منجنون:
دربعضی از مناطق آب زیر زمینی در عمق بسیار کمی از سطح زمین قرار دارد بنابراین با کمک "منجنون" آب را از داخل چاه بیرون می کشیدند. "منجنون" اهرمی است که تقریباً در وسط خود تکیه گاهی برای حرکت الاکلنگی خود دارد. در آن سمتی که بر روی چاه قرار می گیرد چوبی بلند جهت آبکشی وصل شده که در انتهای آن سطل آب قرار گرفته است و سر دیگر محور، وزنه های سنگی متصل شده است. حال با کمک یک یا چند نفر منجنون با حرکت الاکلنگی آب را ازداخل چاه به بیرون هدایت می کند.

- آرشیو دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی تهران

- مدل ساخته شده منجنون در امور آب شهرستان بناب
گاوچاه-گاو رو
در قدیم برای کشیدن مقدار زیادی آب از چاه ها در بعضی مناطق به جای استفاده از نیروی انسانی، مکانیسمی ایجاد می شد تا به وسیله گاو یا حیوانات دیگر آب را از چاه بیرون بکشند. یکی از آن ها گاوچاه (یا گاورو) است.
ساختمان گاوچاه به شرح زیر است:
قطر میله چاه را فراختر درست می کردند تا دلوهای بزرگ حدود 200 لیتر به بالاتر پر از آب را به راحتی بالا بکشند. برای اینکه جداره میله چاه ریزش نکند دورادور آن را از عمق تا سطح زمین، با سنگ و ساروج سنگ چین می کردند. پس از احداث چاه در طرفین آن دو ستون با سنگ و ساروج، آجر یا خشت خام می ساختند. ارتفاع ستون ها بین 5/2 تا 5/4 و گاهی بیش از این ارتفاع داشت. سوراخ هایی فراخ در مقابل همدیگر در این ستون ها ایجاد می شد. تیرهای چوبی در آن قرار می دادند تا این دو ستون با همدیگر متصل شود. سپس ((چرخ آبکش)) را در آن سوار می کردند. در کنار چاه سراشیبی ایجاد می شد تا حیوانی که با کمک آن قرار بود آب را از چاه بکشد تا به راحتی بتواند در آن به صورت رفت و برگشت حرکت نماید.
حال طریقه کشیدن آب بدین گونه بوده که سر طنابی را به گاو (یا حیوانات دیگر) و سر دیگر آن را پس از عبور از بالای چرخ آب کشی به دلو می بستند. حرکت گاو به طرف جلو در سراشیبی باعث بالا آمدن آب می شد. سپس دلو پر از آب را درون حوضی می ریختند و آب مصرفی تأمین می گردید.
قدیمی ترین نقشی که از گاوچاه در دست است، نقاشی ای در غرب مسجد جامع اصفهان می با شد که تاریخ آن متعلق به سال 1199 ه ق. ( زمان زندیه) است. احتمالاً استفاده از این سیستم آب کشی بیش از 220 سال قمری نیست.
- مدل ساخته شده گاوچاه در موزه آب سعدآباد

- کورس- غلامرضا و همکاران. آب و فن آبیاری در ایران باستان. تهران. وزارت آب و برق. شکل 62
((منبع مورد استفاده: صفی نژاد. جواد 1383. گاوچاه های فارس با تکیه بر گاوچاههای جهرم. وزارت نیرو، مؤسسه گنجینه ملی آب ایران))
گاوگرد:
یکی دیگر از مکانیسم هایی که به وسیله نیروی حیوان آب را از چاه بیرون می کشند"گاوگرد"است. گاوگرد سیستمی است که با مکانیسم یک ماشین ارتباط دارد که نیروی محرکه آن حرکت گاو است.
طرزکار آن به گونه ای است که گاو به گرد چاه می گردد و اهرمی چوبی را که یک سر آن به این حیوان و سر دیگر به محور یک چرخ دنده افقی متصل است، با خود می گرداند. دنده های چرخ افقی با دنده های چرخ عمودی درگیر می شود و آن را به حرکت در می آورد. به این چرخ دنده یک محور افقی متصل بوده که سر دیگر آن چرخی به ایستایی عمودی بر روی چاه قراردارد. تعدادی کوزه با فاصله های معین به دو رشته طناب متصل شده که بر روی چرخ سوم قرار می گرفته است. چرخش این چرخ باعث می شده که کوزه ها به عمق چاه رفته و پر از آب به دهانه چاه برگردند و در داخل حوضچه ای خالی کند. به همین دلیل چاههای گاوگرد را عریض تر و طویل تر از چاه های معمولی حفر می کردند تا کوزه های آب به راحتی از سمتی به داخل چاه روند و از سمت دیگر آن خارج شوند.
