چالوس

چالوس

بزرگترین مرجع معرفی نقاط دیدنی و تفریحی برای مسافرت و گردش
چالوس

چالوس

بزرگترین مرجع معرفی نقاط دیدنی و تفریحی برای مسافرت و گردش

قلبِ زائر

قلبِ زائر

باشد که راهت گشوده شود، چون رشته‌ای مقدس،
زیر آسمان‌هایی که ستارگان در آن گسترده‌اند،
با گام‌هایی که بر زمینی ناآشنا می‌نهند،
و گوش‌هایی هم‌نوا با هر صدای نرم و ظریف.

بگذار شگفتی در آغوش لطیفِ صبح شکوفا شود،
و امر قدسی را در هر زمان و هر مکان بیابی؛
از قلهٔ کوه تا ندای آبیِ ژرفای دریا،
آرامشی پنهان که بر همه چیز نظاره‌گر است.

تو نه با نقشه، که با نور درونت هدایت می‌شوی،
در روزهای آفتابی و رازهای شب،
هر غریبه‌ای که ملاقات می‌کنی، درسی‌ست برای شناخت،
هر چشم‌انداز تازه، بذری از خرد که کاشته می‌شود.

راه‌های فرعی را در آغوش بگیر، از روحِ راکد بپرهیز،
بگذار شگفتی قطب‌نمای تو شود و تو را کامل کند،
روحِ بی‌قرارِ مشتاقِ رهایی را،
سفری مقدس، رها و آن‌گونه که باید باشد.

باشد که سفرهای گذشته، قلبِ لطیفت را شکل داده باشند،
و افق‌های تازه نقش حیاتی خود را ایفا کنند،
تا تو را به خانه بازگردانند؛ تازه‌نفس و حقیقتاً دیده‌شده،
مسافری مبارک، با روحی که همیشه سبز می‌ماند.

با آرامش پیش برو، و شجاعت را راهنمای خود کن،
با دلی گشوده، آن‌جا که معجزه‌ها خانه دارند.

یک جمله تا آرامش

«ما

 همان چیزی می‌شویم

 که به تکرار انجام می‌دهیم.

پس برتری یک عمل نیست،

 یک عادت است.»

‌ #یک_جمله_تا_آرامش

ما کیمیاگر هستیم یا درمانگر ؟؟؟

برخی از ما فقط درمانگر نیستیم…
ما کیمیاگر هستیم.

ما از درد فرار نمی‌کنیم؛
آن را دگرگون می‌کنیم.
ما انرژی را جذب نمی‌کنیم؛
آن را تبدیل می‌کنیم.
ما نمی‌شکنیم؛
خودمان را دوباره می‌سازیم،
قوی‌تر، نرم‌تر و قدرتمندتر از قبل.

درمان انرژی یعنی وانمود نکنیم که همه‌چیز خوب است.
یعنی سنگینی‌ها، زخم‌ها، تردیدها و ترس‌ها را بگیریم
و آن‌ها را به حکمت، هم‌راستایی، شفافیت و معنا بدل کنیم.

این کاری‌ست که یک کیمیاگر انجام می‌دهد.

ما زخم‌ها را به دارو تبدیل می‌کنیم.
فشار را به ارتقا.
و درس‌ها را به ثروت.

و اگر این روزها حس می‌کنی چیزی درونت در حال تغییر است…
به این خاطر است که روحت دارد به یاد می‌آورد
که واقعاً چه کسی هستی.

به دنیای کاملا تازه سلام کنید دنیایی که تمام ساختار هاش تغییر خواهد کرد…


کم کم باید به دنیای کاملا تازه سلام کنید دنیایی که تمام ساختار هاش تغییر خواهد کرد…

با توجه به این‌که اکنون نپتون و زحل هر دو مستقیم شده‌اند و در حال خروج از برج حوت (Pisces) هستند، ما عملاً در حال بستن هم‌زمان چندین چرخه بزرگ هستیم.

برای نپتون، این پایان/آغازِ یک چرخه‌ی کامل است که در سال ۱۸۶۲ آغاز شده بود.
برای زحل، یک چرخه‌ی کامل از ۱۹۹۶ به پایان می‌رسد.
آخرین اقتران نپتون و زحل در ۱۹۸۹ و در برج جدی (Capricorn) رخ داد.

