Arash analysis:
نوماه در سنبله: گشایش دروازه عروج
در ۲۳ اوت، ما یک نوماه در سنبله (Virgo) در دقیقاً صفر درجه داریم؛ انرژیای که همچون صفحهای کاملاً سفید و نو است. تنها دو روز قبلتر، در ۲۱ اوت، «دروازه عروج» گشوده میشود و برای همیشه باز خواهد ماند. بیایید عمیقتر ببینیم این موضوع چه معنایی دارد. این دروازه بهعنوان «دروازه ۱۲:۲۱» توصیف میشود که بازتاب انرژی سال ۲۰۱۲ است؛ سالی که فرآیند عروج آغاز شد. این دروازه قرار است در ۲۱ اوت ۲۰۲۵ گشوده شود و این روند را بهشدت شتاب ببخشد.
پیش از هرچیز میخواهم درباره ماه اوت و بهویژه نوماه سنبله در ۲۳ اوت سخن بگویم؛ چراکه این رویداد «پل ورود به ۲۰۲۷» است. همانگونه که میدانید، سالهای ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۷ سالهای گذار به زمین نو هستند. در این بازه، زمین کهنه در حال فروپاشی است، در حالیکه انرژیهای زمین نو نیز در حال ظهورند. پنجره فعالسازی زمین نو در تاریخ ۷ ژوئیه آغاز شد، زمانی که هر سه سیاره بیرونی وارد برجهای تازهشان شدند؛ این وضعیت نقشه بنیادین زمین نو را به نمایش میگذاشت. در دو سال آینده، تضاد و برخورد شدیدی میان مرگِ کهنه و تولدِ نو رخ میدهد. در ۲۰۲۷ این روند تکمیل میشود و ما رسماً وارد فاز ساخت زمین نو خواهیم شد. در آن سال، بشریت بهطور جمعی «صلیب تناسخی» خود را تغییر خواهد داد. طی ۶۰۰ سال گذشته، ما در «صلیب برنامهریزی» زیستهایم؛ صلیبی جمعی که ما را به سوی ساختارها، قراردادها و سیستمهایی کشاند که همگان را به ذهنجمعی واحدی متصل میکرد. اما در ۲۰۲۷، ما وارد «صلیب ققنوس خفته» میشویم؛ صلیبی فردمحور که ما را به تجسم جوهره یگانهمان، پیروی از مسیر فردی و تجلی خلاقیتهای شخصی به شیوههای نو فرامیخواند.
کلا جهان فرد محور میشه دیگه
رو پای خودت و خودت باید باشی
بارها اشاره کردهام که ماه اوت انرژیای شبیه «سفر در زمان» داشت، پیش از آنکه وارد فصل گرفتگیها و بازگشت سیارات بیرونی به نشانههای قبلیشان شویم. اکنون ما در حال کاشت بذرهای پارادایم نو هستیم که در خط زمان کهنه رخنه میکنند. هنگامیکه در آستانه پل به سوی زمین نو در ۲۰۲۷ ایستادهایم، «خودهای آینده»مان در این پل با ما ملاقات میکنند. ما در این ماه بهمعنای واقعی، اکنون را با آینده درمیآمیزیم. نوماه سنبله در ۲۳ اوت، درست چند روز پس از گشایش دروازه عروج، در صفر درجه سنبله رخ میدهد. این نخستین لحظه ظهور «پل» است.
این نوماه در کلید ژنی ۵۹ ـ ژنوم اژدها ـ قرار دارد، که بخشی از صلیب تناسخی ققنوس خفته است. ما دوباره در سال ۲۰۲۷ با گرفتگیای در همین کلید ژنی به این درجه بازخواهیم گشت. این کلید ژنی دربارهی حلوفصل ترس ـ یعنی همان تداخل در دیانای ـ است. بهویژه، به ترسی مربوط است که میان انرژیهای مردانه و زنانه کاشته شده است. این ترس و نفرت میان این دو نیرو، که شالوده آفرینشاند، باید درمان شود تا بتوانیم در تمامیت و تعادل وارد زمین نو شویم. انرژی جنسی ما نیز در عالیترین حالتِ کندالینی تصفیه خواهد شد و به ما اجازه میدهد تا تقدس را به روابط بازگردانیم و ظرفیت خلاق حقیقیمان را شعلهور کنیم.
اما باید بدانیم که ؛
آتشفشانی که در شب فوران میکند
«زمینی که بر آن فرود آمدهایم دیگر خفته نیست، بلکه فعالانه هرآنچه را که در طول سفرش بهعنوان کره فرود ما گرد آورده، بیرون میریزد. آنچه مدام بیرون میافشاند، همان چیزهایی است که ما در ارتباط با روایت شخصی رویدادها و تجربهها از دست دادهایم. او گزارش جمعی را به ما میدهد؛ کل ماجرا را، تصویر بزرگ را.
زمین اکنون ما را فرا میخواند. او ما را به سوی خویش احضار میکند.
تاریخهای پرانرژی بزرگی در راه داریم. در ۱۸ اوت ماه در درجات پایانی جوزا قرار میگیرد و به استلیوم عظیم عنصر هوا که هماکنون در جریان است نیرو میبخشد، سپس وارد سرطان میشود و به ونوس و مشتری میپیوندد.
در ۲۱ اوت ، دروازهی صعود گشوده میشود که انرژیهای صعود را برای باقی سال شتاب خواهد بخشید. فردای آن فصل سنبله آغاز میشود و با ماهنو در صفر درجهی سنبله همراه خواهد بود که جرقهی انرژی «پل» به سوی ۲۰۲۷ را روشن میکند. به یاد داشته باشید که گره جنوبی در سنبله قرار دارد، بنابراین رهاسازی و پالایشی عمیق در حال رخ دادن است ــ نه تنها درون سیستم عصبی و رگهای ما، بلکه در سطح سیاره نیز.