در گذشته مردم کرمان از این سیستم استفاده می کردند.

- سید محمد هاشمی ، کاریزهای کرمان، مجله مردم شناسی،1335

در میان کوهستانهای شرقی شهر طبس، سازه ی دست ساخته ایست با پیکری آجری که تاجی از سنگ دارد.
بند یا طاق شاه عباسی . این بند که در دره کانیونی سردر است ، در پایین طاقی است آجری که پاکار آن بر کوههای سنگی دوطرف رودخانه قرار دارد . 11متر بلندای طاق با پهنای متغییر، به گونه ای بی مثال است .در گذشته با ایجاد طاقی بر روی رودخانه ، در محلی که باید بند جا می گرفته ،مانع حرکت آب نمی شدند و بنایی بند را که مدتهای مدیدی طول می کشیده ، اجرا می کردند .پس از اتمام ساختمان بند ،با تونل کوچک انحرافی، آب را منحرف می کردند تا زیر طاق با مصالح محکم مسدود شود .سپس تونل انحرافی، مسدود شده آب به مسیر اصلی باز می گشته و در پشت سد انباشته می شده وبالای بند در آخرین مرحله مرمت طاق شاه عباسی ،با قلوه سنگهایی ساخته شده که این امر به فرموده شاه عباس صورت پذیرفته . طاق شاه عباسی شاهکار معماری باستانی در منطقه است که پیشینیان با هدف جلوگیری از هدر رفت آب و سیلابهای فصلی اقدام به ساخت آن نموده اند.این طاق زیبا و مستحکم در دره کانیونی باریک و متشکل از صخره های آهکی قد بر افراشته و ازنظر شرایط زمین شناسی در بهترین محل ممکن ساخته شده است .در واقع طاق شاه عباسی نوعی سد قوسی است که از استحکام ویژه ای برخوردار است .این سد یا به عبارتی طاق شاه عباسی از جمله سدهای پیشرفته جهان است .در کوههای نزدیک قلعه قلات طبس که حالت عمودی دارند و بالا رفتن از آنها به هیچ روی امکان ندارد ،سوراخهایی چهار گوش و یا بیشتر راست گوشه در بدنه ی این کوهها دیده می شود که با نام خانه "گبر " به گونه ای رازآمیز زبانزد مردم شهر طبس است . با اولین بررسیها میتوان دریافت این سوراخها برای جا به جا نمودن آب از رودخانه به سوی دیگر کوه ویا انتقال آب به شهر طبس ایجاد شده اند، ولی با ریزش کوه وفرو ریختن قسمتهایی از آنها ، به این صورت به چشم می آیند . در حقیقت این سوراخها نوعی کاری یا قنات بوده اند که در گذشته آب رودخانه را به شهر طبس می رسانده اند و با ریزش کوه به این شکل در آمده ،به چشم می آید.
طبس شهری که بوده ، هست و می ماند .
حمام
حمام در لغت به معنی آب تنی وشستشو و همچنین محل شستشو و غسل است.
در قدیم گرمابه ها نه تنها محلی بود برای شستشو، اصلاح و غیره بلکه گرمابه بیشتر مرکز تجمع بوده است. زیرا همراه کار تفریح می کردند و هم وقت آزاد زیاد بود و از طرفی مرکز یا محل به خصوص فقط برای تفریح وجود نداشته است. به همین جهت حمام زنان گاهی یک روز طول می کشید و صبحانه و ناهار با خود به حمام می بردند. حمام کردن آنقدر طولانی بود که استاد حمامی برای مشتریان آب آلو، آب زرشک، دوغ، آب انار و چای تهیه می کرد. در بعضی از حمام ها آبدارخانه یا قهوه خانه وجود داشت. معمولاً در حمام ها کارهایی چون پذیرایی در سربینه، استحمام و کیسه کشی (ماساژ)، حنا بستن، سرتراشی، ریش تراشی، حجامت و رگزنی توسط دلاک و ... انجام می شد.
