فاجعه در تفکر:
یش از ٣٠ میلیونسال پیش در اواخر دوره میوسن و الیگوسن، جنگلهای پهنبرگی در نیمکرهشمالی زمین ظاهر شد که با آغاز دوران چهارم زمین شناسی و عصر یخبندان، عمده این جنگلها در زیر یخچالهای طبیعی دفن شد و تنها در البرز شمالی لکهای از آن باقی ماند. درهمینحال که یخچالها بهتدریج در حال آبشدن بودند، درختان سوزنیبرگی چون سرخدار، ارس و زربین هم به اکوسیستم جنگلهای شمال ایران افزوده شد تا غنای گونهای جنگلهای هیرکانی دوچندان شود و به همین دلیل است که برجستهترین زیستشناسان و اکولوژیستهای جهان، جنگلهای شمال ایران را «فسیلهای زنده جنگلی» و «مادر جنگلهای پهنبرگ اروپایی» لقب دادهاند.
حالا اما در اظهاراتی شگفتآور، معاون جنگل سازمان جنگلها و مراتع کشور که پیش از این نیز در سال ٨٥، حفاظت از جنگلهای البرز مرکزی را اشتباه مدیریتی سازمان محیطزیست خطاب کرده و این منطقه را مانع توسعه غرب مازندران عنوان کرده بود، حالا گفته: «عناصر پیر و فرتوت جنگلهای هیرکانی که در نهایت ۱۰ سال دیگر میخواهد بیفتد، چه ارزشی بیش از جنگلهای جوان دارد؟»
این مقام مسئول با بیان موافقت تلویحی خود با ساخت سد شفارود، گفته: «با دریافت ٢٢میلیارد تومان خسارات مالی ناشی از آن میتوانیم جنگلهای جدیدی را ایجاد کنیم».
این اظهارنظر در حالی عنوان میشود که پیش از این خیل عظیمی از گروههای محیطزیستی و متخصصان دانشگاهی اعتراض خود را به ساخت سد شفارود در بهترین رویشگاه جنگلی کشور که گنجینه عظیمی از گونه جنگلی شمشاد را در خود جای داده، اعلام کرده بودند.
شمشاد، از درختان در خطر انقراض جنگلهای شمال ایران است که به موجب قانون حفظ ذخایر ژنی، قطع آن ممنوع است و متخلفان به مجازات حبس، از سه تا ششماه باید محکوم شوند!
متأسفانه به دلیل سوءمدیریت در جنگلهای شمال، در سالهای اخیر این گونه دچار آفت شده و بیش از ٤٠ درصد رویشگاه آن در شمال ایران فقط در چهار، پنج سال اخیر نابود شده و حالا قرار است صدها هکتار از رویشگاه این گونه که مخزن بسیاری از ژنها و گونههای کمیاب جنگلی است در مخزن سد شفارود نابود شود و زیر آب برود.
اکنون این پرسش مطرح است که بهراستی سازمان جنگلها تاکنون خسارت کدامیک از جنگلتراشیهای کشور را از پیمانکاران دریافت کرده که حالا بخواهد با دریافت خسارت سد شفارود، جنگل ٣٠میلیونساله شمال را با نهالهای سهساله غیربومی جایگزین کند؟!
آیا مجریان سد میجران رامسر، هراز، نرماب، زرینگل، البرز و سلیمانتنگه که بیش از دو هزار هکتار از اراضی جنگلی شمال را نابود کردند تاکنون ریالی بهعنوان خسارت به این سازمان پرداخت کردهاند؟ سد کارون٣، کارون٤، گتوند، خرسان و دهها سد دیگر که بیش از ١٠ هزار هکتار از جنگلهای «بلوط و بنه و کنار» ایرانی را در زاگرس ویران کردهاند مگر خسارتی دادهاند؟
اگر وزارت راه، نیرو، نفت و صنعت همهروزه صدهاهکتار از رویشگاههای کشور را غیرمسئولانه به بهانه «توسعه» زیر خروارها خاک دفن میکنند، ملالی نیست اما اینکه متولیان جنگل، خود کوچکترین ارزشی برای اندوختههای ژنتیکی قائل نیستند حقیقت تأسفبار مدیریت منابع طبیعی ماست.
گویی برخی مدیران تنها نهاد متولی جنگل، بیش از اینکه دلسوز و آشنا به اصول علمی و اکولوژی جنگل باشند، وکیلمدافعان توسعه کشورند و چه بیچاره و بیپناه است طبیعت مظلوم این سرزمین که محافظانش خود مجوز تخریب میدهند