی» چالوس در استان مازندران بخشی از هویت این منطقه محسوب می‌شود اما هر از گاهی با صدای بولدوزرها به لرزه در می‌آید.
چهارشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۷
ساعت ۱۶:۱۵
کد مطلب: ۱۲۸۷۴
Share
اسکان نیوز:  اوایل زمستان سال گذشته بود که ساختمان قدیمی و تاریخی کارخانه حریربافی چالوس در استان مازندران به ثبت ملی رسید.

هنوز شیرینی‌ این ثبت زیر زبان چالوسی‌ها و دوستداران میراث تاریخی نچرخیده بود که در واپسین روزهای سال گذشته بولدوزرها شبانه به جان این ساختمان افتادند و به بهانه ایجاد جاده دسترسی، تن کهنه‌اش را زخمی کردند. همین که خبر به گوش اهالی و فعالان حوزه میراث فرهنگی رسید، مخالفت‌ها با این اقدام که علیه میراث تاریخی کشور بود، اوج گرفت. هرچند به محض اطلاع دادستانی دستور توقف تخریب بنا صادر شد، اما این توقف تخریب هم عمر زیادی نداشت. بعد از مدتی بولدوزرها دوباره کمر به تخریب آن بستند و دل اهالی چالوس و دوستداران میراث فرهنگی با تخریب بخشی از ساختمان خون شد.

حریف یک‌تنه 

85 سال پیش، وقتی آجرهای کارخانه حریربافی چالوس یکی‌یکی روی هم سوار شد تا چرخ صنعت در این نقطه از کشور به صدا درآید. مردم زیادی از گوشه و کنار کشور بار و بنه بستند و برای دستیابی به زندگی بهتر در سایه کار در این کارخانه راهی شمال کشور شدند. مردمانی که به امید کار در کارخانه آمدند و خود جزئی از تاریخ چالوس شدند.
 
ادامه مطلب ...

روشنفکر نمی خواهم یا روشنفکر چه می خواهم ؟

● کافیست از مادرتان قهر کنید!


قصد توهین به هیچ روشنفکر راستینی را ندارم. ولی در مجموع آن‌ها را به دو گروه تقسیم می‌کنم:

الف. روشنفکرِ نمی خواهم

ب روشنفکر ِ چه می خواهم 

متاسفانه جامعه عقل گریز ما همیشه به «روشنفکران نمی خواهم» (امثال صادق هدایت) بها داده است و از «روشنفکر چه می خواهم» (امثال سید حسن تقی زاده و دکتر ارانی) با بی اعتنایی و گاه نفرت یاد کرده است. ولی آنها که سازندگان این سرزمین اند بیشتر همان «روشنفکران چه می خواهم» هستند. در ایران برای این که شما مصداق «روشنفکرِ نمی خواهم» شوید کافی است که از مادرتان قهر کنید و بگوید «خورشت بادمجان را دوست ندارم» و یک عدد رمان پست مدرن کذایی و یا چند شعر جیغ بنفشِ بی وزن بی قافیه و بی معنی هم در این عوالم مرتکب شوید و به تمام کائنات هم بد و بیراه بگویید و دهن کجی کنید ولی «روشنفکرِ چه می خواهم» شدن بسیار دشوار است و «خربزه خوردنی» است که حتی پس از مرگ هم باید پای لرز آن بنشینید. از نکات عبرت آموز یکی هم این است که فرنگی جماعت نیز برای روشنفکران نمی خواهم ما همیشه کف زده اند.


آنچه خواندیم، نوشته دردمندانه و درخشان دکتر شفیعی کدکنی در کتاب با چراغ و آینه است. برخی می گویند که ایرانی ها می دانند که چه نمی خواهند اما نمی دانند که چه می خواهند. بگذارید بیشتر به آن بپردازیم. اگر نوشته بالا را قبول ندارید لحظه ای به ده یادداشتی که اخیرا فوروارد (ارسال) کرده اید فکر کنید! چند مورد از آنان در مورد نقد وضعیت موجود بود؟ و چند مورد از آنان در مورد طرح ایده ای برای حل یک مساله مهم و مشخص. فضای رسانه های ما پر شده است از چالش ها، فراچالش ها، ابرچالش ها، بحران ها، تهدیدها و .... چرا چنین چیزی اتفاق می افتد؟ 

1-  «اعتیاد به انتقاد»؛ 

ما عاتدت کرده ایم که خودزنی کنیم. انتقاد کنیم. مسخره کنیم. اگر یک روز یک مطلب انتقادی نخوانیم بدن مان درد می گیرد. فضای رسانه ای ما پر شده است از روشنفکران نمی خواهم.