فضاهای ارتباطی
ورودی:
درحمام های قدیمی ورودی های اصلی آن درارتباط مستقیم با گذرگاهای اصلی، بازار، نزدیک مساجد، مرکز محله و... ساخته می شد. درها کمی پایین تر و گاهی دو سکو برای نشستن در دو طرف آن برای افراد مسن تعبیه می شد. به طور کلی ورودی حمام در ارتباط مستقیم با سربینه قرار نمی گرفت بلکه با پیچ و خم ها و گردش هایی در دالان تعبیه می کردند تا هم از ارتباط مستقیم هوای داخل سربینه با هوای خارج جلوگیری شود و هم اینکه از دید رهگذران به دور باشد.
سربینه (رختکن):
در حمام های کوچک فضای سربینه فقط به یک سالن خلاصه می شود. حوضی در وسط آن قرار داشت و سکوهایی در اطراف و دالانی که به گرمخانه وصل بود. ولی حمام های بزرگ دارای سکو یا ایوان هایی بود که دور تا دور فضای رختکن را می پوشاند و از سطح زمین بالاتر قرار می گرفت که کارهایی مثل کندن و پوشیدن لباس- کشیدن قلیان- نماز- چای و ... روی این سکو ها انجام می شد. در داخل سالن رختکن ها معمولاً یک یا دوحوض برای آب کشیدن پا قرار داشت.
سرد اخوان (هشتی):
فضایی است بین سربینه، گرم خانه (بینه)، توالت و ... که قبل از گرم خانه ساخته می شد.
گرمخانه (بینه):
در گرمخانه کارهای صابون زدن، مشت و مال، لیف زدن، درازکشیدن و ... انجام می گرفت.
چال حوض:
معمولاً فضای سرپوشیده بود که وسط آن حوضی شبیه به استخر وجود داشت. یعنی فضایی سربسته و نسبتاً گرم برای تفریح بود.
خزینه:
حوض سرپوشیده آب گرم است که جهت استحمام تمام مراجعین به جای وان و دوش استفاده می شد. خزینه از زیر توسط تون گرم می شده و هر سال یک یا دوبار آب آن عوض می گردید. آب کسر شده از آنها که برای صابون زنی و لیف زنی برداشت می شد از آب چاله حوض و آب انبار حمام که مسلط بر خزینه بود تأمین می گردید.
کوزه انداختن:
غالباً آب حمام ها سالی یک یا دو بار بشتر عوض نمی شد. همچنین آب خزینه صبح ها در دقایق اولیه بعد از باز شدن حمام ( پس از کوزه انداختن) صاف و زلال و در نزدیکی غروب به صورت لجن ومتعفن در می آمد. برای پاک کردن آب خزینه کوزه مسی تعبیه شده بود که سوراخ ریزی در کف داشت وهر روز صبح پیش از باز شدن حمام کارگری خبره و نیرومند، آن را بدست گرفته و وارد خزینه می شد. او با یک دست، دسته و با دست دیگر ته کوزه مسی را نگه می داشت و به اطراف خزینه می گرداند. با بیرون آمدن هوا از سوراخ کوچک، تمام کثافات و لجن ها از دهانه کوزه به داخل آن می رفت و پرمی شد.
سیستم گرمایی:
در گذشته سیستم گرم کننده حمام ها متشکل از تون، تنور، گربه رو و خان ها بود.
تون، دالان یا زیر زمینی دخمه مانند با ورودی جداگانه است. محل تون در جنب خزینه حمام، در سطحی پایین تر قرار می گرفت. ادامه تون محلی است که به وسیله چند پله پایین رفته و به فضایی به نام تنور می رسید. تنور در زیر خزینه حمام قرار دارد.
نام متصدی تون یا کسی که تون را اداره می کند "تون تاب"بود. آماده سازی سوخت برای استفاده در تنور گرمابه و همچنین کنترل آتش بر عهده تون تاب بوده است. یکی از وظایف تون تاب این است که تابستان ها از طویله ها و اصطبل ها برای سوخت زمستان فضولات حیوانی را جمع نموده و سپس پس از مرتب و دسته دسته کردن، در قسمت انبار تون می چید.
هرچند یک دودکش مستقیماً در بالای سر تنور هم وجود داشت، اما خزینه آب گرم و تنور زیر آن در هر نقطه قرار می گرفت دودکش دیگر از نقطه مقابل کوره در سمت دیگر حمام بالا می رفت. این دودکش به صورت مجرای وسیعی به نام "گربه رو"بود که یک نفر به صورت خمیده می توانست از آن عبور کند.