جدی (و خودِ زحل) نماد دولت، ساختار و نظام‌هاست،
و نپتون نماد پرده‌ی توهم و پوشیدگی است.

حرکت این دو غول کیهانی به‌سوی اقتران بعدی‌شان در ۰ درجه‌ی حمل (Aries) قرار است دنیایی کاملاً تازه را عیان کند.
این روند هنوز آهسته است، اما بدون شک یک بیدارباش بزرگ خواهد بود.

اگر با آموزه‌های دلورس کنن آشنا باشید، می‌توان این دوره را نوعی تفسیر از همان چیزی دانست که او از آن با عنوان «دوپاره‌شدن زمین جدید (New Earth Split)» یاد می‌کرد؛
به‌ویژه وقتی در نظر بگیریم که نپتون با ذهن ناخودآگاه و معنویت مرتبط است و زحل با محدودیت‌های واقعیت فیزیکی.

من لزوماً فکر نمی‌کنم که این تغییر به‌صورت ناگهانی ما را وارد یک بُعد کاملاً جدید کند (هرچند اگر چنین شود واقعاً فوق‌العاده است و من صددرصد پایه‌ام .
بلکه بیشتر شبیه یک تغییر تدریجی خواهد بود؛
تغییری که از طریق دستاوردهای علمی بنیادین، شیوه‌ی درک ما از واقعیت را به‌عنوان یک جمع، به‌طور اساسی دگرگون می‌کند.

■ بخش زیادی از این مسیر قرار است توسط متولدین ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۵ پیش برده شود؛
نسلی که اقتران ذاتی نپتون/اورانوس در جدی را دارند و اساساً برای نوآوری در باورهای معنوی جمعی از طریق پیوند آن با علم طراحی شده‌اند.
این گروه هم‌اکنون بازگشت‌های زحل خود را پشت سر گذاشته‌اند و وارد مرحله‌ی بلوغ و مسئولیت‌پذیری بیشتر می‌شوند.

● همچنین توجه داشته باشید که این نسل، همان نسل پلوتو در عقرب است؛
نسلی که دیگر حرف‌های پوچ را نمی‌پذیرد، به‌ویژه حالا که وارد دوره‌ی پلوتو در دلو شده‌ایم (دگرگونی دانش و آگاهی جمعی).

تمام این‌ها را می‌گویم تا اهمیت شیفت بزرگی را که در آن قرار داریم یادآوری کنم؛
چون همان‌طور که در ۲۰۲۰ هم گفتم، هیچ‌چیز قرار نیست به «حالت عادی سابق» برگردد.

ما در آستانه‌ی آشکار شدن یک واقعیت کاملاً جدید هستیم؛
نه به‌صورت یک اتفاق یک‌شبه، بلکه به شکل فرآیندی تدریجی که معنای انسان بودن را از نو تعریف می‌کند.

من ادعا نمی‌کنم دقیقاً بدانم این مسیر به کجا ختم می‌شود؛
من هم مثل بقیه، هم‌سفر این راه هستم و در حال تجربه‌ی آن.
تنها چیزی که در اختیار دارم زمان‌بندی است.

ما دقیقاً در میانه‌ی یک مرحله‌ی بسیار سرنوشت‌ساز قرار داریم؛
مرحله‌ای که تا زمان انقلاب زمستانی (Solstice) هرچه جلوتر می‌رویم، عجیب‌تر به نظر خواهد رسید.

از اطلاعاتی که به سطح می‌آید تعجب نکنید،
و مهم‌تر از آن، اجازه ندهید درام‌ها و روایت‌های کهنه‌ی جهان قدیم حواستان را پرت کنند

●  نپتون برای اولین‌بار در بیش از ۱۵۰ سال **وارد برج حمل می‌شود در ۳۰ مارس ۲۰۲۵ (یا نزدیک به آن تاریخ) — آغاز یک چرخهٔ جدید ۱۳–۱۶۵ ساله در قوای معنوی و رؤیاپردازی جمعی. 

● زحل سپس وارد برج حمل می‌شود در ۲۴–۲۵ مه ۲۰۲۵ (و برای مدتی در آن می‌ماند)، سپس با حرکت برگشتی‌اش دوباره به حوت بازمی‌گردد، و سرانجام از ۱۳ فوریه ۲۰۲۶ به‌طور دائمی وارد حمل می‌شود. 