2-  عقیم بودن از طراحی عملی:

 بارها و بارها در معرض ایده های مختلف قرار گرفته ام. بیشتر آنان ایده های خوبی بودند اما یک مشکل مشترک بزرگ داشتند: بدون طراحی های جزیی بودند! یک ایده برای آن که اجرا شود باید زوایای مختلف را به خوبی دیده باشد.      

 


⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:


فکر نکنیم که این تقسیم بندی «نمی خواهم» و «چه می خواهم» فقط در مورد روشنفکران معنی می دهد. این در مورد همه ماست. چه در اداره پستِ یک شهر دور افتاده کار کنیم یا در یک وزارت خانه در قلب تهران. چه در یک شرکت تولیدی بخش خصوصی باشیم یا در یک سازمان خدمات بخش عمومی. من و شما دو راه بیشتر پیش رو نداریم. یا اینکه با مادرمان قهر کنیم و بشویم روشنفکر نمی دانم و صد البته محبوب! و یا اینکه بخواهیم آینده را بسازیم و بشویم روشنفکر چه می خواهم. این دومی هم سخت تر است و هم اینکه محبوبیت اجتماعی پایین تری دارد. 


● اگر می خواهید جز «چه می خواهم» ها باشید و به جای انتقاد از وضعیت موجود، خالق وضعیت مطلوب باشید. چند نکته زیر را به خاطر بسپارید:


خواهید گفت مدیران چرا کاری نمی کنند؟ اکنون دانش و تجربه بسیار تخصصی شده است. امکان اینکه یک مدیر ارشد حتی با تجربه 40 سال از همه چیز در حوزه تحت مسوولیتش سر در بیاورد و برای آن ها طرح عملی داشته باشد تقریبا که نه! قطعا صفر است. دست به قلم شوید و منتظر بالادستی های گرفتار نمانید. 


خواهید گفت که تا به حال صدبار ایده هایم را گفته ام و مسوولین بی توجهی کرده اند. کمی هم به خودتان شک کنید. دست کم خود من بیش از صد بار در معرض ایده های اینچنینی بوده ام. اکثرا کم کیفیت بوده اند. بدون توجه به جزییات و در حد کلی گویی. کیفیت ایده هایتان را بالا ببرید. 


خواهید گفت ایده ها را اجرا نمی کنند. جواب این است که برای آن که یک ایده از روی کاغذ تبدیل شود به واقعیت. خیلی از متغیرها باید فراهم شوند. ولی تجربه نشان داده است که اگر ایده خوبی باشد و مکتوب شده باشد دیر یا زود دارد، سوخت و سوز ندارد. 


کسی به طنز می گفت همه در این مملکت شده اند اپوزیسون (مخالف). همه مخالفند. چه کسانی که قدرت را در دست دارند. چه کسانی که مخالف طیف حاکمند و چه مردم عادی. ظاهرا همه دریافته اند که برای محبوبیت اجتماعی کافی است از مادرتان قهر کنید و بگویید خورشت بادمجان را دوست ندارم!!

در عمیق ترین لایه های وجودم، کسانی را می ستایم که در با وجود تمام چالش ها و ابرچالش ها، زمان و انرژی خود را صرف طراحی وضعیت مطلوب می کنند. آن ها هستند که آینده ما را خواهند ساخت حتی اگر دوست شان نداشته باشیم.  