این مجرا در زیر گرمخانه به صورت مشبک در آمده و مجراهای دیگر از آن منشعب می شدند که مجدداً به مجرای اصلی بر می گشت. به این مجراها "خان"می گفتند. این خان ها کار تهویه و گرم کردن کف حمام را انجام می داد.
آب رسانی حمام ها:
در حمام های قدیمی به علت وجود خزینه مصرف آب به حداقل ممکن می رسید. زیرا به غیر از مقداری که برای صابون زدن و شستن سر و بدن استفاده می گردید، عملاً آبی مصرف نمی شد. در گذشته آب حمام ها از آب رودخانه، چشمه، چاه، قنات و ... تأمین می گردید.

- حمام گنجعلیخان کرمان
نخستین گام در بنای یک شهر، گزینش زمین مناسب است. سپس آن را جهت ساخت و ساز آماده می کنند. هموار ساختن زمین، بخش بندی و مشخص کردن کاربری هر بخش، آرایش بندی خیابان ها، ساماندهی آبراهه ها، ساختن پساب روها برای بیرون راندن رواناب های شهری و گنداب های خانگی، همه بخش هایی ازیک فرایند آماده سازی زمین برای برپایی یک شهر از پیش برنامه ریزی شده است.
در تخت جمشید مانند بسیاری از شهرهای نوپای امروزی، ساماندهی پساب روها بخشی از آماده سازی زمین بود. کاری بزرگ که شگفتی های پژوهشگران را برانگیخت. اشمیت که کار کاوش علمی تخت جمشید، در سالهای 1314 تا 1318 ﻫ.ش به او سپرده شده بود در گزارش خود می نویسد "شبکه آبروهای زیر زمینی از لحاظ عظمت، عمل بسیار قابل ملاحظه است". سامی نیز در کتاب پایتخت های شاهنشاهان هخامنشی، از این کار به نام شاهکار معماری و هنری یاد می کند.
ساماندهی آبراهه ها و بیرون راندن رواناب های برون شهری:
تخت جمشید در گوشه ای از یال جنوبی کوه رحمت که دماغه کوتاهی از این کوه با شیبی آهسته به سمت غرب جلگه مرودشت کشیده شده ایجاد گردیده است. برای جلوگیری رسیدن آب از کوه رحمت به تخت جمشید دوگونه چاره جویی شده است: 1- چاه سنگی 2- خندق
1) چاه سنگی:
چاه سنگی تخت جمشید در شرق بنای خزانه و در هشتاد متری جنوب آرامگاه در دل کوه کنده شده است. در واقع آب انباری است که می تواند آب فراوانی را در خود جای دهد. آبراهه ها و جوی هایی که ازگوشه و کنارکوه رحمت به سمت این چاه کشیده شده است، در دامنه آن دیده می شود. این چاه، رواناب های بخشی از دامنه کوه رحمت را پیش از رسیدن به تخت جمشید در خود قرار می دهد.
2) خندق:
در راستای کرانه شرقی تخت جمشید نشانه هایی از هفت تپه کوچک دیده شده است. خاکبرداری های اشمیت برروی یکی از تپه ها نشان داد که این تپه از ریزش برج خشتی مکعب مانندی پدید آمده است. وی دریافت که دیگر تپه ها نیز باید چنین ویژگی هایی داشته باشند. همه برج ها با بارویی به ضخامت ده متر، به یکدیگر دوخته شده و دیواری رخنه ناپذیر را پدید می آورد. درست در پشت این دیوار، رو به سمت کوه، خندقی در دل کوه کنده بودند که تا 6 تا 5/9 متر پهنایش بود و ژرفایش به 6/2 متر می رسد. این دیوار مانع خوبی برای بریدن پای بیگانه از پهنه تاج و تخت شاهی بود و هم راهی برای بستن رواناب کوه و نرسیدنش به پهنه کاخ است. در سمت بالادست خندق، جوی های تراشیده شده فراوانی در دامنه کوه دیده می شود که به خندق راه دارند.
چاره رواناب های شهری در تخت جمشید:
1) پساب شاخه ها:
داریوش بنای پساب روهای زیرزمینی تخت جمشید را همگام با مسطح کردن بسترآن ایجاد کرد. در بیشتر جاها، این پساب روها را در زمین یکپارچه سنگی کوه تراشیده و آنگاه روی آنها را سنگهای بزرگ تراش خورده قرار داده و سپس تا سطح زمین را با خاک و سنگریزه پرکردند. تنها در جاهای گودکه نمی توانستند پساب روها را در سنگ کوه بتراشند، آنجا را نخست با سنگ وسنگریزه پرکرده و سپس پساب روها را با لبه گذاری سنگهای بزرگ درکنارهم ساختند.