■ اقتران دقیق زحل و نپتون در ۰° حمل (آغاز برج)
این رویداد مهم که اغلب به آن اشاره می‌شود در ۲۰ فوریه ۲۰۲۶ اتفاق می‌افتد — یعنی زمانی که هر دو سیاره در نقطه‌ی آغازِ دایرهٔ زودیاک (۰ درجهٔ Aries) تقریباً در کنار هم قرار می‌گیرند. 

●  خلاصه مهم‌ترین تاریخ‌ها:
۳۰ مارس ۲۰۲۵ — نپتون وارد حمل می‌شود. 
۲۴–۲۵ مه ۲۰۲۵ — زحل وارد حمل می‌شود (ورود اول). 
۱۳ فوریه ۲۰۲۶ — زحل بطور مطلق وارد حمل می‌شود برای دورهٔ طولانی. 
۲۰ فوریه ۲۰۲۶اقتران دقیق زحل و نپتون در ۰° حمل.

آخرین هم‌زمانیِ قطعی: 1702 تا 1704 میلادی
در دلِ همین بازه، زحل هم وارد حمل شد و این دو سیاره وارد فازِ «در یک نشانه بودن» شدند؛ طبق بررسی تاریخیِ نمونه‌ها، مدار اقتران‌شان در حمل از آوریل ۱۷۰۲ تا آوریل ۱۷۰۴ فعال بود. 

نقطه اوج: اقتران دقیق در حمل
• تاریخِ «آخرین دیدار/اقتران در حمل» معمولاً به‌صورت ۲۷ یا ۲۸ مارس ۱۷۰۳ گزارش می‌شود (اختلاف یک‌روزه معمولاً از تفاوت‌های ساعت/منطقه زمانی و روش محاسبه می‌آید). 

چرا همزمانی این دو سیاره اینقدر نادر است ؟

این نادر بودن از قفل شدنِ دو چرخه می‌آید:
زحل حدود ۲۹.۵ سال یک دور کامل می‌زند و حدود ۲ تا ۳ سال در هر برج می‌ماند.
نپتون حدود ۱۶۵ سال یک دور می‌زند و حدود ۱۳ تا ۱۴ سال در هر برج می‌ماند.

برای اینکه هر دو در یک برجِ مشخص (اینجا: حمل) هم‌زمان شوند، باید:
1. نپتون دقیقاً در همان بازه‌ی ۱۳-۱۴ ساله‌ی حضورش در حمل باشد، و
2. یکی از عبورهای زحل از حمل (که هر ۲۹ سال یک‌بار رخ می‌دهد) دقیقاً داخل همان پنجره بیفتد،
3. و تازه اگر بخواهیم «اقتران» هم در همان برج رخ دهد، باید علاوه بر هم‌نشینی، فاز هم‌گرایی زاویه‌ای هم درست در همان درجه‌ها تنظیم شود.

حالا ببینید وقتی این همزمانی شکل گرفته از بعدش دیگه دنیای تازه ای رقم خورده و بدانید این همزمانی بیشترین تاثیر خودش رو روی روسیه خواهد گذاشت …

■■ اتفاق های سیاسی شامل ؛

۱) اوج‌گیری جنگ جانشینی اسپانیا و بازطراحی توازن قوا در اروپا

این جنگ (۱۷۰۱–۱۷۱۴) نبردِ اصلیِ قدرت‌های بزرگ اروپا بود و عملاً آینده‌ی «امپراتوری‌ها» و توازن قدرت را تعیین کرد. 

نبرد بلنهایم – ۱۳ اوت ۱۷۰۴

پیروزی بزرگ ائتلاف (به‌ویژه مارلبورو) در بلنهایم یکی از نقاط عطف جنگ بود؛ جلوی سقوط وین/امپراتوری هابسبورگ را گرفت و ابتکار عمل را از محور فرانسه–باواریا گرفت. این یعنی اروپا به سمت یک «هژمونی یک‌قطبی فرانسه» نرفت. 

تصرف جبل‌الطارق – ۱ تا ۴ اوت ۱۷۰۴

جبل‌الطارق در ۱۷۰۴ توسط نیروهای انگلیسی-هلندی گرفته شد؛ این بندر/دژ کلیدی به کنترل تنگه جبل‌الطارق و عملیات دریایی در مدیترانه کمک می‌کرد و اثرات ژئوپلیتیکی‌اش تا امروز ادامه دارد. 