✍ مجتبی لشکربلوکی

#دوستداران_چالوس


توسعه اقتصادی چیست؟


مقدمه

از سالیان بسیار دور, با افزایش سطح دانش و فهم بشر, کیفیت و وضعیت زندگی او همواره در حال بهبود و ارتقا بوده است. بعد از انقلاب فرهنگی-اجتماعی اروپا (رنسانس) و متعاقب آن انقلاب صنعتی, موج پیشرفت‌های شتابان کشورهای غربی آغاز گردید. تنها کشور آسیایی که تا حدی با جریان رشد قرن‌های نوزده و اوایل قرن بیستم میلادی غرب همراه گردید کشور ژاپن بود. بعد از رنسانس که انقلابی فکری در اروپا رخ داد, پتانسیل‌های فراوان این ملل, شکوفا و متجلی گردید اما متاسفانه در همین دوران, کشورهای شرقی روند روبه‌رشدی را تجربه نکرده و بعضاً سیری نزولی طی نمودند. البته بعضاً حرکت‌های مقطعی و موردی در این کشورها صورت گرفت اما از آنجاییکه با کلیت جامعه و فرهنگ عمومی تناسب کافی را نداشت و مورد حمایت واقع نگردید, به سرعت مزمحل گردید. محمدتقی‌خان امیرکبیر در ایران, نمونه‌ای از این دست است. 
مباحث توسعه اقتصادی از قرن هفدهم و هجدهم میلادی در کشورهای اروپایی مطرح گردید. فشار صنعتی‌شدن و رشد فناوری در این کشورها توام با تصاحب بازار کشورهای ضعیف مستعمراتی باعث شد تا در زمانی کوتاه, شکاف بین دو قطب پیشرفته و عقب‌مانده عمیق شده و دو طیف از کشورها در جهان شکل گیرد: کشورهای پیشرفته (یا توسعه‌یافته) و کشورهای عقب‌مانده (یا توسعه‌نیافته). 

توسعه اقتصادی چیست

باید ببن دو مفهوم ”رشد اقتصادی“ و ”توسعه اقتصادی“ تمایز قایل شد. رشد اقتصادی, مفهومی کمی است در حالیکه توسعه اقتصادی, مفهومی کیفی است. ”رشد اقتصادی“ به تعبیر ساده عبارتست از افزایش تولید (کشور) در یک سال خاص در مقایسه با مقدار آن در سال پایه. در سطح کلان, افزایش تولید ناخالص ملی (GNP) یا تولید ناخالص داخلی (GDP) در سال موردنیاز به نسبت مقدار آن در یک سال پایه, رشد اقتصادی محسوب می‌شود که باید برای دستیابی به عدد رشد واقعی, تغییر قیمت‌ها (بخاطر تورم) و استهلاک تجهیزات و کالاهای سرمایه‌ای را نیز از آن کسر نمود 
منابع مختلف رشد اقتصادی عبارتند از ‌افزایش بکارگیری نهاده‌ها (افزایش سرمایه یا نیروی کار), افزایش کارآیی اقتصاد (افزایش بهره‌وری عوامل تولید), و بکارگیری ظرفیت‌های احتمالی خالی در اقتصاد. 
”توسعه اقتصادی“ عبارتست از رشد همراه با افزایش ظرفیت‌های تولیدی اعم از ظرفیت‌های فیزیکی, انسانی و اجتماعی. در توسعه اقتصادی, رشد کمی تولید حاصل خواهد شد اما در کنار آن, نهادهای اجتماعی نیز متحول خواهند شد, نگرش‌ها تغییر خواهد کرد, توان بهره‌برداری از منابع موجود به صورت مستمر و پویا افزایش یافته, و هر روز نوآوری جدیدی انجام خواهد شد. بعلاوه می‌توان گفت ترکیب تولید و سهم نسبی نهاده‌ها نیز در فرآیند تولید تغییر می‌کند. توسعه امری فراگیر در جامعه است و نمی‌تواند تنها در یک بخش از آن اتفاق بیفتد. توسعه, حد و مرز و سقف مشخصی ندارد بلکه بدلیل وابستگی آن به انسان, پدیده‌ای کیفی است (برخلاف رشد اقتصادی که کاملاً کمی است) که هیچ محدودیتی ندارد 
توسعه اقتصادی دو هدف اصلی دارد: 

  • افزایش ثروت و رفاه مردم جامعه (و ریشه‌کنی فقر)
  • ایجاد اشتغال, که هر دوی این اهداف در راستای عدالت اجتماعی است. نگاه به توسعه اقتصادی در کشورهای پیشرفته و کشورهای توسعه‌نیافته متفاوت است. در کشورهای توسعه‌یافته, هدف اصلی افزایش رفاه و امکانات مردم است در حالیکه در کشورهای عقب‌مانده , بیشتر ریشه‌کنی فقر و افزایش عدالت اجتماعی مدنظر است.


