چالوس

چالوس

بزرگترین مرجع معرفی نقاط دیدنی و تفریحی برای مسافرت و گردش
چالوس

چالوس

بزرگترین مرجع معرفی نقاط دیدنی و تفریحی برای مسافرت و گردش

ایران یک میدان گازی هیدراته در دریای عمان دارد که بزرگتر از پارس‌جنوبی است.


یه نکته عجیب ؛
ایران یک میدان گازی هیدراته در دریای عمان دارد که بزرگتر از پارس‌جنوبی است.


اصغر ابراهیمی‌اصل معاون اسبق وزیر نفت:

یک میدان گاز هیدراته وجود دارد که بین ایران و عمان مشترک است و حجم گاز آن از میدان پارس‌جنوبی بیشتر است. با توسعه این میدان، ایران تا ۵۰ سال آینده مازاد گاز خواهد است.
حالا فکر میکنید چرا این میدان گازی به درد ما نمیخوره …
ساده است
فناوری برداشت از این نوع میدان گازی فقط در اختیار چین و ژاپن هستش …
حالا مسئولین بازم بگم بهتون
گاز کم دارید راهش رو بدانید

تولید گاز از هیدرات‌های گازی (Gas Hydrates) یا همان یخ‌های حاوی مولکول‌های گاز (عمدتاً متان) فرایندی چالش‌برانگیز و حساس است. این هیدرات‌ها ساختارهای کریستالی‌ای هستند که در دما و فشار بالا در بستر دریا یا لایه‌های رسوبی یخ‌زده تشکیل می‌شوند. برای استخراج و تبدیل آن‌ها به گاز قابل استفاده، باید پیوند مولکول‌های آب با گاز شکسته شود.
حالا شما دو راه دارید این گاز رو استخراج کنید که برق مردم رو قطع نکنید …:
راه اول  معایت زیادی داره ولی راحته ؛
روش کاهش فشار (Depressurization)
مکانیزم: با کاهش فشار مخزن (مثلاً از طریق چاه استخراج)، گاز محبوس‌شده در ساختار هیدرات آزاد می‌شود.
این روش راحته ولی خب نشت زیادی داره و به دریا آسیب میزنه.
روش بعدی که چین و ژاپن بلد هستند ؛
تزریق دی اکسید کربن؛
دی اکسید کربن رو تزریق میکنید  و باعث میشه متان جایگزین
در شرایط خاص، تزریق گاز CO₂ می‌تواند باعث جایگزینی مولکول متان در قفس هیدرات شود و در عین حال هیدرات CO₂ (که در همان شرایط پایدارتر است) تشکیل گردد؛ بنابراین، متان آزاد می‌شود و CO₂ در سازند باقی می‌ماند.

حالت روش پر هزینه رو بهتون میگم
مهندس های اصلی این روش رو میتونید تو شرق اروپا پیدا کنید :

ابتدا چاه یا مجموعه چاه‌های عمودی/افقی در لایه حاوی هیدرات حفر می‌شود
.
در مرحله بعد، گاز CO₂ (گاهی به صورت خالص یا به‌همراه درصدی نیتروژن برای افزایش سرعت تبادل) از طریق چاه‌های تزریق وارد سازند هیدراتی می‌شود.
• هدف: تماس مستقیم CO₂ با هیدرات متان، تا واکنش تبادل مولکولی صورت پذیرد.
.
در اثر ورود CO₂، به‌تدریج متان از ساختار هیدرات آزاد می‌شود و در فاز گازی (یا گاهی آبی-گازی) به سمت چاه‌های تولید حرکت می‌کند.
.
متان آزادشده از طریق چاه تولید و تجهیزات سطحی (Pipeline یا شناور FPSO، بسته به دریایی یا خشکی بودن سایت) جمع‌آوری و فرآورش می‌شود.
حالا برید کپسول کنترل آلودگی هوا بخرید
بذارید توی تهران
آلودگی تهران تموم میشه
و از همین کربن دی اکسید برای استخراج گاز استفاده کنید.

امروز متوجه شدید قیمت گندم بشه اندازه قیمت دنیا
به استارت اپ ها گیر ندید کارشون رو بکنن
یه فناوری درست تو میدان گازی استفاده کنید
مشکلات کشور حل میشه‌
پس راه مذاکره نیست

چه شد که استارتاپ‌های ایرانی سقوط کردند؟

مسئولین کشور بازم یه متن دارم بخوانید شرمساری رو ترجمه جدیدی کردید …
یه زمانی همین ۵ سال پیش ایران قوی ترین سیستم استارت آپی خاورمیانه رو داشت
بعد الان اعراب واسه ما حرف از هوش مصنوعی میزنن ….

