چالوس

چالوس

بزرگترین مرجع معرفی نقاط دیدنی و تفریحی برای مسافرت و گردش
چالوس

چالوس

بزرگترین مرجع معرفی نقاط دیدنی و تفریحی برای مسافرت و گردش

یک پیشنهاد برای آینده

یک پیشنهاد برای آینده
جوری
 خودتون رو پهن کنید

 که اگر

 خواستین جمع کنید

 بیشتر از یک روز طول نکشد ….

یهود و تفکر پوچ گرایی برای عام و لذت زندگی برای خود


اینم بگم من نماز میخوانم
امام حسینی ام
ولی لعنت میفرستم به هر کسی که بگه

 《 این دنیا مهم نیست زندگی خوب نداشته باشید

اون دنیا بهشتی براتون فراهم می‌کنم 》

 

کسی که این دنیا

 بهشت رو نتونه فراهم کنه

اون دنیا هم بهشتی در کار  نیست
این تفکرات مسخره رو بذارید کنار

 

یهودی ها لذت زندگی رو میبرن

 با تزریق این تفکر های پوچ 

دارن شما رو از زندگی خوب جدا میکنن.


دنیای خوب بسازید

آخرت خودتون رو هم داشته باشید

عرفان و صوفی گری
بشین دعا کن خدا پول میفرسته
این حرفا تو پاچه من یکی نمیره
گول این حرفای مفت رو هم نمیخورم.

همون یهودی که پول داده امثال مولانا و بشین دعا کن پول میاد
نوادگانش
صبح بوگاتی سوار میشن
می‌رن لاکچری ترین دفتر هاشون کار میکنن
لذت از زندگی میبرن
بهترین دارو ها و تغذیه رو دارند
بعد دعا کردنش برا ماست

یه نمونه ساده برید سرچ کنید

 زندگی خاندان قرمزیان که یهودی ایرانی هستند

 که به شدت پول تزریق میکنن

 که مردم ایران به جای تلاش برای زندگی خوب، 

بشینن تا خود شرایط درست شه ،

چطوری زندگی میکنن .


سال ها هزینه کردند شما فیلمی مثل متری ۶ و نیم ببینید که فکر کنید راه درست از خلاف میگذره
یه سریال ساختن توش آدم موفق نشون بده ؟
انگیزه بگیرید
رویا پردازی کنید
همش درد و بدبختی

اره عزیزم
فرکانس رو پایین نگه میدارن که تو زجر باشید
شما برو بگو مولانا برات خونه و ماشین بخره عشق من 

علی کریمی رو اسطوره پوشالی میکنن با کلی هزینه میبرن بایرن که معروف شه
چرا ؟ چون از یهودی های رشت هستش خاندانش
تمام بدنه اصلی سینما از بیرون تغذیه مالی میشن
فکر کردید چرا دیگه خرج شبکه های ماهواره ای نمیکنن؟
ماهواره اومده تو شبکه خانگی
خیانت
درد
بدبختی
خلاصه که زندگی درست ساختن یه مدل دیگه است

منم حرفام رو زدم
کسی که بخواد تغییر کنه میفهمه .


Arash analysis:

تاریخ را افراد تاثیر گذار هر دوره ساخته است، کسانی که هیچ وقت خود را ایرانی نمیدانستند


میخوام براتون بزنم به دل تاریخ عشق کنید
کلی کتاب تاریخی هم میگم بینش خوبه بخوانید آگاهی تون زیاد شه 

بخش  اول – آغاز بحران: آلمانی‌ها باید بروند
از اردیبهشت تا مرداد ۱۳۲۰ (می ۱۹۴۱ تا اوت ۱۹۴۱)


در اوج جنگ جهانی دوم، ایران به عنوان کشوری بی‌طرف، خود را در میانه تنش‌های فزاینده بین متفقین (بریتانیا و اتحاد جماهیر شوروی) و نیروهای محور (به ویژه آلمان نازی) می‌دید.

