بکشنبه, 14 آبان 1391 ساعت 01:37
نهضت
تنباکو را اگر نسل های پنج دهه اخیر به یاد ندارند !، تاریخ، آن را برای
تنویر افکار عمومی ثبت کرده است، تا تفاوت اطاعت از آموزه های دینی و
حاکمیت جامعه و استکبار به روشنی معلوم گردد تادرگذر زمان اگر حاکمانی که
گاهاً از اعتماد مردم در انجام وظایف خود کوتاهی می کنند، درس عبرتی باشد.
در این راستا، فتوای تاریخی میرزای شیرازی از آن جمله است. چرا که
میرزا با توجه به شرایط زمانی و سلطه استعماری انگلیس بر کشورمان تصمیم به
صدور فتوای تاریخی تحریم تنباکو را می گیرد که شاه قاجار به نصایح و هشدار
های شفاهی و کتبی وی، بی توجه می شود. بنابراین میرزا برای خلاصی از لغو
انحصار تنباکو از سیطره انگلیسی ها، با تکیه بر اراده ملت، فتوای تحریم
تنباکو را صادر می کند. وچه زیبا فتوای تحریم جواب می دهد و شاه در برابر
اراده ملت و فتوای تاریخی میرزا تسلیم و انحصار
تنباکو لغو می شود.از
ایران عصر قاجار که بگذریم، با گذر از چند دوره متلاطم، به ایران امروز می
رسیم که عاری از سلطه استکبار جهانی است. ایرانی که به همت متخصصان جوان در
راه رسیدن به قله افتخارات جهانی اوجگرفته اند.
هر چند ازهمان آغازین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی با جنگ نابرابر روبرو شدیم. و بجای سازندگی و
آبادانی کشور بهترین جوانان تازه نفس خود را در جنگی هشت ساله از دست دادیم، و انقلاب خونین
اسلامی در 12 مرداد سال 68 با شروع به کار اولین دولت مردمی با شعار دولت سازندگی وارد مرحله
جدید خود شد.
دولت سازندگی در مرداد سال 68 بدون توجه به گماردن مدیران متخصص در پست های کلیدی کشور با
رمز ( او، با ماست ) تصمیم به یارگیری برای اداره کشور گرفت. بدین سان این روش یارگیری برای اداره
کشور از رده بالای وزارتی تا پایین ترین سطح اداری کشور شکل گرفت که تا به امروز ادامه دارد.
در این نوشتار نمی خواهم به بررسی عملکرد خوب و یا بد دولت های پیشین و حال دربیش از 2 دهه
اخیر به پردازم. هرچند حرف برای گفتن بسیار است !. بلکه می خواهم به اقتصاد ناپایداری به پردازم که
با ادامه انتخاب مدیران ضعیف با رمز او، با ماست، سریال مافیای اقتصاد برای ایجاد فاصله طبقاتی از
از گذشته تا به امروز شکل گرفته است. که پیامد های ناهنجار آن را با گرانی کالا و ارز بصورت سریالی تا
به امروز شاهد هستیم.
افزایش بی رویه قیمت ها و التهاب بازار سکه و ارز، یکی از عوامل بی ثباتی در تثبیت قیمت کالاهای
ضروری و بازار ارز و سکه است. ضعف دولت در این نابسامانی ها، نشان از دست های پنهانی دارد که
سر نخ این دست های پنهان را می توان در جیب آقای رئیس جمهور جستجو کرد. که تنظیم بازار،
انحصار واردات و صادرات در کنترل آن هاست، این گروه مافیایی، بگونه ای که هر چند وقت یک بار، بازار
کالاهای ضروری و اساسی مردمانی را که حداقل خوراک شان سنکدان، بال و گردن مرغ و نیز سیب
زمینی و پیاز است، نگران می کند.
دولت های گذشته و حال نتوانسته اند، با پدیده انحصار طلبی در اقتصاد، که هر روز قدرت خرید را از مردم
سلب و آنان را در برابر خرید کالاهای ضروری شان به چالش می کشاند. پاسگو باشند. و اگر پاسخی از
وزیر و یا دیگر مسئولان مرتبط با اقتصاد می شنویم، تنها توجیح ناتوانی دستگاه های نظارتی است.
البته اگر آقای احمدی نژاد در آغاز فعالیت دولت خود، لیست مافیای انحصار، واردات، صادرات و شبکه
توزیع را بدون هیچ ملاحظه ای در اختیار رسانه ها و یا دستگاه قضا قرار می داد !. امروز بازار ارز و نبض
توزیع در انحصار عده ای خاص قرار نمی گرفت. تا بجای کوتاه کردن دست آقازاده ها به بنده زاده ها
نگویند گوشت مرغ نخورند.
اگر مرغ نخورم ؟!. کوفت بخورم ؟!!.
به ما فلک زده ها می فرمایند، اگر گوشت مرغ نخوریم نمی میریم. درست می فرمایند !. اگر گوشت
مرغ نخورم نمی میریم !. ولی بجای مرغ !، باید کوفت بخوریم ؟!.
برای اطلاع همه دلسوزان نظام اسلامی عرض می کنم، اگر میرزای شیرازی درعصر قجر فرمودند، تنباکو
حرام است به این خاطر بود که تنباکو در انحصار انگلیس بود. حال اینکه امروز، سنگدان، بال، گردن و جگر
غیر بهداشتی مرغ، سیب زمینی، گوجه، پیاز و لبنیات، در انحصار سود جویان و بزرگان ماست !.
امروز اگرمن مرغ نخورم، سیر صعودی فیمت ها کند نمی شود.
از علمای عظام انتظار داریم کمک کنند و حکم شرعی بدهند تا دست مافیای اقتصاد کشور قطع و بر
عملکرد دولت محترم و مدیران اجرایی نظارت شود.
ما می توانیم کالاهای لوکس و گران را نخریم، و از لوازم آرایش همسران خود بگذریم که این هم بی
انصافی است، ولی نمی توانیم مرغ و اشکنه و املت نخوریم. براستی همین جوری زندگی ما کوفتی و
زهر ماری هست !. چه برسد به اینکه بیاییم مرغ را هم از لیست غذایی خود حذف کنیم.
بنابر این اگر من کارگر و یا کارمند جزء، با حداقل حقوق دریافتی نتوانیم این حد اقل خوراکی ها را برای
مزمزه کردن غذای خانواده خود تهیه کنیم !، چه امیدی باید به نمایندگان مجلس، رئیس دولت و دیگر
مدیران اجرایی داشته باشیم که با رأی و مالیات ما، برمسند قدرت و حکمرانی نشسته اند.
حال اینکه دشمن پشت قضیه بازار و گرانی کشور ما نیست و توجیح مسئولان هم نمی تواند ما را قانع
کند که راست می گویند !.
چرا که دولت و نظامی که قدرت های استکبار جهانی را به زانو در آورده است، و باند های مخوف مافیایی
مواد را در مشت خود دارد، چگونه در مقابل مافیای انحصار واردات، صادرات و محتکران بازار، قدرتی
نداشته باشد ؟!.
سخن آخر اینکه دولت برادری اش را با برخورد با آقازاده هایی که همه از آن صحبت می کنند ولی جرأت
برخورد با آنان را ندارند برخورد کند. شخص آقای احمدی نژاد رئیس جمهور نیز قبل از پایان دوره ریاست
جمهوری خود تکلیف اسامی کسانی که درجیب خود دارند، روشن کند. و آن را تحویل دستگاه قضا
بدهند تا خدا از ایشان راضی باشند.