پهنا و بلندای این پساب روی بزرگ زیرزمینی در همه جا یکسان نیست و به آبی که از پیرامون در آن گرد می آید، کوچک و بزرگ است. با این همه پهنای آن در هیچ کجا به کمتر از 1 متر نمی رسد. بلندای آن از جایی به جای دیگر تفاوت دارد. جاهایی وجود دارد که این بلندا به 6 متر هم می رسد. در چفت و بست سنگها هیچ ملات چسبنده ای به کار نبرده اند. بزرگی و سنگینی سنگها و رویه های تراش خورده و آینه وار آنها از سوی دیگر، سازه ای استوار و بدون درز و شکاف پدیدار ساخته است. راه دستیابی به این سازه بی همتای آبی، پلکانی است که در بخش شرقی کاخ صد ستون خشایارشا بنا شده است. این راه پله که با بیست پله سنگی به درازا و پهنای 175 و 36 سانتیمتر و خیز 15 سانتیمتر به زیر بستر تخت جمشید راه می یابد، در انتها، به دو شاخه راست و چپ می رسد که یکی به سوی شرق و دیگری به سوی غرب امتداد دارد. کار سرکشی و لایروبی پساب روی بزرگ زیرزمینی به سربازان سپرده شده بود، دروازه آن را نیز در بخش اقامتگاه سربازان قرار داده بودند تا نیازی به رفتن سربازان در بخش آمد و شد بزرگان نباشد.
شاخه شرقی که زیر شاخه های کوچک و بزرگ بسیاری به آن می پیوندد، بخش بزرگی از پهنه تخت جمشید را زهکشی می کرد. شاخه شرقی نیز رواناب ساختمان های پای کوه رحمت را جمع می کرد.از این رو شاخه شاخه های این پساب رو می توانست همه تخت جمشید را با پهنه ای پیرامون 135000 متر مربع زهکشی کند.
بر پایه اندازه گیری اشمیت، شاخه مادرِ پساب رویِ زیرزمینی 15/1 پهنای کف و 75/1 متر پهنای بام دارد و شیبش در راستای شمالی جنوبی 005/0 است.این پساب روها توان گذر 8/3 متر مکعب آب در ثانیه را داشته اند.
پساب شاخه ها با شاخه های کوچک و بزرگش می توانست آب را از همه سو جمع کند و از پهنه تخت جمشید خارج کند.
2) ناودان:
ناودان محل عبور آب استکه به وسیله آن انتقال و هدایت آب از پشت بام به سطح زمین (گذر یا حیاط) و یا مسیر پساب صورت می گیرد. در گذشته به نحوه جمع آوری و هدایت آب خروجی از ناودان اهمیت می دادند. آب برف و باران پس از جمع شدن به صورت نقطه ای یا خطی به خارج انتقال می یابد و هرچه بنا با مواد و مصالح آسیب پذیرتری ساخته شود،حساسیت و اهمیت ناودان در آن افزایش پیدا می کند.
ناودان ها به انواع مختلفی تقسیم می شوند. اما در تخت جمشید از دونوع ناودان ((شره ای)) و((شیاری پنهان) استفاده شده است.
1-2) ناودان های شره ای:
در نمونه ی شره ای بدنه ناودان به صورت زائده ای از جداره جدا می شود تا آبی که از بام فرو می ریزد، دیوار را خیس نکند. در برخی جاها درازای ناودان را برای دیوار های سنگی کوتاه در نظر می گرفتند. در برخی دیگر مانند تخت جمشید تنها روزنه ناودان را بر روی بام می ساختند و بدنه آن را کار نمی گذاشتند. در این ویژگی آب بر روی تنه سنگی دیوار فرو می ریخت.
دیوار های سنگی اطراف تخت جمشید جان پناه سنگی کنگره دار بلندی دارد. پاره ای ازجان پناه های دیوار جنوبی تخت جمشید روزنه ای (روزنه ناودان) برای رد کردن آب دارد. باران که بر پهنه تخت جمشید می بارد، در راه آبهای باریکی که ژرفای آن از چند سانتیمتر و پهنای آن ها از سی سانتیمتر فراتر نمی رود جمع می شود و از این سوراخ ها به بیرون هدایت می شود.