 رضاشاه پهلوی، که از دهه ۱۹۲۰ قدرت را در دست داشت، تلاش می‌کرد تا استقلال ایران را حفظ کند، اما نفوذ اقتصادی و فنی آلمان‌ها در ایران – از جمله حضور مهندسان، مستشاران نظامی و کارشناسان در صنایع کلیدی مانند راه‌آهن و نفت – به نگرانی جدی برای متفقین تبدیل شده بود. این اتباع آلمانی نه تنها می‌توانستند جاسوسی کنند، بلکه تهدیدی بالقوه برای مسیرهای تأمین متفقین، از جمله راه آهن ترانزیتی ایران به شوروی و دسترسی به نفت خلیج فارس بودند. در این زمینه، فشارهای دیپلماتیک بر تهران آغاز شد.


در اردیبهشت ۱۳۲۰ (می ۱۹۴۱)، سر ریدر بولارد، سفیر بریتانیا در تهران، و اسمیرنوف، سفیر اتحاد جماهیر شوروی، به طور مشترک به دولت وقت ایران به نخست‌وزیری علی‌اکبر متین‌دفتری هشدار دادند: «اتباع آلمانی در ایران تهدیدی جدی علیه امنیت متفقین به شمار می‌روند. آن‌ها باید فوراً اخراج شوند.» این هشدار بخشی از استراتژی متفقین برای جلوگیری از نفوذ نازی‌ها در خاورمیانه بود، جایی که ایران به عنوان پلی استراتژیک بین اروپا و آسیا عمل می‌کرد.

متین‌دفتری، که دولتش تنها چند ماه دوام آورد، در پاسخ تأکید کرد: «ایران کشوری بی‌طرف است و ما حق داریم سیاست خارجی خود را مستقلانه مدیریت کنیم.» اما بولارد، که از نزدیک با دربار رضاشاه در ارتباط بود، در گزارش‌های محرمانه‌اش به لندن نوشت: «متین‌دفتری فقط برای رضایت شاه تلاش می‌کرد، نه برای منافع واقعی کشور. او بیشتر نگران حفظ موقعیت خود بود تا مقابله با بحران‌های بین‌المللی.» این دیدگاه بولارد نشان‌دهنده ناامیدی بریتانیا از سیاست‌های مماشات‌جویانه ایران بود، که تا حدی ریشه در روابط دوستانه رضاشاه با آلمان داشت – کشوری که در مدرن‌سازی ارتش و اقتصاد ایران نقش کلیدی ایفا کرده بود.

در تیر ۱۳۲۰ (ژوئیه ۱۹۴۱)، با سقوط دولت متین‌دفتری، علی منصور به نخست‌وزیری رسید. منصور، سیاستمداری عمل‌گرا و نزدیک به رضاشاه، بلافاصله با فشارهای تازه‌ای روبرو شد. بولارد دوباره هشدار داد و بر لزوم اخراج آلمانی‌ها تأکید کرد. منصور وعده داد که موضوع را بررسی و اقدام کند، اما در عمل، هیچ گام جدی‌ای برنداشت. این تأخیرها تا حدی به دلیل مقاومت سفارت آلمان در تهران بود، که ایران را به عنوان متحد بالقوه نازی‌ها می‌دید و از هرگونه فشار بر اتباعش ابا داشت. علاوه بر این، رضاشاه خود علاقه‌مند به حفظ روابط با آلمان بود، زیرا آن‌ها در پروژه‌های صنعتی مانند ساخت کارخانه‌های فولاد و راه‌آهن کمک کرده بودند.

اوج بحران در مرداد ۱۳۲۰ (اوت ۱۹۴۱) رخ داد. بولارد، که حالا حمایت شوروی را نیز پشت سر داشت، یادداشتی رسمی و تهدیدآمیز به دولت منصور تحویل داد: «اگر ایران فوراً اتباع آلمانی را اخراج نکند، متفقین چاره‌ای جز اقدام نظامی برای حفظ امنیت خود نخواهند داشت.» این یادداشت، که بخشی از گزارش‌های وزارت خارجه بریتانیا در سال ۱۹۴۱ است، نشان‌دهنده آمادگی متفقین برای حمله به ایران بود – حمله‌ای که نهایتاً در شهریور همان سال (سپتامبر ۱۹۴۱) رخ داد و به اشغال ایران توسط بریتانیا و شوروی منجر شد.

رضاشاه، که از این تهدیدها آگاه شده بود، شخصاً وارد ماجرا شد. او از منصور پرسید: «این آلمانی‌ها چند نفرند؟»

 منصور پاسخ داد: «حدود ۷۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر. اغلب آن‌ها مستشاران فنی، مهندسان و کارشناسان در بخش‌های کلیدی مانند راه‌آهن، نفت و ارتش هستند.»