از اکوسیستم پیشرو تا انسداد کامل: چه شد که استارتاپ‌های ایرانی سقوط کردند؟

تا کمتر از یک دهه پیش، ایران در حوزه‌ی فناوری و نوآوری در خاورمیانه، بی‌رقیب بود. ظهور دیجی‌کالا به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین خرده‌فروشی‌های آنلاین منطقه، رشد انفجاری اپلیکیشن‌های تاکسی اینترنتی مثل تپ‌سی و اسنپ، موفقیت پلتفرم‌های تخفیف گروهی نظیر نت‌برگ، راه‌اندازی اپ‌استورهای بومی، توسعه‌ی نقشه‌های بومی مانند بلد و نشان، و پیشرفت‌های چشمگیر در خدمات پرداخت، زیرساخت‌های ابری، رایانش ابری و حتی هوش مصنوعی—همه و همه نشان می‌دادند که ایران می‌تواند به هاب تکنولوژی منطقه تبدیل شود.

اما امروز، ترکیه یونیکورن‌های جهانی دارد؛ امارات میزبان دفاتر مرکزی شرکت‌های چندملیتی است؛ عربستان ده‌ها میلیارد دلار در «نیوم» و «صندوق سرمایه‌گذاری عمومی» تزریق کرده؛ حتی اردن، با منابع و جمعیتی محدودتر، صاحب استارتاپ‌هایی شده که توانسته‌اند بازارهای بین‌المللی را تسخیر کنند.

و ایران؟
اکوسیستمی که می‌توانست میلیارد دلاری شود، به حاشیه رفت؛ بسیاری از نیروهای متخصص و کارآفرینان از کشور مهاجرت کردند؛ صندوق‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر یکی‌یکی تعطیل شدند؛ و فضای عمومی، به‌جای حمایت از نوآوری، به میدان تردید، سرکوب و امنیتی‌سازی بدل شد.

اما چرا؟ چه شد که مسیر پیشرفت قطع شد؟



پشت‌پرده‌ی فروپاشی: ماجرای شبنامه‌ها و ترور روانی نوآوری

یکی از اصلی‌ترین عوامل این عقب‌گرد، پدیده‌ای بود به نام شبنامه.
مجموعه‌ای از مطالب بی‌نام و نشان که با محتوای مبهم، شبه‌اتهامی، و بدون سند، مدیران استارتاپ‌ها، سرمایه‌گذاران، و شرکت‌های دانش‌بنیان را هدف قرار می‌دادند. در این شبنامه‌ها، واژگانی مانند «تغییر»، «شفافیت»، «IPO»، «استارتاپ»، یا «شبکه نوآوری» به‌جای آنکه مفاهیمی مثبت تلقی شوند، به‌عنوان واژه‌های کلیدی تهدیدزا مطرح می‌شدند.

این مطالب، در زمانی که شرکت‌ها در تلاش برای جذب سرمایه، گسترش بازار، ورود به بورس یا عقد قراردادهای بین‌المللی بودند، عملاً اعتبارشان را در میان نهادهای دولتی و افکار عمومی تخریب می‌کردند. حتی برخی از این شبنامه‌ها به‌صورت مستقیم به مسئولین کشور فرستاده می‌شدند تا جو بی‌اعتمادی را عمیق‌تر کنند.

نتیجه، ترور شخصیتی نخبگان، ریزش اعتماد عمومی، دلسردی سرمایه‌گذاران، و شکل‌گیری یک فضای مسموم در درون خود اکوسیستم بود. به‌جای هم‌افزایی، رقابت سالم و گسترش نوآوری، فضای استارتاپی کشور به جنگل بدبینی و شک تبدیل شد.



فرار مغزها: وقتی بهترین‌ها رفتند

فقط در یک شرکت، بیش از ۱۰ مدیر رده‌بالا، توسعه‌دهنده‌ی ارشد و متخصص داده، در دهه سوم زندگی خود، ایران را به مقصد کشورهای دیگر ترک کردند. این عدد در سطح کلان، به هزاران نفر می‌رسد.

