چالوس

چالوس

بزرگترین مرجع معرفی نقاط دیدنی و تفریحی برای مسافرت و گردش
چالوس

چالوس

بزرگترین مرجع معرفی نقاط دیدنی و تفریحی برای مسافرت و گردش

صبح رویش آغاز شده است!!


چهار پنج سال پیش من در فرایند مطالعات توسعه، به این جمع‌بندی رسیدم که یکی از مشکلات بنیادین توسعه در ایران، عدم غنی‌سازی کودکان است. یعنی کودکان ایرانی بدون کسب مهارت‌های لازم برای یک زیست انسانی و اجتماعی در جهان مدرن، بزرگ می‌شوند و وارد جامعه و پذیرش مسئولیت‌های اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و سیاسی می‌شوند و حاصل آن همین بلبشویی است که می‌بینیم. در آن زمان چشم‌انداز روشنی در برابرم نبود، دقیقا نمی‌ٔدانستم که چه باید کرد و آینده کودکی در ایران چه خواهد شد و در پاسخ به این ابهام، گاهی این شعر اوایل دهه هفتاد خودم را زمزمه می‌کردم:


 با این سکوت اضطراب آلود

با این شب و این برکه‌ی مسدود

با کشتی بی بادبان، بر ساحل افتاده

پاروزنان وحشت از توفان شب زاده

و ناخدای دل به تقدیر خداداده!

کی می‌توان خورشید را یافت؟

 کی‌ می‌توان تا مرز استغنا به جان تاخت؟

 کی می‌توان آینده را ساخت؟*

 

امروز اما شاهدیم که تحولات شگرفی اطراف ما در حال شکل‌گیری است که نور امید را در دلهای ما روشن می‌کند. در حوزه کودکی نیز شاهد امواج تحول‌آفرین هستیم. از موجی از کتابهایی که درباره کودکی ترجمه یا تالیف شده است و همچنان دارد می‌شود؛ از خانواده‌هایی که دنبال آموختن و در تمنای یادگیری درباره کودکی هستند؛ از مربیان و معلمانی که در تلاشند تا روش‌های تازه‌ و خلاقانه‌ و شادمانه‌ای را در تعامل با کودکان به کار گیرند؛ تا مدیرانی که می‌کوشند تا مدارس کودک‌محور و گفت‌وگو محور را سازماندهی کنند. شاید تعجب کنید اما من مدرسه‌ای را می‌شناسم که به صورت غیررسمی فعالیت می‌کند اما برای سه سال پیشاپیش ثبت نام کرده است؛ چون برخی از خانواده‌ها در عمل دیده‌اند چقدر کودکانشان در تجربه این مدرسه، احساس رضایت دارند یعنی بچه‌ها لحظه شماری می‌کنند تا فردا شود و به مدرسه بروند. برخی از خانواده‌ها هم فهمیده‌اند که در آینده دیگر مدرک تحصیلی موضوعیت ندارد بنابراین سلامت کودک برایش اولویت دارد تا مدرک تحصیلی. و این یک معیار کاربردی مهم است: مدرسه‌ای و مربی‌ای الگوی تربیتی درست دارد، که در کودک شوق یادگیری بیافریند یعنی بچه‌ها لحظه ‌شماری کنند که فردا شود و به مدرسه بروند و در کنار مربی و دوستان خود باشند. به گمان من در حوزه تربیت کودکی، فصل رویش و جهش یادگیری آغاز شده است و همه ما موظفیم به این تحول و تمنای یادگیری مدد برسانیم.

 

در دی ماه امسال بخت، یار شد و پس از حدود یک سال قهر با تهران، به تهران رفتم تا از مدرسه صبح‌رویش (مدرسه کودکان کار) دیدار کنم.  در چند سال اخیر، هرگاه از فکر درباره مسائل ملی خسته می‌شوم، برای انرژی گرفتن سراغ بچه‌ها می‌روم. کودکان انرژی عظیمی دارند که حاصل یگانگی روح آنها با روح هستی است. چون آنها بی‌قضاوت و بی‌غرض با همه اجزای هستی ارتباط می‌گیرند و دنیایی خیال‌انگیز، صاف، شفاف و سراسر سرزندگی دارند. بنابراین یا به دیدار کودکی از خانواده و دوستان می‌روم، یا کتابی درباره کودکان می‌خوانم، یا به بازدید از مدرسه‌ای می‌روم و اگر هیچ‌کار دیگری نتوانم بکنم، اشعار کودکانه را با همان آهنگ کودکانه و حرکات موزون‌شان می‌خوانم و می‌رقصم. از همه بیشتر سرودک یا هیچانه «اتل‌متل توتوله» را دوست دارم. به گمان من این سرودک با ملودی خاصی که دارد، سرود ملی کودکان ایرانی است که چند نسل از ایرانیان، کودکی خود را با آن سرشار کرده‌اند. متاسفانه اخیراً در یکی از برنامه‌های طنز سیما، این سرودک‌‌ها یا هیچانه‌ها را به تمسخر گرفته‌اند. دریغ، احتمالاً آنها نمی‌دانند که هیچانه‌ها جزو میراث فرهنگی ناملموس و بخشی از خاطرات مشترک مردم هر کشور است و کارکردشان آموزش مفاهیم به کودکان نیست بلکه برای تقویت احساس ریتم و فهم آواها و آهنگ حروف و درک وزن و قافیه و حتی تقویت قوه تخیل در کودکان است و برای همین باید از هر قید معنایی که به ذهن کودک فشار بیاورد آزاد باشند و به همین علت هم برای کودکان خیلی دلپذیرند! ولی البته نمی‌توان اعتراف نکرد و افسوس نخورد که خیلی از سرودهای مربوط به کودکان سنین بالاتر (غیر از هیچانه‌ها) معانی انگیزه‌بخش و رشد دهنده‌ای ندارند. من تاکنون به چند شاعر کودک سفارش ساخت اشعار ساده اما با معنی که بتواند مفاهیم اولیه‌ی توسعه را در ذهن کودکان بنشاند داده‌ام اما هنوز کسی کار درخوری تولید نکرده است. ای کاش حضرت شاملو یا هر شاعر بزرگ معاصر دیگری، به جای آن همه شعر سیاسی، تعدادی شعر کودکانه‌ی جذاب و رشد دهنده برای برخی ملودی‌های مورد علاقه کودکان ساخته بود. مثل سرود «توپ تمدن» که شعرای ژاپنی ۱۴۰ سال پیش برای بچه‌های ژاپنی ساختند و چند نسل از کودکان ژاپنی را با دنیای توسعه و ماموریتی که آن کودکان در آرزوهای آینده خود باید بر دوش می‌گرفتند آشنا کردند. بگذریم.

 

این بار برای گرفتن حجم زیادی انرژی و امید، به بازدید مدرسه «صبح رویش» رفتم. مدرسه‌ای که با روش‌های بسیار خلاقانه، مدرن و کودک محور، در مرکز محروم ترین منطقه جنوب تهران، دروازه غار و محله هرندی، همچون یک باغ امید و یک مزرعه شکوفایی فعالیت می‌کند.