شاخص‌های توسعه اقتصادی

از جمله شاخص‌های توسعه اقتصادی یا سطح توسعه‌یافتگی می‌توان این موارد را برشمرد 
الف. شاخص درآمد سرانه: از تقسیم درآمد ملی یک کشور (تولید ناخالص داخلی) بهجمعیت آن, درآمد سرانه بدست می‌آید. این شاخص ساده و قابل‌ارزیابی در کشورهای مختلف, معمولاً با سطح درآمد سرانه کشورهای پیشرفته مقایسه می‌شود. زمانی درآمد سرانه 5000 دلار در سال نشانگر توسعه‌یافتگی بوده است و زمانی دیگر حداقل درآمد سرانه 10000 دلار. 

ب. شاخص برابری قدرت خرید (PPP): از آنجاکه شاخص درآمد سرانه از قیمت‌های محلی کشورها محاسبه می‌گردد و معمولاً سطح قیمت محصولات و خدمات در کشورهای مختلف جهان یکسان نیست, از شاخص برابری قدرت خرید استفاده می‌گردد. در این روش, مقدار تولید کالاهای مختلف در هر کشور, در قیمت‌های جهانی آن کالاها ضرب شده و پس از انجام تعدیلات لازم, تولید ناخالص ملی و درآمد سرانه آنان محاسبه می‌گردد. 

ج. شاخص درآمد پایدار (GNA, SSI): کوشش برای غلبه بر نارسایی‌های شاخص درآمد سرانه و توجه به ”توسعه پایدار“ به جای ”توسعه اقتصادی“, منجر به محاسبه شاخص درآمد پایدار گردید. در این روش, هزینه‌های زیست‌محیطی که در جریان تولید و رشد اقتصادی ایجاد می‌گردد نیز در حساب‌های ملی منظور گردیده (چه به عنوان خسارت و چه به عنوان بهبود منابع و محیط زیست) و سپس میزان رشد و توسعه بدست می‌آید. 

د. شاخص‌های ترکیبی توسعه: از اوایل دهه 1980, برخی از اقتصاددانان به جای تکیه بر یک شاخص انفرادی برای اندازه‌گیری و مقایسه توسعه اقتصادی بین کشورها,‌ استفاده از شاخص‌های ترکیبی را پیشنهاد نمودند. به عنوان مثال می‌توان به شاخص ترکیبی موزنی که مک‌گراناهان (1973) برمبنای 18 شاخص اصلی (73 زیرشاخص) محاسبه می‌نمود, اشاره کرد (بعد, شاخص توسعه انسانی معرفی گردید). 

و. شاخص توسعه انسانی (HDI): این شاخص در سال 1991 توسط سازمان ملل متحد معرفی گردید که براساس این شاخص‌ها محاسبه می‌گردد: درآمد سرانه واقعی (براساس روش شاخص برابری خرید), امید به زندگی (دربدو تولد), و دسترسی به آموزش (که تابعی از نرخ باسوادی بزرگسالان و میانگین سال‌های به مدرسه‌رفتن افراد است). 

مکاتب مختلف توسعه اقتصادی

از قرن هجدهم و با رشد سریع صنایع در غرب, اولین اندیشه‌های اقتصادی ظهور نمود. این اندیشه‌ها, در پی تئوریزه‌کردن رشد درحال‌ظهور, علل و عوامل, راهکارهای هدایت و راهبری, و بررسی پیامدهای ممکن بود. از جمله مکاتب پایه در توسعه اقتصادی می‌توان به این موارد اشاره کرد 