 رضاشاه، که همیشه بر حاکمیت ملی ایران تأکید داشت، با قاطعیت گفت: «همه‌شون باید برن. ایران نمی‌تواند زیر فشار خارجی تسلیم شود.»


اما منصور با احتیاط اشاره کرد: «سفارت آلمان به شدت معترض شده و تهدید به اقدامات تلافی‌جویانه کرده است.» رضاشاه، که از این اعتراضات خشمگین بود، کوتاه و قاطع پاسخ داد: «بهشون جواب بدید که ایران، خاک اجاره‌ای نیست. ما صاحب این سرزمین هستیم و تصمیمات خود را می‌گیریم.» این عبارت رضاشاه، که در خاطرات بولارد ثبت شده،

 اما در عمل، فشارهای متفقین فراتر از کنترل ایران رفت و منجر به بحران بزرگ‌تری شد.



این رویدادها، که زمینه‌ساز حمله متفقین به ایران و نهایتاً استعفای رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰ شدند، نشان‌دهنده تضاد بین بی‌طرفی اعلام‌شده ایران و واقعیت‌های ژئوپلیتیک جنگ جهانی دوم بودند.

  رضاشاه تلاش کرد تا استقلال کشور را حفظ کند، اما نفوذ آلمان‌ها و فشارهای خارجی، او را در موقعیتی دشوار قرار داد.

یهودی ها به بهانه جنگ شخم زدن ایران برای دعا و جادو را آغاز کردند.
منابع:
•  سر ریدر بولارد، پایان مأموریت در ایران (The Camels Must Go: An Autobiography, 1961؛ ترجمه فارسی).

•  گزارش‌های محرمانه وزارت خارجه بریتانیا، ۱۹۴۱ (از آرشیوهای ملی بریتانیا).
•  ارواند آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب (Iran Between Two Revolutions, 1982؛ ترجمه فارسی).
•  اطلاعات اضافی از: ویلیام هیل، ایران در جنگ جهانی دوم (Iran and the Second World War) و اسناد تاریخی مرکز اسناد انقلاب اسلامی ایران.

بخش دوم
۳ تا ۵ شهریور ۱۳۲۰

۳ شهریور، متفقین از شمال و جنوب به ایران حمله کردند. بدون اعلان جنگ.
۴ شهریور، کشور بمباران شد.. ارتش درهم شکست.
۵ شهریور، علی منصور استعفا داد.
منبع: محمود طلوعی، بازیگران عصر پهلوی| بولارد


بخش سوم
۶ شهریور ۱۳۲۰ – تهران، مجلس شورای ملی

صبح، فروغی با بولارد و اسمیرنوف دیدار کرد.
بولارد گفت:
ما به ولیعهد اعتماد نداریم. جوا

ن است. بی‌تجربه.

فروغی با لحنی قاطع گفت:Arash analysis:۵
اما اهل جنگ نیست. اهل دیکتاتوری هم نیست. این همان چیزی نیست که می‌خواهید؟
بولارد سکوت کرد. سپس با مکثی گفت:
اگر ایران راهش را بیابد... ما دخالتی نمی‌کنیم.

فروغی گفت :
ایران راهش را پیدا می‌کند... اگر شما هم فرصت دهید.

فروغی به مجلس رفت و با همان کابینه‌ی منصور رأی اعتماد گرفت. هنگام معرفی کابینه گفت:
«می‌آیند و می‌روند؛ حوایجی دارند و به ما کاری ندارند...»
منبع: بولارد، | لاجوردی، تاریخ شفاهی | نطق رسمی محمدعلی فروغی

فروغی سر یه ایران کلاه گشاد گذاشت
بعد ها در نقل هایی از فروغی گفته شد حوایج آنها تاریخ ایران بود
گنج ها
طلسم ها
و مشخص شد تنها کاری که بهش کار داشتند بدبخت کردن مردم بود.


بخش چهارم
۵ شهریور ۱۳۲۰  شب

منصور استعفا داد. شاه نخست وزارت را به مجید آهی و سپس علی سهیلی پیشنهاد داد.نپذیرفتند، هر دو روسی می دانستند و نامی را پیشنهاد کردند که شاه سال‌ها بود حتی از شنیدنش اجتناب می‌کرد: فروغی.
شاه تردید کرد:
«پیره... علیل هم هست.»
آهی گفت:
«اما فهیم و وجیه‌المله است. هم در ایران و هم نزد بیگانگان.
شاه بالاخره پذیرفت. نصرالله انتظام مأمور شد تا شبانه فروغی را بیاورد.
محمود فروغی، پسرش، بعدها گفت:
«دور میز شام بودیم، تماس گرفتند گفتند باید شرفیاب شوید... پدرم مریض بود، اما گفتند انتظام در راه است. رفت. نیمه‌شب برگشت. فقط گفت: پذیرفتم. مردم ایران به ما احترام می‌گذارند؛ خرج نان‌مان را می‌دهند برای چنین شبی...»
منبع: خاطرات محمود فروغی، در تاریخ شفاهی لاجوردی | عاقلی، ج۲ | طلوعی، ج۱،
ص۳۶۰
شما ببینید حتی فروغی خودش رو ایرانی نمیدونه
مردم ایران خرج نان ما را می‌دهند.


بخش ششم
۲۵ شهریور ۱۳۲۰ – تهران، کاخ مرمر

رضاشاه صبح زود، در سکوتی تلخ، استعفانامه‌اش را امضا کرد. متن، به خط محمدعلی فروغی نوشته شد:
نظر به اینکه من همه قوای خود را در این چند ساله مصروف امور کشور کرده و ناتوان شده‌ام، حس می‌کنم که اینک وقت آن رسیده است که یک قوه و بنیه‌ی جوان‌تری به کارهای کشور بپردازد...
ساعت ۹:۲۱ صبح، مجلس شورای ملی این استعفا را پذیرفت. و ساعت ۴ عصر، محمدرضا پهلوی جوان با صدایی لرزان سوگند خورد.

امروز ما نه برای تاج، که برای تداوم کشور اینجا جمع شده‌ایم.

منبع: ایرج افشار، یادداشت‌های خصوصی فروغی | عاقلی، شرح حال رجال سیاسی، ج۲،|طلوعی، بازیگران عصر پهلوی

۵ مهر ۱۳۲۰ رضا شاه از ایران رفت .
اما نتیجه ؟؛


تاریخ را فروغی ها رقم زدند تا پادشاه ها
ابوالفضل بیهقی  در زمان غزنوی
خواجه نظام‌الملک طوسی  در زمان سلجوقی
شیخ بهایی در زمان صفوی
ملاصدرا در قرن ۱۱
و خیلی افراد دیگر
کسانی که تاریخ رو از منظر پادشاه و سلسله ها بخوانند هیچ وقت تاریخ رو متوجه نخواهد شد.

تاریخ را افراد تاثیر گذار هر دوره ساخته است
مانند پهلوی که تاریخش
. را فروغی رقم زد.
و هر کسی تاریخ رقم زده
فقط ایران نانش را داده
و اون تا توانسته به ایران ضربه زده
چون هیچ وقت خود را ایرانی نمیدانستند.

برای شما از بیهقی از شیخ بهایی بت ساختند ولی بخدا قسم بدتر از فروغی بر سر ایران آوردند
این افراد دشمن های ایران بودند
همین طرح زاینده رود که تازه بعد صد ها سال آسیب هاش داره مشخص میشه رو شیخ بهایی داده بود
برید اصفهان قبل زاینده رود و این مدل تقسیم آب را بخوانید چقدر بهتر و درست تر بوده…
آب رو آوردند به وسط اصفهان و زمین ها رو اعتیاد آبی دادند که دیگه باید آب بهشون برسه ‌حالا دیگه آبی نیست
و زمین ها شروع به فرسایش کرده اند.

زاینده‌رود یک رودخانه کاملاً طبیعی است که از کوه‌ “زردکوه بختیاری” در چهارمحال و بختیاری سرچشمه می‌گیرد.
• طول آن حدود ۴۰۰ کیلومتر است و از غرب به شرق جریان دارد تا به منطقه‌ی گاوخونی برسد.
• نام آن “زاینده” از واژه‌ی «زاییدن» می‌آید، چون برخلاف بسیاری از رودهای ایران که فصلی‌اند، این رود “می‌زاید” و همواره جاری بوده .
حالا خیانت کاری به اسم شیخ بهایی بدون اطلاعات چه کرد؟
دستکاری در طبیعت کاری مثل سد سازی امروز

در دوره صفوی، و به‌ویژه در زمان شاه عباس بزرگ، شهر اصفهان پایتخت شد و تصمیم گرفته شد آن را به یکی از زیباترین شهرهای جهان تبدیل کنند.

در همین راستا، شیخ بهایی (دانشمند و مهندس برجسته) نقش کلیدی ایفا کرد:
1. طراحی دقیق تقسیم آب زاینده‌رود میان محله‌ها و روستاهای اطراف، معروف به “سیستم طومار شیخ‌بهایی”.
2. طراحی شبکه‌ی آب‌رسانی پیچیده برای آبیاری باغ‌ها و تأمین آب عمومی.
3. تعیین مسیرهای آب‌فرعی و سدسازی‌های ابتدایی برای بهینه‌سازی جریان آب.
4. ساخت حمام شیخ‌بهایی با آب گرم و بدون منبع مشخص سوخت، بر اساس دانش حرارتی دقیق.

در واقع مسیر این آب نباید تغییر می‌کرد باید مسیر خودش رو میرفت ما با تغییر مسیر اب‌
مصرف اشتباهش رو بابا بردیم و این شد عاقبت الان زاینده رود
دسته گل اقای شیخ بهایی شد کشاورزی اصفهانی ها در منطقه بیابانی ‌
اینم آخر و عاقبت تاریخی …
خلاصه از این مدل حرف ها و خیانت های تاریخی زیاده …

دوباره بیهقی که میگن تاریخ نگاری ایران رو تغییر داده
بیهقی در سبزوار کنونی زاده شده
محلی که در زمان غزنوی ها یهودی زیاد داشته
در واقع این عشق قهرمان بودن ایرانی ها رو غزنوی پایه گذاری کرد
یعنی یهودی ها بهش گفتن تاریخ رو جوری بنویس که انگار داری از سلطان انتقاد میکنی ولی اسم سلطان رو زیاد ببر
کاری کن در ریشه مردم این کشور جا بیوفته
کشور رو باید پادشاه درست کنه
قهرمان نیاز دارید نه مردم قوی
و دقیقا همین شد

خیانت ها یکی و دو تا نیست
همین بیهقی با یهودی های امپراتوری فاطمی ارتباط های خوبی داشته
کتبی در امپراتوری فاطمی هستش که ارتباط خوب یهودی ها رو با ایرانی ها رو نشون میده…

خلاصه من اجازه نمیدم احمق هایی مثل مولانا و شیخ بهایی و بیهقی رو براتون بزرگ کنند

 

آدم بزرگ ایرانی میخوایین ؟
خوارزمی
غیاث الدین کاشانی
ابوریحان  بیرونی
ابن هیثم


آدم های بالا تو زندگی تون تغییر واقعی ایجاد میکنن
از شما انسان موفقی میسازند.
خلاصه که انسان های درستی رو دنبال کنید و ازشون خط بگیرید
حیف نیست ، خوارزمی نخوانید جاش چرت و پرت های مولانا رو بخوانید ؟

شما یه خوارزمی رو بفهمی
مفهموم الگوریتم رو تو زندگی متوجه بشی
یه تصمیم اشتباه تو زندگی نخواهی گرفت
انسان صد در صد میشی

بعد میری چه چرتی میخوانی
دنیا هیچ و اهل دنیا همه هیچ …
اره دنیا همه هیچ
مردم دنیا بدبخت بیان تو دنیا بدبخت هم از دنیا برن
عشق و حال زندگی خوبش رو یهودی ها ببرن
از دنیا استفاده کنند لذت ببرند
به ما بگن دنیا هیچ ه
خلاصه سر مردم ایران من یکی نمیذارم دیگه کلاه بذارید .

چطور الان میگین انتقال آب به زاینده رود اشتباه هستش  ولی یه کار مهندسی قوی هستش
شیخ بهایی هم همینه
کار کرده اون زمان هم میگفتن خفن بوده
وضع الان رو ببینید
این رو ۱۰۰ سال دیگه میفهمن  چه اشتباهی بوده …‌
فکر کن عالمی مثل داریوش گفته ملت رو از کم آبی نجات بده
بعد تو این کشور کشاورزی میکنن…

رازهای باستانی – زیر یخ‌های قطب جنوب، جایی که رودخانه‌ها سربالایی جریان دارند.

رازهای باستانی – زیر یخ‌های قطب جنوب، جایی که رودخانه‌ها سربالایی جریان دارند.

جهانی پنهان در زیر لایهٔ ضخیم یخ‌های جنوبگان کشف شده است؛ جهانی که چشم‌اندازی شگفت‌انگیز و کهن را آشکار می‌کند: کوهستان‌های عظیم، دره‌های عمیق، دریاچه‌ها، و در کنار آن‌ها زیست‌بوم‌های منحصربه‌فردی که بدون نور خورشید به حیات خود ادامه می‌دهند. نقشهٔ ماهواره‌ای سال ۲۰۲۶ هزاران عارضهٔ زمین‌شناسی و فرم‌های ناشناختهٔ پیشین را در اعماق «حوضهٔ زیر‌یخی مود» (Maud Subglacial Basin) نمایان کرد.

دانشمندان بیش از ۷۲٬۰۰۰ تپهٔ ناشناخته، دره‌های عمیق و رشته‌کوه‌هایی هم‌تراز با آلپ، بیش از ۸۵ دریاچهٔ فعال و ۲۰۷ آتشفشان پنهان را نقشه‌برداری کردند.

یخچال‌های عظیمی که اکنون با سرعتی بالا در حال ذوب شدن‌اند، در واقع در حال رهاسازی «کُدهای کیهانی» از یخ‌های بلورین خود هستند؛ کدهایی که در «هارمونیک‌های مارپیچ طلاییِ فیِ متاترونیکِ دوازده‌بُعدی» (شبکهٔ هارمونیک زمینی) حک می‌شوند. 

تبلور یخچال‌ها در این ناحیه، الگوهای پیچیده و کشف‌نشده‌ای از بلورهای هندسی را در خود نهفته دارد.

هوش مصنوعی ،زنگ خطر جدی برای آیندهٔ ذهن انسان است.

ام آی تی اخیراً آزمایشی انجام داده که نتایجش واقعاً تکان‌دهنده است؛ روی گروهی از کاربران پرمصرف هوش مصنوعی، از جمله چت‌بات‌ها، چت جی پی تی اسکن‌های مغزی گرفته شده و آنچه دیده‌اند، زنگ خطر جدی برای آیندهٔ ذهن انسان است.

بیش از هشتاد درصد شرکت‌کنندگان فقط چند دقیقه بعد، حتی قادر نبودند جمله‌ای را که خودشان نوشته بودند به خاطر بیاورند. از آن نگران‌کننده‌تر، کاهش شدید انسجام شبکه‌های عصبی مغز بود؛ جایی که اتصال‌های فعال مغزی از حدود هفتاد و چند درصد، به کمتر از پنجاه درصد سقوط کرده بود.

این دقیقاً همان نقطه‌ای است که خطر «واگذاری ذهن» خودش را نشان می‌دهد. وقتی حافظه، تحلیل و حتی ساختن جمله را به بیرون از مغز خودمان منتقل می‌کنیم، مغز کم‌کم دلیلی برای فعال‌ماندن پیدا نمی‌کند. نه از سر تنبلی، بلکه از سر سازگاری؛ چون دیگر به او نیازی نیست.

اگر استفادهٔ افراطی از این ابزارها به همین شکل ادامه پیدا کند، یک سال بعد مسئله فقط کاهش تمرکز یا حواس‌پرتی نیست؛ با ذهنی روبه‌رو می‌شویم که عملاً از کار افتاده، چون همه‌چیز را به بیرون سپرده است. حافظه، تحلیل، خلاقیت… همه اجاره داده شده‌اند.

هشدار از سر ترس نیست، 

از سر واقعیت است:

 تکنولوژی اگر جای مغز را بگیرد، مغز کنار می‌کشد.

و مغزی که کنار بکشد،

 دیگر مغز نیست؛

 فقط یک مصرف‌کنندهٔ خاموش است.

به وویس گوش بدید
#جامعه