 

در ابتدای بازدید از مدرسه وقتی یکی از بچه‌ها سرود مدرسه را با عنوان «ما بچه‌ّهای رویش» با همان ملودی «اتل‌متل توتوله» برایم خواندند، غرق در شور و هیجان شدم. حیرت‌انگیز بود که در مدرسه‌ای بسیار قدیمی، و برای کودکان کار، که حدود نود درصد از آنها حاشیه‌نشین بودند و نیمی، مهاجرانِ غیرایرانی، و تقریبا همه از خانواده‌های محروم، ایده‌هایی بسیار نو، با موفقیت به کار گرفته شده بود.

 

تیم مدیریت مدرسه جوانانی علاقه مند و شاد بودند. یادمان باشد که نخستین شرط راه اندازی یک مدرسه توسعه‌آفرین این است که کادر آن «پرانگیزه»، «صبور» و «شاد» باشند. معلمی و مدیری که نتواند در حیاط مدرسه با بچه‌ها بازی کند و برقصد، به درد تربیت نمی‌خورد. نخستین چیزی که در آغاز ورود به مدرسه جلب توجه می‌کرد خط‌کشی‌های مارپیچ وسط حیاط مدرسه بود. گفتند بچه‌ها در برنامه صبحگاه، به صورت مارپیج روی این خطوط می‌ایستند. یعنی بچه‌ها به جای آن‌که در صبحگاه، برای هر کلاس یک صف نظامی بکشند و «از جلو نظام» بگویند، به دنبال هم در یک صف طولانی مارپیچ، بدون رعایت قد و کلاس، می‌ایستند و پس از اجرای یک صبحگاه شاد به کلاس می‌روند؛ این نخستین گام آموزش همکاری و همدلی و همبستگی در مدرسه است. سپس بچه‌ها با شعار «دوستی، راستی، جانم فدای مهین» وارد کلاس‌هایشان می‌شوند.

 

وصف این مدرسه گفتنی نیست، دیدنی است. بخش زیادی از کارهای مدرسه توسط خود کودکان اداره می‌شود.  این مدرسه ناظم ندارد بلکه مشاور دارد که نقش او تسهیل‌گری است. مشاور مدرسه، معاونی داشت که یکی از دختران مهاجر کلاس چهارم بود. بخش‌ زیادی از معرفی مدرسه را در هنگام بازدید، خود دانش‌آموزان بر عهده داشتند. دیوارهای حیاط با رنگ‌های شاد و مناظر واقعی زندگی نقاشی شده بود و بچه‌ها البته اجازه داشتند آن نقاشی‌ها را به سلیقه خودشان تکمیل کنند. در وسط حیاط مدرسه محوطه‌ای جدا شده بود به نام «دهکده» که در آن حیوانات اهلی نگهداری می‌شد و هر کلاس برای خودش قطعه زمینی برای کشت و کار سبزیگون‌ها داشت. و پشت این دهکده نیز یک مکتب‌خانه بود با متکاهایی دور دیوار و میزهای چوبی کوچک که بچه‌ها پشت آن می‌نشستند و به سبک مکتب‌خانه‌ها درس می‌خواندند. هر گاه دانش‌اموزان تمایل داشتند، از معلم خود می‌خواستند که کلاس را در مکتب‌خانه تشکیل دهد.

 

در راهروی داخلی ساختمان، «دیوار خشم»، محلی است که هرگاه دانش‌آموزان از چیزی خشمگین می‌شوند، روی آن دیوار خشم خود را منعکس می‌کنند؛ یعنی با شعری یا شکلکی یا جمله‌ای یا حتی چند نقطه در جلوی یک کلمه، خشم خود را روی دیوار تخلیه می‌کنند. در کنار دیوار خشم، «تخته شفافیت» بود. تمام صورت حساب دخل و خرج مدرسه روی یک تخته سبز آمده بود و هم معلمان، هم والدین و هم بچه‌ها می‌توانستند وضعیت مالی مدرسه را به روشنی ببینند. «دیوار آرزوها» جایی بود که بچه‌ها آرزوهای کوچک خود را در مورد مدرسه شان، در مورد زندگی شان و در مورد کشور می‌نوشتند و پیشنهادهایی برای آنها می‌دادند. کوچکی و سادگی آرزوهای آنان دلم را لرزاند! و «دیوار مسئولیت» جایی بود که در هر هفته بر روی آن موضوع یک شغل را مشخص می‌کردند و هر کس دوست داشت نظر می‌داد. اگر شهردار بودی اگر رئیس پلیس بودی اگر رئیس مدرسه بودی اگر وزیر بهداشت بودی اگر رئیس جمهور بودی، چه کاری را انجام می‌دادی؟ و بچه‌ها با عمق معصومیت خودشان انتظاراتشان و گاهی پیشنهادهای خود را در مورد کارهایی که انتظار داشتند هر یک از این مقامات انجام دهند روی برگه‌هایی می‌نوشتند و روی دیوار می‌چسباندند. به نظرم خیلی خوب است مقامات بدانند بچه‌ها درباره آنها چگونه می‌اندیشند و چه انتظاری دارند.

 

منطقه و پارکی که این مدرسه در آن واقع است روزگاری یکی از مراکز تجمع معتادان بود، به گونه‌ای که حتی بزرگسالان هم جرات تردد از آن پارک را نداشتند. اما امروز نه تنها از آن معتادان خبری نیست بلکه اگر معتادی در پارک پیدا شود بچه می‌روند و با او ارتباط می‌گیرند و به گفت‌وگو می‌نشینند و راههای بهبود وضعیت او را بررسی می‌کنند و کمک می‌کنند تا معتاد از آن وضعیت خارج شود. امروز پارک اطراف مدرسه زیر پای شادمانی‌های کودکان صبح رویش است. حتی آنها در حال ساختن سازه گرمایشی چرخداری بودند که در زمستان به پارک ببرند و معتادان و افراد بی‌خانمان حاضر در پارک را به زیر آن سازه فرابخوانند و در محیطی امن و گرم با آنها به گفت‌وگو بپردازند.

 

به علت تعطیلی ناشی از کرونا، تعداد کمی از بچه‌ها در مدرسه بودند. اما بچه‌هایی که در معرض مشکلات خانوادگی یا روانی بودند در روزهای تعطیل کرونایی هم به مدرسه دعوت می‌شوند برای بازی و گفت‌وگو. مشاور روانشناس مدرسه در حیاط داشت با چند نفر از همین بچه‌ها فوتبال بازی می‌کرد.

 

تمام بچه‌هایی که به این مدرسه می‌آیند می‌توانند در «جوانکده» که مرکز کارآفرینی و مهارت‌‌آموزی مدرسه است یک حرفه نیز بیاموزند. چون تقریبا همه این بچه‌ها، کودکِ‌کار و  از خانواده‌های فقیر هستند. بسیاری از خانواده‌ها اجازه نمی‌دهند که کودکشان به مدرسه بیاید چرا که یک نان آور را از دست می‌دهند. مدرسه برای راضی کردن والدین آنها تعهد کرده است که به هر کودک یک حرفه نیز بیاموزد. در عین حال بچه‌هایی که خانواده‌شان به هیچ وجه اجازه نداده‌اند که به مدرسه بیایند، این امکان را دارند که به مرکز کارافرینی مدرسه بیایند و حرفه‌ای بیاموزند. و به‌این‌وسیله ارتباط آنها با مدرسه برقرار شود.