مهاجرت آنان فقط از جنس فنی نبود؛ آنان حاملان دانش راه‌اندازی، مدیریت، تأمین مالی، برندینگ، محصول‌سازی، و رشد مقیاسی (scale-up) بودند. و با رفتن آن‌ها، ایران نه‌تنها از سرمایه انسانی، بلکه از حافظه‌ی عملیاتی و تجربی در صنعت دیجیتال تهی شد.



دولت و رگولاتور: سکوت یا تبانی؟

نکته‌ی تلخ‌تر اینکه نه‌تنها کسی با نویسندگان این شبنامه‌ها برخورد نکرد، بلکه در بسیاری موارد، گفتمان آن‌ها به گفتمان غالب در نهادهای تصمیم‌گیر تبدیل شد. جلسات نظارتی، استعلام‌های نهادهای امنیتی، و توقف پروژه‌ها بر اساس همین محتواها صورت می‌گرفت. حتی برخی از مدیران دولتی، بدون تحقیق، روایت‌های این اسناد غیررسمی را پذیرفته و اقدام به محدودسازی، توقف یا حتی تهدید رسمی استارتاپ‌ها کردند.



وضعیت امروز: خالی شدن میدان از بازیگران خصوصی

در سال‌های اخیر، جریان سرمایه‌گذاری خصوصی تقریباً به صفر رسیده است. شرکت‌های خصوصی ریسک نمی‌کنند. VCهای واقعی یا تعطیل شده‌اند یا مهاجرت کرده‌اند. تنها سرمایه‌گذاران باقی‌مانده، صندوق‌های دولتی یا شبه‌دولتی هستند که یا به دنبال اهداف سیاسی‌اند یا با سازوکار ناکارآمد دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند.

در حالی‌که در همان سال‌ها:
ترکیه صاحب یونیکورنی مثل Getir و Peak Games شد؛
امارات توانست با DIFC و ADQ اکوسیستم خود را به جهان پیوند بزند؛
عربستان از طریق PIF ده‌ها میلیارد دلار روی استارتاپ‌ها سرمایه‌گذاری کرد؛
و حتی مصر و اردن به پلتفرم‌های جذب سرمایه جهانی متصل شدند.



سؤال پایانی

چه کسانی شبنامه‌ها را نوشتند؟
چه نهادی پشت آن‌ها بود؟
بودجه‌ی این عملیات تخریب روانی از کجا تأمین می‌شد؟
و مهم‌تر از همه: چرا حتی یک نفر در این پرونده پاسخگو نشد؟

زمان آن رسیده که با شفافیت و مسئولیت‌پذیری، گذشته را بررسی کنیم، واقعیت‌ها را بپذیریم، و برای نجات باقی‌مانده‌های اکوسیستم، مسیر جدیدی را آغاز کنیم. اگر هنوز هم زمانی باقی مانده باشد

●وقتی  جو رو امنیتی کردید
اینا رو زوری بردید تو بورس
گند خورد به میلیارد ها دلار پولی که میتونیست به وجود بیاد…

منبع کانال تلگرامی Arash analysis

چطوری قیمت گندم تو ایران از کل دنیا گرون تره ؟

ما که فناوری خاصی تو ایران نداریم
که صادر کنیم
یکی از بهترین موارد صادراتی ایران کیک و شیرینی و نون هستش
که به شدت خوبه تو ایران و خلاقیت داره
خب ببینید چه بلایی سر مردم آوردید؟
بخدا این مسلمانی نیست
بخدا نیست ،..

چطوری قیمت گندم تو ایران از کل دنیا گرون تره ؟
مگه میشه ؟
وقتی سیاست‌گذاری‌های غلط، صنعت شیرینی و شکلات ایران را در مرز انزوا قرار می‌دهد

در حالی که بازار جهانی برای محصولات فرآوری‌شده غذایی از جمله شیرینی و شکلات با نرخ رشد سالانه بیش از ۳.۵ درصد در حال گسترش است، ایران با برخورداری از منابع انسانی ماهر، سابقه تولید صنعتی، و دسترسی به بازارهای همسایه، می‌توانست به یکی از قطب‌های صادراتی منطقه تبدیل شود. اما یک مانع جدی در مسیر توسعه این صنعت، سیاست‌گذاری‌های غیرشفاف و قیمت‌گذاری غیرواقعی مواد اولیه است.