با رسیدن به سپتامبر، پیچشهای روایی بسیاری پیش رو خواهیم داشت، چرا که زحل دوباره وارد درجهی ۲۹ ماهی میشود و نشان از تصفیهی نهایی چرخهی کارمای جمعی دارد. فصل گرفتها از اواسط سپتامبر آغاز میشود با یک ماهپُر و خسوف در ماهی و با ماهنو و کسوف در ۲۹ درجه سنبله در اعتدال پاییزی پایان مییابد.
در طول اکتبر و نوامبر، نپتون نیز به درجهی ۲۹ ماهی بازمیگردد و به زحل میپیوندد… و سپس اورانوس سرانجام به درجهی ۲۹ ثور بازمیگردد. ماجرا پیچیدهتر میشود و انرژیها همچنان شدیدتر و بیثباتتر خواهند شد، و این نیازمند آن است که ما تعادل واقعی را در درون خود بیابیم و نیز بیاموزیم که هیچیک از این تحولات را بیش از حد جدی نگیریم
● انرژی آگوست و سپتامبر رو باید بگیرید
اکتبر و نوامبر پیچیده ای پیش رو ما هستش .
مهم ترین چیزی که باید یاد بگیرید ؛
● نگاه تون به خودتون باشه
و توانمندی های خودتون باشه
دست از این بردارید که روزی رو از بنده خدا طلب کنید
خودتون رو به خدا بسپارید
به درگاه اصلی برسید
حالا شما نشانه هایی دارید از مشکلات روحی که در جسم شما نمایان است ؛
● به دنبال درمان روح باید باشید نه جسم
بهشون میپردازم ؛
بدن همیشه پیش از ذهن به ما میگوید که از تعادل خارج شدهایم. این موضوع چندین پشتوانه علمی دارد:
1. عصب واگ (Vagus Nerve)
این عصب طولانی، بین مغز و بیشتر اندامها در رفتوآمد است. وقتی در فشار روانی قرار میگیری، بدن از طریق ضربان قلب، انقباض معده، یا تنش در گلو پیام میفرستد. یعنی قبل از اینکه حتی «فکر» شکل بگیرد، بدن هشدار داده است.
2. نظریه پلیوَگال (Polyvagal Theory)
میگوید سه حالت اصلی داریم:
• ایمنی/آرامش (Social Engagement)
• جنگ/گریز (Fight–Flight)
• انجماد/خاموشی (Freeze/Shutdown)
تغییرات بدنی (سنگینی شانه، تنگی گلو، دلپیچه) درواقع سوئیچ بین این حالتها هستند.
3. محور هیپوتالاموس–هیپوفیز–آدرنال (HPA Axis)
وقتی دچار استرس یا تعارض میشوی، کورتیزول بالا میرود و عضلات منقبض میشوند. بنابراین گرفتگی گردن یا معده فقط «احساس» نیست، اثر هورمونی است.
حالا توضیح بدم ؛
•● شانههای سنگین:
اغلب ناشی از «تحمل بار بیش از توان» یا مسئولیتهای حلنشده است. مغز عضلات تراپز (trapezius) را منقبض میکند تا تو آمادهی دفاع باشی.
وقتی آینده مبهم یا خطرناک بهنظر میآید، سیستم گوارش خونرسانیاش کاهش مییابد (تا انرژی صرف بقا شود) → دلپیچه.
معده: ماساژ دایرهای آرام روی شکم در جهت عقربههای ساعت.سیستم عصبی میگوید «حرفی هست که امن نیست بیانش کنی». دستگاه بلع و حنجره سفت میشوند.
• گلو خشک: آواز خواندن نرم یا زمزمه (ویبراسیون تارهای صوتی عصب واگ را تحریک میکند)نشانگر فشار بیش از حدِ شناختی (ذهن زیاد در آینده/گذشته). جریان خون به قشر پیشپیشانی تغییر میکند
روح مانند بدن پیر نمیشود.
روح زمان را با درسهایی که میآموزد،
رشدهایی که تجربه میکند،
و لحظاتی که با دیگران پیوند برقرار میکند، میسنجد.
وقتی احساس گذر زمان رو نمیکنی،یعنی در هماهنگی با روح خودت زندگی میکنی
«هر قدیسی گذشتهای دارد و هر گناهکاری آیندهای.
ما همه داستانهایی ناتمامیم،
زخمی از اشتباهات گذشته،
اما نجاتیافته با امید آنچه در پیش است.
حتی تاریکترین لحظات
میتوانند پلههایی به سوی روشنایی باشند.
رستگاری تنها برای بیعیب ها نیست؛
بلکه برای شکستههاست،
برای آنهایی که نقص دارند،
برای کسانی که زمین خوردهاند
و جرأت برخاستن دوباره را دارند.
گذشته تو را تعریف نمیکند؛
تنها تو را بسوی آینده می برد
و آنجاست که خواهی درخشید.»
اگر براى اثبات عقایدتان
مجبور به تصویب قانونى هستید
که بهتعداد زیادی از مـردم آزار مـىرساند
عقاید شما
هــیچ ارزشى براى اثبات شدن ندارند.
خداوندا
به مَذهبیها بفهمان
که مذهب اگر پیش
از مَرگ به کار نیاید
َپس از مَرگ به هیچ کار
نَخواهد آمد .
#یک_جمله_تا_آرامش