 

در مرکز کارآفرینی مدرسه امکان آموزش دهها حرفه و مهارت در حوزه‌های فنی‌حرفه‌‌ای و هنری، نظیر هنر چوب و نجاری، خیاطی،‌ طراحی لباس، سرامیک،‌ آشپزی و شیرینی‌پزی، آهنگری، جوشکاری،‌ لوله‌کشی و تاسیسات، برق‌کشی ساختمان، تعمیرات موبایل، نرم‌افزار، مکانیک خودرو و غیره وجود دارد. همین جا لازم است دستمریزاد بگویم به شهرداری منطقه ۱۲ تهران که یک طبقه کامل از ساختمان شهرداری را (حدود ۸۰۰ متر) برای راه اندازی مرکز کارآفرینی در اختیار این مدرسه قرار داده است.

 

در کارگاه خیاطی مدرسه، بچه‌ها می‌توانستند رنگ و مدل لباس فرم مدرسه خود را انتخاب کنند. این کارگاه با همکاری والدین بچه‌ها که خیاط بودند کار می‌کرد. یعنی والدین هم آموزش می‌دادند و هم با نظارت آنها لباس‌های فرم بچه‌ها توسط خود بچه‌ها دوخته می‌شد. 

 

جالب ترین بخش این بازدید، گردش با «جابزی» بود. جابزی که مخفف عبارت «جایی برای بازی» ‌است یک اتوبوس کوچک خوشگل است که قیافه کودکانه‌ای نیز دارد. این اتوبوس فاقد صندلی مسافری است و کف آن چمن مصنوعی است. جابزی هر روز حوالی ظهر با چند مربی و معلم درخیابان‌های منطقه به سرِ چهارراههایی می‌رود که کودکانِ‌کار مشغول به کار هستند. کودکانی که خانواده‌هایشان یا کارفرمایشان اجازه نداده‌اند که به مدرسه بیایند. این کودکان با دیدن جابزی به سرعت خودشان را به آن می‌رسانند. جابزی جای مناسبی کنار یک پارک یا یک منطقه خلوت خیابان می‌ایستد و به بچه‌ها تغذیه می‌دهد و سپس هر یک از مربی‌ها با چند کودک مشغول یک فعالیت آموزشی و تربیتی می‌شود. مثلا یک تیم کتاب می‌خوانند، یک تیم املا می‌نویسند، یک تیم نقاشی می‌کشند، یک تیم گفت‌وگوهایی از جنس فبک (فلسفه برای کودک) دارند، و البته بازی‌های ورزشی هم پای ثابت فعالیت جابزی است. 

 

کودکانِ‌کار در این چهارراهها دیگر می‌دانند که جابزی چه ساعتی می‌آید و کجا می‌ایستد و پیشاپیش خود را آماده می‌کنند تا وقتی جابزی آمد مانند پرنده‌ای که از قفس پر می‌کشد به سوی جابزی پرواز کنند. جابزی دریچه‌ای است به سوی نور برای بچه‌هایی که خانواده‌شان هم دنبال آن است که آینده آنها را پیش فروش کند. (عکس جابزی را در میان عکس‌های مدرسه ببینید).

 

در مجموعه شعبه‌ها و ساختمان‌های مجموعه آموزشی صبح رویش، حدود هزار و صد کودکِ‌کار در حال تحصیل و آموزش حرفه هستند، آن هم به مدرن‌ترین و نوآورانه‌ترین شیوه‌های آموزشی. میز گفت‌وگو یا چتر گفت‌وگو یکی از کارهای جذاب مدرسه است. بچه‌هایی که با هم مشکل پیدا می‌کنند یا دعوا می‌کنند موظفند بروند زیر این چتر بنشینند و درباره علت مشاجره با هم گفت‌وگو کنند تا به نتیجه برسند و نتیجه مذاکرات خود را در دفتری بنویسند.  درواقع آنها از این طریق،‌ مهارت حل مساله را تمرین می‌کنند. نقش مشاور (ناظم) در این کار نیز نه داوری است و نه مداخله؛ او تنها تسهیل‌گری می‌کند تا بچه‌ها به تفاهم برسند. این یعنی یک تمرین عالی گفت‌وگو آن هم در حساس‌ترین وضعیت یعنی پس از یک تنش‌ هیجانی یا یک دعوای مفصل.

 

در این مدرسه البته هنوز برای نشستن بچه‌ها در برخی از کلاس‌ها از نیمکت استفاده می‌کنند اما منتظرند تا نیکوکاری پیدا شود و نیمکت‌ها را به صندلی تک نفره تبدیل کند تا بچه‌ها بتوانند در کلاس به صورت گِرد بنشینند یا بتوانند در گروههای چند نفر کارِ گروهی بکنند. اما در شرایط کنونی هم، معلم‌ها و بچه‌ها آزادند تا شیوه چیدمان کلاس را انتخاب کنند. مثلا گاهی نیمکت‌ها را کنار می‌گذارند و دور هم روی کف‌پوش کلاس می‌نشینند. 

 

حضور و غیاب روی دیوار ورودی مدرسه انجام می‌شود. یعنی هر کودک به محض ورود، داخل مربع مربوط به خودش بر روی دیوار، کاغذ نامش را می‌چسباند که به معنی ورود او به مدرسه است. در سقف راهروی مدرسه صدها چتر کاغذی کوچک آویزان بود که تزیین زیبایی به فضا داده بود. اما روی هر چتر نام یکی از دانش آموزان نوشته شده بود. یعنی هر دانش‌آموز در این مدرسه یک چتر حمایتی دارد. این مدرسه فاقد کیف است. یعنی دانش آموزان با خود کتاب و تکلیف به خانه نمی‌برند.

 

روش‌های آموزشی و تربیتی این مدرسه نیز نوآورانه، گروهی، تعاملی، مهارت محور و مبتنی بر تجربه‌های خود کودکان است. در واقع یادگیری از طریق عمل و بازی و توجه به توانایی‌ها و داشته‌های بچه‌ها رخ می‌دهد. منظور از داشته‌ها، همان تجربه‌‌ها و آورده‌های بچه‌ها از محیط زندگی روزمره و محیط کار است؛ مانند حوادث سر چهار راه‌ها و آزارهای رهگذران، تجربه‌های کسب‌و کار، فرار از دست ماموران، جمع و تفریق حساب‌های شغلی‌ و سرنوشت دعواهای اجتناب ناپذیرشان. 

 

تمرین مهارت‌های زندگی، محور اساسی این روش آموزش است، نه گرفتن نمره و بودجه‌بندی کتاب‌های درسی و رقابت برای رتبه. در واقع کلاس درس جایی برای کودکی کردن بچه‌های کار است؛ چرا که این کودکان  بی‌جهت و بدون تقصیر،  به دنیای خشن بزرگسالی پرتاب شده اند. مدرسه جایی است برای پیدا کردن خودِ خودشان، ساختن جهان‌شان؛ جایی برای تمرین همکاری، نترسیدن از یکدیگر و تمرین مهارتِ «نه» گفتن بویژه برای دختران است. جایی برای یادگیری مهارت دفاع در مقابل خشونت، تمرین اعتماد، ارزش‌گذاری به دسترنج حاصل از کار، خلاقیت، یافتن رویایی برای زندگی، تعامل گروهی، کسب مهارت‌های پایه و آشنایی با حقوق خود است. بویژه تنوع تجربه‌هایی که بچه‌ها با خود به کلاس می‌آورند، کلاس‌های درس را غنی می‌کند و آن را متفاوت از مدارس عادی می‌سازد - که بچه‌ها تجربه لازم از حضور اجتماعی را ندارند.