نظریه آدام اسمیت

اسمیت یکی از مشهورترین اقتصاددانان خوشبین کلاسیک است که از او به عنوان ”پدر علم اقتصاد“ نام برده می‌شود. اسمیت و دیگر اقتصاددانان کلاسیک (همچون ریکاردو و مالتوس), ”زمین“, ”کار“ و ”سرمایه“ را عوامل تولید می‌دانستند. مفاهیم دست نامرئیِ ”تقسیم کار“, ”انباشت سرمایه“ و ”گسترش بازار“, اسکلت نظریه وی را در توسعه اقتصادی تشکیل می‌دهند. تعبیر ”دست‌های نامرئی“ آدام اسمیت را می‌توان, به طور ساده, نیروهایی دانست که عرضه و تقاضا را در بازار شکل می‌دهند, یعنی خواست‌ها و مطلوب‌های مصرف‌کنندگان کالاها و خدمات (از یک طرف) و تعقیب منافع خصوصی توسط تولیدکنندگان آنان (از طرف دیگر), که در مجموع سطوح تولید و قیمت‌ها را به سمت تعادل سوق می‌دهند. او معتقد بود ”سیستم مبتنی بر بازارِ سرمایه‌داریِ رقابتی“ منافع همه طرف‌ها را تامین می‌کند. 
اسمیت سرمایه‌داری را یک نظام بهره‌ور با توانی بالقوه برای افزایش رفاه انسان می‌دید. بخصوص او روی اهمیت تقسیم کار (تخصصی‌شدن مشاغل) و قانون انباشت سرمایه به عنوان عوامل اولیه کمک‌کننده به پیشرفت اقتصادی سرمایه‌داری (و یا به تعبیر او ”ثروت ملل“) تاکید می‌کرد. او اعتقاد داشت ”تقسیم کار“ باعث افزایش مهارت‌ها و بهره‌وری افراد می‌شود و باعث می‌شود تا افراد (در مجموع) بیشتر بتوانند تولید کنند و سپس آنان را مبادله کنند. باید بازارها توسعه یابند تا افراد بتوانند مازاد تولید خود را بفروشند (که این نیازمند توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل است). 

آدام اسمیت اولویت‌های سرمایه‌گذاری را در کشاورزیصنعت و تجارت می‌دانست, چون او معتقد بود به دلیل نیاز فزاینده‌ای که برای مواد غذایی وجود دارد کمبود آن (و تاثیرش بر دستمزدها) می‌تواند مانع توسعه شود. تئوری توسعه اقتصادی اسمیت, یک نظریه گذار از فئودالیسم به صنعتی‌شدن است.


نظریه مالتوس

شهرت مالتوس بیشتر به نظریه جمعیتی وی مربوط می‌شود حال آنکه وی در مورد مسایل اقتصادی مانند اشباع بازار و بحران‌های اقتصادی نیز دارای نظریات دقیقی است. در اینجا به صورت گذرا هر دو را بیان می‌کنیم: 

الف. نظریه جمعیتی مالتوس: او معتقد بود با افزایش دستمزدها (فراتر از سطح حداقلی معیشت), جمعیت افزایش می‌یابد, چون همراهی افزایش دستمزدها با افزایش میزان تولید, باعث فراوانی بیشتر مواد غذایی و کالاهای ضروری شده و بچه‌های بیشتری قادر به ادامه حیات خواهند بود. به اعتقاد او, وقتی دستمزدها افزایش می‌یابد و با فرض سیری‌ناپذیری امیال جنسی فقرا, می‌توان انتظار داشت که در صورت عدم‌وجود موانع, جمعیت طی هر نسل (هر 25 سال یک‌بار) دو برابر گردد. به همین علت, علی‌رغم افزایش درآمدهای فقرا, همچنان طبقات فقیرتر جامعه, فقیر باقی می‌مانند. در مقابل رشد محصولات کشاورزی فقط به صورت تصاعد حسابی و با نرخ 1و2و3و4و ... افزایش می‌یابد. بدین خاطر, ناکافی‌بودن تولید مواد غذایی باعث محدودشدن رشد جمعیت شده و بعضاً درآمد سرانه نیز به سطحی کمتر از معیشت تنزل می‌یابد. تعادل وقتی بوجود می‌آید که نرخ رشد جمعیت, با افزایش میزان تولید همگام گردد. 

ب. نظریه اشباع بازار مالتوس: او بیان می‌دارد که کارگران بایستی بیش از ارزش کالاهایی که تمایل به خرید آن‌ها دارند ارزش ایجاد نمایند تا توسط کارفرمایان استخدام شوند. این امر باعث می‌شود که کارگران قادر به خرید کالاهای تولیدی خود نباشند, لذا لازم است چنین کالاهایی توسط دیگر اقشار جامعه خریداری شود. به نظر وی, اگرچه سرمایه‌داران قدرت مصرف منافع خود را دارند اما بیشتر مایل به گردآوری ثروت هستند. مالکان زمین هم که مایل به خرید چنین کالاهای مازادی هستند نمی‌توانند تمام مازاد تولید را جذب نمایند. به همین خاطر ”جنگ“ (برای تصاحب بازارهای جدید و افزایش تولید) راهگشای معضل اشباع بازار برای کشورهایی همچون آمریکا و انگلستان بوده است. او پیشنهاد می‌کند در مواقعی که کشور دچار بحران است باید به افزایش هزینه‌ها در کارهایی که بازده و سودشان مستقیماً برای فروش وارد بازار نمی‌شود (همچون راهسازی و کارهای عمومی) پرداخت. 