2-2) ناودان های شیاری پنهان:
در ناودان های شیاری پنهان در درون جرز خشتی، با آجر و وملات چیزی شبیه به صندوقه ای که بالا و پایین آن باز است تعبیه کرده و یا تنبوشه های سفالی را درون جرز قرار می دادند تا بی آنکه ناودان دیده شود، آب از طریق آنها از پشت بام به بیرون هدایت شود.
در میان دیوار های پهن و ضخیم کاخ آپادانا، سوراخ های چهار بَر و راست گوشه وجود دارد که هر بَر آن 28 سانتیمتراست. این سوراخها ناودان های شیاری پنهان هستند که روزگاری راه آب بام کاخ آپادانا به پساب شاخه ها بود. در دیگر بناهای داریوش در تخت جمشید نیز با چنین شیوه ای آب به بیرون رانده می شد.
یک ویژگی همگانی در بناهای تخت جمشید این است که دیوار های پهن خشتی در اطراف و ستون های سنگی در میان، بام را نگه می دارد. با این ویژگی بهترین جا برای کارگذاری ناودان های شیاری توکار، در میان دیوار خشتی است. ناودان ها را با آجر پخته و ملات قیر می ساختند تا راهی برای نشت آب نگذارد و هم بتوانند فراخی ناودان ها را به اندازه دلخواهشان ایجاد کنند. اگر ناودان ها با لوله های سفالی ساخته می شد، فشار اندک دیوار می توانست ترکی را در لوله پدید آورد و راهی را برای نشت آب به دیوار خشتی باز نماید. این ناودان ها به یکی از پساب شاخه ها راه دارد و بدین گونه آب باران بی آنکه از بام برزمین فرو ریزد ازپهنه ی تخت جمشید خارج می شد.
3) دفع رواناب از سطح حیاط های تخت جمشید:
تخت جمشید با همه ساختمان ها وکاخ هایی که در آن بنا گردیده، پهنه های روبازی هم داشت که برای دفع رواناب آنجا هم چاره اندیشی شده بود. در این حیاط ها اگر شاخه هایی از پساب روها از زیر زمین می گذشت، سوراخ هایی را در یک یا چند جا از سنگ های درپوش تعبیه می کردند و کف حیاط را آن گونه شیب بندی می کردند که آب باران به سوی سوراخ ها جاری شود. نمونه این روش در حیاط کاخ هدیش وجود دارد. در قسمتهایی نیز با کشیدن جوی های باریک روبازی که ته آنها به درون یک پساب زیرزمینی راه می یافت، این کارانجام می شد. شیب زمین را به سمت جوی ها هدایت می کردند تا آب باران درون آنها جاری شود وبه نزدیکترین پساب زیرزمینی فرو ریزد. نمونه این کار نیز درحیاط جنوبی آپادانا انجام شده است. در سمت شرق این حیاط چند جوی روباز با کف ودیواره های ناهموار دیده می شود که در بستر سنگی زمین کنده شده است. پهنای این جوی ها 10تا 35 سانتیمتر و ژرفای آنها تا 18 سانتیمتراست. آب این جوی ها به جوی سرباز بزرگتری می ریزد و سپس به درون یکی از شاخه های بزرگ پساب زیرزمینی هدایت می شود.
4) دفع فاضلاب:
در تخت جمشید برای دفع فاضلاب از لوله های سفالی (تنبوشه) استفاده شده است. نمونه هایی که در تخت جمشید دیده شده، نشان می دهد که این روش در 2500 سال پیش تا زمان برچیده شدنش در سده ی گذشته چندان دگرگون نشده است. برای نمونه در دفع فاضلاب خانه افسران از 6 تنبوشه استفاده شده که برای چفت و بست آنها در هم یک سر تنبوشه را کوچکتر و سر دیگرش را بزرگتر ساخته بودند. برای پیشگیری از شکستن لوله ها نیز اطراف دهانه بیرونی را با آجرهایی قاب کرده بودند.
منابع:
1) جواهری، پرهام- جواهری، محسن 1380. چاره آب در تاریخ فارس. جلد دوم. گنجینه ملی آب ایران-کمیته ملی آبیاری و زهکشی ایران
2) فخار تهرانی، فرهاد. آشنایی با سازه های سنتی. جزوه درسی دانشگاه شهید بهشتی