 

تدریس‌ها به‌طور کلاسیک، موضوع محور نیستند بلکه با رویکرد تلفیقی و خلاق اجرا می‌شوند، یعنی دروس در ارتباط با هم آموزش داده می‌شوند و مفاهیم درسی با مهارت‌های زندگی تلفیق می‌شوند. در این مدرسه کتاب به عنوان دستورالعمل آموزشی نیست بلکه به عنوان منبع مفاهیم است. این مفاهیم به هر روشی که معلم مناسب می‌داند یا بچه‌ّها دوست دارند آموزش داده می‌شود. روش‌های آموزش عمدتا بازی‌محور است. قصه، نمایش و آموزش همراه با ریتم و موسیقی نیز بخشی از روش‌ آموزش است. خلاقیت، نداشتن عادت‌وارگی‌‌های آموزشی و عشق به کودک،‌ از شرایط استخدام مربیان و معلمان این مدرسه بوده است که از بین دو هزار داوطلب انتخاب شده‌‌اند. در واقع معلمان و مربیان این مدرسه، مدیر کلاس نیستند بلکه عضوی از کلاس‌ هستند که در کنار بچه‌ها کلاس را راهبری و تسهیل‌گری می‌کنند.

 

این مدرسه برای هر درس یک کلاس، با نامی جذاب دارد. یعنی برای درس ریاضی بچه‌ها به کلاس «عددکده» می‌روند؛ برای درس فارسی به کلاس «ادب کده» می‌روند؛ و برای درس علوم به کلاس «عجب کده». در هرکدام از این کلاس‌ها لوازم کمک آموزشی مربوط به آن درس وجود دارد. درس‌ها بازی محور و فعالیت محور هستند. فرصت‌های یادگیری به صورت گروهی سازماندهی می‌شوند تا تک تک بچه‌ها با توجه به توانایی‌های خود دیده شوند، حضور داشته باشند و فعال در صحنه عمل و بازی برای یادگیری، ظاهر شوند. مثلا بچه‌ها با بازی، ضرب و تقسیم را یاد می‌گیرند. یا املا را به صورت گروهی و با بازی، با استفاده از گچ، کف راهروها یا حیاط مدرسه یا روی «دیوار املا» می‌نویسند. از مسئولان مدرسه خواستم که تمامی تجربه‌های موفق این مدرسه را به صورت پروتکل‌های آموزشی تدوین کنند تا برای دیگران نیز قابل استفاده باشد. و همین جا از یک نیکوکار فرهنگ دوست دعوت می‌کنم تا حمایت مالی برای تدوین دهها پروتکل (دستورالعمل) اجرایی روش‌های تربیتی و اجرایی این مدرسه را بر عهده بگیرد.

 

برخی از خدمات مدرسه توسط خود بچه‌ها ارایه می‌شود، و بچه‌ها بابت آن خدمات پول‌های کاغذی به نام «جیرینگ» دریافت می‌کنند (تصویر این پول در میان عکس‌های پایین هست) که با این پول می‌توانند از فروشگاه مدرسه خرید کنند. خیلی از بچه‌ها با پول جیرینگ، مواد غذایی مثل برنج و روغن برای خانوده خود می‌خرند. مدرسه همچنین یک اورژانس سلامت روان دارد. تمام بچه‌های مدرسه تلفن یکی از مشاوران مدرسه را دارند و در مواقع حساس و پرخطر به آنها زنگ می زنند. همین چند هفته پیش یکی از کودکانِ‌کار دست به خودکشی می‌زند که دوستش فورا به مشاور مدرسه زنگ می‌زند و اورژانس مدرسه برای نجات کودک اقدام می‌کند و خوشبختانه او را نجات می‌دهند. در بسیاری از مواقع، مدرسه زودتر از خانواده‌ها از مشکلات کودک مطلع می‌شود.

 

لازم است سه نکته ارزشمند دیگر درباره روش کار این مدرسه بگویم. نخست این که عزت نفس بچه‌ها در مدرسه بسیار مورد احترام است و این‌که آنها کار می‌کنند (کودک‌ِکار) از نظر مدرسه یک ارزش محسوب می‌شود و مورد تقدیر است. در حالی‌که در جامعه و سایر مراکز آموزشی چنین نگاهی وجود ندارد. دوم، این مساله که کودکان تحت حمایت خیرین هستند هرگز پیش چشم آنها نمود پیدا نمی‌کند تا اعتماد به نفس آنها خدشه دار نشود. یعنی هیچگاه در مدرسه جلوی کودکان نامی از نیکوکاران یاری‌‌دهنده برده نمی‌شود. و سوم این که کودکان برای رسیدن به خواسته‌هایشان تلاش می‌کنند و مدرسه از تلاش‌های آنها حمایت می‌کند اما خواسته‌های آنان را به طور مستقیم و بدون تلاش برآورده نمی‌کند.

 

این مدرسه نه تنها هیچ شهریه‌ای از کودکان کار نمی‌گیرد بلکه به آنها صبحانه و نهار  گرم نیز می‌دهد. تامین مالی مدرسه عمدتا با کمک‌های مردمی انجام می‌پذیرد. و البته مدرسه‌ای با این بزرگی و با این خدمات عظیم نیازمند حمایت بسیار است، هم برای بهبود وضع کنونی و هم برای توسعه فعالیت‌های آن. بنابراین توصیه می‌کنم خیران گرامیِ مدرسه‌ساز یا هر کس که دوست دارد این مدل آموزشی توسعه یابد سری به این مدرسه بزنند و از آن حمایت کنند. هر کس می‌تواند با پرداخت اندکی در ماه، حامی یک یا چند کودکِ‌کار شود (اطلاعات ارتباط با مسئولان مدرسه را در پایین آورده ام).

 

به گمانم ما اکنون، بیش از «خیّران مدرسه‌ساز»، به «خیّران بهساز آموزش» نیازمندیم تا به کمک آنها روش‌های آموزش و تربیت را در مدارس خود متحول کنیم. حتی می‌خواهم ادعا کنم که اگر اکنون کار سخت‌افزاری برای مدارس لازم باشد، ضروری‌ترین نیاز مدارس ما دو چیز است: نخستینِ آن، تبدیل نیمکت‌های چند نفره به صندلی‌های اندام‌دوست (ارگونومیک) تک نفره و باز کردن پیچ‌های پایه صندلی دانش‌آموزان از زمین است؛ تا بچه‌های ما بتوانند صندلی‌ها را بچرخانند و روبروی یکدیگر بنشینند و تعامل و گفت‌وگو را و حفظ فردیت خود میان جمع را تمرین کنند. و دوم، نوسازی سرویس‌های بهداشتی و ساختن دستشویی‌های مناسب برای کودکان با اندازه‌های متفاوت است. ما بچه‌هایی داریم که در طول ساعات مدرسه با تحمل فشار به دستشویی نمی‌روند چون دستشویی‌ها از کثیفی و زشتی،‌ غیرقابل تحمل است. آموزش و پرورش هم اگر می‌خواهد سند تحول آموزش را به اجرا گذارد تا بچه‌ها را به حیات طیبه برساند، باید از بهداشت مدارس و نوسازی دستشویی‌ها شروع کند. رساندن بچه‌ها به حیات طیبه در شرایطی که صندلی‌ها به زمین پیچ است و دستشویی‌های مدارس، وحشتناک است، به یک شوخی فانتزی می‌ماند.

