همه ما با نیروی کاملاً یکسانی زندگی میکنیم. با یک قانون: قانون جاذبه
این قانون میگوید: هرچیزی را که وارد زندگیمان میشود را خودمان جذب کرده ایم.تمام چیزهایی را که در ذهنمان می گذرد را خودمان جذب میکنیم. قانون جاذبه اهمیتی نمیدهد که شما چه چیزی را میخواهید و چه چیزی را نمیخواهید. حتی وقتی به چیزی فکر میکنید یا نگاه میکنید که آن را نمیخواهید و با آن مخالفت میکنید آن را به طرف خودتان جذب میکنید. در آن موقع قانون جاذبه در حال عمل است.
هر چیزی را چه ببینید چه به خاطر آورید و چه تصور کنید ، هر چیزی که روی آن متمرکز شوید را به سوی خود جذب میکنید. و هرگاه این تمرکز همراه با احساسات شدید باشد جذب آن سریعتر خواهد بود.
مراقبت از افکار کار سختی به نظر میرسد اما احساساتمان به ما کمک میکند کهت بفهمیم که به چه فکر میکنیم. هرچه موقع فکر کردن احساس بهتری داشته باشید این احساس خوب باعث میشود که جهتگیری شما در زندگی بهتر باشد و در زندگی روزمره افکاری را پدید می آورید که زندگی بهتری را در آینده برایتان رقم میزند.
هر چه احساس بهتری داشته باشید چیزهای خوب را بیشتر جذب میکنید که باعث میشود بالاتر و بالاتر بروید.
به یک چیز زیبا فکر کنید. به یک موسیقی زیبا گوش کنید تا احساس خوبی پیدا کنید. وقتی نسبت به چیزی احساس عشق میکنید آن احساس اینقدر بزرگ است که میتواند برایتان خوشبختی را به ارمغان بیاورد.
یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ... من نیستم
گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم
سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم
کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود
مرد راهم باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم.
کیوان شید ( شنبه ) :نخستین روز هفته به نام کیوان شید نامگذاری شده است که تشکیل شده است از کیوان + شید . کیوانبعد از مشتری بزرگترین سیاره شمرده میشود . که 700 برابر زمین است . آنرا زحل نیز نامیده اند. شیدنیز به چم (معنی) نور و روشنایی است . از این رو روز نخست ایرانی حکایت از سیاره روشن و نورانی را دارد .
مهر شید ( یکشنبه ) :روز دوم از هفته مهر شید است که مهر آن به چم (معنی) دوستی و مهربانی در پهلوی میتر است . مهر برگرفته شده از آئین هفت هزار ساله میترایی است . مهر همچنین ایزد عهد و پیمان است و در اوستا آمده است که هیچ چیز بر ایزد مهر پوشیده نخواهد بود . نامگذاری این روز به مهرشید حکایت از تعهدی است که بین مردمان باید برقرار باشد زیرا در ایران باستان پیمان شکنی و دروغ بزرگترین گناهان به حساب می آمده است . شید نیز به چم (معنی) روشنایی و نور می باشد .
نام ماههای ایرانیان به چه معناست؟
فروردین
فروردین نام نخستین ماه و فصل بهار و
روز نوزدهم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است.در
اوستا و پارسی باستان فرورتینام,در
پهلوی فرورتین و در فارسی فروردین گفته شده که به معنای فروردهای پاکان و
فروهرهای ایرانیان است.بنا به عقیده
پیشینیان,ده روز پیش از اغاز
هر سال فروهر در گذشتگان که با روان و وجدان از تن جدا گشته,برای
سرکشی خان و مان دیرین خود فرود می آیند و ده شبانه روز روی زمین به سر
میبرند. به مناسبت فرود آمدن
فروهرهای نیکان,هنگام نوروز را جشن
فروردین خوانده اند. فروهران در ده روز
آخر سال بر زمین هستند و بامداد نوروز پیش از بر آمدن آفتاب,به
دنیای دیگر میروند.اردیبهشت
اردیبهشت نام دومین ماه سال و روز دوم
هر ماه در گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در
اوستا اشاوهیشتا و در پهلوی اشاوهیشت و در فارسی اردیبهشت گفته شده که کلمه
ای است مرکب از دو جزء:جزء اول((اشا))از
جمله لغاتی است که معنی آن بسیار منبسط است,راستی و
درستی,تقدس,قانون و
آئین ایزدی,پاکی....و
بسیار هم در اوستا به کار برده شده است.جزء
دیگر این کلمه که واژه ((وهیشت))باشد.
صفت عالی است به معنای بهترین,بهشت
فارسی به معنی فردوس از همین کلمه است.در
مجموع این کلمه به بهترین راستی و درستی است. در
عالم روحانی نماینده صفت راستی و پاکی و تقدس اهورامزداست و در عالم مادی
نگهبانی کلیه آتش های روی زمین به او سپرده شده است. در
معنی ترکیب لغت اردیبهشت((مانند بهشت))هم
آمده است.