نظریه ریکاردو

ریکاردو با پذیرش نظریه جمعیتی مالتوس, به توسعه مکتب کلاسیک بنیان‌گذاری‌شده توسط اسمیت پرداخت. درحالیکه اسمیت روی مساله ”تولید“ تاکید می‌ورزید, ریکاردو بر مبحث ”توزیع درآمد“ متمرکز گردید و بعداً نئوکلاسیک‌ها (شاگردان وی) بر ”کارآیی“ متمرکز شدند. دو نظریه معروف او, ”قانون بازده نزولی“ و ”مزیت نسبی“ است: 

الف. قانون بازده نهایی نزولی: به اعتقاد ریکاردو, همزمان با رشد اقتصادی و جمعیتی, به‌دلیل افزایش نیاز به مواد غذایی و محصولات کشاورزی, کشاورزان مجبور خواهند شد زمین‌های دارای بهره‌وری پایین‌تر را نیز زیر کشت ببرند (بعد از زمین‌های درجه یک که درآغاز زیر کشت می‌روند, زمین‌های درجه دو و درجه سه مورد استفاده قرار می‌گیرند). از آنجاییکه بهره‌وری زمین‌های درجه 2, 3 و 4 کمتر از زمین‌های درجه 1 است, هزینه تولید در آنان افزایش می‌یابد. درنتیجه قیمت مواد غذایی افزایش یافته و بالتبع سود بادآورده‌ای (رانت) نصیب صاحبان زمین‌های درجه 1 می‌گردد. مقدار این رانتِ دریافتی توسط صاحبان زمین, همگام با رشد جمعیت افزایش یافته و باعث کاهش درآمد کل جامعه (دردسترس کارگران و مهمتر از آن سود سرمایه‌گذاران) می‌شود. نهایتاً اقتصاد به یک وضعیت ایستا یا تعادلی می‌رسد که در آن, کارگران صرفاً دستمزدهایی در سطح حداقل معیشت دریافت می‌کنند. به اعتقاد او, رشد اقتصادی در یک جامعه سرمایه‌داری در سایه وجود مواد غذایی ارزان‌قیمت (که به معنی پایین‌تربودن دستمزدهای کارگران صنعتی و بالاتررفتن سودهای سرمایه‌داران است) و درنتیجه افزایش امکان انباشت سرمایه در صنعت, تولید بیشتر و درنهایت افزایش درآمدهای اقتصادی کل, تحقق می‌یابد. 

از دیدگاه ریکاردو, افزایش بهره‌وری کشاورزی (در مقایسه با صنعت), پایه اساسی رشد اقتصادیاست. او اعتقاد داشت در بلندمدت با پیشرفت فناوری, بهره‌وری زمین‌های کشاورزی افزایش می‌یابد. ریکاردو تعقیب سیاست درهای باز برای تجارت آزاد را برای پایین‌نگهداشتن سطح دستمزدهای اسمی, توصیه نمود.



ب. نظریه مزیت نسبی: براساس این نظریه, مبادله آزاد مابین کشورها, باعث افزایش مقدار تولیدات (محصول) جهانی می‌شود. اگر هر کشوری به تولید کالاهایی روی آورد که توانایی تولید آن‌ها را با هزینه نسبی کمتری (در مقایسه با دیگر شرکا و رقبای تجاری خود) دارد, در این صورت, کشور مفروض قادر خواهد بود, مقداری از کالاهایی را که با هزینه کمتری تولید می‌کند با کالاهای دیگری که ملت‌های دیگر قادر به تولید ارزانتر آن‌ها هستند, مبادله نماید. در پایان یک دوره زمانی, ملت‌ها درخواهند یافت که امکانات مصرف آن‌ها, در اثر تجارت و تخصصی‌شدن, نسبت به زمانی که همه کالاهای موردنیاز خود را در داخل کشورهایشان تولید می‌کرده‌اند, افزایش یافته است. به همین خاطر, اقتصاددانان, تجارت آزاد جهانی را مطلوب می‌دانند چون باعث افزایش تولید ناخالص ملی کشورها و بالتبع افزایش رفاه ملت‌ها خواهد شد. او به کمک مفهوم ”هزینه فرصت“ نشان داد که نباید کشورها (بنابر اعتقاد اقتصاددانان گذشته) صرفاً بر تولید کالاهایی که در آن‌ها دارای مزیت مطلق (در مقابل دیگر کشورها) هستند, متمرکز شوند بلکه در داخل کشور نیز باید با درنظرگرفتن هزینه جایگزینی یک کالا با کالای دیگر, برمبنای مزیت نسبی (مقایسه‌ای) عمل کرد. 

مدل رشد کلاسیک

از مجموع دیدگاه‌های اقتصاددانان کلاسیکی که گفتیم, مدل رشد اقتصادی کلاسیک سربرآورد. از دیدگاه آنان, توسعه اقتصادهای سرمایه‌داری, مسابقه‌ای بود بین پیشرفت فناوری و رشد جمعیت, که در آن برای مدتی, پیشرفت فناوری در راس قرار داشت اما روزی این سرآمدی پایان خواهد یافت (و یا دچار رکود می‌شود) و اقتصاد سیر نزولی در پیش خواهد گرفت. پیشرفت فناوری, به نوبه خود, وابسته به انباشت سرمایه است که بسترساز ماشینی‌شدن و تقسیم کار است. نرخ انباشت سرمایه نیز به سطح و روند تغییر سودها وابسته است. به طور خلاصه باید گفت, پیشرفت واقعی (به مفهوم برخورداری از یک سطح زندگی بالاتر که به‌گونه‌ای پایدار و مستمر در طی زمان رشد نماید) در این مدل وجود ندارد. بلکه مدل‌های رشد ارایه‌شده توسط این اقتصاددانان (کلاسیک), نویدبخش توقف پیشرفت اقتصادی این کشورها در بلندمدت است, زمانی که دیگر درآمد سرانه, امکان رشد بیشتر را از دست خواهد داد. 

نظریه کارل مارکس

مارکس برخلاف اسمیت, مالتوس و ریکاردو, سرمایه‌داری را غیرقابل‌تغییر نمی‌دانست. او به سرمایه‌داری به عنوان یکی از شیوه‌های تولیدی که با کمون اولیه شروع شد, سپس وارد مرحله برده‌داری شد و پس از آن شیوه تولید فئودالیسم در جوامع حاکم گردید, می‌نگریست. او معتقد بود سرمایه‌داری مرحله چهارم از شیوه‌های تولیدی رایج در جهان است که نهایتاً فرومی‌پاشد. این فروپاشی بخاطر رکود نخواهد بود بلکه به‌دلایل اجتماعی خواهد بود و نهایتاً جهان به یک مرحله نهایی به نام کمونیسم خواهد رسید. عقیده او نقطه مقابل استوارت میل محسوب می‌شود چون او سرمایه‌داری را مرحله نهایی توسعه انسانی می‌دانست. مارکس قدرت تولیدی سیستم سرمایه‌داری را مورد ستایش قرار می‌دهد اما هزینه انسانی تولید چنین ثروتی را (بخصوص توزیع شدیداً یک‌جانبه آن را ) مورد انتقاد قرار می‌داد. او بر این باور بود که ارزش افزوده تولید, فقط ناشی از کار طبقه کارگر (پرولتاریا) است درحالیکه سرمایه‌داران سهم غیرمتناسبی از درآمد را صرفاً به‌خاطر تملک ابزار تولید به خود اختصاص می‌دهند. مارکس هوشمندانه دریافت که توزیع درآمد در جوامع سرمایه‌داری بسیار غیرمنصفانه و غیرعادلانه است. 