 

 از کارخانه‌های تولید کننده دستشویی درخواست می‌کنم که طرحی برای تولید انواع توالت‌های ایرانی و فرنگی در اندازه‌های مختلف کودکانه بریزند. باور کنید پیامدهای مثبت این خدمت شما از ساختن نیروگاه اتمی برای آینده ایران مفید تر است. باور کنید بچه‌هایی که چهارده سال در مدرسه با آرامش به دستشویی بروند، هم امروز بهتر درس‌ می‌خوانند و هم فردا آدم‌های بهتری خواهند بود. از دوستی که در شرق دور زندگی می‌کند شنیدم که ژاپنی‌ها می‌گویند اگر می‌خواهید بدانید کیفیت کار رستورانی خوب است یا نه، پیش از رفتن سر میز و انتخاب از منوی غذا، سری به سرویس بهداشتی آن‌جا بزنید! کیفیت دستشویی‌ها سنجه دقیق‌تری برای ارزیابی کار رستوران به دست می‌دهد!

 

گرچه ظاهراً به این نوشته نامربوط است، اما مرا ببخشید و بگذارید در این بند پایانی نوشته ام، واقعیت مهمی را، که از بس ما بزرگیم آن را نمی‌بینیم، تاکید کنم: اصولا ما ایرانی‌ها در ساختن و نگهداری و مدیریت دستشویی مناسب بویژه دستشویی‌های عمومی‌خیلی ناتوانیم. بخشی از شکست ما در جذب توریست خارجی، به نبودن دستشویی‌های مناسب و کافی در فضای شهری و بین‌راهی‌مان مربوط می‌‌شود. در واقع توالت برای توریست خارجی که به ایران می‌آید یک کابوس است. حتی بسیاری از بیماریهای مربوط به کلیه و دستگاه ادرار و نیز یبوست مزمن و پیامدهای آن برای دستگاه گوارش، در مورد شاغلانی که کسب‌وکارشان مکان ثابتی ندارد، مانند رانندگان ارجمند تاکسی، به همین نداشتن تعداد کافی دستشویی عمومی بهداشتی در شهرهای‌مان باز می‌گردد. مثلا حتی در مورد شهر توریستی مثل اصفهان، بدون در نظرگرفتن توالت مساجد و پایانه‌ها و اماکن تجاری، تعداد توالت عمومی بسیار کمتر از استاندارد جهانی است. درباره اهمیت مساله توالت، بد نیست بدانیم که چین و هند وقتی متوجه این مشکل شدند، «نهضت دستشویی» را به راه انداختند؛ و سازمان ملل روز ۱۹ نوامبر را روز جهانی توالت نام‌‌گذاری کرده است؛ و بیل‌گیتس چند سال است هزینه سنگینی را روی تحقیقات مربوط به توالت صرف می‌کند. همین‌جا از «انجمن توالت ایران» که یکی از انجمن‌های مهم اما غریب و گمنام کشور است درخواست می‌کنم گزارشی درباره «مساله توالت در ایران» منتشر کند و در آن به طور خاص، مشکلات مربوط به توالت مدارس ایران و پیامدهای آن را هم بازنمایی کند. 

 

آری کم‌کم باید عقلمان قد بکشد، یعنی شعارها و خواسته‌های‌مان کوتاه‌تر، زمینی‌تر و انسانی‌تر شود؛ پس: قدرت اول منطقه‌ای را رها کنیم؛ پیش به سوی ایرانی پر از کلاس‌های بدون نیمکت و شهرهایی پر از توالت‌های تمیز !!!

  

 محسن رن / ۲۲ بهمن ۱۳۹۹

   

راههای ارتباط با مدرسه صبح رویش: 

 

 سایت رسمی مدرسه:

 www.sobherouyesh.com

  

 تلفن‌های روابط عمومی مدرسه: 

 09422094240  /    09128977010

  

 صفحه اینستاگرام صبح رویش:

 https://instagram.com/sobherouyesh

  

 کانال تلگرام صبح رویش: 

 http://t.me/sobherouyesh

دانلود آهنگ زیبای نه از محمدرضا علیمردانی

محمدرضاعلیمردانی

آهنگ زیبا و شنیدنی  بنام همین الان یهوی 

ترانه: محمدرضا علیمردانی

, موزیک: امیرتوس

Exclusive Song: Mohammadreza Alimardan – “Hamin Alan Yehoei” With Text And Direct Links In UpMusic

Mohammadreza Alimardani Hamin Alan Yehoei 2 دانلود آهنگ محمدرضا علیمردانی همین الان یهویی

♪♪♫♫♪♪♯

متن آهنگ همین الان یهویی محمدرضا علیمردانی
چه شبی داره میشه داره بارون میزنه قربون هر قدمت که روی چشم منه
تو که هستی دل من دیگه هیچی نمیخواد چه لباسی پوشیدی چقدم بهت میاد

♪♪♫♫♪♪♯

من و تو شب زیر بارون چه هوایی چه شبی داره میشه
توی دستام دوتا دستاتو دارم وای چه شبی داره میشه
تو با خنده من و ذوق و اشک شوق توی چشمامو یه لحظه
منو عشقم همین الان یهویی چه شبی داره میشه

♪♪♫♫♪♪♯

چه شبی چه تبی هوا سرده اما قلبامون پر از حرارته
چه شبی چه تبی سر و دست و فلب و چشم هر دومون بی طاقته
عادته ارادته خجالته هرچی که هست دیگه طاقت ندارم بس که چشات خوش حالته
دیگه طاقت ندارم بس که چشات خوش حالته

بوی نم خورده ی موهات بهترین عطره برام 

زیر بارون با تو آسمون خودش چتره برام

بگو جونم آره بگو عمرم بگو بهم عشقم نفسم

 که همین حرفای ساده دو هزار سطره برام

♪♪♫♫♪♪♯

چه شبی داره میشه داره بارون میزنه قربون هر قدمت که روی چشم منه
تو که هستی دل من دیگه هیچی نمیخواد چه لباسی پوشیدی چقدم بهت میاد
من و تو شب زیر بارون چه هوایی چه شبی داره میشه
توی دستام دوتا دستاتو دارم وای چه شبی داره میشه

♪♪♫♫♪♪♯

تو با خنده من و ذوق و اشک شوق توی چشمامو یه لحظه
منو عشقم همین الان یهویی چه شبی داره میشه
چه شبی چه تبی هوا سرده اما قلبامون پر از حرارته
چه شبی چه تبی سر و دست و فلب و چشم هر دومون بی طاقته

♪♪♫♫♪♪♯

عادته ارادته خجالته هرچی که هست دیگه طاقت ندارم بس که چشات خوش حالته
دیگه طاقت ندارم بس که چشات خوش حالته

♪♪♫♫♪♪♯


♬♬♬♬♬♬♬♬♬


♬♬♬♬♬♬♬♬♬


دانلود آهنگ جدید محمدرضا علیمردانی با نام ♬ نه  ♬










محمدرضا علیمردانی - نه

دانلود آهنگ جدید محمدرضا علیمردانی با نام نه

ترانه سرا: حسین غیاثی    آهنگساز: عابد بسطامی و  امیر توسلی 

♬♬♬♬

متن آهنگ نه از محمدرضا علیمردانی :

♫ ♫   ♫   ♫   ♫

حال و هوای تو باز به سرم زده حال دلم بده قلبمو پس بده

وقتشه کم بشه از غم این همه خاطره وقتشه فکر تو بگذره

عشق تو پس بگیر از من غم زده تو کجایی بیا قلبمو پس بده

خواب و خیالیو فکر محالیو دیری و دوریو فکر عبوری

نه نمیخوام این روزارو دل بی تو تنهارو خیابونام دلتنگن که نمیبینن مارو

بی تو دنیا دنیا نیست نمیخوام این دنیارو منو یادت رفته یادت رفته خیلی چیزارو

مث گریه تو شب و بارون مث چشم خیس خیابون مث مردن گوشه ی زندون تا تو نباشی حالم اینه

مث یک بغضم تو گلوی زخمیه خونه توی دلتنگیه شبونه کی میتونه رویاهامو برگردونه

مث زخم بال پرندم مث جای خالیه خندم چی میشد چشمامو ببندم فکر و خیالم سرگردونه

مثل یه آهم سرده نگاهم یه شبم که گم شده ماهم خسته راهم هیشکی نمیتونه رویاهامو برگردونه


♫   ♫   ♫   ♫

حال و هوای تو باز به سرم زده حال دلم بده قلبمو پس بده

وقتشه کم بشه از غم این همه خاطره وقتشه فکر تو بگذره

عشق تو پس بگیر از من غم زده تو کجایی بیا قلبمو پس بده

خواب و خیالیو فکر محالیو دیری و دوریو فکر عبوری

نه تو کجایی وقتی که همه دنیام تاریکه تو که میدونی قلبم به تو این‌قدر نزدیکه

ولی چشماتو بستی بی خبر از اینی که تو هم عاشق میشی تنها میشی دنیا کوچیکه

مث گریه تو شب و بارون مث چشم خیس خیابون مث مردن گوشه ی زندون تا تو نباشی حالم اینه

مث یک بغضم تو گلوی زخمیه خونه توی دلتنگیه شبونه کی میتونه رویاهامو برگردونه

مث زخم بال پرندم مث جای خالیه خندم چی میشد چشمامو ببندم فکر و خیالم سرگردونه

مثل یه آهم سرده نگاهم یه شبم که گم شده ماهم خسته راهم هیشکی نمیتونه رویاهامو برگردونه


هم اکنون گوش کنید


اقتصاد آینده دنیای هوش مصنوعی

 کوروش تو بخواب! ما هم می خوابیم!

چرا امارات وزارت هوش مصنوعی ایجاد کرد و اولین وزیر هوش مصنوعی جهان را منصوب کرد؟ به خاطر پرستیژ؟ 

صد در صد نه! سهم هوش مصنوعی در اقتصاد جهان در سال 2030 به بیش از 15 تریلیون دلار می رسد. بنابراین امارات تصمیم گرفته چند برنامه اجرا کند از جمله برنامه تبدیل دوبی به شهر تمام هوشمند و برنامه چاپ سه بعدی دبی! یعنی چه؟

 یعنی تا سال 2030، 25 درصد ساختمان های دوبی با استفاده از فناوری سه بعدی ساخته شود و ...


دولت کره قصد دارد علاوه بر سرمایه گذاری ۱.۷ تریلیون وون روی تکنولوژی اتومبیل های خودران، از سرمایه گذاری 35 میلیارد دلاری یک شرکت خصوصی در این زمینه حمایت کند؟ آیا به خاطر این است که خوشی زیر دلشان را زده است و از ماشین های فعلی ناراضی اند؟ 

قطعا نه! به این خاطر که می دانند آینده خودروها را تکنولوژی های جدید رقم خواهند زد. امروز اگر غفلت کنند فردا را از دست خواهند داد.    


گوگل اعلام کرده  ۱۰ میلیارد دلار در هند سرمایه‌گذاری انجام می دهد. از خود سوال کنیم چرا گوگل در ایران 10 نه بلکه فقط 1 میلیارد دلار سرمایه گذاری نمی دهد؟

 همین سرمایه گذاری هاست که باعث شده استارت‌آپ های هندی در سال قبل درآمد 14.8 میلیارد دلاری داشته اند. تقریبا ده سال پیش گردش مالی استارت‌آپ‌های هندی 550 میلیون دلار بود که الان 27 برابر شده. 

چرا ما مانند هند نشدیم؟

 آیا هندی ها از ما باهوش ترند؟


طبق شاخص‌های بازارهای سرمایه جهانی، چهار شرکت از ۱۰ برند برتر جهان در حوزه تکنولوژی های پیشرفته، جزو برندهای آسیایی هستند. ده سال قبل یعنی سال ۲۰۱۰ آسیا هیچ نماینده‌ای در این بخش نداشت. 

چرا ایران هیچ نماینده ای ندارد؟


☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی: 

کوروش آسوده بخواب، زیرا که ما بیداریم! 

این جمله را ظاهرا محمدرضاشاه در جشن‌های ۲۵۰۰ ساله در برابر آرامگاه کوروش خطاب به او گفته است. گاهی اوقات که سرمایه‌گذاری‌های هوشمندانه جهان را با وضعیت خودمان مقایسه می‌کنم می‌گویم من اگر امروز بخواهم به کوروش چیزی بگویم احتمالا می‌شود این: 

کوروش تو بخواب! ما هم می خوابیم!

براستی زمانی که کشورهای جهان روی هوش مصنوعی، اتومبیل های خودران، اینترنت اشیاء، چاپ سه و چهار بعدی، روبات ها، بیگ دیتا و واقعیت مجازی سرمایه گذاری های سنگین میلیارد دلاری می کنند. 

دغدغه ما چیست؟ 

فیلترینگ یا عدم فیلترینگ اینستاگرام، افزایش یا کاهش قیمت دلار، صف خرید گوشت و مرغ و پوشک بچه، کره و روغن در ماه های مختلف. افق فکری همه تنزل پیدا کرده به پوشک بچه و قیمت دلار!

 وقتی در اخبار می خوانم که معاون اول رییس جمهور مملکت بابت تخم مرغ جلسه اضطراری گذاشته، می خواهم سرم را بکوبم به دیوار! فکر نکنید شوخی می کنم کافیست الان در موتور جستجوی گوگل تایپ کنید: معاون اول رییس جمهور و تخم مرغ. می فهمید که واقعا چنین مساله ای بوده و چنان جلسه ای گذاشته شده است. 

مدیران ارشد باهوش کشورها فهمیده اند باید در حوزه‌های آینده‌ساز سرمایه گذاری کنند. پس باید خودشان مستقیما سرمایه‌گذاری کنند (مانند دوبی) یا فضا را فراهم کنند که چنین سرمایه گذاری هایی در آن کشور انجام شود (مانند هند) یا هر دو (مانند چین).


چه می توان کرد؟

▫️  هم حاکمان و هم شهروندان، افق فکری خودمان را گسترش دهیم، با جهان آشنا شویم. روندهای جهانی را بشناسیم و به آینده جهان در ده، بیست و پنجاه سال آینده فکر کنیم. با صنایعی میلیارد دلاری آینده یعنی اینترنت اشیاء، چاپ سه بعدی، روبات ها، هوش مصنوعی، ژن درمانی، قطعات یدکی بدن آشنا شویم (گزارش تصویر جهان در سال 2030 به ویژه برای مدیران ارشد کشور، مدیران ارشد کسب وکار و جوانان زیر 25 سال تدوین شده است: لینک دانلود).


▫️شرایطی را فراهم کنیم که سطح دغدغه های مردمان این سرزمین از تخم مرغ، پوشک، دلار و قرعه‌کشی خودور بالاتر بیاید و ذهن شان رها شود برای پرداختن به خلق آینده (کارآفرینی) یا سرمایه گذاری روی آینده. کشور را از مسایل حاشیه‌ای و فرسایشی (مانند تنش با جهان، تخاصم ایدئولوژیک، تحریم، خودی و غیرخودی و فیلترینگ و ...) برهانیم. 

راهش آنست که اولویت‌های کشور را نه در مقابله که در رشد و پیشرفت تعریف کنیم. مردمی که از فردای خود اطمینانی ندارند نمی توانند به ده سال آینده فکر کنند. 


3▫️ فعلا تا اطلاع ثانوی دولت هیچ پولی ندارد برای امور توسعه‌ای و سرمایه‌گذاری‌های آینده ساز. باشد!

 ولی همین دولت/حکومت می تواند بدون یک ریال هزینه، فضای کسب وکار و سرمایه گذاری را برای سرمایه گذاران در حوزه‌هایی مانند بلاک چین، هلث تک، هوش مصنوعی و ... فراهم کند! 

باور کنیم باور کنیم فراهم کردن بستر سرمایه گذاری داخلی و خارجی بر حوزه‌های آینده‌ساز (آن هم بدون یک ریال هزینه) بیش از تخم مرغ و پوشک بچه اهمیت دارد!


به نقل از کانال شخصی دکتر لشکربلوکی


سیستم ارجاع کار نظارت مهندسین ساختمان

پرسش و پاسخ های متداول در خصوص ارجاع نظارت

 

فرمول محاسبه امتیاز ارجاع نظارت را از اینجا دریافت نمایید

 

۱.روال ارجاع کار نظارت چگونه است؟

در مرحله اول فرم ۰۰۳ شامل اطلاعات مهندسین امضا کننده طراحی ،مجری،نقشه بردار،شهرساز و .. توسط دفتر طراحی به صورت الکترونیکی به دفتر نمایندگی مربوطه بر اساس محل پروژه ارسال میگردد.بعد از ثبت و کد دار شدن نقشه نقشه های کنترلی برای کنترل به کنترل کنندگان محترم ارجاع میشود.پس از کنترل و تایید نهایی الکترونیکی پروژه مربوطه آماده ارجاع میشود  و توسط واحد ارجاع هر دفتر نمایندگی به صورت الکترونیکی ارجاع میگردد. برای اطلاع از شیوه انتخاب مهندسینی که کاربرگ الکترونیکی همکاری در ارجاع نظارت را ارسال نموده اند به  اینجا)(  مراجعه فرمایید

 

 

۲.مدت زمان مراجعه ناظرین ارجاع گیرنده چقدر است و در صورت عدم مراجعه چه وضعیتی خواهد داشت؟

بعد از تعیین ارجاع گیرندگان پروژه از زمان ارجاع به مدت 3 روز کاری(تا قبل از 29 شهریور 93 این مدت 4 روزکاری بوده است) ارجاع گیرندگان محترم فرصت دارند نسبت به مراجعه به دفتر نمایندگی مربوطه و امضای قرارداد پروژه اقدام نمایند.در صورت منقضی شدن زمان تعیین شده بصورت خودکار ارجاع گیرنده در وضعیت انصراف غیر مجاز به دلیل عدم مراجعه قرار میگرد

 

۳.انصراف غیرمجاز چیست؟

انصراف به دلیل عدم قبول پروژه ارجاع شده با دلایل غیر مجاز (عدم پذیرش در مدت 3 روز بعد از ارجاع ،انصراف مکتوب به دلایل شخصی ،عدم امکان دسترسی به ارجاع گیرنده در زمان 3 روز و ...)را انصراف غیر مجاز گویند.در صورتیکه ارجاع گیرنده بیش از یکبار انصراف غیر مجاز داشته باشد.به میزان زیربنای پروژه و مورد کار پروژه انصرافی به مدت ۶ ماه از سهمیه نظارت وی کسر میگردد. ضمنا انصراف دهنده غیر مجاز به مدت ۴۵ روز(از سال 98 این مدت زمان به 90 روز تغییر یافته است) از صف ارجاع خارج میشود.از آذر 95 به بعد دوبار انصراف غیرمجاز پشت سر هم و یا سه بار انصراف غیرمجاز غیر متوالی موجب حذف از صف ارجاع نظارت تا تصمیم گیری بعدی سازمان برای ناظر خواهد شد.

 

۴.وضعیت قطعی در ارجاع نظارت چیست؟

در صورتیکه ارجاع گیرنده پروژه را در مدت 3 روز بپذیرد و قرارداد را امضا نماید وضعیت وی بصورت قطعی ثبت شده و به مدت ۴۵ روز(از سال 98 این مدت زمان به 90 روز تغییر یافته است) از صف ارجاع خارج می شود

 

۵.انصراف مجاز چیست و به چه دلیل در بازه زمانی کمتر از ۴۵ روز(از سال 98 این مدت زمان به 90 روز تغییر یافته است) به برخی مهندسین ممکن است مجدداْ کار ارجاع شود؟

در صورتیکه ارجاع گیرنده به دلایل بررسی شده در کارگروه ارجاع نظارت دارای انصراف مجاز باشد (مثل شاغل بودن در مرجع صدور پروانه و...) از پروژه ارجاع شده فعلی و یا سنوات گذشته(به دلیل انصراف کارفرما و ...) انصراف مجاز گردد مجدد به صف ارجاع نظارت بر میگردد و ۴۵ روز(از سال 98 این مدت زمان به 90 روز تغییر یافته است) خروج برای ایشان در نظر گرفته نمی شود.از سال 98 برای مواردی که با تعیین 90 روز امکان معرفی ناظر وجود نداشته باشد سیستم مجدد مهندسین با بازه 45 روز را در صف قرار میدهد و در صورت عدم امکان تعیین ناظر در این بازه نهایتا سیستم بازه 5 روز را در نظر می گیرد و مجدد مهندسینی که در بازه 5 روزه به ایشان کاری ارجاع نشده باشد در صف بررسی قرار میگیرند.

 

۶.آیا ممکن است انتظار ۴۵ روز(از سال 98 این مدت زمان به 90 روز تغییر یافته است) برای برخی موارد در نظر گرفته نشود؟

برای برخی دفاتر نمایندگی در بعضی از رشته ها ممکن است در صف ارجاع نظارت برای پروژه ارجاعی ارجاع گیرنده ای وجود نداشته باشد. لذا به دفتر نمایندگی مجوز ارجاع بدون رعایت ۴۵ روز انتظار برای همان پروژه و همان رشته داده میشود در این حالت کلیه ارجاع گیرندگان بدون رعایت ۴۵ روز مجدد به صف ارجاع برگشت داده شده و برای همان پروژه مورد بررسی و بر اساس بالاترین امتیاز مورد ارجاع قرار خواهند گرفت

 

۷.چرا تاکنون پروژه ای به بنده ارجاع نشده است؟

همانگونه که مستحضرید ارجاع نظارت بر اساس صف ارجاع گیرندگان که در هر لحظه بصورت آنلاین در حال افزایش است  و امتیاز های آنلاین محاسبه شده بر اساس مشخصات پروژه هایی که در سازمان ثبت و کنترل شده اند و همچنین مشخصات اعلام شده مد نظر توسط ناظرین محترم در کاربرگ همکاری ارجاع نظارت تعیین میگردد.لذا امکان بررسی و رویت امتیاز قطعی افراد برای تعیین اینکه در چه زمانی و چه پروژه ای و یا چه مدت دیگری پروژه ای به شما ارجاع میگردد ،میسر نمیباشد.اما بهتر است چند مورد را بررسی فرمایید.

1- 1 . آیا فرم کاربرگ همکاری را برای ما ارسال نموده اید؟ در اینصورت در کارتابل بخش کاربرگ همکاری امکان فقط رویت فرم تکمیل شده وجود خواهد داشت و دیگر امکان ارسال از شما گرفته می شود.ضمن اینکه در صورت عدم ارسال در صفحه اصلی کارتابل مهندسی شما با رنگ قرمز عدم ارسال فرم کاربرگ هشدار داده شده است.

1-2.آیا اطلاعات فرم کاربرگ را بصورت صحیح وارد نموده اید؟ پارامترهای مهمی مثل محدوده پروژه ،حدود صلاحیت زیربنا و سقف  و نوع کاربری و نوع ساختمان و اولویت بندی شهرها در ارجاع کار دارای اهمیت زیادی هستند.

1-3.در کارتابل همه ناظرین همکار در ارجاع نظارت امکان عدم حضور ناظر مهیا گردیده است . بررسی بفرمایید در صورتیکه اعلام عدم حضور برای عدم ارجاع درتاریخ خاصی نموده اید.تاریخ ثبت شده صحیح باشد.

1-4 .در برخی رشته ها همچون رشته عمران به دلیل استقبال بی نظیر ناظرین محترم و محدود بودن تعداد پروژه های ارجاعی  بازهای زمانی ارجاع طولانی تر میشود.

1-5.برخی مهندسین گرامی به مقایسه  هم پایه های خود می پردازند.در این مقایسه باید در نظر داشته باشد برخی از مهندسین از تمامی ظرفیت خود بصورت نظارت استفاده می نمایند و طبیعتا امتیاز انها دو برابر امتیاز شما خواهد بود.ضمن اینکه شرایط دیگر مثل زمان قرار گیری در چرخه نظارت و انتخابهای فرم همکاری و تاریخ عضویت و ... میتواند تاثیر گذار باشد.

1-6.بررسی بفرمایید تاریخ اعتبار پروانه شما به اتمام نرسیده باشد.

۸. چه پروژه هایی شامل ارجاع نظارت میباشند؟

کلیه پروژه هایی  که بصورت کنترلی باشند  ارجاعی هستند مگر آنکه  ۱.معاضدتی باشد(این قانون فقط برای موارد ایثارگری بعد از عدم تعیین ناظر در یک مرحله ارجاع اجرا میگردد)  ۲. دارای مالکیت سه دانگ مهندس پروانه دار باشد ۳.پروژه های با متراژ بالای 2000 متر زیربنا که توسط دفتر حقوقی انجام گردد.در صورتیکه این پروژه ها به صورت غیر حقوقی ثبت گردد در صف ارجاع نظارت قرار میگیرد.

 

۹.ناظر هماهنگ کننده چگونه تعیین میشود؟

ناظر هماهنگ کننده بین ناظر معماری یا عمران همان پروژه بر اساس شرایط زیر تعیین میگردد:

۱.ناظری که تعداد کار کمتری به عنوان ناظر هماهنگ کننده باشند.(کار آزاد نشده)

۲.در صورت برابر بودن تعداد کار نظارتی هماهنگ کننده ، از بین آن دو یکنفر بصورت تصادفی بوسیله سیستم  انتخاب خواهد شد.

۳.در صورت انصراف ناظری که بعنوان هماهنگ کننده نیز تعیین شده است آن صلاحیت و رشته برای ناظر بعدی ارجاع شونده قطعا هماهنگ کننده خواهد بود.

 

۱۰. بنا به دلایلی مایل نیستم در مدت زمان مشخصی پروژه ای به بنده ارجاع شود برای اینکار راه حلی وجود دارد؟

برای این منظور از طریق کارتابل شخصی خود بخش اعلام عدم حضور ارجاع نظارت می توانید از تاریخ تا تاریخ مشخصی خود را از صف ارجاع نظارت خارج نمایید.

 

۱۱.پایه نظارت اینجانب ارتقاء یافته است و میخواهم در کاربرگ همکاری نظارت خود انتخابهای جدیدی داشته باشم.آیا امکان پذیر است؟

بلی ،لطفا ۲۴ ساعت بعد از اعمال پایه جدید در کارتابل مهندسی خود به کارتابل خود مراجعه نمایید و بروی کاربرگ همکاری در ارجاع نظارت کلیک فرمایید.مجوز اصلاح کاربرگ به شما داده شده است و می توانید تغییرات مد نظر را اعمال نموده و برای یکبار دیگر ارسال فرمایید.دقت فرمایید مجددا فرم مربوطه بعد از ارسال قفل خواهد شد و قابل تغییر مجدد نمی باشد.

 

۱۲.بنده صلاحیت نظارت دارم اما در کارتابل امکان تکمیل کاربرگ همکاری در ارجاع نظارت را دارا نیستم.دلیل آن چیست؟

به محض دریافت ظرفیت و یا مثبت شدن ظرفیت باقی مانده نظارت در کارتابل شما به دلیل آزاد سازی این دسترسی به صورت خودکار فعال میگردد.

 

13.کاربرگ ارجاع نظارت را اشتباه تکمیل نموده ام و مایل به اصلاح آن می باشم،چگونه میتوانم چنین کاری را انجام دهم؟

در صورتیکه لینک مجوز اصلاح در کارتابل شما وجود نداشته باشد ،یعنی قبلا از این مجوز استفاده نموده اید.میتوانید طی نامه ای از طریق خدمات مهندسی استان درخواست مجوز اصلاح کاربرگ را مطرح فرمایید.لطفا دقت فرمایید برای تکمیل کاربرگ فقط از مرورگر Internet Explorer  ویندوز استفاده فرمایید.