مثالی عینی: گندم؛ از ابزار تولید تا مانع توسعه

قیمت جهانی هر کیلوگرم گندم در بازارهای بین‌المللی (بر اساس شاخص‌های بلومبرگ و فائو) در حدود ۱۵٬۵۰۰ تومان برآورد می‌شود. در مقابل، همین گندم با نرخ مصوب ۲۱٬۷۷۰ تومان به صنایع داخلی فروخته می‌شود. این یعنی بیش از ۴۰٪ گران‌تر از نرخ جهانی. حال آنکه در بسیاری از کشورها، دولت برای حمایت از صنایع پایین‌دستی، گندم را با قیمت ترجیحی یا سوبسیددار در اختیار تولیدکنندگان مواد غذایی قرار می‌دهد، نه برعکس!

اثر این سیاست چیست؟
افزایش قیمت تمام‌شده محصولات، که باعث می‌شود شکلات یا بیسکوئیت ایرانی در بازارهای خارجی رقابت‌پذیر نباشند.
افت صادرات و کاهش ارزآوری. این در حالی است که ظرفیت صادراتی صنعت شیرینی و شکلات ایران بیش از ۵۰۰ میلیون دلار در سال برآورد می‌شود.
دلسردی سرمایه‌گذاران داخلی به‌واسطه تصمیمات خلق‌الساعه و تغییرات مکرر در ضوابط واردات و صادرات.

مشکل فقط قیمت نیست…

صنعتگران کشور با موانع پیچیده‌تری نیز روبه‌رو هستند:
• نوسانات ناگهانی در سیاست‌های ارزی و گمرکی
• عدم شفافیت در تخصیص مواد اولیه وارداتی مانند روغن و شکر
• نبود ثبات در تصمیم‌گیری‌های وزارتخانه‌های مرتبط
• نبود زیرساخت مناسب برای صادرات به کشورهای هدف مانند روسیه، عراق، قطر و آسیای مرکزی

راه نجات چیست؟

برای بازگشت این صنعت به ریل رقابت‌پذیری، باید چند گام فوری برداشت:
1. بازنگری در قیمت‌گذاری مواد اولیه با رویکرد واقعی و رقابتی
2. ایجاد یک سامانه شفاف و پایدار برای تخصیص منابع به صنایع
3. پرهیز از تصمیم‌گیری‌های لحظه‌ای و تمرکز بر امنیت سرمایه‌گذاری
4. تشکیل شورای پایدار صادرات صنایع غذایی با حضور نمایندگان بخش خصوصی واقعی
5. توسعه زیرساخت‌های لجستیک صادراتی و تسهیل ورود به بازارهای هدف

امروز تولیدکننده ایرانی، نه به یارانه می‌اندیشد و نه به امتیاز. فقط خواهان یک چیز است: ثبات در قواعد بازی.

دانه کوچک

دانه کوچک بود و کسی او را نمی‌دید. سال‌های سال گذشته بود و او هنوز همان دانه کوچک بود.
دانه دلش می‌خواست به چشم بیاید، اما نمی‌دانست چگونه. گاهی سوار باد می‌شد و از جلوی چشمها می‌گذشت. گاهی خودش را روی زمینه روشن برگها می‌انداخت و گاهی فریاد می‌زد و می‌گفت:
 
"من هستم، من اینجا هستم، تماشایم کنید .”
 
اما هیچکس جز پرنده‌ها‌یی که قصد خوردنش را داشتند یا حشره‌هایی که به چشم آذوقه زمستان به او نگاه می‌کردند، به او توجهی نمی‌کرد.
 
دانه خسته بود از این زندگی؛ از این‌ همه گم‌ بودن و کوچکی خسته بود. یک روز رو به خدا کرد و گفت:
 
"نه، این رسمش نیست. من به چشم هیچ‌کس نمی‌آیم. کاشکی کمی بزرگتر، کمی بزرگتر مرا می‌آفریدی.”

خدا گفت:"اما عزیز کوچکم! تو بزرگی، بزرگتر از آنچه فکر می‌کنی. حیف که هیچ وقت به خودت فرصت بزرگ‌شدن ندادی. رشد ماجرایی است که تو از خودت دریغ کرده‌ای. راستی یادت باشد تا وقتی که می‌خواهی به چشم بیایی، دیده نمی‌شوی. خودت را از چشم‌ها پنهان کن تا دیده شوی.”
 
