یا ما نمیفهمیم مدیریت بحران چیست یا مدیریت بحران نمیفهمد ما میفهمیم. باد بیاید، باران بیاید، برف بیاید، هواپیما بلند شود، آتش بگیرد، صاعقه بزند، جنگل بسوزد، اتوبوس تصادف کند، یکی گودبرداری کند، یکی برج بسازد، یکی ناخنش را بگیرد، یکی نفخ کند، یکی عطسه کند، یکی جوش بزند، یکی لای در را باز بگذارد، بههرحال دوتا تلفات به وجود میآید. خود این چیز کمی نیست و به نظر ما باید نوبلی، اسکاری، چیزی به ما بدهند چون موجودات غریبی هستیم و مسئولان ناز و دلبری داریم.
به نظر ما خود سازمان مدیریت بحران را باید مدیریت بحران کنیم.
چندهفته پیش که توفان آمد، گفتند تقصیر توفان بوده که آمده و خیلی توفان بیتربیتی بوده که هماهنگ نکرده آمده. بعد گفتند به دلیل پارازیت است چون دقیقا همان نقطهای که داشته توفان وارد کشور میشده، روی مانیتور پیکسل شده بوده.
خلاصه بعد مدیریت بحران چیکار کرد؟
دقیقا همین کاری که بعد از آمدن سیلاب کرده جانباختگان را میشمارد. اصولا به نظر ما اسم سازمان مدیریت بحران کشور را باید تغییر نام بدهیم و بگذاریم مثلا سازمان شمردن تلفات (با مسئولیت محدود).
البته یک حقیقت وجود دارد و اینکه ایران پدر سازمان جهان است. یعنی شما اگر ببینید، تعداد سازمانها از تعداد ذرات اکسیژن در جهان بیشتر شده. در هر سازمان هم چندصدنفر حقوقبگیر هستند. شغلشان چیست؟ مطالعه تلگرام و وایبر در طول ساعات کاری. ما مطمئنیم خبر سیلاب را اول کارکنان و رؤسای سازمان مدیریت بحران توی فیسبوک و تلگرام خواندند.
به نظر ما یکی مثل رئیسجمهور باید اعلام کند مسئولیت مردم با خودشان است و دیگر مردم بزرگ شدهاند و این سازمانمازمانها هم برای پز جلو در و همسایه است و خلاص.