● پیمان متوئن (انگلستان–پرتغال) – ۱۷۰۳

«پیمان متوئن» (نظامی و تجاری) پرتغال را به بلوک انگلستان گره زد و به‌ویژه در تجارت (مثل شراب پورت در برابر منسوجات) اثر گذاشت؛ نمونه‌ی کلاسیک از این‌که جنگ‌های بزرگ چگونه شبکه‌های تجاری و وابستگی‌های اقتصادی بلندمدت می‌سازند. 

۲) تولد سن‌پترزبورگ – ۲۷ مه ۱۷۰۳

پتر کبیر شهر سن‌پترزبورگ را بنا کرد؛ «پنجره به اروپا» برای روسیه. بعداً پایتخت امپراتوری روسیه شد و جهت‌گیری ژئوپلیتیکی روسیه را به سمت بالتیک/اروپا تثبیت کرد؛ اثری که در تاریخ روسیه و اروپا بسیار تعیین‌کننده است. 

۳) تغییر در سیاست بریتانیا: آغاز سلطنت ملکه اَن – ۸ مارس ۱۷۰۲

با مرگ ویلیام سوم، ملکه اَن به سلطنت رسید و دوره‌اش با همان جنگ بزرگ اروپا گره خورد. این دوره زمینه‌ساز تغییرات سیاسی مهم بریتانیا در دهه بعد شد. 

مذاکرات اتحاد انگلستان و اسکاتلند – ۱۷۰۲ تا ۱۷۰۳

در ۱۷۰۲–۱۷۰۳ کمیسیون‌هایی برای مذاکره‌ی «اتحاد کامل» شکل گرفت؛ این مسیر نهایتاً به Acts of Union 1707 و تشکیل بریتانیای کبیر انجامید (یک تغییر ساختاری عظیم در قدرت دریایی/اقتصادی آینده). 

● تولد روسیه و انگلستان کنونی به عنوان امپراطوری های بزرگ در این سال ها بوده
که نپتون و زحل در یک خانه بوده اند .

■ اما در علم
اولین روزنامه دنیا در این سال چاپ شد که مسیر دنیا رو تغییر داد …

The Daily Courant اولین روزنامه‌ی روزانه در بریتانیا بود. این یک قدم کلیدی در شکل‌گیری «فرهنگ خبرِ روزانه»، افکار عمومی مدرن، و قدرت رسانه‌ها در سیاست شد. 
سال تشکیل رسانه بود.


یک نقطه عطف علمی: انتشار کتاب Opticks نیوتن – ۱۷۰۴

نیوتن در ۱۷۰۴ Opticks را منتشر کرد؛ اثری بنیادین در فهم نور و رنگ که در مسیر تثبیت روش علمی و فیزیکِ مدرن نقش جدی داشت.

■ اما ایران …
کلا ورود ایران به بحران نهایی بوده…
۱) تثبیت مرحله‌ی «افولِ حکمرانی صفوی» در مرکز (اصفهان)

در این سال‌ها ایران زیر سلطنت شاه سلطان حسین (۱۶۹۴–۱۷۲۲) بود؛ دوره‌ای که منابع معتبر تاریخی آن را از نظر اداره‌ی کشور، مالیه و توان نظامی، دوره‌ی ضعف و تصمیم‌گیری‌های کم‌اثر می‌دانند و این زمینه‌ها در دهه‌ی بعد به فروپاشی نزدیک شد. 
(به زبان ساده: ۱۷۰۲–۱۷۰۴ سال‌های «آرامِ ظاهری» قبل از ترک برداشتنِ جدی‌تر بود.)

۲) ۱۷۰۴: چرخشِ سرنوشت‌ساز در مرز شرقی — انتصاب گُرگین‌خان و آغاز سرکوبِ قندهار

یکی از مهم‌ترین نقاط عطف مستقیم در همین بازه، مربوط به شرقِ قلمرو صفوی است:
در مه ۱۷۰۴ شاه سلطان حسین، «جُرج یازدهمِ کارتلی» (ملقب به گُرگین‌خان) را مأمور سرکوب شورش‌ها/نا‌آرامی‌های افغان‌ها کرد و او را به عنوان فرمانده/نایب‌الحکومه قندهار منصوب کرد. 