دانه کوچک معنی حرف‌های خدا را خوب نفهمید، اما رفت زیر خاک و خودش را پنهان کرد.
 
سال‌ها بعد دانه کوچک، سپیداری بلند و با شکوه بود که هیچکس نمی‌توانست ندیده‌اش بگیرد. سپیداری که به چشم همه می‌آمد

دریاچه ارومیه چرا آنقدر سطح آب پایینی پیدا کرده ؟

سوال دریاچه ارومیه چرا آنقدر سطح آب پایینی پیدا کرده ؟‌
مشکل از عدم بارش ها هستش ؟
یا سوال واضح تر مشکل کم آبی کشور بخاطر کاهش بارش ها هستش ؟

به نمودار خوب نگاه کنید
مسئولین شما هم بخوانید اطلاعات تون زیاد شه شاید یه کاری کردید

مسئله اول ؛
الگوی بارش (نمودار میله‌ای آبی)

• میزان بارش در طول این ۲۸ سال نوسانات طبیعی داشته ولی روند کلی نسبتاً ثابت باقی مانده است.
• اوج بارش‌ها در سال‌های:
• ۱۳۷۲ (۴۴۴ میلی‌متر)
• ۱۳۸۲ (۴۳۶ میلی‌متر)
• ۱۳۸۴ (۴۳۳ میلی‌متر)
• ۱۳۹۸ (۴۹۴ میلی‌متر – بیشترین بارش کل دوره)
• کم‌ترین بارش در:
• سال ۱۳۸۶ (۱۹۵ میلی‌متر)
• سال ۱۳۹۹ (۲۶۶ میلی‌متر)

این الگو نشان می‌دهد که هیچ روند کاهشی ممتد یا معناداری در بارش‌ها دیده نمی‌شود و میانگین بارش‌ها در بازه بلندمدت نسبتاً پایدار باقی مانده است
حالا ببینیم با اینکه بارش ها کم نشده
سطح آب دریاچه ارومیه چرا آنقدر پایین اومده
((مسئله دوم))
از ابتدای نمودار (۱۳۷۲) سطح آب حدود ۱۲۷۵.۵ متر بوده که به صورت پیوسته و یکنواخت کاهشی تا حدود ۱۲۷۰ متر و کمتر در پایان بازه (سال ۱۴۰۰) رسیده.
• حتی در سال‌هایی که بارش زیاد بوده (مثلاً ۱۳۸۲، ۱۳۸۴، ۱۳۹۸)، افزایش تراز دریاچه موقتی و بسیار محدود است.
• بنابراین، کاهش تراز دریاچه یک روند ساختاری و پایدار است نه واکنشی به نوسانات بارش.
خب حالا مشکل چیست ؟
چرا مشکل کم آبی رو داریم ‌
با اینکه بارش ها تغییر آنچنان نکرده

نتیجه: کاهش سطح آب نه ناشی از کاهش بارندگی، بلکه متاثر از دیگر عوامل انسانی و محیطی است.
دو مسئله آب دریاچه ارومیه رو کاهش داده
اول سد سازی  بر رود هایی که به دریاچه میریزد
دوم ؛توسعه کشاورزی و صنعت به اشتباه در کل کشور
نکته پر واضح
کشور قادر به ایجاد شغل های سطح اول دنیا نیست
و همین مسئله
صنایع اشتباه
و گسترش کشاورزی سنتی رو به همراه داشته
که هم آب رو تلف میکنن
و هم برق را …
تا زمانی که حاکمیت به دنبال ایجاد شغل های درجه اول دنیا حرکت نکنه و مردم به دنبال شغل های دم دستی برن
مشکل کم آبی و بی برقی از این مملکت نخواهد رفت.
پس این مقدمه ای میشه برای شما
برای آغاز معرفی شغل های درجه اول دنیا
منتظر باشید.

از پایه ایران هیچ کشاورزی سنتی نباید داشته باشه و همه اش باید جمع شه
و اکثر صنایع ایران باید جمع بشن
و مردم رو باید توانمند کنید برای انجام شغل های سطح یک که نیاز جهانی دارند
ایرانی جماعت فکر کرد صنایع یعنی
مبل سازی و لباس دوختن و این حرفا …
بخدا اشتباهه

منبع کانال تلگرامی Arash analysis: