آشنایی با قومیت های مختلف ساکن غرب مازندران برای شناخت کنش های درون زای آنها اهمیت بسیار اساسی دارد
متاسفانه هنوز بسیاری از مسولین منطقه این بافت قومیت و اتنیک خاص غرب مازندران را نمی شناسند و بر اساس همین نادانی و بی اطلاعی در بخش های مختلف شاهد تنش و اصطکاک هستیم
منطقه غرب مازندران از نوشهر تا رامسر دارای قومیت های بسیاری میباشد که شناخت کامل فرهنگ و تاریخچه اقوام مهاجر به منطقه اهمیت اساسی دارد
گیلانی ، که از بیشتر از منطقه لاهیجان ، لنگرود و صومعه سرا هستند
اردبیل و آستارا ، که بیشتر از منطقه خلخال ( زرج آباد ) و اردبیل هستند
که بیشتر از زمان شاه عباس صفوی از مناطق پاوه و اورامانات به منطقه مازندران کوچ داده شدند و در منطقه غرب مازندران اکثریت اکراد ساکن کلاردشت و کجور هستند
که همزمان با ورود کردها به منطقه وارد شدند و اکثریت آنها از مناطق اطراف کرمانشاه و جوانرود هستند و تمرکز جمعیت آنها کلاردشت و کجور است
، که در ارتباط تاریخی پیش از قیام حسن صباح در ارتباط نزدیک با مردم غرب مازندران بودند و بعد از قدرت گرفتن فرقه اسماعیلی، مهاجر نشین های مختلف ایجاد کردند و اکثریت آنها در منطقه خرم آباد و سلیمان آباد شهسوار ساکن بودند
که از منطقه اشکورات به منطقه غرب مازندران مهاجرت کردند ....اشکوری های اولیه که شغل هیزم شکنی داشتند با ورود به منطقه در منطقه جنت رودبار و ولی آباد شهسوار کمکم وارد کار چهارپا داری و کار در جنگل شدند و امروز در بخش های خدمات و ساخت و ساز فعالیت گسترده دارند
در زمانی که نمک آبرود مرز بین گیلان و مازندران بود ، رقابت بین خانواده های صمصام که بومی متطقه بودند و خاندان خلعتبری که مهاجر از منطقه بیه پیش لاهیجان بودند از یک طرف و بعد از حمله بزرگ کلاردشت به عباس آباد و نشتارود ، خاندان صمصام با استخدام ۶۰۰ تفنگ چی ترکمن ، زمینه مهاجرت ترکمن ها به منطقه غرب مازندران را فراهم کردند که در حال حاضر بازماندگان آنها در شهسوار و چالوس هستند
بعد از جنگ کلاردشت و دشت ( عباس آباد و نشتارود ) خاندان صمصام با وارد کردن تفنگچی از ترکمن تعدادی نفرات مسلح برای دفاع از کجور استخدام کردند که بیشتر آنها از محله پول کجور و کدیر بودند که در منطقه نشتارود محله پلسرا( پول سرا ) و در عباس آباد محله سید محله اولین مراکز تجمع این افراد بوده که بعدها با مهاجرت گسترده تر از بقیه مناطق کجور ، امروز وجود یک جمعیت عمده در عباس آباد و چالوس و نوشهر را از کجوری ها شاهد هستیم
که در زمان شاه عباس صفوی از مناطق ساری و بهشهر به منطقه غرب مازندران کوچ داده شدند ....با ساختن کاخ اشرف در بهشهر ، به علت ورود هیت های خارجی در تابستان به اشرف ( بهشهر ) شاه عباس تصمیم گرفت منطقه را از این افراد پاکسازی کند که دستور داد در ساری و بابل منطقه جوکی ها را بسازند و آنها را به آنجا کوچ بدهند ( جوکی محله کنونی ساری و لالهوا و آهنگرکلا مرزبال بابل ) بعدها تعدادی از آنها به منطقه چالوس ، نشتارود و هچیرورد وارد و آنجا ساکن شدند ...طائفه های کولی ، افشار ، چلنگر ، آهنگریان، میرچی باقیمانده همان جوکی ها هستند
اگر دو برادر همسان را به مدت سه سال هر روز به بدترین شکل مورد شکنجه قرار دهید
و به اولی بگویید شکنجه اش جزئی از یک تمرین ورزشی است و به دومی هیچ دلیلی برای شکنجه کردنش ارائه ندهید،
برادر اول بعد از سه سال به ورزشکاری قوی و با اعتماد به نفس بالا، و برادر دوم به انسانی حقیر و سرشار از عقده ها و کینه ها تبدیل می شود...
شکنجه و رنج برای هر دو یکسان است، اما تفاوت در معنایی است که به رنج کشیدن شان می بخشید ، یکی به امید روزهای بهتر رنج می کشد و دیگری با هر ضربه خردتر و حقیرتر می شود.
اینکه چگونه با سختی ها و مشقت های زندگی کنار بیاییم و به آن ها واکنش نشان دهیم، نهایتاً محصول یک "تصمیم شخصی" است...
میتوانیم تصمیم بگیریم به سختی ها و مصائب اجتناب ناپذیر زندگی از منظر «معنا و حکمت» نگاه کنیم تا در پس هر ضربه روحی و هر لطمه جسمی تنومندتر، مقاوم تر و آگاه تر بیرون بیاییم یا اینکه تصمیم بگیریم در بهترین حالت یک «قربانی_منفعل» با حیاتی پر از غم باشیم.
گرچه این وضعیت دشوار است،
گرچه حکمت آن را درک نمیکنم،
گرچه منصفانه نیست،
اما نگرش مثبتم را حفظ میکنم
و سرشار از شادی باقی میمانم.
میدانمکه این وضعیت
نمیتواند مرا به عقب براند.
منتظر میمانم
تا خداوند مرا به سوی دیگر اوضاع رهنمون سازد
که موقعیت بهتری برایم در پی خواهد داشت.
ای انسان!
ای شاهکار بیمانند آفرینش! مگر نمیدانی که در رگهای تو، آتشی از جنس جاودانگی میتپد؟ مگر نمیدانی که زمین و زمان، تو را به نام خواندهاند؟ درختان، به احترام قد برافراشتهاند و ستارگان، به وسعت آسمان میدرخشند تا تو بدانی که خود از جنس نور و بیکرانی. پس چرا خاموشی؟ چرا در تاریکی شک و سکون به خود میپیچی؟
برخیز!
برخیز که زمین تشنهی رد قدمهای توست. برخیز که جهان، منتظر آواز رویای توست. مگر از خویش خبر نداری؟ مگر نمیدانی که در هر قدمت، نیرویی است که کوهها را میلرزاند و در هر اندیشهات، آغازی است برای جهانی نو؟
ای تو که در جستجوی معنا هستی! بدان که معنا در حرکت است. در تلاش است. در شجاعت برخاستن، حتی اگر هزار بار زمین خورده باشی. در جنگیدن برای رؤیایی که شاید هیچکس جز تو، به آن ایمان نداشته باشد. این جهان، صحنهی نمایش است و تو، بازیگر سرنوشتساز آن. اگر تو حرکت نکنی، اگر تو به خود ایمان نیاوری، این نمایش ناقص میماند، این داستان به پایان نمیرسد.
آیا صدای قلبت را نمیشنوی؟ صدایی که میگوید: “برو! حرکت کن! خلق کن!” این صدا، پژواک همان چیزی است که تو را به این دنیا فراخوانده است. نگذار خاموش شود. نگذار در هیاهوی روزمرگیها دفن شود.
تو، معمار زندگی خویشی. هیچکس به جای تو نخواهد ساخت. هیچکس به جای تو نخواهد زیست. اگر گامی برنداری، اگر دیواری نسازی، اگر پلی نیفکنی، هیچکس نخواهد آمد تا راه تو را بسازد. پس چرا معطل میمانی؟
زندگی، میدان نبرد است. گاهی باید بجنگی با ترسهایت. گاهی باید برخیزی در برابر تردیدها. و گاهی باید فریاد بزنی در برابر تمام آنهایی که میگویند: “نمیتوانی!” اما تو میتوانی. تو باید بتوانی. زیرا در تو نیرویی است که جهان را به حرکت وا میدارد. نیرویی که در ذات تو نهادینه شده، همان نیروی زندگی.
به گذشته نگاه نکن مگر برای درس گرفتن. به آینده نگاه کن اما در اکنون زندگی کن. همین لحظه، همین ساعت، همین ثانیه، همان چیزی است که زندگی نام دارد. نگذار از میان انگشتانت سر بخورد. نگذار بیحاصل بگذرد. این زمان، هدیهای است که باید با دستانت آن را شکل دهی، با قدمهایت آن را فتح کنی.
تو میتوانی رؤیاهایت را زندگی کنی. تو میتوانی جهانی بسازی که در آن، شجاعت و امید فرمانروایی کنند. تو میتوانی، زیرا تو انسان هستی، تجلی اراده، تجسم آزادی. پس برخیز! برخیز و فریاد بزن که “من میتوانم!” و سپس با گامهایی استوار، مسیرت را آغاز کن. هرچند دشوار، هرچند پر از موانع، بدان که این تو هستی که سرنوشت خویش را مینگارد.
حرکت کن، تا زندگی به احترام تو برخیزد. حرکت کن، تا جهان به آواز تو گوش سپارد. حرکت کن، زیرا تو شایستهی فتح قلّهها هستی. این دنیا، صحنهی توست، تویی که باید بدرخشی!بله تو
کانادا در حال برنامه ریزی برای استیضاح کنگره و برکناری ترامپ در ماه فوریه با قطع تمام منابع انرژی به ایالات متحده است.
این امر ممکن است ترامپ را توسط کنگره استیضاح کند
کانادا در حال برنامهریزی برای مقابله با تعرفههای ترامپ با قطع تمام منابع انرژی به ایالات متحده است.
داگ فورد، نخستوزیر محافظهکار انتاریو گفت که کانادا آماده است تا با قطع عرضه انرژی به ایالات متحده در واکنش به تعرفههای ترامپ، برق را برای آمریکاییها غیرقابل قابلترساختن کند.
ما تا حدی پیش خواهیم رفت که انرژی آنها را قطع کنیم، به میشیگان، ایالت نیویورک و ویسکانسین خواهیم رفت.»
منبع خانه گوپ گفت: اگر در زمستان امسال برق برای آمریکایی ها غیرقابل تحمل شود، جمهوری خواهان ممکن است چاره ای جز استیضاح ترامپ نداشته باشند.
آیا میدانستید: تقریباً تمام گاز طبیعی که وارد ایالات متحده میشود از کانادا میآید و همچنین تامینکننده اصلی برق آمریکا است.
از الان بدانید برق و انرژی در امریکا نایاب خواهد شد
و مردم حتی به دنبال غذا خواهند بود و فروشگاه های امریکا خالی خواهند بود….
مهاجرین هم بهونه ترامپ برای شروع جنگ با کشور های همسایه اش هستش
آمریکا خود را مانند یک قلعه در تمام مرزها حصار می کشد
استقرار گسترده گارد ساحلی در اطراف فلوریدا برای جلوگیری از ورود مهاجران از هائیتی و کوبا به