ﺑﻪ راﺳﺘﯽ ﺳﻤﺒﻮل ﻣﺎ اﻳﺮاﻧﻴﺎن ﭼﻴﺴﺖ ؟
ﻧﮕﺎرﻩ ﻓﺮوهر ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ اﻳﺮان
از ﺁﻧﺠﺎﻳﯽ ﮐﻪ هر ﮐﺸﻮر و ﻣﻠﺘﯽ ﻧﺸﺎﻧﻪ و ﺳﻤﺒﻮﻟﯽ وﻳﮋﻩ از ﺧﻮد دارﻧﺪ - اﻳﺮاﻧﻴﺎن ﻳﮑﯽ از ﮐﻬﻦ ﺗﺮﻳﻦ ﻣﺮدﻣﺎﻧﯽ هستند ﮐﻪ ﺳﻤﺒﻮﻟﯽ ﺑﺴﻴﺎر ﺷﮕﻔﺖ اﻧﮕﻴﺰ و ﺳﺮاﺷﺮ از داﻧﺶ و ﻓﺮهنگ و ﺧﺮد از ﺧﻮد ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﮔﺬاﺷﺘﻪ اﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ اﻧﺪوﻩ ﻓﺮاوان ﺑﺴﻴﺎرﯼ از ﻣﺎ اﻳﺮاﻧﻴﺎن از ﺁن ﻧﺎ ﺁﮔﺎﻩ هستیم .
اﻳﻦﻧﺸﺎن " ﻓﺮهوشی" ﻳﺎ " ﻓﺮوهر" ﻧﺎم دارد ﮐﻪ ﻗﺪﻣﺖ ﺁن ﺑﻴﺶ از 4000 ﺳﺎل ﺗﺨﻤﻴﻦ زدﻩ ﺷﺪﻩ اﺳﺖ .

ﺗﺎرﻳﺨﭽﻪﻓﺮهوﺷﯽ ﻳﺎ ﻓﺮوهر ﺑﻪ ﭘﻴﺶ از زاﻳﺶ زرﺗﺸﺖ ﺑﺰرﮔﻮار اﻳﻦ ﭘﻴﺮ و ﻓﻴﻠﺴﻮف ﺧﺮد و ﻓﺮهنگ و داﻧﺶ ﺟﻬﺎن ﺑﺎز ﻣﻴﮕﺮدد . ﺳﻨﮓﻧﮕﺎرﻩ هاﯼ ﺷﺎهنشاهان هخاﻣﻨﺸﯽ در ﮐﺎﺧﻬﺎﯼ ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﻴﺲ و ﺳﻨﮓ ﻧﮕﺎرﻩ هاﯼ ﺷﺎهنشاهان ﺳﺎﺳﺎﻧﯽهمه ﺣﮑﺎﻳﺖ از ﺁن دارد . ﻧﮑﺘﻪﺑﺴﻴﺎر ﺷﮕﻔت اﻧﮕﻴﺰ اﻳﻦ ﻧﺸﺎن ﻣﻠﯽﻣﺎ اﻳﺮاﻧﻴﺎن ﺁن اﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﮏ ﺗﮏ اﻳﻦﻧﺸﺎن داراﯼ ﻣﻔﻬﻮم داﻧﺸﯽ ﻧﻬﻔﺘﻪ اﺳﺖ .
اﻳﻨﮏﺑﻪ ﺗﺸﺮﻳﺢ اﻳﻦ ﻧﺸﺎن ﻣﻠﯽ ﻣﯽﭘﺮدازﻳﻢ :
۱- ﻗﺮار دادن ﭼﻬﺮﻩ ﻳﮏ ﭘﻴﺮﻣﺮد ﺳﺎﻟﺨﻮردﻩ در اﻳﻦ ﻧﮕﺎرﻩ اﺷﺎرﻩ ﺑﻪ ﺷﺨﺺ ﻧﻴﮑﻮﮐﺎرﯼ و ﻳﮑﺘﺎ ﭘﺮﺳﺘﯽ دارد ﮐﻪ رﻓﺘﺎر و ﻇﺎهر ﻣﺮﺗﺐ و ﭘﺴﻨﺪﻳﺪﻩ اش ﺳﺮﻣﺸﻖ و اﻟﮕﻮﯼ دﻳﮕﺮ ﻣﺮدﻣﺎن ﺑﻮدﻩ اﺳﺖ و دﻳﮕﺮان ﺗﺠﺮﺑﻴﺎت وﯼ را ارج ﻣﯽ ﻧﻬﺎدﻧﺪ . ادامه مطلب ...