این اتفاق چون به قندهار مربوط است شاید بیرون از مرزهای ایران امروز به‌نظر بیاید، اما در آن زمان قندهار مسئله‌ی امنیت ملی صفوی بود. سیاستِ سخت‌گیرانه‌ی گُرگین‌خان، دستگیری و فرستادن میر ویس هوتَک به اصفهان و… زنجیره‌ای ساخت که چند سال بعد به قیام ۱۷۰۹ قندهار و سپس ضربه‌های دومینویی به خودِ ایران انجامید. 

اگر فقط یک «اتفاقِ واقعاً مسیرساز» از ۱۷۰۲–۱۷۰۴ بخواهیم که مستقیم به آینده وصل می‌شود، همین نقطه‌ی ۱۷۰۴ در قندهار است.

۳) وابستگی بیشتر دولت صفوی به نیروهای قفقازی/گرجی در مدیریت بحران‌ها

این سال‌ها هم‌زمان است با دوره‌ای که صفویان برای کنترل ایالات حساس، به فرماندهان و نخبگان قفقازی/گرجی تکیه‌ی زیادی داشتند (نمونه‌ی پررنگ همان گُرگین‌خان). این الگو در کوتاه‌مدت «مسکن» بود، اما در بلندمدت نشانه‌ی این بود که هسته‌ی اداری-نظامیِ سنتی صفوی دیگر مثل قبل کارآمد نیست. 

قطعا ایران در این همزمانی درگیری های مرزی گسترده ای پیدا خواهد کرد .
که از الان بسترش داره چیده میشه .

● یکی‌از اساسی ترین مشکلات این است خود روسیه در معرض بحرانی ترین سال هاش قرار داره درسته در اوکراین پیروز میشه ولی این پیروزی بحران اور خواهد بود و ما روی روسیه حساب کردیم مثل صفوی که روی گرج ها حساب کرده بود …
این مسئله اصلی آینده است …

● اما یک همنشینی دیگر هم داریم که هم نشیینی بسیار مهم است پیش از این همنشینی
همنشیینی اورانوس  و مریخ .

که اثر اصلی رو روی امریکا خواهد داشت …
و امریکا به به شلوغی های گسترده میبره

■■ رویداد مهم تاریخ آمریکا هم‌زمان با اقتران مریخ–اورانوس:

* ۱۷۷۶: اعلامیه استقلال
* ۱۷۸۲: آغاز مذاکرات صلح جنگ استقلال
* ۱۸۶۱: آغاز جنگ داخلی آمریکا
* ۱۸۶۵: مجلس نمایندگان برده‌داری را لغو کرد
* ۱۸۶۵: پایان جنگ داخلی
* ۱۹۴۵: بمباران اتمی ژاپن و پایان جنگ جهانی دوم
* ۱۹۴۹: نخستین آزمایش هسته‌ای اتحاد جماهیر شوروی
* ۱۹۹۲: پایان جنگ سرد

اقتران جدید ۴ جولای ۲۰۲۶ هستش که امریکا رو تکان خواهد داد این تاریخ هایی که گفتم امروز رو یه جا یادداشت کنید و جدی بگیرید

۴ ژوئیهٔ ۲۰۲۶ – اقتران مریخ ☆  اورانوس (در برج ثور)
(دقیقاً در فاصله‌ی چند ساعت از روز استقلال آمریکا — هم‌زمانی نمادین بسیار نادر
●  چرا ۴ ژوئیهٔ ۲۰۲۶ به‌طور خاص فوق‌العاده قدرتمند است؟

1) هم‌زمانی دقیق با روز استقلال آمریکا

یک ماشه‌ی نمادین برای:
• هویت ملی
• حاکمیت
• آزادی



2) وقوع در برج ثور (Taurus)

ثور حاکم است بر:
• پول و نظام‌های مالی
• زمین و مالکیت
• منابع طبیعی
• غذا و زنجیره تأمین
• انرژی
• طلا



3) در دلِ چرخه‌ی جهانی اورانوس در ثور (۲۰۱۸–۲۰۲۶)

این اقتران در فاز پایانی شوک یک بازتنظیم بلندمدت اقتصادی و ساختاری رخ می‌دهد.

این یک ترانزیتِ «شروع‌کننده» نیست؛
ترانزیتِ جمع‌بندی و انفجار نهایی است.



■■  پیامدهای محتمل با تمرکز بر آمریکا

●  ژئوپلیتیک / نظامی

احتمال بالای یکی از سناریوهای زیر:
• تشدید ناگهانی نظامی یا اقدام قاطع
• حمله‌ی راهبردی، آزمایش تسلیحاتی یا جهش بزرگ در فناوری‌های دفاعی
• اعلام رسمی یا تعهد برگشت‌ناپذیر
(جنگ، اتحاد، خروج از یک ساختار یا پیمان)

● الگوی تاریخی:
۱۷۷۶ → اعلام استقلال
۱۸۶۱ → آغاز جنگ داخلی
۱۹۴۵ → بمب اتم

♧ ۲۰۲۶ کاملاً با کهن‌الگوی «اقدام نهایی و تعیین‌کننده» هم‌خوان است.

●اما این اقتران روی ایران هم به شدت تاثیر میذاره چون مریخ یه بخش بزرگی ازش هستش که سیاره ای به شدت حیاتی برای ایران است .

که جالبه بدونید توی ستاره شناسی ما به این هم نشینی میگیم جادو حرکت بزرگ نفت …‌اما بررسی کنیم چه اتفاق هایی افتاده در این تاریخ ها …

الانم اعتراف می‌کنم نا تمام شدن دوره رییسی رو من از این همنشینی فهمیده بودم که ریاست جمهوری تغییر میکنه …
حالا بازم بیشتر بررسی کنیم

من معجزه نمیکنم این رو نفهمیدن علمی میفهمم
طبق ستاره شناسی همه چیز مشخص است
خدا در قرآن به جایگاه ستاره ها قسم خورده متوجه باشید .

■■ نمونه‌های مهم این همنشینی  برای ایران

1) شروع جنگ ایران و عراق (۱۹۸۰)
اقتران مریخ–اورانوس: ۲ اکتبر ۱۹۸۰ (نزدیک‌روی/هم‌خطی بسیار نزدیک) 
حمله سراسری عراق و شروع جنگ: ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ 
♧ فاصله زمانی حدود ۱۰ روز: یک نمونه‌ی کلاسیک از «فعال شدنِ فاز اقدام/شوک» در پرونده‌ی ایران.

2) اوج‌گیری فازهای شوکیِ جنگ نفتکش‌ها و درگیری مستقیم با آمریکا (۱۹۸۸)
اقتران مریخ–اورانوس: 

۲۲ فوریه ۱۹۸۸ (دقیق در ۰° جدی) 

رویدادهای بزرگِ بسیار نزدیک در همان سال:
حمله شیمیایی حلبچه:

۱۶ مارس ۱۹۸۸ (هدف: از جمله نیروهای ایرانی/پیشمرگه در بستر جنگ) 

عملیات Praying Mantis (حمله دریایی آمریکا به اهداف ایران): ۱۸ آوریل ۱۹۸۸ 
♧  این بازه (فوریه تا آوریل ۱۹۸۸) از نظر «شوک نظامی/فناوری/درگیری دریایی» دقیقاً با امضای مریخ–اورانوس هم‌خوان است.

3) جنبش سبز و موج اعتراضات انتخاباتی (۲۰۰۹)
اقتران مریخ–اورانوس: ۱۵ آوریل ۲۰۰۹ 
شروع اعتراضات گسترده پس از انتخابات: از ۱۳ ژوئن ۲۰۰۹ به بعد 
♧ این یکی از نظر فاصله زمانی چند هفته تا دو ماه است، ولی چون موضوع «شوک اجتماعی/خیابانی و گسست سیاسی» است، معمولاً در مطالعات ترانزیتی با پنجره اثر بررسی می‌شود.

4) جهش هسته‌ای/فشار راهبردی و تنش‌های تنگه هرمز (۲۰۲۱)
اقتران مریخ–اورانوس: ۲۰ ژانویه ۲۰۲۱ (۶° ثور) 
ازسرگیری غنی‌سازی ۲۰٪ در فردو: ۴ ژانویه ۲۰۲۱ 
• (همان روز) گزارش‌هایی از توقیف نفتکش کره‌جنوبی هم منتشر شد. 
♧  این مورد هم تم «اقدام ناگهانی/تنش ژئوپلیتیک و انرژی» را خیلی واضح نشان می‌دهد.

5) انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۴ (تغییر فاز سیاسی داخلی)
اقتران مریخ–اورانوس: ۱۵ ژوئیه ۲۰۲۴ (در ثور) 
دور دوم انتخابات: ۵ ژوئیه ۲۰۲۴ و اعلام پیروزی مسعود پزشکیان ۶ ژوئیه ۲۰۲۴ 
♧ فاصله‌ی حدود ۱۰ روز؛ از نظر نمادین، «تغییر مسیر/شوک سیاسی»

● ۴ ژوئیه ۲۰۲۶ — اقتران در ثور (Taurus)
منتظر  روند بعدی باشید
برای ایران، ثور یعنی:

 انرژی، پول، منابع، زمین، غذا، طلا، زنجیره تأمین.


● محتمل‌ترین گزینه برای  ایران‌:
نفت/گاز و تنگه هرمز

تشدید ناگهانی تنش دریایی، توقیف/درگیری محدود، یا یک اقدام بازدارنده‌ی پرسر و صدا


زیرساخت انرژی

رخدادهای ناگهانی در پالایشگاه/پتروشیمی/شبکه برق (حمله سایبری، حادثه، یا خرابکاری)



منبع کانال تلگرامی Arash analysis:

۷ بحران ژئوپلیتیک که اقتصاد جهان را در سال ۲۰۲۶ تهدید می‌کند

مجله اکونومیست در شماره جدید خود The World Ahead 2026 هشدار می‌دهد که سال ۲۰۲۶ می‌تواند خونین‌ترین سال از ابتدای قرن باشد.

با افزایش رقابت قدرت‌های بزرگ، سست شدن نظم جهانی و تشدید جنگ‌های منطقه‌ای، در چندین نقطه جهان خطر درگیری‌های تازه بالا رفته است و هر یک می‌تواند اثر مستقیم بر بازار انرژی، قیمت کالاها، ریسک مالی و مسیر پول‌های بین‌المللی بگذارد.

در ادامه، هفت درگیری کلیدی را که اکونومیست تاکید کرده است باید زیر نظر داشت را معرفی و تحلیل می‌کنیم.

7 جنگ محتمل در سال 2026 در جهان شامل ایران و اسرائیل به تحلیل اکونومیست

1 – چین و تایوان – خطر محاسبه اشتباه در آسیا

چین و تایوان در آستانه مرحله‌ای قرار دارند که اشتباه محاسباتی، حتی کوچک، می‌تواند پیامدهای جهانی داشته باشد.

چین با فشار نظامی، محاصره‌های نمادین و تحرکات دریایی حلقه فشار را تنگ‌تر کرده است. (در مورد استراتژی آناکوندا بخوانید)

اکونومیست هشدار می‌دهد که با نزدیک شدن انتخابات تایوان و تشدید لفاظی‌ها، احتمال حادثه‌ای که کنترل از دست طرفین خارج شود بالا رفته است.

پیامد مالی و اقتصادی:

  • اگر چین فضای هوایی یا دریایی را مسدود کند، تجارت جهانی نیمه‌هادی‌ها مختل می‌شود.
  • بازار فناوری به‌سرعت سقوط می‌کند.
  • قیمت تراشه و الکترونیک جهش می‌کند.

2 – روسیه و اوکراین – جنگ وارد فاز فرسایشی‌تر می‌شود

جنگ روسیه و اوکراین همچنان یکی از تهدیدهای اصلی برای امنیت انرژی جهانی است.

طبق تحلیل اکونومیست، شانس یک تحول نظامی بزرگ کم است و جنگ احتمالاً وارد مرحله‌ای فرسایشی‌تر و خونین‌تر می‌شود.

پیامد مالی:

  • بازار گاز اروپا همچنان پرنوسان می‌ماند.
  • قیمت غلات و کود شیمیایی ممکن است دوباره جهش کند.
  • تجارت دریای سیاه در معرض اختلال مداوم خواهد بود.

3 – هند و پاکستان – چرخه خطرناک بی‌اعتمادی

درگیری‌های مرزی و عملیات‌های هدفمند، روابط هند و پاکستان را به مرحله‌ای رسانده که هر حادثه‌ای می‌تواند جرقه درگیری گسترده‌تری باشد.

تغییرات سیاسی در هر دو کشور این ریسک را افزایش داده است.