مدل رشد اقتصادی سرمایه‌داری مارکس

از نظر مارکس هر یک از شیوه‌های تولید (کمون اولیه, برده‌داری و فئودالیسم, سرمایه‌داری, سوسیالیسم و کمونیسم) دارای دو مشخصه عمده ”نیروهای تولید“ و ”روابط تولید“ هستند. نیروهای تولید مربوط به ساختار فنی تولید (همچون سطح و نرخ تغییر فناوری, ابزارها و وسایل تولید, و منابع طبیعی) است درحالیکه روابط تولید به شیوه‌های خاص روابط انسان‌ها در جریان تولید مربوط می‌شود. به عبارت دیگر, روابط تولیدی به روابط اجتماعی میان افراد به‌ویژه رابطه فرد با ابزار تولید گفته می‌شود. 
در نظام سرمایه‌داری, رابطه طبقاتی اولیه به صورت ارتباط بین سرمایه‌دار و طبقه کارگر غیرمالکی که مجبور است به‌منظور زنده‌ماندن برای سرمایه‌دار کار کند, بوجود آمد. از دیدگاه مارکس, موفقیت‌های طبقاتی براساس نقشی که هر کس در فرآیند تولید ایفا می‌کند, قابل تعریف است. تابع تولید عمومی مارکس, تقریباً شبیه تابعی است که توسط کلاسیک‌ها عرضه شده است, با این تفاوت که مارکس تاکید بیشتری بر روی ساختارهای نهادی و طبقاتی جامعه نموده است. 
نکته اساسی از دیدگاه مارکس اینست که سرمایه‌داران, انباشت سرمایه برای کسب سودهای بالاتر را, ادامه می‌دهند. اما درنهایت, افزایش یا کاهش سودها, وابستگی قطعی به سطح ارزش افزوده دارد و نه به نرخ رشد جمعیت ویا زمین‌های غیرمرغوب کشاورزی. افزایش سود, نیازمند کوششی بی‌وقفه از سوی سرمایه‌داران برای استثمار هرچه‌بیشتر کارگران ازطریق افزایش بهره‌وری یا کاهش دستمزدهای واقعی آنان است. مارکس برخلاف سایر کلاسیک‌ها, رکودی را برای درآمد سرانه پیش‌بینی نکرد, بلکه او بر عدم‌تعادل درآمدها در جامعه سرمایه‌داری تاکید ورزید و سهم‌های درآمدی را وابسته به مبارزات طبقاتی (ظهورکننده) می‌دانست. 

نظریه شومپیتر

جوزف شومپیتر اعتقاد داشت ماشین سرمایه‌داری علاوه براینکه قادر است نرخ‌های بالای رشد اقتصادی تولید کند, بلکه می‌تواند ضررهای اجتماعی آن را نیز جبران نماید. او قلباً از جامعه مدنی سرمایه‌داری خالص, لذت می‌برد و آن را تایید می‌کرد. با این وجود او نیز رکود و فروپاشی سرمایه‌داری را باور داشت. او تحلیلش را اینگونه آغاز می‌کند که یک اقتصاد در تعادل ایستا قرار دارد و ویژگی آن یک ”جریان دوری“ است که برای همیشه تکرار می‌شود. در این سیستم اقتصادی, هر بنگاه در تعادل رقابتی کامل قرار دارد که هزینه‌های آن دقیقاً معادل درآمدهای آن است و سود صفر است. فرصت‌های سود وجود ندارد و خانواده‌ها نیز همچون یک بنگاه در چنین حالتی به سر می‌برند. اساس توسعه اقتصادی, قطع این جریان دوری است که به شکل یک ”نوآوری“ اتفاق می‌افتد. نوآوری, ساخت ماشین و ابزار جدید را ضروری می‌نماید. این نوآوری از سه طریق اتفاق می‌افتد: جایگزینی ماشین‌آلات و ابزارهای غیرقابل‌استفاده فعلی, انتظار کسب سودهای انحصاری از یک زمینه جدید,‌ تولید محصول جدیدی که مردم حاضر به کاهش پس‌اندازهای خود برای خرید آن کالا باشند. او خودش بر راه دوم تاکید می‌ورزد. بعلاوه او به طور جدی بر لزوم وجود ”کارآفرینان“ تمرکز می‌کند و بیان می‌دارد که این افراد با کشف فرصت‌های نوین,‌ جریان عظیمی از سرمایه‌گذاری‌ها و سودها را به راه می‌اندازند. 
#دوستداران_چالوس