پیامد مالی:

  • فشار بر اوراق قرضه بازارهای نوظهور
  • افزایش ریسک در منطقه با جمعیت ۱.۵ میلیارد نفر
  • احتمال اختلال در تجارت منطقه‌ای و جریان انرژی

4 – اسرائیل و حزب‌الله – نگرانی از گسترش جنگ فراتر از غزه

اکونومیست می‌نویسد که احتمال یک جنگ تمام‌عیار در مرز لبنان از همیشه بیشتر شده است.

نفوذ ایران، حملات موشکی، و خطر ورود قدرت‌های دیگر (آمریکا یا سوریه) می‌تواند این جنگ را چندلایه کند.

پیامد مالی:

  • تهدید عرضه انرژی در شرق مدیترانه
  • جهش قیمت نفت در صورت ورود بازیگران بزرگ
  • افزایش سرمایه‌گذاری در دارایی‌های امن مانند طلا

5 – کنگو و رواندا – جنگی خاموش اما بسیار مرگبار

در شرق کنگو، درگیری میان شورشیان و دولت به مرحله‌ای رسیده که می‌تواند در سال آینده به جنگی چندکشوری تبدیل شود.

رواندا، اوگاندا و چند بازیگر دیگر در این بحران نقش دارند.

پیامد مالی:

  • تهدید عرضه مواد معدنی حیاتی مثل کبالت
  • افزایش قیمت باتری خودروهای برقی
  • فشار بیشتر بر زنجیره تأمین فناوری سبز

6 – ونزوئلا و گویان – رقابت نفتی در آستانه انفجار

اختلاف مرزی صدساله بر سر منطقه «اسِکیبو» اکنون با کشف ذخایر عظیم نفت تبدیل به یک بحران بالقوه شده است.

اکونومیست می‌نویسد ونزوئلا تحت فشار اقتصادی شدید ممکن است به سمت راه‌حل نظامی متمایل شود.

پیامد مالی:

  • تهدید یکی از سریع‌الرشدترین مناطق نفتی جهان
  • شوک عرضه در بازار جهانی نفت
  • افزایش پرمیوم ریسک در بازار آمریکای لاتین

7 – سودان و سودان جنوبی – خشونتی که به‌سرعت در حال گسترش است

درگیری میان نیروهای نظامی و شبه‌نظامیان در سودان، به مناطق نفتی سودان جنوبی سرایت کرده و احتمال دارد در سال ۲۰۲۶ به یک جنگ چندکشوری تبدیل شود.

پیامد مالی:

  • اختلال در تولید نفت در شرق آفریقا
  • تهدید مسیرهای صادراتی به دریای سرخ
  • نوسان بیشتر در قیمت انرژی

چرا این نقشه برای سرمایه‌گذاران حیاتی است؟

۱) نقطه جوش ژئوپلیتیک، بالاتر از ۲۰ سال گذشته

اکونومیست می‌گوید تعداد درگیری‌های فعال جهانی از سال ۲۰۰۰ تا امروز دو برابر شده است.

این یعنی هزینه ریسک ژئوپلیتیک برای بازارها در سقف تاریخی قرار دارد.

۲) کالاها (Commodity) حساس‌تر از همیشه‌اند

  • نفت
  • گاز
  • غلات
  • فلزات صنعتی
  • مواد معدنی حیاتی

هرکدام از این درگیری‌ها می‌تواند قیمت این دارایی‌ها را متلاطم کند.

۳) سرمایه به “دارایی‌های امن” فرار می‌کند

در چنین فضایی:

  • دلار
  • طلا
  • اوراق خزانه آمریکا
  • ین ژاپن

بیش از گذشته جذاب می‌شوند.

۴) بازارهای نوظهور به‌شدت آسیب‌پذیرند

کشورهایی که به سرمایه خارجی وابسته‌اند، بیشترین فشار را تجربه می‌کنند.

اکونومیست: جهان وارد “دهه پرتنش” شده است

سال ۲۰۲۶ ممکن است نقطه آغاز دهه‌ای باشد که در آن:

  • جنگ‌ها گسترده‌تر می‌شوند،
  • بازارها شکننده‌تر می‌شوند،
  • و سرمایه‌گذاران نیاز دارند تحلیل ژئوپلیتیک را به اندازه تحلیل مالی جدی بگیرند.

برای معامله‌گران و سرمایه‌گذاران، پیام واضح است:

جهان خطرناک‌تر شده و سرمایه‌گذاری بدون درک این نقشه ریسک بزرگی است.